-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۹ اسفند ۱۹, سه‌شنبه

عبدالله چطور با «جنبش رستاخیز» معامله کرد؟


عبدالله عبدالله با شورای امنیت موافقه کرده بود:

رستاخیز در هم کوبیده شود!



با آنکه تقریبا ۸ سال از شکل گیری و شکست جنبش رستاخیز می‌گذرد؛ هنوز این سوال وجود دارد که دقیقا چه کسی در پشت این شکست قرار داشت؟

پس از پایان رستاخیز، اکثر رستاخیزیان به سران شان که در صحنه حضور داشتند، شک کرده و آنان را به معامله گری متهم ساختند. این سخن فقط تا جایی واقعیت داشت، اما کل واقعیت نبود. شکست جنبش وقتی کلید خورد که عبدالله، که جنبش به خاطر آن راه افتیده بود، دست به معامله زد. 

از ابتدای کار برنامه امریکا این بود که عبدالله برنده نشود. در کابل یوناما هم به این منظور کمک کرده بود. خلیل زاد نیز همین را می خواست که غنی برنده اعلام گردد و عبدالله شریک او در قدرت باشد. 

عبدالله تمام برنامه هایش را که چه کند و چه نکند، مطابق نظر خلیل زاد انجام می داد و از موضوع اطلاع داشت. بناء برای هر دو طرف( عبدالله و ارگ) ادامه کار رستاخیز درست نبود. تا حالا رستاخیز نشان داده بود که عبدالله از حمایت‌ مردمی برخوردار است و بدون او نمی شود حکومت تشکیل داد. خلیل زاد هم در پی ارام کردن اوضاع بود چون کار به مرام او پیش می رفت.

اما در جاده های شهر کابل، رستاخیز می خواست هر طور شده کمیسیون انتخابات به رهبری امر خیل نتیجه را به نفع عبدالله، برنده اصلی اعلام کند. به این اساس، راهی نبود جز درهم کوبیدن آن.

به این منظور، شورای امنیت وارد میدان گردیده و به عبدالله می‌گوید که یا باید رستاخیز را قناعت دهد و به عقب نشینی وا دارد، و یا خود دست به اقدام خواهد زد. عبدالله موضوع را با رستاخیز در‌ میان می گذارد، اما آنان که از معامله پنهانی عبدالله با خلیل زاد و ارگ‌ خبر ندارند؛ پیشنهاد عبدالله را نمی‌پذیرند و به این ترتیب عبدالله به درهم‌ کوبیدن رستاخیز موافقه می‌کند.

شورای امنیت همان شب ساعت ۳ صبح، دست به کار شده و بر خیمه های عدالت خواهان در چاراهی زنبق، سینما زینب، میدان هوایی، چاراهی اسبها و... حمله مسلحانه کرد که در نتیجه تعدادی از جوانان پنجشیر کشته و زخمی شدند. عاملین این حمله تا امروز شناسایی نشده و تحت پیگرد قرار نگرفتند. 

به این ترتیب، عبدالله به جنبش رستاخیز نقطه پایان گذاشت و طبق وعده خلیل زاد در قدرت سهیم ساخته شد و به ریاست اجراییه رسید. اما چون شخصی تطمیع پذیر بود، در ریاست اجراییه هم کاری کرده نتوانست. سهمیه پنجاه فیصدی اش در قدرت را نتوانست اعمال کند و‌ تمام دوره پنج ساله حکومت وحدت ملی را زیر انواع فشارها و محدودیت های ارگ سپری کرد.

تنها کاری که عبدالله در حکومت وحدت ملی انجام داد؛ نصب خواهرزادهایش در وزارت و ریاست بود، انگار مردم به همین منظور برایش رای داده بودند و یا بعد از آن در جنبش رستاخیز جانفشانی کردند.

عبدالله در حال حاضر تلاش دارد رهبران و قوماندانان جهادی سابق را حول جمهوریت سه نفره غنی جمع کند، تا حکومت بی بند و بار فعلی ادامه یابد دوستم را به سمت غنی‌ نیز، عبدالله کشانده است.

عبدالله از ۲۰ سال به این طرف به عنوان‌ مهره خلیل زاد عمل کرده و به طور پنهانی در خدمت اهداف و برنامه های امریکا بوده است. 

موصوف در هر دو دوره انتخابات ریاست جمهوری گذشته به دفاع از آرای مردم گلو پاره کرد ولی در عمل تا توانست عقب نشینی پیشه کرد و مردم شمال را اغفال کرده در دقیقه نود در برابر غنی به تسلیمی وا داشت. 

مطابق به این ضربالمثل فارسی که می گوید: آزموده را آزمودن خطاست؛ عبدالله دیگر نباید این شانس را داشته باشد که محور مردم قرار بگیرد.