-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ بهمن ۲۵, شنبه

امریکا چه گونه « مجاهدین» را به وسیلۀ عبدالله، مدیریت کرد؟

 

سلسله ای دیگر از پیوستار کارنامه های دکترعبدالله

تحلیل های اطلاعاتی - قسمت پنجم 



وقتی معامله گری درکنفرانس بن به انجام رسید و همه به کابل آمدند، معامله گران پسا مسعود، حکومت مشروع را به خاطر بقای خویش قربانی حکومت مؤقت کردند و به نوع کودتا در مقابل استاد ربانی اقدام کردند. عبدالله خود به وزارت خارجه  تکیه زد و درنقش کاتب خلیل زاد  فقط  برنامه های  خلیل زاد را اجرایی میکرد. اولین  نقشه خلیل زاد  یا پوزانوف آمریکایی  خلع سلاح  پنجشیر بود هر چند که فرماندهان و افراد خبره برای این مامور سیا داد زدند که سلاح را تحویل ندهید؛ طالبان هنوز مسلح اند؛ ولی مردم خبر نداشتند که عبدالله از منبع دیگری دستور می گیرد.

  هدف نهایی  تصفیه پنجشیر بود. چون میلیون ها دالر از سیا پول گرفته بودند که درآثاراطلاعاتچی های امریکایی فاش شده است. پنجشیربه طورکامل خلع سلاح شد؛ اینک بعد از نوزده سال نه آمریکا و نه خلیل زاد خواستار خلع سلاح طالبان اند. چون برنامه بر سرِ دست خالی کردن شمال و به ویژه پنجشیر بود. 

مارشال فهیم که خود از بانیان رده نخست تسلیمی زراد خانه های مقاومت بود، بعد ها از نیت خلیل زاد آگاهی یافت و دیگر مجالش نداد که در نتیجه مدتی بعد برنامه جدید آمریکایی برایش ریخته شد تا نتواند دست به کاری بزند. مجاهدین، دیرتر به اهداف کرزی درانتقال جنگ به شمال واکمالات طالبان آگاهی یافتند. درآن پروگرام، بین آی اس آی، کرزی و طالبان یک همسویی منظم به وجود آمده بود. کرزی تقریباً همه هزینه های اپراتیفی را درجهت پایگاه سازی برای طالبان درشمال و حفظ آن ها درحوالی کابل خرج کرد. خلیلی بعداً فاش کرد که کرزی 800 میلیون دالر را برای تقویه طالبان به مصرف رسانید.

کرزی درمرحله اول برای ای اس آی کار میکرد؛ بعدا از طریق احمد رشید پاکستانی که ظاهرا  خبرنگار، ولی در اصل کارمند ای بی یا اطلاعات محرم پاکستان است؛ به مراجع جهانی معرفی گردید.  رشید با سرویس اطلاعات ام ای ۶ نیز همکاری منطقوی دارد. کرزی برخلاف دیدگاه عمومی، تعلقیت انگلیسی دارد.

همه ای این اقدامات، با ترور زنجیره ای فرماندهان ارشد شمال هم آهنگ شده بود که تا ترور شخص ربانی و حذف مرموز شخص فهیم دنباله پیدا کرد. درین مدت بسیاری از حلقه ها و فرماندهانی که سرسختانه علیه طالبان درشمال می جنگیدند، به مرور زندانی، برکنار و متلاشی شده وطالبان دستگیر شده، معمولاً درمهمان خانه های شورای امنیت نگهداری شده و سپس با تأدیه پول، دو باره به پاکستان فرستاده می شدند. 

امریکا چه گونه نیروهای مجاهدین را به وسیلۀ عبدالله، مدیریت کرد؟

عبدالله سه بار در انتخابات ریاست جمهوری برنده شد؛ اما هر سه بار میدان را به فرمایش امریکا به رقیب خود واگذار کرد. 

بعد از مرگ فهیم، امکان رویکرد محورهای مجاهدین به سوی روسیه، چین و ایران بیشتر شده بود. فقط عبدالله می توانست آنان را از گرایش های خارج از پروگرام بازداشته و زیر یک سقف در کنترول آورد. عبدالله درچندین مرحله انتخاباتی، نقش خود را به درستی ایفا کرد و هیچ یکی از حلقات و افراد نخبه ظاهراً متوجه نشدند که منشاء هدایت وی از کجاست؟

بار اول، با گریه داوطلبانه، قدرت را به کرزی حواله داد. در معامله دوم، مردم دو باره فریب خوردند که درنتیجه راه برای هیولای تعصب ونفاق ( اشرف غنی) گشاده شد. وی دردورۀ «ریاست اجرائیه» پنج درصد صلاحیت داشت؛ نه بیشتر. امریکا او را درریاست اجرائیه نگهداشت تا درسناریوی بعدی هم همان نقش را به دوش گیرد. دردور سوم نیز مطابق سفارش خلیلزاد، از قدرت برده شده انصراف داده و به یک مأمور جانبی مبدل شد. 

ادامه دارد...