-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ اردیبهشت ۵, یکشنبه

فرار داکتر نجیبالله تکرار نمی گردد


 خروج تا خروج- چی تفاوت هایی میان خروج شوروی و خروج امریکا از افغانستان وجود دارد؟

سلطان احمد بهین



امروز وقتی از خروج قوای امریکا از افغانستان بحث میشود، برای بسیاری از ما این سوال وجود دارد که ایا پیامد های خروج امریکا همان خواهد بود که پس از خروج قوای شوروی اتفاق افتید؟ قابل یاد اوری است که پس از خروج قوای شوروی، حکومت داکتر نجیب الله سه سال ادامه یافت و در نهایت بدلیل اختلاف درونی و قطع حمایت مادی شوروی و فدراسیون روسیه فرو پاشید. این نظام شکست نخورد، فرو پاشید.

چی تفاوت های میان این دو خروج و جود دارد:

1- اتحاد شوروی بیشتر در نتیجه نا توانی اقتصادی و بار سنگین جنگ در افغانستان، حمایت بیهوده از کشور های ارو پای شرقی و مسابقه تسلیحاتی با ایالات متحده ،به زانو در امد و گربا چف جنگ افغانستان را" زخم خونین "خواند که راه علاج ،قطع انست

ایالات متحده تا هنوز قدرت در جه یگ اقتصادی جهان با رشد سالیانه 4.5 در صد میباشد. با انکه فدراسیون روسیه و جمهوری مردم چین با رشد سریع نظامی و اقتصادی، امریکا رامیتوانند  به چالش بکشند اما تا هنوز اقتصاد امریکا توانایی کامل مصارف  نظامی اش را دارد

2- فدراسیون روسیه که جانشین اتحاد شوروی گردید، سیاست متفاوت از شوروی را تعقیب میورزید. یلسن،  رئیس جمهوری فدراسیون روسیه همرا با همتاهای او کراینی  و بلا روس خویش ،سند نابودی شوروی را امضا کردند که حامی ایدیالوژیک حکومت ببرک کارمل و سپس نجیب الله در افغانستان بود. فدراسیون روسیه که از حمایت ارو پای شرقی دست کشید دلیلی برای حمایت از نجیب الله را نداشت. بر علاه روسیه دیگر توانایی دیپلو ماتیک نداشت تا حمایت بین المللی را برای نجیب الله جلب کند

در ایالات متحده، تصمیم بر خروج قبل از حکومت فعلی و در زمان رقیب سرسخت انتخاباتی اش، دونالد ترمپ گرفته شده بود. این بدان معنی است که تداوم سیاست خارجی یک اصل اجتناب ناپذیر برای هر حزب است که بر سر قدرت باشد. ایالات متحده ، بر خلاف فدراسیون روسیه از همان اهداف در افغانستان حمایت میکند، که در و جود ساختار کنونی قابل پیگیری است. مزید بر ان ایالات متحده از توانایی بسیار بلند دیپلوماتیک و حمایت بین المللی برخوردار است و میتواند علیه هر گروه، داخل اقدام شود که منافع انرا متضرر سازند. وقتی داعش پس از خروج نیرو های امریکایی، بخش های زیاد از عراق و سوریه را تصرف کرد، امریکا بدون استیذان بر گشت و داعش را از عراق راند. 

ایالات متحده برخلاف روسیه که در انزمان بیشتر به مسایل داخلی اش مصروف گشت، بعنوان یگ قدرت بزرگ جهانی منافع معین در منطقه و رقبای بالقوه ماند روسیه، چین و دشمنان مانند ایران و هم چنان گروه های تروریستی منطقوی  و بین المللی دارد که نمیتواند بسادگی ازکنار ان بگذرد.

3- حکومت داکتر نجیب الله توسط یگ حزب بزرگ که همه سطوح جامعه، نظامی ، امنیتی و سیاسی را در دست داشت، اداره میشد. اختلاف درونی در حزب و تلاش ها برای کودتا های گوناگون، سبب چند دستگی در حزب و همه عرصه های مختلف از جمله نیرو های مسلح شد که در پایان کار، به گرو های دشمن مورد نظر خودشان پیوستند ،و نظام فرو پاشید.

دولت کنونی افغانستان توسط حزب سیا سی اداره نمیشود. اهرم اقتصادی بدست افراد معین است که برای حفظ ان ، منافع شخصی دارند. مزید بر نیرو های مسلح رسمی، ملیشه های اشخاص قدرتمند، برای حیات شان نیاز به مقاومت دارند. مخالفین دولت، گروه طالبان، هم منسجم نیستند و تصویر بسیار منفی در جامعه  ای دارند که در بیست سال گذشته از ازادی ، تحصیل و کار خانم ها ، لذت برده است و میتوانند نیروی بزرگ مقاومت در برابر غصب کامل قدرت بوسیله طالبان گردند. 

اما نباید این حقیقت را فراموش کرد که اردوی ملی برخلاف اردوی داکتر نجیب، اردوی است که در برابرپول خدمت مینماید. حس وطنپرستی ذاتی است اما جنگ انگیزه می خواهد که کمتر در نیرو های این طرف و جود دارد.

در حالیکه رهبران کنونی و مقامات ارشد ان از امتیازات چندین برابرنظامی های خط اول جنگ بر خوردار اند و فامیل ها و فرزندان شان در غرب زندگی میکنند و این باور تقریبا همگانی است که وقتی انها شهروندی غرب را دارند و در برابربیرق ان کشور ها سوگند وفاداری یاد کرده اند ، احتمالا در روز های دشوار دو باره به لانه های شان بر میگردند و مردم و نظامیان فداکار را رها میکنند. باید مطمن شد که فرار داکتر نجیبالله تکرار نمی گردد.