-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ اسفند ۱۲, سه‌شنبه

نبود دولت مقتدرملی، دلیل اصلی تمام نا به سامانی هاست


 نوشته ی : فروغی   



     مراجعه ی پیهم و بی وقفه ی داکترغنی به حریفان سیاسی - نظامی اش ، بخوبی نشان میدهد که همان رییس جمهوری که " به بنی بشر تن نمیداد " ، اکنون ازالاغ شیطان پایان آمده ، میخواهد به نظریات دیگران هم ، گوش فرا بدهد . او که یکی را پیش خودخواست و به دیگری تمکین نموده ، بخانه اش شتافت و مارشال دوستمِ تبعید شده و متهم به جنایات بشری را هم با شان و شوکت به کابل دعوت نمود ؛ حالا پی برده است که باحکومت چهارنفره ی ارگ ، نمیتوان دربرابرطالبانِ یکدست و یکپارچه ایستاده گی کرده ، امریکاییان را دررسیدن به اهداف شان یاری برساند .

   ارچند هنوزمعلوم نیست که هدف این کوششها ، مبارزه دربرابرطالبان است یا جَرکردن بیشتر پروسه ی نامنهاد صلح ؛ هرچه باشد ، هدف اصلی تأمین خواست های آزمندانه ی امریکاییان است که آن ادامه ی دورباطل جنگ است ویا آغازتطبیق نقشه ی سرپوشیده ی امریکاییان که دیگران هنوزازآن آگاهی ندارند .

    تحلیلگران منتظراند بدانند که آیا رییس جمهورجوبایدن که باری پاکستان را پنجاه مرتبه مهمترازافغانستان پنداشته، مخالف ایده ی ملت سازی و یکپارچه شدن افغانستان بود؛ پس ازبازنگری قرارداد دوحه که تغیری درآن رونما نشد ، چه نقشه ی راه مشخصی را برای افغانستان در نظرخواهد داشت .  

     واضح است که نبود یک حکومت مقتدرملی درافغانستان ، هم عمده ترین دلیل ادامه ی جنگ وبی ثباتی در کشورهست و هم زمینه ی آن را مساعد می سازد تا دیگران برای ما سرنوشت رقم بزنند . اینکه آیا با اینگونه تلاش ها و ترفند ها می توان صاحب یک حکومت مقتدرملی شد ، شک وتردید زیاد وجود دارد .

   طوری که معلوم است ، اینگونه کنارآمدن ها که موقتی و موقوته بوده ، بیشتر جنبه ی نمایشی و تبلیغاتی خواهد داشت ، راهی بسوی صلح نبرده ، ما را به آرمان بزرگ ملی ما که داشتن یک دولت مقتدرملی است نخواهد رساند .

    برای دست یافتن به آرمان های بزرگ ملی ازجمله حکومت مقتدرملی ، قبل ازهمه ما باید یکپارچه و یک ملت شویم . ما باید بپذیریم که به دلیل ستم های گونه گون طبقاتی ، سیاسی ، قومی  و تقسیم غیرعادلانه ی قدرت درافغانستان ، کاخ بلندِ " ملتِ واحد " یا هرگز وجود نداشته واگروجود هم داشته خیلی متزلزل و آسیب پذیر بوده است . 

     متکی به این دلایل ، دستیابی به آرمان بزرگ "ملت واحد " و " افغانستان یکپارچه " ، فقط زمانی میسر است که ما همه ، با حس بزرگِ بیداری ، ازخودگذری ، رواداری و همدگرپذیری ؛ همانند آفتاب ، برای هم بخشنده و مهربان شده وهمانند خاک ، در برابرهمدیگر متواضع و فروتن گردیم . تنها درین صورت است که میتوان از ملت شدن سخن گفته وصاحبِ حکومت مقتدر ملی شویم . نه با خودبزرگ بینی و برتری طلبی های بیمارگونه ی تباری . و تنها درین صورت است که آقای جوبایدن هم، ما را ملت چندپارچه نخواهد پنداشت .               

     با بالابردن نقش سازنده ی مردم وشرکت دادن واقعی تمام گروههای قومی درقدرت است که میتوان قادربه ختم جنگ ، قادربه ریشه کن کردن فسادگسترده ی دولتی و قادر به ایجاد یک دولت مقتدرملی شد . فقط