-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ اسفند ۱۴, پنجشنبه

گفت وگوی ظاهرشاه و جنرال عظیمی

 نقیب آروین

ظاهرشاه: چرا یخنت باز است؟ برو به فرمانده ات بگو که حبس هستی!


دو سه روز پیش به جنرال نبی عظیمی پیام دادم برای  کاری، به دلیل اینکه او از معدود نظامیان افغانستان بود که دستی به قلم داشت و درنوشتن وفهم ادبیات توانایی منحصر به فردی درمیان هم قطاران خود داشت. امروز متاسفانه خبر درگذشت او آمد. یادم آمد که مرحوم استاد زریاب که خدایش بیامرزد قصه می کرد که روزی جنرال نبی عظیمی که در آن وقت جوانی نو به نظام رفته بوده ، شب نوروز در مسیر قوای مرکز شهر کابل، پشت فرمان موتر به سویی روان بوده است. در تراکم ترافیکی دستی پیش روی موتر او دراز می شود ، دست یک جنرال! موتر عظیمی را توقف می دهند ووقتی از موتر پایین می شود که جنرال توقف دهنده ، یاور پادشاه است وشخصا اعلی حضرت در موتر خود نشسته است واوست که فرمان توقف موتر نبی عظیمی را داده است. 

گفتگوی محمد ظاهر خان به روایت استاد زریاب فقید از زبان خود جنرال عظیمی مرحوم چنین بوده است.

- چرا یخنت باز است؟!

- اینه صاحب بسته می کنم

- چرا موهایت بلند است

- اینه صاحب طرف آرایشگاه می رفتم

- خو چرا یک ساعت است موترها پشت سرت بند است وتو متوجه نیستی؟!

- سکوت

- برو بچیم به فرمانده ات بگو که حبس هستی!

نبی عظیمی مستقیم نزد فرمانده خود می رود وهدایت شاه را می رساند.

 فرمانده اصلا باور نمی کند وجدی نمی گیرد وبه عظیمی می گوید که بیا برویم سینما پارک فیلم نو آمده است. وخلاصه در هنگام دیدن فیلم بلند گوی سینما اعلام می کند که افسران وزرات دفاع به دفتر سینما بیایند.

القصه این افسران را به قطعه مربوطه می برند که همان یاور پادشاه ایستاده است. با این سخن که خوب به عوض تطبیق امر پادشاه، به سینما می روید. عظیمی تلاش می کند، بگوید که فرمانده باور نکرد؛ اما یاور پادشاه می گوید، درمسیر راه، شاه بسیار نا آرام بود از او علت را پرسیدم، گفت شب نوروز این جوان را حبس کردیم؛ برو آزادش کن ، حالا که می آیم خودت دسینماستی! حالا که از سه مرد مرده به نیکی یاد کردیم، این را اضافه کنم که جنرال نبی عظیمی چه درکتاب اردو و سیاست و چه در مقاله هایی که پیرامون تحولات سیاسی ونظامی نوشت، یک مرد آگاه ، باسواد وفهیم بود. با ادبیات وازجمله ادبیات غرب آشنایی داشت ودستی نیز در داستان نویسی  ودرکل ادبیات داشت. هرچند ممکن است مخالفان وموافقان زیادی داشته باشد ولی چهره اثر گذار درنیم قرن اخیر بود. روح اش شاد.