-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ بهمن ۲۸, سه‌شنبه

لالی حمیدزی:

توسط دوستم برنده می شویم باز خودش را درکثافت دانی می اندازیم.

روایت واقعی از شنیده های مستقیم من :‌

محمدعثمان نجیب

کاندید شدن مارشال دوستم در جای‌گاه معاونیت اول غنی به هر عنوانی که بود شایسته نه بود.

پسر کاکای من در رأس گروهی از بارکزایی ها دعوت شده بود تا با کاروان انتخاباتی غنی بپیوندند.

این جا به دلیل حفظ سلامت شان نامی از آنان نه می برم، بار ها برای من روایت کردند،دهر زمانی در منزل لالی می رفتیم، انتقاد ها متوجه تیم غنی می شد که چرا با دوستم یک جا شده؟ و‌ دلیل همه‌ی آنان هم بحث تباری بود.

آقای لالی حمیدزی به قول و ادب خودش مارشال دوستم را «... اسپ سواری برای عبور از آب دانسته و‌ حتا بدتر از این هم یادش می کرد و در ختم می گفت کت دوستم انتخاباته برنده می شیم باز خودشه ده‌ کثافت دانی می پرتیم و انتقام دشت لیلی را می‌گیریم، شما تشویش نه کنین...»،‌ این موارد را لالی حمیدزی همیشه به پشتو می‌ گفته، روایت پسر کاکایم هم برای من با برگردان دری بود چنانی که خواندید.

دلیل عدم ادامه‌ی همکاری با تیم غنی را از ایشان پرسیدم،‌چون آدمی با کله‌یی هستند، جواب منطقی داده و‌ گفتند: ( ...‌عجب آدمی هستی بچی کاکا و‌ختی که پلان دارن کت غلط ده ... دوستم بزنن و سر رأی امو کامیابام میشن... ما ره خو به پف می پرانن...).

لالی راست گفته بود، همه‌گی‌ دیدیم که با دوستم چی شد،‌ وقتی تصاویر لالی حمیدزی را نزدیک‌تر از لباس مارشال دوستم می‌ دیدم، سخنان پسر کاکایم را به یاد می آوردم، مگر سیاسیون ما چی وقت هوشیار می شوند؟