-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ بهمن ۲۴, جمعه

خنثی شدن کودتای گرباچف و سی آی ای بر ضد فیدل کاسترو!

مأخذ: خبرگزاری روسیه

ترجمه:جیلانی گلشنیار

کاسترو تسلیم گرباچف نشد و گرباچف را خائن به اهداف و آرمان های سوسیالیزم خواند.


هاوانا، 4 اپریل 1989

فیدل کاسترو از قبل می دانست که استخبارات اتحاد شوروی در تبانی با آمریکایی ها آماده گی برای انجام یک کودتای نظامی در کوبا گرفته  بودند.

چیزی بیشتر از دو ماه به اعدام اعضای گروه نظامی اوچوا د لا گواردیا باقی مانده است.

 فورسوف مورخ ونویسنده می گوید:

 من عکسی(فوتویی) دارم که در آن گورباچف با لبخند احمقانه به تماشاگران نگاه می کند و کاسترو از تمام برنامه های گورباچف از قبل آگاهی پیدا کرده است و با دیده شک و تعجب به گرباچف نگاه انداخته است.

اخیراً خاطرات تدشاکلی افسر سی آی ای پس از مرگ وی در سال 2005 به نشر رسید .

 وی لقب استاد جاسوسی را از آن خود کرده بود. شاکلی می نویسد:

ما دسترسی به مخالفان کاسترو که قابل اعتماد می بودند، نداشتیم ، بنا براین نمی توانستیم با رهبران کودتا به تفاهم برسیم و به موقع به آن ها  کمک کنیم. آن چه که ما در سال 1963 به دنبال آن بودیم، به آن درنیمه  سال 1989 دسترسی پیدا کردیم، زمانی که آرنالدو اوچوآ سانچز، در نتیجه فعالیت های خود در آنگولا، به طور کامل کاسترو را انتقاد و تهدید می کرد.

شاكلی متخصص به اصطلاح "اقدامات اجرایی سازمان دهی تظاهرات و کودتا" در کشورهای سوسیالیستی بود - عملیاتی برای از بین بردن جسمی رهبران دولت هایی که به آمریکا اعتماد نداشتند؛ ولی آمریکا بر آنها اعتراض می نمود.

میلتون بوردن رئیس اداره سی آی ای در اروپای شرقی بود و نقش اساسی را در سازماندهی اقدامات خرابکارانه و به راه اندازی تظاهرات، به خصوص در رومانیا در سال 1989 داشت.

در سال 1979، شاکلی همراه جورج بوش عملیاتی را به نام سورپرایز اکتوبر(پنهانی) در کوبا رهبری کردند. شاکلی در سال 1963 در مورد کوبا شناخت خوب نداشت وبرای از بین بردن فیدل کاسترو چند عملیات دیگر را رهبری کرد وبه دنبال آن کودتایی تحت نام عملیات 40 به راه انداخته شد.

خبرنگار مرتجع نیویورک تایمز به نام ویلیام سفیر در سال 1989 فیدل کاسترو را "چائوشسکو کاربیک" خواند. اما سرنوشت آن ها به شکل متفاوت تغییر جهت کرد. چائوشسکو نیز "انعطاف پذیر"گردید و گوش به فرمان گورباچف شد؛ گرباچف به استخبارات مخفی اتحاد شوروی دستور داد تا برای براندازی او آماده شوند و در این زمینه با استخبارات مخفی آمریکا همکاری کنند.

چینی، وبستر و گیتس همچنان همان سناریوی(رومانیا) را به همراه استخبارات مخفی شوروی برای سرنگونی فیدل کاسترو تهیه کردند. علاوه بر این حتی در سال 1987،هنگامی که گرباچف به واشنگتن سفر کرد، به اجرای این عملیات آماده گی گرفته شد بود.

گرباچف بیشتر از همه به خاطر روابط نزدیک هونیکر رهبر آلمان دموکراتیک با کاسترو نا راحت بود؛ چون در کارخانه های آلمان دموکراتیک کارگران کوبایی مصروف کار بودند و استخبارات مخفی آلمان تحت رهبری مارکوس ولف، امکان داشت که با آمریکایی ها موافقت نکند و تسلیم نشود.

کاسترو تسلیم گرباچف نشد و گرباچف را خائن به اهداف و آرمان های سوسیالیزم خواند؛ این موضعگیری کاسترو از طریق استخبارات خارجی که طرفدار پریسترویکه بودند به گرباچف انتقال داده شد و اقتدار کاسترو بالا رفت و از آرمانهای سوسیالیزم دفاع کرد.  

در جنوری 1989، فیدل کاسترو به دوست خود گابریل مارکز نویسنده و طرفدار سیاست پریسترویکه گفت:

مرا اشتباه درک نکید. من مخالف اصول پریسترویکه نیستم؛ اما این پریسترویکه، فوق العاده خطرناک است و جهان سوسیالیستی را به سمت سرمایداری سوق می دهد. وقتی که مارکز اعتراض کرد وگفت که پریسترویکه آغاز سوسیالیسم واقعی، یعنی سوسیالیزم با چهره انسانی است. کاسترو به پاسخ وی گفت:

 نه، باورکن این یک فاجعه خواهد بود.

گرباچف از این حرفهای کاسترو اطلاع حاصل کرد. 

روزنامه اسپانیایی زبان ایل نیوا هرالد در سال 1998، مقاله پرشور روزنامه نگار سابق کوبایی، رائول مارتین که بیش از 10 سال در خبرگزاری کار کرده بود را نشر کرد.

مارتین گفت:

در سالهای 1987 – 1989، او در عملیاتی تحت پوشش خبری استخبارات شوروی در بین افراد ناراض در ارتش کوبا، به هدف سرنگونی کاسترو و انتقال سیاست پریسترویکه در کوبا کار کرده بود.

بعید به نظر می رسید که کی گی بی به تنهایی خود در سرنگونی کاسترو موفق شود؛ آنها استخبارات نظامی اتحاد شوروی را هم در این کودتا سهم دادند که روابط گسترده نظامیان ستاد ارتش اتحاد شوروی با جنرال آرنالدو اوچوا در اکادمی نظامی فرونز و دیدگاه های دموکراتیک آن و انتقادات وی درمورد سیاست های کاسترو،به همه نظامیان ستاد ارتش اتحاد شوروی آشکار بود.

جنرال آرنالدو روابط بسیار نزدیک با یکی از معاونین استخبارات نظامی اتحاد شوروی به نام یوری گوسف داشت که کودتای احتمالی را علیه کاسترو رهبری می کرد.   

جنرالان اتحادشوروی، اوچوآ را در نقش رهبرکودتا برضد کاسترو آماده کردند.اما دو شخصیت مهم دیگر را به نام برادران دو گانه، تونی و پاتریزیو دی لا گوار در ردیف گروه دوم نیزتحت نظر داشتند که آنها دارای روابط خیلی نزدیک با اوچوآ بودند.

گرباچف در اپریل 1989 برای یک دیدار دوستانه به کوبا سفر کرد. و در مورد «سوسیالیسم با چهره ای انسانی» و دموکراتیزه شدن جامعه کوبا و دوستی ابدی مردم اتحادشوروی سوسیالیستی و مردم کوبا صحبت نمود که هدفش سرنگونی کاسترو بود.

4 اپریل 1989، کاسترو از قبل از نیت شوم گرباچف آگاه بود که استخبارات اتحاد شوروی به کودتای نظامی در کوبا آماده گی گرفته است . کمی بیشتر از دو ماه به اعدام اعضای گروه اوچوآ باقی مانده است. در این وقت استخبارات ویژه کوبا پس از اطلاع برنامه سرنگونی کاسترو نقش مهمی را بازی کرد.

در 27 می 1989، رائول کاسترو دستور محاصره خانه دیوکلس تورالبا، وزیرترانسپورت که سابق فرمانده نیروهای هوایی کوبا بود و ارتباطات خود را با ارتش حفظ کرده بود، صادر کرد. دخترش با تونی ازدواج کرده بود.عصر آن روز اوچوآ در خانه تورالبا بود.

صحبت های اوچوآ در مورد رافائل دل پینو، جنرال نیروهای هوایی کوبا و دیگر فراریان کوبا به آمریکا وفواید تغییر سیاست های پریسترویکه اتحاد شوروی  و گذار به دموکراسی، همه این صحبت ها از طریق دستگاه های شنوایی استخبارتی و گروه ویژه اوپراتیفی تحت رهبری رائول کاسترو ثبت شده بود.  

اوچوآ، برادران دولاگواردیا و دیگر توطئه گران دو هفته بعد در یک مهمانی تورالبا دستگیر شدند.

موضع گیری مشاورین اتحاد شوروی در کوبا و رهبری اتحاد شوروی در مسکو بسیار زود تغییر کرد.

رهبری کوبا در دادگاه هاوانا تلاش های ویژه ای را برای رد این توطئه سیاسی و کودتا انجام دادند و آن را تحت نام فساد اداری و تجارت مواد مخدر در رسانه ها پوشش خبری دادند،؛ ما تصفیه نظامیان در وزارت دفاع و وزارت داخله، خلاف این ادعا را نشان می داد؛ لیکن دولت کوبا این توطئه و کودتای نظامی را به دلایل داخلی و خارجی خواستند که پنهان نگهدارد.

تحقیقات و بررسی های انجام شده آشکارا نشان داد که در عقب این کودتای نظامی استخبارات مخفی اتحادشوروی و سی آی ای قرار داشت.

همچنان کاسترو به تغییرات اوضاع در اتحاد شوروی امیدوار بود. هرگاه این خبر از طریق رسانه های کوبا و توطئه استخبارات اتحاد شوروی و سی آی ای افشاء می شد، ضربه شدید به روحیه و آگاهی  جامعه کوبا بود. 

دوهفته بعد از اعدام اوچوآ و تونی، فیدل کاسترو آگاه شد و اظهار داشت: 

ما به امپریالیزم هشدار می دهیم که نباید هیچ توهمی در باره انقلاب ما داشته باشد. بگذارید آنها تصور نکنند که اگر فاجعه ای در اردوگاه سوسیالیسم رخ دهد، او مقاومت نخواهد کرد. هرگاه فردا خبرشویم که یک جنگ داخلی در اتحاد شوروی رخ داده است ویا حتی اتحاد شوروی فروپاشیده است، کوبا و انقلاب کوبا به جنگ خود علیه امپریالیزم ادامه می دهد و با تمام قوت وقدرت خود ایستاده است.

هنوز دوسال دیگر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی باقی مانده بود.