-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ اسفند ۲۰, چهارشنبه

قهرمان بازی ها، نه چاره سازاست ونه آبرو آور


نوشته ی : اسماعیل فروغی




       همه گانی کردن طرح " دولت انتقالی صلح " از سوی زلمی خلیلزاد وارسالِ نامه ی تهدید آمیز وزیرخارجه ی امریکا به رییس جمهورغنی ، کلیه سیاسیون افغانستان را دستپاچه و ملتهب کرده است و اما آقای امرالله صالح را بیشترازهمه . او که ازبیست سال به اینسو گاهی درمقام رییس عمومی استخبارات و زمانی در بست وزیر و معاون اول رییس جمهور ، به هزینه ی امریکا ، به دستورامریکا ، برای دیموکراسی امریکایی و بخاطر تطبیق نقشه ها ، سیاست ها و سیستم امریکایی خدمت انجام داده است ؛ احساساتی و بی تدبیرعلیه ارباب بزرگ ، قد بلندک کرده ، آرزو دارد بازهم برای خودش قهرمان سازی نماید .

     طوری که دیده می شود رییس جمهورغنی تا هنوز دربرابر نامه ی تهدید آمیز وزیرخارجه ی امریکا ، واکنشی تبارز نداده ، خاموش است ؛ وزیرخارجه اتمر ماهرانه خود اش را به  " کوچه ی حسن چپ زده " ، گفته است که در تمام متن نامه هیچ نشانه ای ازاهانت به مردم و حاکمیت افغانستان دیده نشده و تبادل چنین نامه ها امری عادی است و سیاستبازان دیگرهم یا خاموشی اختیارنموده و یا منتظردعوتنامه های شان برای شرکت در جلسات صلح ماسکو و انقره استند . این تنها آقای صالح است که میخواهد امام حسین وار دربرابرسیاستهای استعماری امریکا ایستاده ، سینه اش را سپرتیرهای بلاهایی کند که از سوی امریکا و پاکستان رها شده اند یا رها می شوند .

      دوراز تصورنیست که خاموشی داکترغنی و دیگران بسیار آگاهانه و اشاره ای باشد به رهبران جدید امریکا مبنی براین که این بلندپروازی ها عادت همیشه گی آقای صالح بوده واین پرخاش ها و مخالفت ها علیه امریکا ، نظریات شخصی وی است نه سیاست رسمی حکومت افغانستان .

      حقیقت مسأله هرچه باشد ، این طرح و این نامه که حکومتداران کابل را به اطاعت فوری و بی قید و شرط ازفرمان امریکا دعوت می نماید ، خواه ناخواه صدمه ی بزرگی برحیثیت و وقاررییس جمهورغنی و یاران نزدیک اش وارد کرده است ـ صدمه ای که بر سنگین کردن وزن طالبان درترازوی شراکت قدرت خواهدافزود . و این می تواند یکی ازخواستها و شرایط پاکستان به نفع ایادی شان طالبان باشد .  

     اما تاریخ نشان داده است که حاکمان وابسته به قدرتهای بزرگ ، همانگونه که همیشه محقربه سر می برند ؛ در هردور و زمانی وقتی تاریخ مصرف شان تمام شده باشد ، باتحقیرهم از صحنه دور می شوند .

     حکام خودکامه و تک محور باید ازتاریخ درس عبرت گرفته باشند و بدانند که حکومت کردن به قوت بیگانه ، بالاخره پایان ذلت باری هم با خود دارد .