-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ فروردین ۱۲, پنجشنبه

«صلح کاذب» برای افغانستان

 فیاض بهرمان نجیمی

افغانستان مهم ترین نقطه رویارویی بین جوبایدن و روسیه و چین است. 



اسناد بیشتر در مورد کارکردها و برنامه های زشت ایالات متحده امریکا در تراژیدی افغانستان در حال افشا شدن اند. این که ایالات متحده امریکا هیچگاه یک برنامه روشن برای کمک به مردم افغانستان نداشت به مثل آفتاب روشن است.

 ۲۰ سال مردم ناآگاه افغانستان را به امید آب به سوی سرآب فرستادند. دروغ گفتند و جفا نمودند.

 از فاسدترین «سیاست بازان» به نام دموکرات و تکنوکرات ولی در اصل مردم ستیز در جهت تحقق برنامه های شان استفاده نمودند. 

از طریق رسانه ها زیر نام آزادی بیان آگاهی کاذب و فرهنگ دروغ و تزویر را اشاعه دادند. 

همه  برای فرا رسیدن روز های خوب، در باتلاق  مرگ و بدبختی فرو بردند. فقر و بیسوادی را از یک سو و دین زدگی از سوی دیگر ویژگی این دوران بوده است.   انسان ها را طوری گرسنه گذاشتند که تنها برای بقا نه برای آینده شان فکر کنند. بدین گونه انرژی مقاومت و ایستادگی مردم را به کمک ده ها رهبر فاسد قومی و نظامی در تحت کنترول شان نگهداشتند.

سالهاست که مردم در بین دو اژدها قرار دارند ـ یکسو حاکمیت کابل با متحدین آن و سوی دیگر گروه های مسلح طالب. هردو در اشکال مختلف مرگ میآفرینند. 

دو سال پیش در فضای وحشت افغانستان، دست «پُرمهر» ولی دروغین امریکا در چوکات ستراتیژی های بزرگ آن به کمک وابستگان داخلی به سوی «فردای بهتر» توأم با صلح دراز شد و یک امید کاذب  دیگری از «خورجین جادویی» بیرون شد ـ پروسه صلح دوحه. حکومت پیشین امریکا در ظاهر بحث خروج از افغانستان را در چوکات مذاکرات دوحه با طالبان به راه انداخت. 

رسانه های بزرگ دیداری افغانستان که به شکل عمده در زیر کنترول امریکایی ها اند، هر روز در اطراف موضوع و با استفاده از تاکتیک های اغواگرانه، ذهن مردم را در مسیر برنامه های «صلح» کانالیزه کردند. 

دو سال مکمل همین رسانه ها با عده یی از حرافان به نام کارشناس پیوسته روی ابعاد صلح آنقدر بحث تکراری کردند، که بالآخره نه تنها به باور مردم  عادی بلکه آگاهان در داخل و خارج نیز مبدل شد.  همه خوشبین فرا رسیدن صلح در راه بودند که به اشغال افغانستان پایان دهد. 

درین مدت امریکایی ها هیچگاه نگفتند که خروج کاملی از افغانستان خواهند داشت. حتا گاهی از موجودیت کماندو های ضد تروریسم و فعالیت های استخباراتی نیز حرف زدند. اما این حرف ها در حاشیه بودند چون تاکید اساسی روی خروج بود و در یک و نیم سال  اخیر موفق شدند چاقوی طالبان را در حمله بالای عساکر شان بی دسته نگهدارند. 

خیمه شب بازی هایی را با ارگ سامان دادند که گویا در مسایل اساسی معامله با طالبان به حاشیه رانده شده است. به ارگ دستور دادند تا از یکسو انتخابات پر تقلب نماید و در سوی دیگر شعار جمهوریت و زنان را برای فریب اذهان غربی تکرار کند.

اگر ایالات متحده امریکا و متحدین آن واقعا به دموکراسی به حیث یک اصل معتقد می بودند و از آن استفاده ابزاری نمی کردند، بدون شک این حکومت های ۱۵ سال اخیر بد تر از حکومات صدام حسین، قذافی و یا ملاعمر را نباید بر گرده مردم افغانستان نگهمیداشتند.

وقتی شکل دیگر قرار داد دوحه را در کابل امضا کردند و غوغای بزرگ بیرون شدن را به راه انداختند من در کابل بودم. در بحث های همیشه این موضوع را تکرار می کردم که این اسناد برای فریب است و امریکایی ها بیرون نمی روند.  فهم این موضوع دشوار نیست. هرآگاه سیاسی باید بداند که حضور امریکا در افغانستان نه از بهر کمک به مردم افغانستان بلکه در  راستای منافع ژیواستراتیژیک آن در منطقه بوده و است.

انتخابات رسوا ، مسخره و پر تقلب را به حیث دستآورد دموکراتیک بر مردم افغانستان تحمیل و به اشرف غنی و عبدالله عبدالله نقش های جدیدی را تقسیم کردند. یکی باید بر طبل جنگ می کوبید و دیگری بر طبل دروغین صلح. این همه غوغا  اصل برنامه بزرگ ستراتیژیکی را استتار  می نمودند که آن عبارت از ماندن در افغانستان است. من با رد یادداشتم در باره پایان عمر حکومت اشرف غنی مطابق نامه توهین آمیز بلنکین، اکنون به این باور نزدیک می شوم، که این دلقک ها را در حاکمیت حفظ می کند، چون کسی بهتر از اشرف غنی و عبدالله عبدالله ندارند، که چینین صادقانه نقش بازی کنند. هردو یک دست اند و برای آوردن صلح به افغانستان فاقد هرگونه برنامه.

این نکته را از یاد نباید برد که اگر حکومت ترامپ می ماند، همین وضعیت حفظ می شد و اگر حالا بایدن در قصر سپید است، همان برنامه ستراتیژیک امریکا و ناتو عصر ترامپ  یعنی مقابله با چین و روسیه ادامه می یابد و افغانستان مهمترین نقطه درین رویارویی است.

بیانیه معروف کارشناسان در باره عدم عجله در بیرون رفتن از افغانستان، که توسط  کارتل استخباراتی امریکا نوشته و به وسیله کانسرن های بزرگ دروغ پراگنی امریکا مثل نیویارک تایمز، لاس انجلس تایمز، سی ان ان وغیره پخش شد، در واقع یک سند برای  فریب مردم امریکا برای ماندن بیشتر در افغانستان بود.  به وسیله آن سند نه تنها طالبان را اغفال نمودند، بلکه پس از اشتراک نمایندگان حکومت ایالات متحده امریکا در نشست ماسکو، دو قدرت رقیب یعنی روسیه و چین نیز فریب خوردند. اما واژه «آدمکش» برای پوتین و جنایتکار برای دولت چین  به یکباره آن دو کشور از سکر افیون امریکایی بیرون کشید.

در دو هفته اخیر هر روز یک تحولی در مسیر ایجاد پرتگاه در روابط  میان غرب  و شرق در حال وقوع است. در دو روز اخیر، رییس ناتو رویارویی ایدیولوژیک غرب دموکراتیک در برابر اقتدارگرایی شرق  را اعلان نمود، که به آن جداگانه خواهم پرداخت.

ـــــــــــــــــ

روسیه و چین  در حال سخت تر ساختن مواضع شان در خصوص برون رفتن  نیرو های امریکایی و ناتو به تاریخ اول می از افغانستان اند. 

طرح های انتخابات و انتقال دموکراتیک قدرت نظریه های عوامفریبانه و احمقانه  یی بیش نیستند. 

طالبان که در جنگ ها دست بلند دارند، با دریافت سلاح های پیشرفته خواهند توانست  قوای هوایی امریکایی را در افغانستان زمین گیر سازند.

باور من اینست که جنگ ها تشدید می یابند و هنوز معلوم نیست طالبان در جنگ آینده تنها خواهند بود، یا متحدین بیشتر به آنها اضافه خواهند شد؟