-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ فروردین ۱۶, دوشنبه

در دوحه چه می گذرد؟

 عبدالحی خراسانی

۱- آمریکا با اولتیماتوم شدید سیاسی و بی اعتنا به حکومت کابل؛ با تمام توان تلاش دارد تا قبل از اول ماه می تکلیف موافقت نامه صلح را روشن نماید.



تعیین تاریخ ۱۶ آوریل کنفرانس استانبول بدون موافقت کابل و حتی بدون مشورت افغانستان، نشان از نخستین رفتار غیر دیپلماتیک آمریکا در برابر نظام و حاکمیت افغانستان می باشد.

۲- در حقیقت مذاکرات اصلی در دوحه بین هیئت آمریکا و طالبان جریان دارد و زلمی خلیل زاد در راستای توافق دوحه بین طالبان و آمریکا عمل می نماید.

زلمی خلیل با ترفند های سیاسی بستر شکاف و فروپاشی هیئت افغانستان را هموار نموده است و از هم اکنون هیئت کابل اتحاد و یک پارچگی خود را عملاً در حمایت از طرح دولت از دست داده اند.

۳- سازمان ملل متحد متأسفانه در مذاکرات دوحه به عنوان بازوی اقتدار و مشروعیت طرح و پیشنهاد آمریکا عمل می نمایند و دیپلماسی آنها در جهت تشویق هیئت کابل به پذیرش طرح آمریکا و توافق صلح قبل از ماه می متمرکز است.

برای آمریکا و سازمان ملل متحد؛ موارد حقوق بشر، آزادی بیان و حقوق زنان از اهمیت بنیادین برخوردار نبوده و در حاشیه بحث ها قرار دارد.

۴- کشور قطر کاملاً با آمریکا متحد است و پاکستان با پیشنهاد امتیاز های تشویقی آمریکا از طرح واشنگتن حمایت می نماید، ترکیه از حمایت کامل هر سه کشور در جریان کنفرانس برخوردارست.

۵- تا این لحظه که من این یادداشت را می نویسم، سازمان ملل متحد موافقت نکرده است که حتی توافق کابل را با آجندا کنفرانس استانبول داشته باشد.

بدتر از آن اینکه لیست مدعوین کنفرانس استانبول توسط سازمان ملل متحد انتخاب و دعوت نامه ها هم توسط نمایندگی سازمان ملل متحد به افراد فرستاده می شود.

لیست اشتراک کننده ها با مشورت آمریکا، پاکستان، قطر  و سازمان ملل متحد تهیه شده است و افغانستان نقشی در آن ندارد.

۶- دیروز زلمی خلیل زاد تلویحاً به ریاست هیئت افغانستان در دوحه گفته است، که من با طرح پیشنهادی آمریکا توافق هشتاد درصدی سیاستمداران کابل را گرفته ام، اما معلوم نیست که این سیاستمداران چه کسانی می باشند؟

زلمی خلیل زاد در دوحه از هم اکنون با فشار سیاسی و اقتدار تمام سعی دارد، موافقت هئیت کابل را با اصل پیشنهادی «شورای عالی فقه اسلامی» طالبان فراهم آورد.


۷- کنفرانس ترکیه تعیین کننده و مهم است و انکارا تضمین های اساسی را برای فشار لازم جهت حل توافق صلح از کشور های: آمریکا، پاکستان، قطر و نهاد سازمان ملل متحد گرفته است.

با توجه به روابط سیاسی مناسب بین ترکیه و روسیه و همچنان تهران و انکارا، به نظر می رسد ترکیه ظرفیت بالقوه سیاسی را برای پایان دادن به توافق صلح داراست.


۸- متأسفانه هیئت کابل دارای طرح واحد و منسجم نیستند و در انتخاب نوع نظام آینده از هم اکنون اختلاف شدید بین اعضاء هیئت افغانستان پدید آمده است.

در حالیکه استانکزی به عنوان رییس هیئت خواهان نظام متمرکز ریاستی می باشد، تعدادی پرشماری از اعضاء دیگر هیئت کابل خواهان نظام غیر متمرکز با گزینه صدارت می باشند.


۹- از طرح طالبان کاملاً هویداست که آنها  نه تنها خواهان یک نظام متمرکز سیاسی هستند، بلکه از نظر مذهبی هم خواهان نظام مقتدر و مرکزی می باشند.

زمانیکه در استانبول بحث ساختار نظام مطرح گردد، روشن است که حکمتیار و حامدکرزی هم در صف نظام متمرکز قرار خواهند گرفت.

دکتر غنی اگر احساس کند که از درون نطام به او خیانت می شود و سیاستمداران دولتی که در این بیست سال از سفره نظام و دولت بهره برده اند و مال و منال و ثروت بی حد و حصر اندوخته اند؛ اکنون در کنار طرح خلیل زاد و طالبان ایستاده اند، ممکن است در یک چرخش ناگهانی تسلیم طرح نهانی طالبان گردد و بستر سقوط بسیاری از شهر های مهم را فراهم آورد.

۱۰- هرچند همواره سازمان ملل متحد، ناتو، اروپا و آمریکا تأکید بر حفظ ساختار های نظامی و امنیتی کشور دارند و ظاهراً برای جلوگیری از فروپاشی نهاد های امنیتی و نظامی با طالبان نیز روشن صحبت نموده اند، اما با توجه عدم صداقت طالبان و برنامه های خصمانه ای پاکستان و سایر بازیگران منطقه یی، دشوارست که اطمینان داشته باشیم در صورت تغییر سیاسی، این نهاد ها بتوانند انسجام و استحکام خود را حفظ نمایند.