-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ بهمن ۲۶, یکشنبه

حکمت یار با دست خالی به حکومت اعلام جنگ داد


جنرال همایون فوزی: حکمتیارآدم بی حوصله است... و همیشه می بازد. مثلاً بی حوصله گی اش سبب شد که از کابل بیرونش کنیم!



وی امروز درکابل از هواداران خود خواست که آمادۀ یک حرکت «تعیین کننده» باشید؛ و هرگاه زندانیان این حزب به زودی آزاد نشوند، ارگ را به محاصره درمی آوریم تا «بساط شان را برچینیم».

 حکمتیار مثل همیشه ادعا های پراکنده و غیرواقعی مطرح کرد که کار یک سیاستمدار پخته سن نیست. از جمله مدعی شد که رفتار ارگ با حزب اسلامی همانند رفتار پرچمی ها است.  پرچمی ها چه وقت یک کاخ اقامت درکابل دراختیار حکمتیار قرار داده و از بیت المال برایش خرج می دادند؟

یا زمانی از چغه سرای یک ویدیو نشرکرد که اگر درموجودیت قوای خارجی به دولت بیایم، از امت رسول الله نباشم.

حکمتیار به نعره تکبیرفرمایشی چند نفربی خبراز کون ومکان چرا دل می بندد؟

تصرف ارگ بدون تفنگ و توپ، مگر ممکن است؟ قطعه پی پی اس تنها قادر است درصورت خرابی اوضاع، ده هزارنفر را دریک ساعت قتل عام کند. حال اگر حکمتیارحمله مسلحانه راه می اندازد، اسلحه ولشکرجنگی را از کجا می آورد؛ مگراین که تحت پوشش نفرات حکمتیار، طالبان و داعش هرچه نفر داشته باشند از پاکستان به داخل کابل سرازیر کنند.

در نوزده سال اخیر همه شاهد اند که به غیر از دو شاخه حزب وحدت اسلامی که در دو مرحله، یک صدهزار نفر را به جاده های کابل کشیدند، هیچ رهبر جهادی و «احزاب بزرگ» و نخبه های سیاسی دیگر درخیابان ها بیش از هزار نفرحتی به اثر توزیع پول و نان هم درخیابان ها حاضر آورده نتوانسته اند.

زمانی جنرال همایون فوزی فرمانده ارشد جنبش ملی در اواخرسال 1371 – که هنوزشورای هم آهنگی تشکیل نشده بود-  به من گفت: حکمتیارآدم بی حوصله است... و همیشه می بازد. مثلاً بی حوصله گی اش سبب شد که از کابل بیرونش کنیم!

امروزباردیگرمشاهده شد که حکمتیار تن به اصلاحات نمی دهد؛ دلیلش این است که درشناخت و تشخیص واقعیات، کوتاه می آید. آیا دشمنان حکمتیار متکی به آمار مشخص، واقعی و زنده، نمی دانند که حکمتیار چقدر نفر به درد بخور جنگی دارد؟ 

بعد از اضمحلال جبهه چهارآسیاب در سال 1374 خورشیدی، حکمتیار به طور مستقل، هیچ جبهۀ جنگی واقعی درهیچ نقطه ای از افغانستان نداشته است و اکثریت قاطع افرادش درپوشش طالبان یا جنگیدند یا خود را گوشه کرده و به گذاره با وضعیت روی آوردند. حکمتیار، از زمان ائتلاف با شهنواز تنی و بعداً راه اندازی جنگ راکتی برکابل، حزب اسلامی را درگودال تکتازی، شخصی بازی و نفرت افکارعمومی دفن کرده است.

درحالی که از جنگ با ناتو گپ می زند، عملاً درسایۀ حمایت ناتو به سرمی برد. می گوید: ارگ مال ما است. این سخن یک سیاستمدار مدبر نیست؛ گفتاربرافروختۀ کسی است که زنده گی سیاسی اش مجموعه ای سریال شکست های پیاپی است.

شکست موضع کنونی حکمتیار مانند گذشته حتمی است. وی به وکالت از طالبان می‌گوید عقب‌نشینی جو بایدن از معاهده‌ صلح دوحه با طالبان و حضور امریکایی‌ها در افغانستان بعداز ماه می هیچ توجیه عقلانی ندارد.

اما درین میان یک پرسش بی جواب مانده؛ حکمتیار با هزار نفر ارگ را فتح می کند یا تعامل دیگری بین طالبان، حکمتیار و پاکستان دردستور کار قرارگرفته است؟ با وصف چنین تعامل، کاروان حکمتیار درنیمه راه متلاشی خواهد شد.