-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ فروردین ۱۰, سه‌شنبه

افغانستان برای مراجع پالیسی ساز دنیا هیچ چیزی برای ارایه کردن ندارد

 نورالله حکیمی



خواستم از مسعود سوء استفاده کنم اما خوب استفاده شد، استاد مان دستور داده که یک مقاله تحلیلی نه چندان مشکل با استناد به حد اقل سه منبع آکادمیک بنویسد. مقاله باید درمورد یک حادثه‌ی تاریخی باشد، اگر حادثه اتفاق نیفتاده بود، چگونه وضعیت پیش میامد؟ با استفاده از چال های وطنی کار خوده کردم و درمورد شهادت مسعود واگر شهید نمی شد چی اتفاق میدافتید؟ چرندیات خوده ریختم، اما چند موضوع برایم واضح شد. 

۱- افغانستان برای مراجع پالیسی ساز دنیا هیچ چیزی برای ارایه کردن ندارد. چندی قبل در کار صنفی دیگری قرار بود مقاله‌ی دیگری را با استناد به حد اقل ۹ منبع آکادمیک بنویسم، پیدا کردن منابع معتبر آکادمیک با ستندرد های کانادایی ها کار آسان نیست، مقاله لزوماً درمورد بحث برانگیز ترین موضوع درکشور مادری مان باشد. من موضوع صلح را انتخاب کردم، پس از تلاش های زیاد ۹ مقاله‌ی که هریک آن حد اقل ۲۰ وحد اکثر ۱۴۰ صفحه است را پیدا کردم، اما نویسنده‌ی هیچ یکی ازین مقالات از افغانستان نیستند، صرف یک مقاله از سیما سمر دریک ژورنال نشر شده است که معیار های لازم وضع شده درصنف من را پوره نمیکند، بقیه مقالات از نویسنده گان پاکستانی ‌وامریکایی  بود، خلاصه اینکه  کشور های ذیدخل در قضیه‌ی افغانستان به اساس تصامیم مراجع تحقیق شان تصمیم میگیرند وما به عنوان یک کشور اگر حد اقل معاش یک ساله‌ی محافظ یک رهبر را هزینه میکردیم، حالا تصمیم صلح به اساس داده های پاکستانی گرفته نمی شد.

۲- درمورد مسعود بیش از صد مقاله‌ی آکادمیک نوشته شده است، مثبت ‌ومنفی، اما من حتی یک مقاله‌ی معیاری که نویسنده آن از افغانستان وبه زبان انگلیسی باشد را نیافتم، اکثریت نویسنده گان درمورد مسعود نهاد ها وگروه های پژوهشی پاکستانی، هندی، روسی، عرب، امریکایی وفرانسوی اند. حالا رهبران معظم! قربان موتر زره تان شوم.