-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ فروردین ۲۵, چهارشنبه

انحراف سفارشی «قانون پوه» از صراط حقوقی



آقای سرور دانش، فعلاْ مجال تمرکز برشرح مستدل تاریخ سیاسی و حقوقی نیست. دم نقد، شما درجمهوری شاهی اشرف غنی ازنظرشکل و محتوای مراتب اداره، درجه چندم هستید؟



سروردانش درسند رسمی موسوم به حقوق اساسی افغانستان، برگ ۲۹۴ به قلم خودش می نویسد:

به خوبی به خاطر دارم که درتاریخ ۲۵ سنبله ۱۳۸۲ از طرف رئیس کمیسیون جناب شهرانی صاحب مؤظف شدم که نامه ای را به مقام ریاست دولت تدوین کنم تا با امضای ایشان فرستاده شود.

خلاصه آقای دانش می گوید: همه گی تاکید داشتند برین که درساختار باید پست صدارت نیز درنظر گرفته شود. درسال ۸۲تقریباً ۴ طرح درین باره مسوده گردید.

۱. صدراعظم از طرف رئیس جمهور به منظور اخذ رأی اعتماد به شورا معرفی می گردد. درصورتی که شورا دو بارآن را رد کند، رئیس جمهور بار سوم می تواند شورا را منحل کند.

۲. صدراعظم از طرف رئیس جمهور به منظور اخذ رأی اعتماد به شورا معرفی می گردد و اگر شورا موافق نباشد، درظرف سه روز، صدراعظم مورد نظر خود را به رئیس جمهور معرفی می کند و درغیرآن، شخصی که از طرف رئیس جمهور مؤظف گردیده به این مقام مقرر می گردد.

۳. صدراعظم از طرف رئیس جمهور، بدون اخذ رأی اعتماد تعیین می گردد و سایر اعضای حکومت با پیشنهاد صدراعظم از طرف رئیس جمهور منظور می شوند. 

۴. صدراعظم از طرف رئیس جمهور به منظور اخذ رأی اعتماد به شورا معرفی می گردد و اگر شورا رأی اعتماد ندهد، رئیس جمهور شخص دیگری را به این منظور معرفی می کند و اگر بار دوم هم رأی اعتماد داده نشود، در دفعه سوم، رئیس جمهور شخص دیگری را بدون اخذ رأی به این مقام مقرر می کند. 

سپس، در فصل پیشینه دولت ونظام حقوق اساسی درافغانستان برگ ۲۹۵، مساله را این طور جمع بندی می کند:

اصل ماده ۷۱ در مسودۀ کمیسیون تسوید قانون اساسی چنین مرقوم شده بود: حکومت عالی ترین ارگان اجرایی دولت جمهوری اسلامی افغانستان می باشد. حکومت متشکل است از صدراعظم، معاون صدراعظم ووزراء. صدراعظم، رئیس حکومت ووزراء اعضای حکومت می باشند.

سروردانش درنتیجه گیری می نویسد: امروز ( ۱۳۹۵) بعد از تقریباً یک دهه از تجربۀ ساختار فعلی، شاید بتوان گفت که پیشنهاد کمیسیون به جا بوده است؛ زیرا با حفظ نظام نیمه ریاستی ورئیس جمهور منتخب، می توان برای ادارۀ امور اجرایی حکومت، در رأس حکومت، صدراعظم را درنظر گرفت تا هم بار سنگین ناشی از وظایف وصلاحیت های بسیار وسیع و درعین حال بسیار مهم ریاست جمهوری، سبک تر شود.

حالا ( حمل سال ۱۴۰۰) این ساز نو را به میل اشرف غنی و استمراراردوگاه استبداد سنتی سُر کرده است:

نظام کامل پارلمانی با توجه به مساعد نبودن بستر نظام حزبی فراگیر، زمینه تطبیق آن فراهم نیست. چنان که در گذشته های تاریخ سیاسی افغانستان نیز نظام پارلمانی موفق نبوده است.

 این طرح در حقیقت تقسیم قدرت بین دو قوم است که به نام نظام صدارتی یا پارلمانی و در لفافه تمرکز زدایی ارائه شده و یکی را مستحق ریاست جمهوری و دیگری را مستحق صدراعظمی دانسته است. مگر نه این است که در طول سالیان اخیر کسانی که شعار صدر اعظمی می دادند و می دهند، در حقیقت جامه مفشن این مقام را برای قوم خاصی دوخته اند؟ 

و در این صورت تکلیف دیگر اقوام چه می شود؟ اقوام دیگر در این طرح به درجه ۳ و ۴ و ... تنزل داده شده اند. 

ادعای تقسیم بندی قومی ناگهان از کجا آمد؟ 

مصدراین تحریکات «سیاسی» غیراز غنی چی کسی است؟ این چه حکمتی است که یک «قانون پوه» نرم گردن، که هماره از حقوق اساسی افراد دم زده، دریک چرخش به عقب، همه دست آورد های نوشتاری خود را درآتش نفاق اندازی قومی پرتاب می کند؟ قانون پوه وضاحت بدهد که درکجای طرح جدید صلح آمده است که پشتون رئیس جمهور و تاجک صدراعظم باشد؟

گرمبنای عملی را محک قرار دهیم، سروردانش درسالیانی که مجری وتابع دستورات قانون ستیزانۀ غنی بوده، چقدر از صلاحیت های نظام ریاستی برخوردار بوده است؟ آقای دانش، شما درجمهوری شاهی اشرف غنی ازنظرشکل ومحتوای اداره، درجه چندم هستید؟