-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ فروردین ۸, یکشنبه

روسیه در آینده افغانستان

 فیاض بهرمان نجیمی

 در تخته شطرنج افغانستان «بازی بلیتس» آغاز شده است. سرعت تغییر در مناسبات بین المللی امید برای رسیدن به صلح در افغانستان را خیلی دشوار می سازد.




• جهان بعد از ۱۸ مارچ ۲۰۲۱، دیگر جهان پیش از آن تاریخ نیست. بعضی از کارشناسان در حوزه روابط بین المللی ختم «جنگ سرد» را که از ۲۰۱۴ شروع شده بود اعلان می کنند. گفته می شود بشریت در موقعیت قرار گرفته ، که امکان درگیری هسته ای میان غرب و شرق دور از امکان نیست. 


• ولادیمیر پوتین ضمن پاسخ به توهین جو بایدن حرف های خیلی مهم برای تغییر سیاست خارجی کشورش با این محتوا گفت: «ایالات متحده امریکا تا حال در مسایلی با ما رابطه داشت که مورد علاقه و تحت شرایط آنکشور بود. آنها تا به حال فکر می کردند که ما مثل آنها هستیم. اما ما مردم دارای فرهنگ و کود ژنتیکی دیگری می باشیم. ما می توانیم با آنها کار کنیم، اما از منافع مان دفاع خواهیم کرد. در آینده ما با آنها در آن حوزه های که منافع ما حکم می کند و مطابق شرایط ما ـ نه از آنها ـ کار مشترک خواهیم کرد. آنها مجبور خواهند بود خواست ما را بپذیرند. با وصف همه تحریم ها و توهین ها آن ها مجبور خواهند شد مطابق میل ما راه بروند.»

این سخنان آغاز چرخ در سیاست خارجی روسیه در برابر ایالات متحده امریکا و همپیمانان غربی اش پنداشته می شود.

وزارت خارجه روسیه برای بار نخست مواضع خیلی سختگیرانه در قبال غرب اتخاذ و اعلان نمود که روسیه همکاری هایش را با تمام نهاد های غربی مانند اتحادیه اروپا، سازمان امنیت و همکاری اروپا، دادگاه اروپایی وغیره قطع می کند.

ـــــــــــــ

در موضوع افغانستان مواضع روسیه به سرعت تغییر کرد و آن فضای که در نشست ماسکو وجود داشت، در حال پایان یافتن است.

مطابق سیاست جدید، ضمیر کابلوف بر ایجاد «حکومت مؤقت» تاکید می کند ـ یعنی روسیه قاعده بازی را می خواهد به زعم خودش تعیین کند. 

بر اساس پژوهش های بیش از ۲۰ ساله به این باورم که روسیه روابط خیلی حسنه و نزدیک با طالبان دارد. 

سالها پیش یک سلسله پژوهش ها در رابطه به صد سال سیاست های روسیه در افغانستان نموده بودم. چیز جالب آن بود  که پس از استقلال افغانستان، دولت روسیه شوروی تلاش های منظم انجام میداد تا هسته های کمونیستی را در افغانستان به وجود آورد. اما بعد از مرگ لنین آن برنامه، که مربوط به شاخه شرق کمینترن بود، کنار گذاشته شد و به عوض آن تمرکز بر کار های استخباراتی صورت گرفت. فعالیت های گسترده در میان رجال دولتی، فرهنگیان، شخصیت های متنفذ قومی، ملاها برنامه ریزی شد. آن برنامه موفقیت های زیاد  به ویژه در مناطق جنوب و شرق افغانستان داشت و ثمر آن در «لویه جرگه» ۱۹۴۱  چیدند. 

برنامه شبکه  استخباراتی تا مرگ ستالین دوام یاقت و بعد از آن دوباره به سوی نظریه حزب سازی دگر دیسی نمود، که ماحصل آن ایجاد حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود.

ـــــــــــــ

رویداد های اخیر نشان میدهند که  روسیه باید در سال های اخیر دوباره به شگرد های عصر ستالینی برگشته  و  نوعی  از «هسته های خوابیده» [Sleeper Cell] را در افغانستان ایجاد کرده باشد. آنچه را که در غرب یک تجربه خطرناک ـ کاجی بی ـ می نامند. این هسته ها در موقع معین حین دریافت دستور فعال می شوند و به حرکت میآیند.

من به این باورم که هم در درون سیستم حاکم در کابل و هم در بین طالبان اینگونه «هسته های خوابیده» وجود دارند، که تا ۱۸ مارچ از آنها استفاده نمی شد.  اما در نشست ماسکو می توان نخستین نشانه های بیدار شدن را در موضعگیری های اشتراک کنندگان دید.

امریکایی ها این موضوع را درک کردند و پس از نشست ماسکو به سرعت لوید آستین را به کابل فرستادند تا پیام روشن به ماسکو بفرستد  که ما با همین تیم در افغانستان می توانیم باقی بمانیم. 

روسیه پاسخ متقابل داد و اعلان کرد که از ایجاد «حکومت مؤقت» و پابندی امریکا به تعهدش در رابطه با زمان خروج حمایت می کند. 

در کابل نظریه «حکومت مؤقت» از حمایت حلقه های مختلف به جز از اشرف غنی برخوردار است.

دیده می شود گِل افغانستان چسپ ناکتر از آن است، که تصور می کردند.

تا یک ماه پیش، امریکاییان فکر نمی کردند که خروج از افغانستان با واژه «شکست» مزین شود؛ زیرا آنها انتظار موضعگیری خیلی تند و هماهنگ شده روسیه و چین را  در برابر خویش نداشتند. به ویژه در دیپلوماسی چینی مستقیم گفتن وجود نداشت. اما اکنون آن دو کشور قاعده بازی خودشان را معرفی کردند. این قاعده مشترک دیوار های جدایی  را در مسیر رویارویی ایجاد کرد.

چنین به نظر می رسد که برنامه «شکست قطعی» امریکا در افغانستان در حال تبدیل شدن به یک آجندا برای روسیه و چین می گردد. درین بازی در سطوح مختلف ایران، پاکستان و ترکیه هم پیمانان آن ها استند.

از تجربه تاریخی سده ۲۰، روسیه و چین دو بار به امریکا هم در جنگ کوریا و هم جنگ ویتنام آسیب فراوان تا مرز شکست رساندند. 

ممکن سومش افغانستان باشد؟!

ــــــــــــــــ

بایدن در نخستین مصاحبه با رسانه ها گفت: برای خارج ساحتن عساکر ار افغانستان به زمان بیشتر نیاز دارد.

اما طالبان به پاسخ بایدن اعلامیه یی پخش و نوشتند: «امارت اسلامی به تعهدات خود در پیمان دوحه با جدیت متعهد بوده و از جهت امریکایی هم می خواهد که اراده محکم به تعهدات خود داشته باشد و این فرصت تاریخی را با مشوره ها و انگیزه های نادرست حلقات جنگ طلب از دست ندهد.

اگر خدای نخواسته، همه نیروهای خارجی مطابق پیمان دوحه در زمان معین شده از افغانستان بیرون نشوند، بدون شک این نقض پیمان از سوی جهت امریکایی پنداشته می شود، که مسئولیت آن به جهت مقابل راجع می گردد و در سطح جهانی نیز به حیثیت امریکا صدمه می رساند.

درآن صورت، امارت اسلامی به نمایندگی از ملت مسلمان، مجاهد و دلیر افغانستان ناگزیر خواهد بود که از دین و کشور خود دفاع نماید، به جهاد و مبارزه مسلحانه در برابر نیروهای اشغالگر دوام بدهد و کشور خود را آزاد بسازد.

پس مسئولیت دوام جنگ، تلفات و زیان ها به دوش جهت سرپیچی کننده می باشد.»

 در تخته شطرنج افغانستان «بازی بلیتس» آغاز شده است. سرعت تغییر در مناسبات بین المللی امید برای رسیدن به صلح در افغانستان را خیلی دشوار می سازد.