-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ بهمن ۱۷, جمعه

متن اصل قانون اساسی را حامد کرزی دزدید



یادداشت کوتاه در رد نظر مینه بکتاش:

 کهولت سن، هوس نفس، قدرت و‌ مقام طلبی، بصیرت مینه را دزدیده اند.

نوشته ی محمد عثمان نجیب 




مخالفت نا‌رسای مینه با وجود آگاهی بهتر و علمی او به زبان‌ فارسی، دیدگاه و عمل کرد نا‌صواب او را در  آوردگاه توسل به خرد ورزی جاگزین عقلانیت می کند و نه می تواند، چنانی که حقیقت است عمل نماید.

‌ ستیز مینه با این زبان به پیروی اهل جهل ‌و جعل‌ اما وابسته  تمایلات و احساسات تشنه کامی قدرت گونه است که همه دری تنها می گوید. 

خانه واده‌‌ی مرحوم رفیق بکتاش مخالف دریافت منصبی در کانون جاسوسی انگلیس زیر نام بی بی سی اند و بس حتا اگر خود ایشان حیات هم بودند مخالفتی در این نوع کرسی یابی همسر شان می داشتند،‌ چون شادروان رفیق بکتاش هیچ گاه معامله گری در آرمان ها ‌و تعهدات ملی و سیاسی خود با آمپریالیسم نه داشتند و استاد گرامی ما عمری صاحب پدر  بزرگ وار مینه ( اگر غلط نه کرده باشم )، خط‌ روشنی از اصالت ملی گرایی داشتند.

 دیدگاه و عمل کرد مینه، موقعیت آن زبان شناس فصیح فارسی در فضیحت ترجیح دادن ظواهر بر حقیقت نهاد و طینت مهربانوی نام آشنا چنان او را حد‌اقل در جامعه ی روشن فکری ما ریز پرسش می برد .

من و او همکار و همسایه و گام گذارده های رهرو های زیبای دیروز نوآباد ده مزنگ‌ هستیم.

هم کاران ما‌ می دانند که‌ ورود مینه در زبان‌ دری در چی سطح والایی قرار دارد؟

و این یک حقیقت انکار ناپذیر است.

روزی دیدگاه و عمل کرد او را در آوردگاه توسل به خرد ورزی جاگزین عقلانیت می کند و نه می تواند، چنانی که حقیقت است عمل نماید. روزی برای خواندن متنی به دفتر من تشریف  آورده بودند،  وقتی بحث زبان شناختی فارسی و نگاه بلند او به روش نوشتاری را شنیدم و حرکات مؤذون دست راست او را برای نمایش آفرینش خط دیدم پیش خودم خجل شدم، ‌مینه چنان مسلط‌ به فارسی و دستور زبان فارسی است که کم تر کسی به نازک نگری او چیدمان واژه ها در یک‌ متن ادبی، تحلیل سیاسی، خبر اجتماعی یا نظامی و حماسی و عاشقانه را پی می برد و او بود که اولین بار به من آموختاندند تا بگذاریم واژه خود شان روی صفحه ی نگارش فرود آیند، نه آن که ما آنان را دیسانت کنیم. 

حالا، مینه با دفاع از عمل کرد بی بی سی و ایستاده گی غیر‌منطقی خودش که اگاهانه تیشه به ریشه ی زبان شیوای فارسی می زند،‌ یادی هم از عشقی که به این‌ زبان داشت در خاطر دارد؟

چی شد که یک باره به فکر به‌ اصطلاح قانون اساسی کشور، پس از  دو ‌ دهه افتادید؟ مگر پی نه برده اید، که این قانون، کاغذ های جعل است و اصل قانون تصویب شده به هدایت کرزی وهم کاران و هم فکرانش، بهخصوص، یون ها سرقت و دزدیده شد و این سند به نام قانون اساسی به مردم‌ تحمیل گردید؟

نزد مردم، او (مینه) و همکاران اش محکوم اند و این ها، در بی بی سی، چنان لگد مال و بی چاره شده اند که از پس چند تا انحصار گر ایرانی هم بر نه می آیند. 

به گونه‌ی مثال، هر صبح برنامه ی بامدادی بی بی سی، به خصوص تو سط یک‌ آدمکی به نام همدانی، تنها با اعلام‌ وقت تهران آغار می شد یا می‌شود.

این‌ روال مداوم است و گاهی اوقات اگر وقت کابل و تاجیکستان را هم‌ یاد کنند. گویی بی بی سی پدر نامشروع برخی گرداننده گان ایرانی است. 

حتا در ردیف بندی نام‌ به تر تیب الفبای فارسی، باز هم در صفحات اجتماعی مربوط بی بی سی نام افغانستان را پس از ایرانمی‌گیرند.

پخش اخبار و دخیل کردن احساسات ایرانی علیه کشور ما، توسط این ها هم مانند افتاب روشن جلوه‌ می کند، که به همان پیمانه سکوت مرگ بار افغانستانی های کارمند بی بی سی در رأس آنان مینه ملال آور است.

سیاست های تفرفه افگنانه ی انگلیس که در جایش و از صلاحیت این ها هم‌ خارج.