-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ خرداد ۱۰, دوشنبه

حکمتیار: طالب با سیاف و امرالله مصالحه ندارد!

 شورای عالی دولت ساخت حکمتیار چرا فروپاشید؟

گزارش رسیده است که در نشست خصوصی میان غنی و حکمتیار در منزل حامد کرزی  توافق شده بود که در شورای عالی دولت  فقط هشت جناح عضویت داشت باشند.

غنی، حکمتیار، کرزی، طالبان، دوستم، خلیلی ، ربانی و فاطمه گیلانی کسانی بودند که در مورد عضویت شان توافق صورت گرفته بود.

براساس یافته های گزارشنامه افغانستان حکمتیار درجلسه ارگ اکیداً گفته بود که بودن سیاف، عبدالله و امرالله در شورای عالی دولت  باعث می‌شود که طالبان به صلح تن درندهند. سوال اساسی این است که صلح طالبان + حکمتیار ازچه نوع صلحی خواهد بود که هیچ کس درهیچ زمان و درهیچ مکانی آن را شاهد نبوده  است!

پس از این که لست بیست نفری اعضای شورای عالی دولت اعلان گردید، حکمتیار هر یک روز در میان  کنفرانس مطبوعاتی می‌دهد و غیر مستقیم  خواسته هایش را بیان مینمآید. لست مطرح شده از جانب حکمتیار  مورد تایید پاکستان است.

جانب مقابل این طرح نیز  آماده گی برای مذاکرات صلح و یا شروع فصل دیگر جنگ را گرفته اند.

در این جبهه برعلاوه  افراد یاد شده  احمد مسعود، عطامحمدنور،  مارشال دوستم، محقق، اسماعیل خان، بسم الله خان، امان الله گذر ، سروردانش ، رحمت الله نبیل ، حمدالله محب و فوزیه کوفی عضویت دارند و گفته می‌شود که رابطه شان با هندوستان نزدیک تر است.

فسخ پروگرام اتحاد ارگ و حکمتیار/ تاکتیک های جمهوری سه نفره

 حکمتیار، بسیارعرق ریزی داشت که خودش را در باشگاه ویژۀ فضلی، محب و امرالله جا بزند؛ اما گزارش ها می رسانند که اشرف غنی زیر قول شفاهی خود زده است. حکمتیار نشست خبری بنا کرد و از نقض تعهدات اشرف غنی گلایه سر داد. حال آن که اشرف غنی هیچ تعهد نوشتاری را درین زمینه امضاء نکرده است.

علت این که حکمتیار چند قدم بیشتر به داخل اردوگاه ارگ راه داده شده بود، ترس اشرف غنی از موقف گیری فعال سیاسی و نظامی احمد مسعود است که بیم آن می رود بیعت و هم پیوندی با وی در ولایات عمده اعلام شود. حکمتیار هم غنی را ازین مساله ترسانده بود و هم خودش را به حیث یک نیروی قهار بازدارنده در برابر قوای مقاومت ملی معرفی کرده بود. او خواستار منابع عظیم مالی از حکومت شده تا در وضع الجیش های بغلان و کندز عرض وجود کند. پروگرام اکنون فسخ شده است. اعضای جمهوری سه نفره ارزیابی کرده اند که حکمتیار از نظر نظامی درحد یک کندک رزمی اردوی ملی هم قوه دراختیار ندارد. تجربه نشان داده است هرگاه حکمتیار درهر حکومتی برای خود جای پایی باز کند، حکومت و نظام فرومی پاشد.

شورای عالی دولت! یعنی چی!؟


احمد ولی مسعود

 راه نجات کشور، در چسپیدن به قدرت نیست، بلکه در گذشت از قدرت است.

۲۰ سال ناکامی افغانستان، ثمرهٔ بازی قدرت میان چند شخص معین میباشد. به قول خبرنگار به داکتر عبدالله، کشور از همان‌جا که آغاز کرده بود، دوباره به همانجا رسید، یعنی نقطهٔ صفری.

حالا میگویند شورای عالی دولت می سازند. تعریف و هدف این شورا میان مشورتی، تصمیم گیری، وحدت ملی و صلح، سردرگم میباشد. چون صداقت وجود ندارد، مطمئن نیستند برای چه است؟ اونهم در محور داکتر غنی و پس از یکسال تأخیر!

کجا شد حاصل موافقتنامهٔ سیاسی دو نفرهٔ حکومت وحدت ملی قلابی شش ساله؟ چه شد قانونمند سازی صدارت در ساختار نظام که ملیون ها رأی برایش داده بودند؟ به جز تقسیم میکانیکی چوکی میان دو نفر، دعوا بالای معاش و‌مشاور و غوغا برای هیچ، کدام مفاد آن برای مردم عملی گردید؟ مگر هفت سال حکومت داری دو نفره برای هفت نسل کافی نیست تا دیگر مردم امیدی نداشته باشند؟ حساب سیاسیون امتیاز طلب، مشاورین معاش بگیر و مأمورین معذور از خواست مردم جداست.

مانند کف دست میدانم که این شورا سازی ها یک بار دیگر برای ماندن در بازی قدرت به هر قیمت ممکن آغاز گردیده است. اقدامات عوام فریبانه ای که فقط رنج مردم را طولانی تر میسازد.

اگر به وطن صادق استند، وقتش رسیده است تا قدرت را به یک نهاد بی طرف متشکل از شخصیت های با اعتبار اقوام انتقال دهند تا صلح حاکم گردد. سپس چانس خود را در یک آزمون شفاف و عادلانه امتحان کنند، نه با زور و زر خارجی، فساد و تقلبات خاینانهٔ داخلی، پول های اوپراتیفی دولتی.

ولو که پروای قضاوت وجدانی، مردم و تاریخ را ندارند، که ندارند، ولی قطعآ نگران پاسخگویی نزد خدایی باشند که آگاه درون آدمیان میباشد.

«اودُرزاده ها» درارگ شرکت سهامی ساختند


تمثیل جمهوریت در اختلاط سه نفره/ آن هم درغیاب طالبان و نیروی ضد طالبان

 گلبدین حکمتیار می گوید که با اشرف غنی و حامد کرزی، روی یک «توافق صلح» به توافق رسیده بود؛ اما غنی آن را اعلام نکرد.

به گفته او «حکومتی مرکب از تمامی افراد قابل قبول برای تمام جناح‌های تاثیر گذار» بوده است. البته به شکل شرکت سهامی.

جالب است که حکمتیار حکومت تشکیل یافته دریک اتاق را « انتقالی کوتاه مدت، غیرائتلافی و قابل قبول برای همه» نامیده که از «سابقۀ نیک»!!» تشکیل شده باشد. حکومت روی کاغذ، درغیاب دشمن مهیبی به نام طالب،  « انتخاباتی برای تعیین رئیس جمهور، پارلمان و شوراهای محلی» را هم درسند خود گنجانیده است. همه ای این بازی ها، یک هدف دارد: یا حفظ ارگ برای چند نفر، یا فروپاشی همه کس درهمه جا.

درآن نشست «اودُرزاده ها» هیچ اشتها نداشته اند. چنان که پیش خود تصمیم گرفته اند که تمامی زندانیان مربوط به حزب اسلامی و گروه طالبان رها شوند. و « حذف نام‌ افغانها» از فهرست سیاه آمریکا وسپس آتش بس دایمی دراولویت بوده است.

حکمتیاریک نکته را فراموش کرده که اشرف غنی کج مدارتر و انحصارتر از اوست. او معاون خود را درجلسه اجازۀ حضور نمی دهد، به حکمتیار چه گفته لک بخشی کند؟

پی نوشت: مرحوم دکترعبدالقیوم خان عموی احمد ظاهردرنامه هایی که به پدراحمد ظاهر می نوشت، اصطلاح « اودُرزاده ها» را در مورد هاشم خان، داود خان، شاه ولی خان، شاه محمود خان و نعیم خان به کار برده بود. او گفته بود تا زمانی که این اودرزاده ها سرکار باشند؛ افغانستان روی ترقی وسعادت را نخواهد دید. 


۱۴۰۰ خرداد ۹, یکشنبه

طالبان در دور اول جنگ فتوحاتی می داشته باشند

 تحلیل فرماندهان مجرب جنگ که به گزارشنامه افغانستان شریک شده، نشان می دهد که بلافاصله بعد از صفر شدن تعداد عساکر خارجی درافغانستان، دایرۀ جنگ وسیع شده و در دور نخست احتمال بالادستی طالبان بیشتر خواهد بود و مدتی توازن جنگ در محورهای اساسی به نفع آنان رونما خواهد شد. درین حال صف آرایی جامعه جهانی درشمال به ویژه درآوردگاه پنجشیر نیز مشهود است و تغییرات نظامی وآماده گی های دفاعی گسترده یی درحال انجام است. بررسی ها مشعر اند که رزمنده گان دفاع از مدنیت افغانستان عمدتاً جوانانی با انگیزه و شورجنگی قوی هستند که هم درقطعات نظامی جنگیده و هم نسبت به نسل قبلی در مقاومت اول از بیداری و قاطعیت چند برابر برخوردارند. 

خطر واگذاری ولسوالی ها به شبکه حقانی وطالبان احمدزایی


اطلاع واصله از منبع معتبر به گزارشنامه افغانستان مشعر است که ارکان جمهوری سه نفره پلان دارد ظرف هفته های آینده 70 ولسوالی را به شبکه حقانی و طالبان احمدزایی تحویل دهند. روابط حمدالله محب با شبکه حقانی برقرار است و 5 ولسوالی اخیراً تحت نام «عقب نشینی تاکتیکی» و ظاهراً « پس ازجنگ شدید» براساس یک پروتوکول با طالبان غلزایی سقوط داده شده و در نتیجه ولسوالی ها با تمام وسایل حربی به تصرف طالبان رفته است.

شدت اختلافات بین غلزایی و درانی، هم درحکومت کابل و هم درتشکیلات طالبان بسیار شدید شده است و تحریکات درصف طالبان با این شعار « درانیان - تاجیکان» گسترده تراست. گزارش می افزاید که امکان واگذاری مناطق استراتیژیک در شمال و شرق وجود دارد. درگزارش قید شده که پاکستان به گروه اشرف غنی وحلقه احمدزایی طالب سرسازگاری ندارد و آنان را بخشی از جریان هند می داند. 

همزمان، نشانه هایی از اقدام مشترک جهانی برای جلوگیری از سقوط ناگهانی کابل به دست طالبان و حکومت غنی مشهود است.


شادروان دکتر نجیب و امیتاب بچن

         
   روایات زنده‌‌گی من، بخش ۱۰۲

            نسل جوان بخوانند      

           محمدعثمان نجیب 



بدون سقوط غنی، طالب قوی تردرصحنه می ماند

 طالب را به حدی موقع داده و ازهر طرف تشویق کرده و روحیه بخشیده اند که سر از پا نمی شناسند. این نشئه دروغین درصحنۀ نبردهای فیصله کن دریک یا چند محور از سرشان می پرد. تنور جنگ اصلی هنوز داغ نشده، همه جوانب سرگرم هیزم ریزی و تهیۀ هیزم ذخیره هستند. طالب ازنظر احساس وعواطف، افکار و عمل کرد خود، ( برخلاف تصورشایع) مثل آن است که دریک کشور و زمین بیگانه می جنگند. اکثریت آنان درپاکستان کلان شده و پدرو مادر و بسته گان شان را کسی نمی شناسد. ماشین تولید جنگجویان این چنینی درپاکستان همیشه کار می کند. اما خطر جنگ هیچ گاه به آنسوی سرحد برده نشده؛ هیچ کسی نگذاشته چنین شود؛ دولت های پشتونی این سوی سرحد، با ازبک وهزاره و تاجک یخن به یخن است. امریکا هم نمی گذاشت.

ازین پس چی می شود؟ می توانم بگویم که طالبان و پاکستان باید منتظر یک ضد حملۀ گسترده و چند طرفه از سوی محورهای اطلاعاتی رقیب باشند. سوال بعدی این است که آیا نیروهای طالبان، بعد ازین بخشی از نیروهای محلی امریکا و ناتو خواهند بود یا آن که مخارج آنان تنها به دوش پاکستان می افتد. درهر دوحالت، جبهه مقاومت ملی افغانستان فراگیرخواهد شد. نسل نو، روحیۀ قدرتمندی درطالب کوبی وضدیت با این ماشین کشتار دارند. مشکل دیگر این است که دولت غنی به نام جمهوری، راه را بند انداخته. هم خودش طالب است و هم ضد طالب. درنتیجه، هم هدف جنگی برای طالبان است وهم دست مقاومت گران دریخنش است. این باید سقوط کند تا راه صاف شود که ما باید چی کنیم.

با طالب مذاکره کردند؛ با حماس نمی کنند!


طالبان هزاران امریکایی وخارجی را کشته اند؛ اما حماس یک خارجی یا امریکایی را نه کشته است. 

 منبع: القدس العربی 


خیزش های مردمی در شمالی از کلکان آغاز شد

مردم ولسوالی کلکان به روز شنبه  به ولسوال  حکومت غنی و قومندان امنیه آن  اجازه ورود به دفاتر شان را ندادند.

برای چندمین بار است که مردم کلکان علیه ولسوال فعلی آن شهرستان دست به اعتراض زدند و خواستار این شدند که ولسوال و قومندان امنیه شان باید از شمالی باشد.

چندی قبل در پیوند به دزدی شدن ده ها بوجی آرد و مواد کمکی باشندگان کلکان خواهان برکناری عبدالغفور پوپلزی ولسوال کلکان شده بودند. غفور پوپلزی که از تندروهای مشکوک است به حمایت حلقات لجوج محافظه کار در این شهرستان  مقرر شده تا به مثل ولسوال شکردره  صد ها تن از نواقل را در کلکان جابه جا نماید.


۱۴۰۰ خرداد ۸, شنبه

یک دیگرخود را تکفیر می کنند

 علم‌الهدی: تحریم کنندگان ( اشاره به احمدی نژاد و لاریجانی) مسلمان نیستند.

آخوند علم‌الهدی، نماینده خامنه ای در مشهد و پدر همسر ابراهیم رئیسی، مهم‌ترین نامزد سیرک انتخاباتی رهبر جمهوری اسلامی اعلام کرد کسانی که در انتخابات شرکت نمی کنند «مسلمان نیستند».

امام جمعه مشهد، شرکت در این دور از انتخابات را به مثابه «اهتمام به امور مسلمین» در حدیث منسوب به پیامبر اسلام تلقی کرده و نتیجه گرفته که هرکس در این انتخابات شرکت نکند «مسلمان نیست»

علم الهدی در حکم «تکفیر» تحریم‌کنندگان انتخابات به حدیثی از کتاب «اصول کافی» کُلینی منسوب به پیامبر اسلام، استناد کرد و گفت:پیامبر می گوید کسانی که به امور مسلمانان اهمیت ندهند، مسلمان نیستند.

وی افزود: «این حرف پیامبر حرف بزرگی است چرا که پیامبر مبعوث از طرف خدا این حرف را می‌زند و می‌فرماید اگر به امور مسلمانان اهتمام نورزید مسلمان نیستید، نمی‌فرماید مومن نیستید، یعنی کسی که نماز و نافله می‌خواند و روزه و دعا و توسل دارد اما کاری به سرنوشت اجتماعی و سیاسی مسلمین ندارد مسلمان نیست و طبق این روایت (که مورد قبول شیعه و سنی است)، شهادتین و کل اعمالش باطل است.»

فرید ته ینج، ناف فساد در وزارت اموراجتماعی


سمیر، مشاورمعین امور کار در وزارت امور اجتماعی به کانادا گریخت!


داود تره خیل قاتل معترضان «رستاخیزتغییر»

 عطا نور مجبور است که در تالاری مفشن روی شانه قاتل فعالان مدنی رستاخیز چپن بیاندازد. مشارالیه اکنون از دور رقابت با مارشال دوستم و احمد مسعود خارج شده و رقابت معکوس و مثبت!! برای بقا ( به هرطریق ممکن) با امرالله صالح را شروع کرده است. وی اکنون مدعی است که بیرق جمیعت اسلامی ( دورۀ جهاد) بیرق ملی افغانستان است! او فکر می کند که محافظه کاران از موضع گیری اش خوشحال می شوند. مرتکب شدن اشتباه سیاسی کار آسان است؛ اما جبران آن سخت است.

نکته یی دیگرمرتبط به داود تره خیل:
محمد علم ایزد یارمعاون مجلس سنا درشرح حادثۀ قتل پسرش سالم ایزدیار دربرنامه حسنا رحیمی درتلویزیون طلوع، اصلاً از داود تره خیل، گل نبی احمدزی و جنرال اختر درکشتن سالم ایزد یار و دیگرفعالان رستاخیز نام نمی برد. چهارسال تمام، جمهوری سه نفره از پیگرد پروندۀ قتل تحاشی می جوید و می گوید مشغول تحقیق هستیم!
همه چیز روشن است؛ چیزی هم پنهان نیست. ایزدیار از چی می ترسد؟ مطمئن باشد که کسی او را از مجلس سنا معزول نمی تواند و خانه یی را که درترکیه خریده است را کسی از او نمی گیرد.

امرالله صالح معنای گفتمان ملی را نمی فهمد

 

کاوه جبران

امرالله‌خان صالح نگرانی بزرگی دارند. این‌که بازنمایی گفتمان ملی افغانی در نظام آموزش و کتب معارف بسیار کمرنگ است. با این تأکید که حفظ مفاخر محلی ارزشمندند اما نه در آن حد که مفاخر ملی را متأثر کند، ایشان می‌پندارند که باید توجه جدی برای پررنگ‌کردن گفتمان ملی افغانی در نصاب درسی صورت بگیرد و ظاهراً برای اجرای این مأمول، به سرپرست وزارت معارف هم وظیفه سپرده‌‌اند. بندهٔ قاصر اما فکر می‌کنم که جناب امرالله‌خان گرفتار نوستالژی عصر خاندان یحیا و کارنامهٔ محمدگل‌خان مومند است: ملی‌سازی به طریق زور و از بالا به پایین، آن‌هم به شدیدترین شکل ممکنش.

به رغم نقدهای بسیار، نصاب درسی و کتاب‌های آموزشی پر است از اساطیر و افسانه‌های افغانی، توزیع شناس‌نامه‌های الکترونیکی و افغانی‌سازی اقوام در نظم اداری کماکان جاری است، سرود ملی، زبان ملی، پرچم ملی، پول ملی و... همه خالصانه افغانی‌اند. هیچ‌چیز غیرافغانی در این کشور وجود ندارد. پروژهٔ افغانی‌سازی به جز در نیمهٔ نخست دههٔ هفتاد شمسی هیچ وقفه‌یی نداشته است. 

از زمان تأسیس این کشور در ۱۸۸۰ تا اکنون پروژهٔ افغانی‌سازی به درجات متفاوتی اجرایی شده است. اگر یک گراف فرضی این روند را ترسیم کنیم، نقطهٔ حضیض آن نیمهٔ نخست دههٔ هفتاد شمسی، و نقطهٔ اوج آن دههٔ بیست شمسی خواهد بود. در بقیه دهه‌ها در طول این صدوچند سال، پروژهٔ افغانی‌سازی سیر نرمال خود را سپری کرده است. آن‌چه امرالله‌خان را نگران می‌کند همین نکته است که چرا نمی‌توان این روند را در اوج نگه‌داشت و چرا پروژهٔ افغانی‌سازی به شکل اعلایش به اتمام نمی‌رسد؟

اگر چنین نباشد باید فرض دیگری را پیش کشید: این‌که جناب امرالله‌خان یا معنای گفتمان ملی افغانی را نمی‌فهمد، یا با نصاب درسی وزارت معارف کاملاً بیگانه است.

رهبربلوچ براساس توطئه شورای امنیت ملی ترور شده است


از سرجمع انکشافات اعلام ناشدۀ اخیربین جمهوری سه نفره و حکومت پاکستان این طورفهمیده می شود که ‏عبدالنبی بنگلزی، یکی از رهبر جدایی‌طلبان بلوچ پاکستان (BLA) ساکن قندهار براساس یک جور آمد و امتیازدهی به پاکستان ترور شده است.

سازمان امنیت ملی افغانستان به آسانی می تواند هر رهبر طالب را درکویته، پشاور یا کراچی حذف کند؛ اما تا کنون هیچ اقدامی درین باره صورت نگرفته است.


فتنه دیگر بر سر راه مردم شمالی


شمالی بی صاحب شده است.

سال قبل وزارت اقوام و قبایل نزدیک به دو هزارخانواده را به نام مهاجرین در شکردره جای به جای کرد و زمین های دولتی را برای شان توزیع نمودند که بعدها معلوم شد که پشتون های آن سوی سرحد هستند.

حالا به شیوه دیگر می‌خواهند پنج هزار جریب زمین دولتی را به نام شهرک مهاجرین به ناقلین مدرن(بنام مهاجر) توزیع نمآیند تا کمربند قومی شان برای جلوگیری از نفوذ مردم شمالی بالاي پایتخت محکم گردد.

هدف پنهانی دیگر این جابه جا کردن های پشتون ها در شمالی  تقویت جبهه طالبان است که هم اکنون در همه شمالی به ویژه شکردره و قره باغ در همه قریه های پشتون نشین  طالبان نفوذ دارند.

ولسوال شکردره که سرپرست است در این ولسوالی  به شدت به حمایت والی کابل  نقشه های آشوب گرانه را در این ولسوالی تطبیق می‌کند و لی شورای کوهدامن در برابر این فعالیت های دولت سکوت کرده و نسل جوان شمالی نیز مُهر سکوت بر لب زده اند، حتی همت نمی کنند تا شهرک قبایلی ها در جوار زیارت بابه حسین ابدال بروند.

۱۴۰۰ خرداد ۷, جمعه

جنگ درآقچه/ احمد ایشچی به طالبان پیوسته است

 جناب بکتاش خان فرزند احمد ایشچی حامی طالبان آقچه وکلای جوزجان موجود در پارلمان مخصوصا شما به هیچ وجه ازاهالی شرافتمند آقچه نمایندگی کرده نمیتوانید چون که با مردم وجغرافیه آقچه ومردم عزتمندش هیچ نوع بلدیت شناخت کافی ندارید.

دوما خبر دارید پدرتان آغای احمد ایشچی با قاریصاحب حفیظ که یکی از چهرهای برجسته طالبان درآقچه است ارتباط تنگا تنگ دارد وحتی برادر تان باتور ایشچی با قمندان گارد بابر برادرتان که بنام جنت گل است مسول تامین ارتباطات شمایان میباشد وحتی پدرتان می خواست توسط حلقات طالبان یک تانکر بم به شمول ۱۰ تن انتحاری راکه مستقیم ازکویته رهبری میشد به شبرغان آورده اشخاص مهم را ترور کند که به فضل خداموفق نشد.

من به عنوان یک تن از اهالی آقچه پدرتان را در قتل فرزندان آقچه مرحوم یوسف قمندان ومرحوم مرتاض قمندان وآق محمد قمندان واخلال نظم و امنیت آقچه متهم میدانم اگر خواهان سند باشید درحضورمطبوعات دراختیار تان قرار بدهم.

والسلام

 مولوی بحرالدین جوزجانی

زوال سیاسی عطا نور سرعت گرفته/ رقابت با امرالله برای رسیدن به اوج انزوا

عطا محمد نور پیشرفت به عقب را ادامه می دهد. وی واکنش ها وموضع گیری های خود را ازنظرزمان، گرایش افکارعامه و عینیت اجتماعی تنظیم نمی کند. بدون دقت درمفهوم نوع دولت فدرال، به شکل خط کشی وقومانده اعلام موضع می کند.


خروج امریکا یک دروغ، یک شوخی و دهن کجی به مردم افغانستان است

 قوای امریکایی و ناتو، دریک موقعیت تیت وپرک به شکل واحد های ویژه درحوزۀ افغانستان مستقرمی مانند؛ هدف این است که لجاجت طالبان را مهار کرده و مخارج بودوباش و عملیات سری و علنی نظامی را به کمتر از نیم ( دردورۀ حضورعساکریونیفورم دار) کاهش دهند. این نوعی مدیریت تجاری جنگ است که غیر از مردم افغانستان مابقی همه کشورهای جهان از ته و توی آن مطلع اند. تغییری که رونما شده این است که طالبان ازین پس در خط سیاست منطقه ای امریکا می جنگند و پاکستان هم مطابق پروتوکول ازین بابت پول مستمری خود را می گیرد.

سقوط کابل به اساس یک توطئه ناگهانی امریکا یا پاکستان مؤقتاً دور از تصور نیست؛ اما کابل جای و بستر و رویش گاه طالب نیست؛ یا رفته رفته هضم می شوند یا به وسیله نیروهای مقاومت تارومار می شوند. ما باید منتظر یک دوره جنگ های آزمایشی- فاتحانه طالب باشیم. اریستوکرات های غارتگر جهادی و تکنوکرات های بالذات خائن که درین دو دهه کارد را به استخوان مردم رسانده اند؛ از صحنه نا پدیدار می شوند. آنگاه مردم می ماند و طالبان که درنقش لشکرنیابتی پاکستان درمعادله حفظ می شوند.

چه خواهد شد؟ از هفت خوان نبردها برای بقا عبورخواهیم کرد؛ اما هرگز، هرگزو هرگز، دولت وهستی افغانستان دراختیارطالب و پاکستان نخواهد شد.

۱۴۰۰ خرداد ۶, پنجشنبه

این بیرق رسمی دولت اسلامی افغانستان بود نه بیرق کدام حزب و یا قوم

استاد عطا، مگربیرق دولتی را که ده سال تمام برای دفاع از آن درشمال جنگید؛ نمی شناسد!؟

پس از چهارده سال مبارزه مسلحانه علیه متجاوزین شوروی و رژیم دست نشانده شان، هنگامی که دولت اسلامی روی کارآمد، این بیرق را که در نخست در قسمت سپیدی آن کلمه متبرکه طیبه ( لااله الاالله محمد رسول الله) نوشته بود و بعداً لوگوی رسمی دولتی را در قسمت وسط آوردند، به عنوان بیرق دولتی به همه معرفی نمودند.

مبارزه دوران مقاومت هم زیر همین بیرق و از آدرس دولت اسلامی افغانستان صورت گرفت که هردو مرحله به هیچ عنوان  صفوف قومی و زبانی نبود.

در دوران مقاومت نیز بیرق رسمی دولت اسلامی، همین بود.

این درست است که جغرافیای مقاومت شمال کشور بود ولی هیچکدام از سران مقاومت  هیچگاه نگفتند و ننوشتند که جنگ شان قومی و منطقوی است علیه طالب ها. حالا هم این بیرق را در حد قوم و محل خاص تنزیل ندهید، چون این بیرق مربوط یک دوره پُرافتخار تاریخ معاصر کشورماست. ولی حالا بیرق رسمی و نام رسمی کشور تغیر کرد. نام رسمی کشور ما جمهوری اسلامی افغانستان است و رنگ بیرق نیز به جای رنگ سپید رنگ سرخ  جابه جا شد.


۱۴۰۰ خرداد ۵, چهارشنبه

دخترکان طرف کهنه شهر

قهار عاصی

اشاره: من وقهارعاصی با آن که هردو از پنجشیربودیم، درنیمۀ دوم دهۀ شصت، اختلاف سختی با هم داشتیم. او احمد ظاهرعرصه شعر بود. اختلاف دوره جوانی، عجیب است. من تازه از زندان هفت ساله بیرون آمده بودم. او مرا کمونیست شعله یی می گفت و من هم تندرو تر و کتاب زده تر از آن بودم که به بی تابی هایش پاسخ نگویم. هیهات زنده گی- مأمون

 كوچه هاي كهنه

كوچه‌ هاي طرف كهنه‌ي شهر

كوچه‌ها خاموش اند

كوچه‌ها دلگير اند

كوچه‌هاي طرف كهنه‌ي شهر

كوچه‌ها مثل گلوهاي شريف

التهابي و خشونت‌باراند

كوچه‌هاي طرف كهنه‌ي شهر

كوچه هاي طرف كهنه‌ي شهر

قصه‌هاي خونين

از چكش‌هاي بلند

جانب جاده ميوند روايت مي‌كنند

خاطر قيريي جاده

ديگر از زمزمه كاهگل خواجه صفا در حول است

كاسه برج آيتي از سالاريست

عشق را

از خرابات به چوك

پوست مي‌اندازد

كو چه‌ها خاموش اند

كهنه ديوار بلند كابل

نبض پغمان شهيد خود را

ترجمانيست ـــ سخن خون

و صدا، آزادي

ارغوان‌زار بهار كابل:

آه! صبر كن

عشقري مي‌آيد

بگذار، تا كه اين بر كه نيا شفته

تماشا كنمش

پهلوان از سفر حج مزار آمده

است

كوچه‌هاي طرف كهنه‌ي شهر

بستر مردم آواره و سرگردان اند

كه نه مي ميرند و نه به اميد دلي

مي‌بندند

كوچه‌هاي طرف كهنه‌ي شهر

كودكاني كوهي،

كودكاني همه فرياد به بازار تولد مي‌كنند

چقدر سخت سر اند

مادران طرف كهنه‌ي شهر

وقتي از بابت و يراني ده

و شهيدان به خون خفته‌ي شان

حرف‌هاي خود را

مي‌زنند آتش و شهري مي‌كنند

چقدر شيرين اند

دختران طرف كهنه‌ي شهر

و قتي از عشق سخن مي‌گويند

نازنينان همه با اشك قتغ مي‌سازند

گفتيني‌ها شان ‌را

از لب رود و كنار چشمه

چقدر بومي و آزا ده سر اند

طفلكان طرف كهنه‌ي شهر

وقتي از غرش توپ

جانب كوچه فرو مي‌ريزند


چرا احمد مسعود ازین ها روی گشتانده است؟


مسعود با چه رنج هایی برضد دشمن ایستاده بود و از دست این ها چی می کشید!

برگرفته از صفحه جنبش خونخواهی


غنی جز فرار راه دیگری ندارد

به این چند دلیل:

عنایت‌الله فرهمند معاون اول شورای عالی مصالحه‌ی ملی: تناسب قومی، مذهبی صلاحیت در تصمیم گیری و تعداد اعضای شورای عالی دولت در ایجاد این شورا در نظر گرفته نشده‌‌اند.

لطیف‌پدرام: خیلی از آدم‌ها در شورای عالی دولت افرادی هستند که در ارتشاء، سوء استفاده، اختلاس تا استبداد و قاچاق مواد مخدر مهتم اند و دست دارند.

طارق‌فرهادی مشاور قبلی ریاست جمهوری: از ۱۸ تن اعضای شورای عالی دولت ۱۵ تن آنها جیره خور ارگ هستند.

صلاح الدین ربانی: هر حرکتی زیر سایه اشرف غنی باشد در آن اشتراک نمی کنیم زیرا به منافع ملی نیست!

گلبدین حکمتیار: درشورای عالی دولت اشتراک نمی کنم.

تقدیرنجیب الله بر اشرف غنی تکرار می شود

امریکا وغرب سربازان شان را بیرون می کنند اما قراردادی های نظامی که بیشتر ازسربازان شان است، می مانند.

بینین سیوان نماینده سابق ملل متحد که طرح نجات دکترنجیب الله را تدوین کرده و شکست خورده بود؛ می گوید که اشرف غنی به سرنوشت دکترنجیب الله گرفتار خواهد آمد. وی درگفت وگو با دویچه وله دری گفت که نجیب الله حمایت شوروی و همکارانش را از دست داده بود؛ اینک اشرف غنی نیز درهمان موقعیت قرار گرفته است.

سیوان گفت که صلح از بیرون امری نا ممکن است و اساساً کدام طرح صلحی برای افغانستان دردسترس نیست. نیروهای غرب و ناتو درحال رفتن اند. جنگ سالاران به توافقات خود دلبسته اند. طالب خودش را برندۀ جنگ احساس می کند و طرحی برای صلح وجود ندارد. جنگ ها تشدید خواهند شد.

سیوان گفت که امریکا وغرب تنها سربازان ونظامیان اردوی خود را ازافغانستان بیرون می کشند اما دربارۀ قراردادی های نظامی خویش که تعداد شان فراتر از شمار نظامیان است؛ هیچ چیزی نمی گویند!


تذکر به «سایت همایون»

 تذکر به «سایت همایون»

طوری که مشاهده می شود سایت همایون برخی مطالب و گزارش ها را از صفحۀ «گزارشنامه افغانستان» رو برداری کرده و بیشتر موارد، بدون ذکر منبع نشر می کند. روش کار حرفه یی از یک اطلاع رسان می طلبد که مقرره ها و پروتوکول های مسلکی و اخلاقی را درنظر بگیرد. درحال حاضر، اکثرجوانان که به امور اطلاع رسانی هم چندان آشنایی ندارند، یاد گرفته اند که هنگام برداشتن مطلبی از یک رخنامه یا سایت، منبع اصلی را با امانت داری می نویسند و به اصل حرفه یی احترام می گذارند.

مسوول سایت همایون لابد مطلع است که ادامۀ تخلفات می تواند قابل پیگیری باشد. ( رزاق مأمون)

برگرداندن والی پادگانی از فاریاب وضع را بدتر می کند

 برگرداندن داود لغمانی به کابل، برخشم مارشال دوستم و جنبش ملی بیش از پیش دامن زده است. اکنون جمهوری سه نفره از مردم فاریاب از نظر حیثیتی انتقام می گیرد. یعنی، والی انتخابی فاریاب مطابق منظوری مارشال دوستم را به رسمیت نشاخته و نخواهد شناخت. با اعصاب شان بازی می کند تا سطح تنش آن قدر بالا برود که دست به اسلحه ببرند و زبان جمهوری سه نفره برای هراقدامات ضد ملی علیه مردم دراز شود. مارشال دوستم و فاریابی ها گاو را نیمه پوست کرده رها نمی کنند. زیرا بی حیثیت می شوند و طلسم مقاومت تاریخی می شکند.

پس چی می شود؟

نخست، جنبش ملی عملیات خود را تشدید کرده و در نیمه راه عقب نشینی نمی کند. ثانیاً ممکن است دیگرولایات به خیزش مشابه و رزمایش اراده برخیزند. چنان که خبرتازه مشعر است که مردم پروان، حکم اشرف غنی مرتبط با انتصاب هفت ولسوال را رد کرده وهمانند فاریاب و پنجشیر، خواهان برگزاری انتخابات محلی برای گزینش ولسوال ها شده اند.

هوس حکمتیار به تصاحب ارگ همچنان پوره نشده

 حکمتیار از شورای عالی دولت جدید سرپیچی کرده است. او درمعاملۀ سری دور اول با غنی، خواهشات زیادی مطرح کرده و علی الظاهر به اشرف غنی مقبول افتاده بود. بعداً آرایش رویارویی بین شبکه های مخفی کشورها، شورای عالی دولت گسترش یافت و حکمتیار چانس ورود فاتحانه به جنگ و قدرت را از دست داد.

حکمتیار درین هوس می سوزد که روزی همچو صاحب ارگ، بیانیه صادر کند و مجموعه افرادش درگردش پرسه بزنند وهرآن چه دلش بخواهد بگوید و انجام دهد. این آرزوی وی محقق نشده است. صرفاً گه گاه به ارگ به حیث مهمان داخل می شود؛ آن هم بعد از تلاشی وتفتیش! این همه روزگار سیاه را چی کسی به سر حکمتیار آورده است؟

دوچیز؛ بی حوصله و تشدد غیرمنطقی خودش، و سیاست و جنگ خردورزانه و تاریخی شادوران احمد شاه مسعود.

به جای دکترفضلی، غلام محمد اسحق زی انتخاب شده

 غلام محمد اسحق زی به حیث سفیر در نماینده گی دایمی افغانستان در ملل متحد مقرر می‌شود.

اسحق زی از درانی های معتدل و کارمند ملل متحد در کشورهای متعدد بوده که میانۀ خوب با حنیف اتمر ندارد.

حنیف اتمربه غنی قناعت داده بود تا داکتر فضلی را به نیویارک درمقام سفیر بفرستد تا یک حاجب دربار از ارگ کم شود ولی قبل از برگشت اتمر از سفر لبنان  تیم اداره امور  رئیس جمهور را وادار کردند تا حکم سفارت غلام محمد اسحق زی را صادر نمایند.

اختلافات میان فضلی و اتمر شدیدتر شده روان است و فضلی  به رئیس جمهور مشوره داده تا در وزارت خارجه  تمام مقرری های  دوسال اخیر اتمر را بازنگری و یک تعداد زیاد شان را ختم وظیفه نمایند.

هم چنان فضلی تلاش دارد تا حکم رئیس جمهور را بگیرد که در دستگاه دیپلماسی کشور از یک خانواده  دوتن به هیچ عنوان  کارمند نباشند.

۱۴۰۰ خرداد ۴, سه‌شنبه

مسلمیار و اصولی خودشان را تسلی می دهند!

 مسلمیار: مردم فاریاب اگر دست از اعتراضات نکشند از جنوب بالای شان حمله میکنیم!

مسلمیارخان! تاریخ افغانستان نشان می دهد که همیشه حمله از جنوب به شمال بوده. منتها تفاوت این است که حالا هرقدر حمله شود، فایده ندارد. جماعات مردم تغییر کرده، ذهنیت ها بازشده، مردم مسلح اند، مردم انگیزه یی بسیار قوی برای تأمین عدالت دارند. این که از جمله از جنوب گپ می زنی؛ قابل درک است و حق داری که دلت را خالی کنی؛ مگرراه برادری و عدالت این نیست.

مسلمیارها، عادت به خواندن تاریخ ندارند؛ چیزهایی را که گه گاه دروقت چای نوشیدن از غذا ورق می زنند؛ یا درایام مریضی انگشت خود را از ضخامت اوراق کتبی مثل پرهای قطعه عبور می دهند؛ فهم تاریخی نمی آورد. به جای تاریخ راستین، متون افتخاری - محلی  و مسموعات نوشتاری را می خوانند و کیف می کنند. گذشته از همه ای این ها، بهترین کتاب، همین زنده گی پنجاه سال پسین است که چه گونه زنده گی همه ای مردم درافغانستان قلبه شده و شیارخورده است. اگر با حمله از جنوب، این داستان غم خموشی می گرفت؛ از همان سال راکت باری جنون بارحکمتیار و ظهور طالبان قصه ختم می شد.

همچنان کمال ناصر اصولی هم خودش را با این کلمات بی فایده تخلیه کرده است:
قوت‌هایی که در برابر دولت بغاوت می‌کنند، باید سرکوب شوند و قابل رحم نیستند!

اصولی صاحب! وقتی مبتدای سخن ات با «قوت» شروع می شود، «سرکوب» دیگر رنگ می بازد و بی رحمی، بی رحمی می زاید. نتیجه چی؟ با کدام نیرو سرکوب می کنید؟ یک نیرو نیست که قطعه پی پی اس برود ختمش کند. دربرابرستم وبی عدالتی، اکنون چندین جبهه باز شده، کدامش را می توانید درهم بکوبید؟ با کدام انگیزه و برای دفاع از بی بی گل لبنانی وغارت اجمل لبنانی؟
اگربا این قومانده های لفظی، واقعیات زنده گی به نفع شخصی یا تیمی تغییر می کرد؛ نظم فرمایشی استمرارمی یافت؛ همان گذشتۀ نا برابر می توانست ادامه پیدا کند. غنی، ازنظرروانی وعملی، کار به بقای افغانستان ورفاه ملی ندارد. انگیزۀ کاربرای افغانستان پنجاه سال تمام مثل ماهی از آب روح و روانش کشیده شده است. به زادگاه خود رفته نمی تواند. نیروهای امنیتی عمدتاً از همان بسترهایی برخاسته اند و در28 ولایت می جنگند که تو فتوای سرکوب سرزمین شان را می دهی! آیا هوشت به جای است؟ چیزی را که می گویی، درخلوت بازهم از گوش ات می پرسی که چی شنیده است؟
اگرمنظورت از سرکوب، آوردن لشکرهای حشری از پاکستان است؛ این کاردرچند مرحله تاریخی دریک صد سال اخیر انجام گرفته و هنوز ادامه دارد؛ مگر به ما و شما چی فایده کرده است؟ ما را و قوم در به در و زیرپا شدۀ پشتون را بمان؛ به شخص خودت ازنظر ذهنی وعینی چی فایده رسانده است؟ اگرفایده ای دیده ای، جمهوری سه نفره که توان برآوردن آرزوهایت را ندارد. پس چرا درصف طالب نمی روی واسلحه نمی گیری تا خود را از لولۀ تفنگ تخلیه کنی. وقت تنگ است؛ مگرنیست؟

شب نامه های مرموز از نام دولت الاسلامیه خراسان

 

جمهوری سه نفره آیا کورس رؤفی را نشانه گذاری کرده است؟ یا همه به خاطر کوبیدن همدیگر ازین ورقه های باطل کار می گیرند؟

«غلام بچه های حضور» حالا چی می گویند؟

ازغنی شروع، تا امرالله، یاسین ضیاء و تمیم عاصی ( نشسته درغُندی خیر) فریاد «انتقام» از علی پوروهزاره سر داده بودند.

حالا که رازسقوط چرخبال ازپرده برون افتاده، طوق مسوولیت به گردن دولت می افتد یا نفرات علی پور؟ این همه تاوان چوروتالان مردم بهسود را کی می دهد؟

 مجلس نمایندگان افغانستان حدود دو ماه پیش (۱۰حمل ۱۴۰۰) فیصله کرد که هیأتی از کمیسیون امور دفاعی و تمامیت ارضی مجلس نمایندگان به ریاست مهندس میر حیدر افضلی به بهسود برود و چگونگی بررسی سقوط این چرخبال ارتش افغانستان را بررسی کند.

در بخشی از گزارش هیأت مجلس نمایندگان که امروز علنی شد، آمده "تحقیقات تیم تخنیکی بین‌المللی نشان می‌دهد که راکت شلیک شده بر چرخبال ارتش افغانستان از نوع ATGM یا از جمله راکت‌های رهبری شده‌ای است که توسط حرارت فریکانسی مسیر هواپیما را دنبال می‌کند و در حدود یک و نیم تا پنج کیلومتر برد دارد. "

در گزارش همچنین آمده که هیأت مجلس نمایندگان جعبه سیاه چرخبال را بررسی کرده. در جعبه سیاه تنها مکالمات خلبان چرخبال ضبط شده است.

خلبان می‌گوید: "هاوان نزدیک طیاره اصابت کرده. عاجل برخاست کنید." بعداَ او گفته: "سرعت را زیاد کنید تا تیز (سریع) از منطقه براییم. " همین که جمله دوم خلبان تمام شد، راکت به چرخبال اصابت کرد و صدا خاموش می‌شود."

زیر پوست وزارت خارجه چیزهایی می جنبد

 کابل - به اساس ارزیابی سفیر افغانستان در دهلی‌جدید که مدت دو ماه را در برگرفت و لزوم‌دید مقامات ذیصلاح، از مجموع هژده تن از دیپلوماتان افغان در دهلی هشت تن ایشان از دهلی‌جدید به کابل تبدیل گردیدند.

با درنظرداشت طرزالعمل های اداری استخدام، تقرر و تبدل کارمندان دولتی اصل اداری می
باشد.

منتشرشده در: اعلامیه مطبوعاتی

جمهوری معشوقه ها

 تمنا جهش از بیست سال بدین سو دوست دختر محمود کرزی برادر  کرزی بود، اکنون ناگهان به مقام معین بخش فمنیسم وزارت زنان تعیین شده است. از ارائه گزارش های فضاحت بار اضافی دربارۀ وی جلوگیری می کنیم. تمنا جهش سواد لازم ندارد و این می گویند شایسته سالاری دروغین. واقعیت این است که  از طریق  تمنا دختران وزارت زنان  را به دام جمهوری می آورند.

نفاق افگنی قصدی دولتی

 



           نوشته ی : اسماعیل فروغی


احمد شاه مسعود: خائن هیچ گاه صادق نمی شود!


 ‌روایات زنده‌‌گی من

بخش ۱۰۱

نوشتۀ محمد عثمان نجیب


چین به دنبال چیست؟

نویسنده: سید میثم موسوی، دانشجوی دکتری مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران


دپلوماسی ایرانی: با آغاز روند عقب نشینی نیروهای امریکایی و ائتلاف از افغانستان، با توجه به گزارش های منتشر شده از سوی نهادهای تحقیقاتی، چین به فکر گسترش دامنه نفوذ خود در افغانستان شده است.

چین از یک طرف درصدد تقویت و مستحکم کردن روابط خود با حکومت افغانستان و از طرف دیگر در تلاش است تا رفاقت دیرینه خود را با طالبان از دست ندهد.

از دید تحلیلگران، پکن درصدد بهبود روابط با متحد خود یعنی پاکستان، افغانستان و دیگر کشورهای منطقه است. چین در حال تحقق دیپلماسی خود با چشم انداز سرمایه گذاری و تجارت بیشتر در افغانستان جنگ زده است.

عارف سحر، از کارشناسان امنیتی در انگلیس، معقتد است که چین با خروج نیروهای امریکایی از افغانستان درصدد تحقق اهداف خود در این کشور است. چین کشوری اقتصادی و تجاری شناخته شده و تنها کشوری است که می تواند شریک قابل اعتمادی برای حکومت کابل به شمار آید.

رویوکینگ، دیپلمات بازنشسته چینی در سال 2013 عنوان کرده بود: دورنمای بزرگتری روی پرده است که ایالات متحده، بیشتر نیروهایش را از افغانستان خارج خواهد کرد، در حالی که یک ماموریت ضدتروریسم ناتمام را برجا خواهد گذاشت، بمب گذاری ها متوقف نخواهد شد، پایتخت همچنان ناامن خواهد بود، در چنین وضعیتی چین به منظور پیشرفت مذاکرات و حفظ ثبات در منطقه، مداخلاتی باید داشته باشد!

پروژه جدید جاده ابریشم شی جین پینگ، رئیس جمهوری چین - طرح کمربند و جاده (BRI) – طرحی است که برای نفوذ اقتصادی این کشور در منطقه عمل می کند. پروژه چشمگیر کمربند و جاده چین، کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC)، می تواند در افغانستان گسترش یابد تا جمهوری های آسیای مرکزی را تحت چتر چین قرار دهد. دلیل اصلی کساد سرمایه گذاری چین در افغانستان به دلیل بی ثباتی شدید و حضور آمریکایی هاست، اما همه این نگرانی ها ممکن است ناگهان در آینده تغییر کند.

امکان دارد سر احمدی نژاد به باد برود

 احمدی نژاد مکاتبات محرمانه با آیت ا لله خامنه ای را فاش می کند؟

او به تحریم انتخابات هم اشاره داده است.

احمدی نژاد در سفر انتخاباتی اخیر خود به "آستانه اشرفیه" تهدید کرده بود که اگر شورای نگهبان و بیت رهبری صلاحیت او را تائید نکنند دست به افشاگری خواهد زد. آنچه که او پیش بینی کرده بود روی  داد و صلاحیتش تائید نشد و روز گذشته خبرهائی در تلگرام منتشر شد که گفته شده این خبرها از جانب وی انتشار یافته است. از همان آغاز ناسازگار شدن احمدی نژاد با حامیان حکومتی که حالا پشت به او کرده بودند آشکار بود که او اسنادی را از وزارت اطلاعات در دوران 3 ماهه ای که سرپرستی آن را برعهده داشت خارج کرد و آنها را به همراه مکاتبات خود با رهبر جمهوری اسلامی به جای امنی انتقال داده است تا به وقت خود از آنها استفاده کند و یا تهدید به افشای آنها کند تا امتیاز بگیرد. ازجمله اسنادی در باره کودتای انتخاباتی 88.

 روز گذشته در یک کانال تلگرامی این متن انتشار یافت:

«احمدی نژاد چند نسخه از آنچه حقایق پنهان سیاست است را برای روز مبادا آماده کرده است. از جمله نامه های درباره  اجازه مذاکره‌ با آمریکا، حاشیه های انتخابات ۸۸ » که هر دو باز می گردد به رهبر جمهوری اسلامی و شکایت و گلایه هایش از رهبری.

۱۴۰۰ خرداد ۳, دوشنبه

احمد شاه مسعود: دربرابرطالب تا آخرین مرمی می جنگیم!


خاطره یی از ژنرال محمد آصف دلاور، درهم کوبندۀ اجیران پنجابی وعربی درجلال آباد


انقلاب مدنی فاریاب/ نوبت بعدی در ولایتی دیگر است

 تیم تمامیت خواه و آموخته خور اشرف غنی، دریک پیچ حساس زمانی، تن به شکست سیاسی سختی داد. این تلخی، هرگزازکام آنانی که با خیره سری، «گذشته» را بر زنده گی امروز سوار می کنند؛ زایل نخواهد شد. این رزمایش مردمی، درنوع خود بی نظیربود و نشان داد که افغانستان دربدترین حالتش، به سوی دگرگونی ناگزیر درحرکت است. انقلاب مدنی فاریاب، آغاز ماجرا است...دایرۀ رزمایش مدنی مردم در تمامی ولایات به گردش خواهد افتاد. افغانستان تا با عادات وقیاس های باطل گذشته اش وداع نگوید، بقا نخواهد داشت.

فاریاب؛ پیروزِ میدان عدالت برای همه


 احمدشاه مسعود: اگر خواستار دولت مرکزی قوی در افغانستان استیم، من بعد قوت دولت باید از ولایات به مرکز بیاید، نه مانند سابق از مرکز به ولایات.



روایات زنده‌گی من

بخش صدم 

نوشته‌ی محمدعثمان نجیب 

بهانه‌یی برای شناخت غنی احمدزی:


هشت کارمند سفارت دهلی ختم وظیفه شدند


 

کرزی بعد از 20 سال به این نتیجه رسید:

ما سرگرم تشکیل «جبهۀ واحد مقاومت» علیه پاکستان هستیم!

فارسی اندیپندنت


این شخص جعبه فساد در وزارت مالیه است

 

رئیس دفتروزیرمالیه - سرابی نام

گزارش تازه از وزارت مالیه کشور می‌رساند که سطح فساد در این وزارت اخیرا بیشتر از قبل گردیده و بر روند جمع‌آوری عواید تاثیر منفی به‌جا گذاشته است‌. 

گزارش می‌افزاید که عامل اصلی رکود در وزارت مالیه در این اواخر جنجال
های رییس دفتر این وزارت موسوم به "سرابی" است که ظاهرا امور ریاست دفتر را پیش می‌برد؛ اما در حقیقت مسوول جمع‌آوری عواید غیر  قانونی از طریق توطیه‌چینی است. 

موصوف که بنابر اشاره شخص وزیر مالیه عمل می‌کند، علیه رئیسان بخشهای مختلف این وزارت ( پالیسی، تکنولوژی معلوماتی به خصوص گمرکات) توطئه چیده و در مقابل ابقای دوباره از آنها پول هنگفت به دست می‌آورد. 

در تازه‌ترین مورد، که تخلفاتی در میدان هوایی کابل رخ داد و در نتیجه بیش از ۵۲ ملیون افغانی اختلاس گردید، قرار بود آمر‌ گمرک میدان ( الکوزی) توسط وزیر مالیه از وظیفه‌ سبکدوش گردد که رئیس دفتر "سرابی" دست به کار شده و قضیه را در بدل اخذ رشوه از الکوزی ( بیش‌تر از یکصد هزار دالر امریکایی) خاموشانه حل و فصل و الکوزی نام را در سمتش ابقا کرد.

یک‌ مقام وزارت مالیه که نخواسته نامش افشا شود، گفته است که توطیه‌های هدفمندانه اخیر به جان رئیسان وزارت مالیه باعث گردیده سطح فساد در این وزارت بالا برود. رقم عواید بیشتر از قبل پایین بیاید و روند فعالیت‌های وزارت به کندی مواجه گردد.

۱۴۰۰ خرداد ۲, یکشنبه

مذاکرۀ مخفی حنیف اتمر با طالبان درلبنان


به صد ها تن از منسوبان وفرماندهان طالب، ازطریق سفارت افغانستان درتهران، پاسپورت رسمی توزیع شده است. 



استاد سیاف باید توبه کند

درست است که آقای سیاف با طرح این موضوع تازه توانست به نوعی حمایت احمد مسعود را جلب کند و او را به ملت ارجاع داده که شاید عذرش را بپذیرند و از تقصیراتش درگذرند، اما با طرح همین موضوع تازه، حرف‌ها و پرسش‌های تازه‌‌ای را طرح کرد. جوان‌ها پرسیدند در این مدت که اشرف غنی حکومت را قومی و باندی ساخت و در همه بخش‌ها مشغول تصفیه و تبعیض شد، او کجا بود که به ایشان تذکر دهد که این همه خلاف مصلحت ملک و امت مسلمه است؟ این همه حرام و گناه و معصیت سیاسی است؟ وقتی جنبش روشنایی به خاک و خون کشیده شد او کجا بود؟ وقتی جنبش تغییر زیر تانک‌ها له شد او کجا بود؟ وقتی افسران و فرماندهان رشیدی از بدنه اردو و پولیس و امنیت ملی تصفیه و اخراج گردید او کجا بود؟ وقتی میلیاردها افغانی از بودجه ملی غارت و چور شد او کجا بود؟ اصلا وقتی یک ملت درباره‌ی کد ۹۱ و ۹۲ و کدهای دیگر می‌پرسید، او کجا بود؟ چرا سیاف این همه مظالم را در حق ملک و ملت دید و دم برنیاورد؟

روزنامه اطلاعات روز

دیگ فاریاب به جوش آمده / خطرتقابل درحال افزایش است

به نظر می رسد که خیزش ترک تباران درفاریاب کم کم از حالت التهابی بیرون آمده و به نقطۀ غلیان نزدیک می شود. عامل مشوق داخلی، کاریزمای مارشال دوستم، هم پیوندی مردم ترک تبار وعامل خارجی، ترکیه است و بسترشمال افغانستان یک نقطه راهبردی ودارای بافت تباری پیچ درپیچش. من فکر می کنم که ترکیه با وجود آن که از مطالبات مثبت ترک تباران دفاع می کند؛ اما ازعینک منافع و نگاه خودش و خیالبافی های نوع «عثمانی» به شمال افغانستان نگاه می کند. ترکیه درکشاکش با دیگر قدرت های منطقه یی، از جمله ایران، چین و روسیه، ترک تباران را درموقعیتی خطرقرار می دهد. 

ترک تباران درشمال، جامعه اکثریتی نیستند؛ ایران یک ضد حملۀ نیابتی سختی را سازمان خواهد داد. تنش به شکل جنگ مخفی بین ایران و ترکیه در منازعه میان آذرباییجان و ارمنستان نیز شدت گرفته است. رویارویی عطا محمد نور با جنبش، نشانه یی از همین ضد حمله حساب می شود. سپردن قدرت و مالکیت شمال به ازبک ها با واکنش های چند جانبه از سوی پشتون و تاجک مواجه خواهد شد؛ مگر این که عین حرکتی را که ازبک ها شروع کرده اند؛ تاجیک ها نیز با همان قوت شروع کنند و به ازبک ها دست اتحاد بدهند؛ درغیرآن، اوضاع به سمت دیگری خواهد چرخید.


اشرف غنی فرار می کند

 حفیظ منصور می‌گوید:  بسیار شباهت های عجیب بین داکتر نجیب و داکتر اشرف غنی می‌بینم. اشرف غنی می‌خواهد فرار کند مثل داکتر نجیب و راه را باز کند به کسانی دیگر و تجربه آقای کرزی و اشرف غنی بر پدر و پدرکلان ما کافی است.

۱۴۰۰ خرداد ۱, شنبه

هیچ پشتون، تاجک، هزاره و ازبک خالص وجود ندارد

 نفرت پراگنی قومی؛ بیماری مزمن پیشا مدرنیزم و نشان دهندهٔ عمق فقدان شعور و ناآگاهی خواص جامعه است.

مطلبی ارزشناک از استاد عبدالحی خراسانی


دکترین قبل از شروع جنگ کارتمام با طالبان


دیدگاه و تحلیل نظامیان وسیاسیون جبهۀ مقاومت دررابطه به نبرد قریب الوقوع با طالبان


از چشم سفیدی پیرمرد هک وپک شدم



 آقای حبیب هوتک یک برنامه یی دارد در تلویزیون آریانا افغانستان. شخصی را دعوت کرده بود به اسم دکترکوچی، عموی بیش از هشتاد سالۀ اشرف غنی. مثل ماشین حرف می زد وهمه سخنانش، تعریف وتوصیف از خودش.
 خلاصه دربلند ترین مسند دپلوماتیک جلوس کرد و چند بار ادعا کرد که من یک آدم مسلکی هستم. من فقط می توانم وزارت خارجه را رهبری کنم. صلاح الدین و زلمی رسول چه باشند که وزیرخارجه شوند. اصلاً این زلمی رسول را کی داکترساخته!
 پیرمرد چنان گپ می زد که درافغانستان هیچ کسی دیگری به غیر از همین آدم های به گفته خودش «ملی» که تخلصش هم به غیر از کوچی نباشد؛ نیست. او ضمن این که تاکید کرد: وزیرخارجه من باید باشم؛ چرا که تنها کسی مسلکی  که هست؛ من هستم!

اضافه نمود: من طرفدارطالبان بودم، هستم وخواهم بود. دستگاه قضا و کل سرحدات، فوری باید به آن ها داده شود!

این آقا چند سال سفیر اشرف غنی درماسکو بود. یک روزنامۀمعتبر روسیه درباره اش نوشت که افغانستان سفیری را به ماسکو فرستاده که جایش نه درسفارت، بلکه درخانۀ سالمندان است. همزمان با تقرر این معمرترین سفیرطالبی درماسکو، اشرف غنی پیوسته افسران پنجاه سالۀ اردوی کشور را تقاعد داده می رفت! لکه چی دا وطن نه جوریژی.

ترفندهای تازه برای ادامه ی جنگ

            نوشته ی : اسماعیل فروغی 

     گلبدین حکمتیار که تا دیروزارگ را به فتح وتسخیر با زورتهدیدکرده ، خواستار تشکیل حکومت موقت بود ، طی گفتگویی در تلویزیون آریانا ، حالا درتفاهم سری با اشرف غنی و حامدکرزی ازتشکیل یک شورای مشترک عالی دولت حتا با شرکت طالبان خبرمی دهد - شورایی که عمده ترین اهداف آن تن دادن به چند خواست مرزی - امنیتی نظامیان پاکستان ، صاف کردن راه برای آزاد کردن هفت هزارزندانی طالبان ، ضربه زدن بیشتربه جمعیت اسلامی - حریف قدیمی حکمتیار، دامن زدن بیشتربه اختلافات قومی و حفظ حالت بی ثباتی و جنگ موجود درافغانستان خواهدبود .

     مفکوره ی ایجاد یک چنین شورا درست پس ازسفرلوی درستیزان انگلیس وپاکستان به کابل و پس ازملاقات های چندین ساعته ی سری میان داکترغنی و مهمانان خارجی و ملاقات مخفی حکمتیار با قمر باجوا بوجود آمده است .

     با آنکه رسانه ها و سیاسیون حکومتی وغیرحکومتی از مسأله ی بااهمیت سفر همزمان فرماندهان ارتش های انگلیس و پاکستان سرسری گذشته اند ، امابایدبدانیم که سفرهمزمان لوی درستیزهای پاکستان و انگلیس به کابل و ملاقات های سری آنان با داکترغنی وحکمتیار؛ دساتیر ، توافق ها و تعهدهای جدی و سرنوشت سازی را درقبال خواهد داشت که یکی پی دیگرشاهد تحقق آن تعهدها و توافق ها خواهیم بود .

     نزدیکی حکمتیاروحامدکرزی با اشرف غنی وتلاش برای ایجاد شورای عالی دولت که اهداف اصلی آن دربالا تذکریافت ، یکی ازهمان تعهدهاست .این شورا نه بمنظور اجماع ملی و کم کردن قدرت یکه تازی های رییس جمهور ، بلکه به منظور متفرق کردن بیشتر مردم بوجودخواهدآمد .این شورا ، شورای مصالحه ی ملی و شخص داکترعبدالله استراحت طلب و تیارخور را نیزباردیگرلِنگِ خاک خواهد نمود.

     ازجانب دیگردرست پس ازسفرهمزمان لوی درستیزان وهمزمان با تلاشهای حکمتیار، غنی وکرزی برای تشکیل شورای عالی دولت است که حملات خونبار و ویرانگرطالبان برپاسگاه های سربازان ما شدت بی سابقه کسب نموده ،  ولسوالی های زیادی درنقاط مختلف کشوریکی پی دیگربه بهانه ی عقب نشینی تاکتیکی سقوط نموده و داروندارآن بشمول اسلحه و مهمات ، توسط طالبان به یغما برده شده و پیهم به اکمالات خویش ادامه می دهند .

    همچنان این نزدیکی خطرناک همزمان با تنش های فاریاب ، بهسود و پنجشیراست - تنش هایی که فقط سرتمبه گی و لجاجت درحکومتداری باعث ایجاد آن گردیده و میتواند وضع را بدترازین نماید .

    به باوراکثر ناظران اوضاع افغانستان تا زمانی که لجاجت و سرتمبه گی درکار حکومتداری آقای غنی ادامه داشته باشد ؛ هرگز نمیتوان به نیت صادقانه ی ایشان و آقای حکمتیار به اجماع ملی هم اطمینان و باور داشت؟


آن چه را مرا نه کُشت، قوی ترم می کند

 با فاصله ۲۰ روز تنبلی و مشغولیت از عمق جنت تا دجال...

ستاررفعت یاوز


لاف زنی اسرائیل درباره حمله زمینی به غزه

 نویسنده: آنکال ووهرا (Anchal Vohra)

منبع: فارن پالیسی


اشرف غنی، انتقام موعود بهسود را از جلریز گرفت!

 

بازیگران ارگ، به مقدم طالبان فرش خون گسترد و خنجر توطئه را درقلب ده ها جوان نیروی امنیتی در جلریز فرو برد.

یاسین ضیاء، غنی، امرالله، و حتی تمیم عاصی برعلیه فرمانده علیپور، شعار جنگ، انتقام و قصاص می دادند. از راه بامیان و دیگر مسیرهای پرخم وپیچ، صدها تانک هاموی و قطعات ویژۀ جنگی را به منطقۀ بهسود سرازیر کردند. هدف این بود که فرمانده سرکش و دادخواه هزاره را از دم راه طالبان دور کنند. وقتی هجوم دایره یی قوای طالب بر کابل آغاز شود، نیروهای مردمی هزاره نتوانند به دفاع از غرب کابل راه خود را به پایتخت برسانند.

برای سازماندهی توطئه ضد ملی، چهارچرخبال پراز اسلحه ونیروهای ویژه را به ناحق دربهسود مستقر می کردند؛ اما به مطالبات عاجل قوای مدافع درجلریز درسه شبانه روز، حتی یک پاسخ مخابراتی ندادند!

درین مدت، کشت زارها و خانه های محقر ده نشینان را حریق کردند؛ اما موفق به مجازات زنده یا مردۀ فرمانده مقاومت نه شدند. هیچ یکی ازین ذوات اکنون از سخافت و کوته اندیشی خویش چیزی نمی گوید؛ تازه، قصداً، پلان شده و به شکل بسیار نا جوانمردانه و غیرانسانی، ده ها تن از جوانان کشور را به دام خونتای طالب دادند تا موقعیت مناسب برای خیز طالب به طرف پایتخت فراهم آید. این سلسله تراژدی ها را که مشابه آن در حوزۀ بغلان، لغمان و کندز درجریان است، چی کسی فراموش می کند؟ اکنون درمحافل سیاسی و اطلاعاتی جنبش ملی و جبهه مقاومت و نشست های عادی مردم، از تحویلدهی گارنیزیون ها، محورهای شهری و شاهراه ها به طالبان از سوی تیم ارگ ابراز نگرانی شدید می شود.


۱۴۰۰ اردیبهشت ۳۱, جمعه

مخالفت عبدالله و قانونی با انتصاب جنرال عتیق الله بریالی به وزارت دفاع

 گزارش می رسد که همزمان با گسترش پویایی های جنگی طالبان به هدف احراز قدرت از طریق جنگ، دولت و جبهه مقاومت در گرداب اختلاف دست و پا می زنند و مظاهرتازه یی از سبوتاژ چند لایه از سوی «سوداگران» سیاسی بروز کرده است. 

همه به این نتیجه رسیده اند که طالبان شعاع حملات خود را از کابل تا سواحل آمو ترسیم کرده است؛ اما بزرگ ترین دغدغۀ عبدالله و یونس قانونی ، مخالفت با باز گشت فرماندهان مجرب ضد طالبان به صحنۀ جنگ است؛ جنگی که همین اکنون پردامنه تر شده است. 

اکنون یک حلقۀ عوام گرا، سعی دارند درسکتور دفاعی، با کنار زدن مثلاً دگرجنرال عتیق الله بریالی، بسم الله محمدی را که کم سواد و فاقد برنامه استراتیژیک در جنگ و دفاع است را به میدان بیاورند.

در دورۀ نخست ریاست جمهوری غنی، جنرال بریالی نامزد وزارت دفاع و همچنین مقام درستیزوال اردو بود؛ اما به اثر شانتاژ عبدالله و یونس قانونی، از ورود وی جلوگیری گردید.

جالب است که درآن ایام، سبوتاژ گران، در تفاهم با الماس زاهد و دیگر گرداننده گان شورای شمالی با برگزاری جلسه‌های متعدد، به داکتر غنی پیام فرستادند که اگر جنرال بریالی خان وزیر دفاع شود شورای شمالی با دولت همکاری نخواهد کرد.

قرار اطلاعات رسیده به گزارش‌نامه افغانستان امرالله صالح نام جنرال عتیق‌الله بریالی را در لیست چهارنفره‌ی نامزدان احراز مقام وزارت داخله درج کرده است. البته این پیشنهاد امرالله صالح احتمالاً با نظریۀ احمد مسعود نیز سازگار است؛ زیرا احمد مسعود به جنرال عتیق‌الله بریالی اعتماد و احترام ویژه‌ای قابل است و علاقه دارد در جبهه‌ مقاومت دوم از دانش، تجربه و شهامت این‌جنرال کارکشته که تربیت‌شده‌ی دستان توانای قهرمان ملی است، استفاده کند.

اطلاع مشعر است که بسم‌الله محمدی با شنیدن خبر نامزدی جنرال بریالی خان به مقام وزارت داخله با عجله دست به کار شده و نشست‌های مشورتی با حمدالله محب و داکتر فضل‌محمد فضلی را آغاز کرده‌است تا نگذارند جنرال بریالی که در دشمنی با طالبان شهرت خاص و عام دارد وزیر داخله شود.

جالب این است که احمد‌مسعود و عطا محمد نور مایل اند که جنرال عتیق‌الله بریالی رهبری جنگ علیه طالبان را دراختیار گیرد.



هیچ کسی را حق و یارای تجزیه‌ کشور نیست.


نوشته‌ی محمد عثمان نجیب


سیاست مدار و سیاست گرای عاقل که نه داریم، لشکر مشاوران هم همه بی سواد و منفعت‌جو و بلی گویان هر دربار.

طرح شعار ایجاد کشور ترکستان جنوبی از نهایتِ وامانده‌گی های جنبش ملی است اگر به آگاهی و استیذان رهبری صورت گرفته باشد. من با دوستم بسیار شناخت عمیق دارم ایشان هرگز جانب دار تجزیه‌ی کشور نیستند و تجزیه هم خواب و خیالی بیش نیست، مگر با آرایش ساختار غیر متمرکز قدرت ایجاد نظام فدرالی چرا.

اما حتا اگر معترضان به غلط هم آن شعار سردادند و پرچمی بلند کردند عامل آن باز هم سیاست های انحصار گرایانه‌یی سه صد سال اخیر است.

افغانستان کشور غیر قابل تحزیه است و ناممکن

معادلات سیاسی و‌ نوسانات منطقه‌‌وی ‌و جهانی و‌ ساز و برگ های اقتدار گرایی قدرت های جهان و منطقه و اهرم فشار قدرت برعلیه امریکا از چین تا روسیه و از ایران تا ترکیه و حتا اروپا چنان مجال را به آمریکا نه می دهد، آمریکا عملاً شکسته سر ‌‌و خجل است با قدرت اما نه په خپل سر مانند دی‌روز ابر قدرت تنها. امریکا فقط در پی تقویت استبداد قبیله در افغانستان است و تحکیم موقعیت پاکستان برای استفاده‌ی چند منظوره علیه هند، چین، ایران و روسیه. در افغانستان غیر از امرای حاکم خود فروش کسی نیست که به هر چی امریکا گفت سر خم کند و فقط یک گروه نخبه های معین اند که غلام آمریکا اند، طرح شعار ترکستان جنوبی در بین معترضان یک بحث عاطفی و غیر برنامه ریزی شده بوده و در عین حال یک تکانه‌ی جدی و هوشدار دهنده به پای‌انحصار قدرت سه نفره در ارگ و باشی گری خلیل زاد. دید من همین است

اخبار نگران کننده به دست می رسد

 بر بنیاد یافته های گزارشنامه افغانستان، حلقه های و جماعاتی از داخل و خارج جمهوری سه نفره، پس از ارسال پیام های بیعت و همکاری به رهبران طالبان، شبانگاه در اداره های دولتی و مهمان خانه های شخصی خویش جلسات تصمیم گیری برگزار می کنند تا روی میکانیزم همکاری با قطعات مسلح طالبان درحواشی شهر به فیصله برسند.

گزارش مشعر است که دولت قطعاً درسطح گسترده تر، دربارۀ نحوۀ مدیریت اوضاع در بدترین شرایطی که طالبان به شهر نفوذ می کنند؛ بر تحویل دهی تأسیسات و گارنیزیون ها به طالبان آماده گی دارد. قوای مقاومت ازین تحریکات درگوشه و کنار کابل و شمالی اطلاع دارند و تحرکات بازدارنده قاطعی در دست انجام است. 

سردارداود دیوانه به روایت زلمی خلیلزاد


مشت نمونۀ خروار- افغانستان درسندان استبداد چی از سر گذرانده است؟

برگرفته از صفحۀ استاد عزیز رویش


تاجیک در حکومت فدرال کوچک می شود

 شفیق الله شفیق استاد دانشگاه

سرگردانی قومی! 


امرالله صالح در دو روز عید کجا بود؟

امرالله صالح دردو روز عید که از کابل غایب بود، با یک کاروان طویل که درمسیر راه خیلی سریع حرکت داشته و گردوخاک بلند کرده بود، به پنجشیر رفته بود.

وی با شماری از فرماندهان، علماء و افراد با نفوذ براساس یک تقویم قبلی ملاقات هایی داشت. بعد از رزمایش سیاسی احمد مسعود درکابل، امرالله صالح هشتاد درصد امورات روزانه خود را صرف مقابله با اثرات آن همایش می کند و بیست درصد درامور حکومتی سرگرم است. 

امرالله با شخصی به نام ولسوال امین که رهبری شورای مجاهدین را به دوش دارد، دیدارکرده و مقداری پول به شخص مذکور تحویل داد.  او به ارگ می خواهد اثبات کند که طلسم پنجشیر را درهم شکسته و این منطقه را تابع دستورات ارگ خواهد ساخت. 

گزارش شده که شماری از مردم عقب دروازه امرالله صف بسته بودند؛ و آوازه چنان بود که وی با بوجی های پول به آن جا آمده است.

فعلاً رئیس شورای مجاهدین، همچو عامل نیابتی ارگ، گردن خمانده و رام شده است.

همزمان، وضعیت پنجشیر خیلی شکننده است و سقوط ولسوالی دولتشاهی  لغمان  توسط طالبان درهماهنگی با شورای امنیت، طالبان را  در زیر  کوتل دره پنجشیر  رسانده است. اکنون طالبان بالای درۀ پنجشیر، نجراب و بخش هایی از ناحیه اُریب حاکم شده اند.


اشتباه جدی جنبش ملی در فاریاب

خطای محاسباتی جنبش ملی، اتحاد تاجیک وپشتون را علیه خود شکل می دهد.

 در رزمایش های چالش انگیز سیاسی و امنیتی در فاریاب، جنبش ملی در خط یک اعتراض مشروع و توجیه پذیر پیش می رفت؛ اما وقتی بیرق «ترکستان جنوبی» را برافراشتند، درافکارعمومی و محافل اثرگذار سیاسی، اوضاع به زیان جنبش ملی درحال تغییر است. پرچم افرازی «ترکستان جنوبی» فوری درسطح داخل افغانستان و کشورهای همجوار، واکنش شدیدی ایجاد می کند/ کرده است.

مراد از بیرق ترکستان درقلمرو افغانستان جز نشان دادن خیالات تجزیۀ جغرافیایی قومی چه توجیه دیگری دارد؟ سوال این است که آیا جنبش ملی توان شکل دادن یک جغرافیای مستقل ترکستان مجزا از افغانستان را که در آن حرف اول را بزند؛ دارد؟ 

پاسخ به این پرسش قطعاً منفی است.

 جنبش نه درسطح داخل درین مساله حامی دارد؛ نه درسطح ممالک همسایه. ترکستان قدیم بخشی از تاریخ ماضی است. اما این مانور، از نظر سیاسی برای جنبش و ترک تبار ها خالی از جنجال های سرنوشت ساز نیست. وقتی حامیان احمد مسعود، بیرق متفاوت ( مجاهدین) را علم می کنند، معنایش نشان دادن یک روایت متفاوت سیاسی است؛ اما بیرق ترکستان جنوبی، معنایش، تشکیل دولت ترکستان و بریدن از جغرافیای افغانستان است که درقدم اول با مخالفت گسترده و تمام عیارتاجیک ها رو به رو شده و باعث پیوند و همسویی محکم سیاسی و نظامی بین تاجیک و پشتون و انزوای سیاسی جنبش ملی خواهد شد. 


۱۴۰۰ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

مارشال دوستم چرا این بار ضرب شصت نشان می دهد؟

به نظر می رسد که اجماع منطقه ای وجود ندارد و کنفرانس استانبول به نحوی سبوتاژ شده است. 

به بهانۀ چاپ کتاب رفیق اسحاق توخی

                      

 نامۀ سرگشاده‌ من محمد عثمان نجیب،  به رفقای کتاب گونه نویس های سیاسی رهبری حزب ما هریک:

محترم رفیق نوراحمد نور

محترم رفیق سلطان علی کشتمند

محترم رفیق وکیل 

محترم رفیق اسحاق توخی 

و رهبران هفتاد‌وشش گروه یک حزب واحد دموکراتیک خلق افغانستان دیروز: 



جاوید کوهستانی، شورای مفروضِ حکمتیار را «کودتا» نامید

ارکستر ناساز شورای اختراع شده «عالی دولت» نام مارشال دوستم و یک عضو گروه طالبان را به شکل جعلی به فهرست خود افزوده است. این دو، با سیاهۀ ارگ قابل جمع نیست.

 گلبدین حکمتیار میگوید که برخی سیاست گران با رییس جمهور غنی بر سر ایجاد یک شورای هشت نفری تصمیم گیرنده توافق کرده اند.

گلبدین حکمتیار که تا چندی قبل، خواستار تشکیل حکومت مؤقت و «فتح ارگ» بود، اکنون در گفتگوی با آریانا نیوز می گوید که در  شورای خود ساختۀ ارگ، یک عضو گروه طالبان نیز شامل خواهد بود!

به این شرح: اشرف غنی، حامد کرزی، گلبدین حکمتیار، صلاح الدین ربانی، مارشال عبدالرشید دوستم، محمد محقق، کریم خلیلی و یک عضو مجهول طالبان. جاوید کوهستانی درواکنشی کوتاه، این پره و جمپه را «کودتا» علیه فرآیند سیاسی نامید.

 حکمتیار میگوید که غنی آماده واگذاری قدرت سیاسی به یک حکومت انتقالی بی طرف است. معلوم نیست که بی طرف چه کسانی هستند؟

گلبدین حکمتیار میگوید: نیروهای خارجی افغانستان را ترک میکنند. حکومت فعلی با حکومت قابل قبول برای همه تعویض میشود. شورای عالی دولت تشکیل میشود و این ها (طالبان) هم عضو این شورا؛ زندانیان شان هم رها میشود و نام رهبران شان هم از فهرست سیاه امریکا خارج میشود.

جنرال ملک: درفاریاب باید قانون تطبیق شود!

احتمال عملیات نفرات مارشال دوستم علیه جنرال ملک

 از قرار معلوم، اشرف غنی قصد دارد این بار دست خود را از آستین جنرال ملک از متحدان سابق طالبان بیرون کند تا بتواند گلوگاه مارشال دوستم را بفشارد. از ملک می خواهند که درصورت ناکامی انتصاب داود لغمانی به ولایت فاریاب، یک فاریاب زاده را به کرسی ولایت معرفی کند. این اقدام برای مارشال دوستم و جنبش ملی به این معنا است که همان داود لغمانی بهتر از گزینۀ جنرال ملک است.

جنرال ملک، بارها در گفتارهای خود، مارشال دوستم را « بیگانه‌مهاجر زاده » و « رهزن اجنبی زاده» خوانده و از وی به نام «رشید قزاق» یاد می کند. از نظرجنرال ملک، خیزش خلق درفاریاب برای تأمی «اهداف شخصی و فامیلی رشید دوستم» است.

القصه، اشرف غنی درایجاد شقاق درونی درمیان ازبک ها، به هزینۀ اندکی نیازمند است. جنرال ملک را به کابل خوانده اند تا تصمیم بگیرند که علیه قیام مارشال دوستم، چه گونه و از کجا شروع کنند. جنرال ملک تلاش های خود را برای قانع کردن جمهوری سه نفره به سرکوب چند طرفۀ هواداران مارشال دوستم متمرکز کرده است. رویارویی، کم کم به یک نقطۀ انفجارنزدیک می شود.

گزارشنامه افغانستان به نقل از منابع محلی احتمال می دهد که هرگاه کار به درگیری بکشد، رقص فیل تباهی، اول تر از همه سقف وبنای دودمان جنرال ملک را به هوا خواهد کرد.

۱۴۰۰ اردیبهشت ۲۹, چهارشنبه

اتمر از چه نوع توافق با پاکستان سخن می گوید؟

 

انجنیررحمت الله نبیل مفاد توافقات سری بین اشرف غنی و جنرال قمربجوا را فاش کرده است؛ بدین شرح:


مجلس داوطلبی Auction برسر وزارت داخله


بسم الله محمدی دم نقد حاضراست به شورای امنیت ملی 9 میلیون دالر پرداخت کند.


آغاز جنگ داعش علیه طالب در شمالی

 

مفتی نعمان فضلی مدرس یکی از مدارس غیر رسمی در شکردره و خلیفه پیر سیف الرحمن(پیر باله) و از مبلغان و دعوتگران به گروه طالبان  در جریان نماز جمعه در مسجد شهرک جمال در شکردره  همراه با چندین مقتدی شان به قتل رسید.

خبر فعالیت گروه داعش را در شمالی چند بار از این رخنامه نشر کردیم تا مسؤلين و مردم متوجه شوند ولی نهادهای مربوطه حکومتی غفلت زیاد نمودند که پس از گسترش فعالیت طالب ها در شمالی و چندین انفجار بزرگ موترها و پایه های برق  توسط گروه طالبان  حوصله رهبری داعش( رهبر شاخه خراسان داعش از شمالی است) در کوهدامن به تنگ آمده و  این عمل تروریستی توسط داعشی ها صورت گرفته است.

گرچه مفتی نعمان در کندز(زادگاه اصلی خودش) مشکلات دشمنی با مردم داشت و از کندز به همین دلیل فراری بود و احتمال اقدام دشمن های شخصی شان نیز وجود دارد اما از اینکه چندین فرد مسلح دوام دار با او گشت و گزار می‌کرد و حفاظت امنيتي زیاد داشت، احتمال نفوذ گروه داعش در بین مریدهای او بیشتر وجود دارد چون اختلاف داعشی ها با طریقه این ها بنیادی و خطرناک است و همدیگر شان را تکفیر می‌کنند.


مقرری های غیر قانونی اتمر در وزارت امورخارحه

 

حنیف اتمر که با مخالفت شدید داکتر اشرف غنی احمدزی در تایید تشکیل وزارت امورخارجه روبرو شده است، از هفته قبل با دور زدن قانون کارکنان خدمات دیپلوماتیک دست به مقرری های غیرقانونی و خلاف معمول زده است، حنیف اتمر بخاطر امتیاز دهی به نزدیکان و افراد وابسته به تیم خودش بست های خیالی با امتیاز های بلند ایجاد کرده است، مثلا در یک نمایندگی که کار زیاد و تعداد بست های دیپلوماتیک هم در همان نمایندگی است افراد نزدیک خود را مقرر کرده بعداً خلاف اصول کاری آن افراد را بصورت خدمتی به نمایندگی هایی روان کرده است که به کارمند نیاز ندارند تنها حاصل این مقرری ها حیف و میل سرمایه ملی و آقازاده سالاری برای حنیف اتمر است.

۱- وافی الله به حیث مستشار در تهران اما خدمت جنرال کنسلی در لاس انجلس امریکا.

۲- شکران به حیث مستشار در سفارت افغانستان در اسلام آباد در پاکستان اما خدمتی در لاس انجلس امریکا. 

۳- هارون حبیبی مستشار در بنگلدیش اما خدمتی در کنسلی افغانستان در ونکوور کانادا .

۴- سید وحدت شاه مستشار در دوشنبه تاجیکستان اما  خدمتی نمایندگی دایمی افغانستان در نیویارک.

۵- مریم وردک مستشار در ازبیکستان اما خدمتی در اوتاوا کانادا.

۶- شایسته چغانسوری با معاش دیپلومات اما در بست کارمند محلی در سفارت افغانستان در لندن. 

مانند این چهره ها ده تن دیگر در کشور های مختلف به نام مستشار مقرر شده اند اما تمام شان بخاطر اخذ معاش و امتیازات غیر قانونی به امریکا و کانادا معرفی شده اند چون تمام شان ملیت همین کشور های که قرار بروند دارند، به همین دلیل مستقیم دیپلومات مقرر شده نمی توانند. این در حالی است که  نمایندگی های بزرگ افغانستان در تهران، دوشنبه و ازبیکستان که بست های شان به این افراد اختصاص داده شده است به کمبود کارمند بصورت بسیار جدی روبرو هستند ولی به نمایندگی های که خدمتی معرفی شده اند به اضافه تشکیل و عدم ضرورت کارمندان فعلی خود روبرو هستند. محاسبه اتمر از این کار این است که نمایندگی های افغانستان در لندن، واشنگتن، ونکوور، لاس انجلس، نیویارک و اوتاوا کانادا را به افراد نازدانه و دیپلومات در نقش کارمند محلی پر کنند، چون اکثریت شان کسانی هستند که به این کشور ها خدمتی معرفی شده اند ملیت ویا گرین کارت همان کشور ها دارند به همین دلیل بعنوان دیپلومات در آن کشور ها قبول نمی شوند اما اتمر خلاف کنوانسیون ویانا افراد دو تابعیته را در کشور های که ملیت دارند بدون کسب اجازه آن کشورها و حتا بصورت مخفی بعنوان دیپلومات روان می کنند و این افراد با گرین کارت های شان بدون داشتن کارت دیپلوماتیک و خلاف تمام ارزش های پذیرفته در کشور میزبان به کار در سفارت شروع می کنند.

در حالیکه پنج تا هشت سال است که اکثریت کارمندان وزارت امورخارجه منتظر مقرری در نمایندگی های سیاسی و کنسلی کشور در خارج هستند اما جز تیم اتمر نیستند به بهانه عدم تایید تشکیل منتظر مانده اند ولی در عین حال نازدانه های اتمر در بست های نمایندگی های آسیایی افغانستان مقرر و قرار است خدمتی خلاف قانون  به امریکا و  کانادا اعزام شوند.


جمعیت اصلاح را به پنجشیر می فرستند

 

مولوی ملک عضو فعال جمعیت اصلاح  کاندیدای ولسوالی دره ولایت پنجشیر

 مولوی ملک، رفیق شخصی دوره کمپاین های پارلمانی داکترظهیر سعادت است. او با وطنداران دره روابط خوبی ندارد و حتی در قریه عبدالله خیل با خویشاوندانش خوب نیست. استاد مدرسه عبدالله خیل است؛ سند چهارده اش را از پاکستان گرفته؛ سند دوسال بعدی اش را از دانشگاه البیرونی در رشته شرعیات. عضو برجسته جمعیت اصلاح است و عضو قبلی حزب تحریر بوده. آدم تندخو و افراطی است؛ تجربه مدیریت دولتی را ندارد؛ در انتخابات متحد جان فدای تیم دولت ساز بود. 

جمعیت اصلاح که بستر ساز برای داعش است، سعی دارد تا در مناطق تاجیک نشین و ازبیک نشین نفوذ کند تا جوان های کم دانش و افراطی را جذب و شستشوی فکری دهد تا آماده پیوستن به گروههای تروریستی شوند.


۱۴۰۰ اردیبهشت ۲۷, دوشنبه

اشرف غنی با جان جمعه اڅک ثانی قمار می زند



این احتمال وجود دارد که غنی و «غلام خانۀ» حضور، داود لغمانی را به هدف اشتعال باروت اغتشاش سراسری درشمال قصداً گزینه کرده اند و سناریوی اصلی درپس همین پویایی های مشکوک قرار دارد.

 اشرف غنی و اعضای «غلام خانه» حضور، تصمیم ندارند از گذشته های ناکام و یک دنده گی های فاجعه بار دست بردارند. دکترنجیب با آن قدرت و هیبتش در مانورهای زورمندانه درشمال، زمینگیر شد و سرانجام جانش را از دست داد و جمعه اڅک  را نیز گوشت دم توپ ساخت.
 اشرف غنی و اعضای غلام خانه حضور که خیلی استخوان لق و بی ریشه اند. درحیرتم که چرا قیاس کرده اند که عین همان سناریوی مضحک را با سرتمبه گی می توانند درشمال تطبیق کنند. دریک چنین اوضاع فوق العاده بحرانی که دشمنان جمهوری از همه سو به جان حکومتی ها و مراکزمدنی شهری رخنه کرده اند، درپسِ این کنش سرشارازتهی، هیولای چه خیانتی خانمان برانداز خوابیده است!

تاریخ خیلی ساده و خونسرد تکرار می شود. غنی که عمرش درامریکا سپری شده، نسبت به دیوانه گی های سردار داود خان، چندین مرتبه بیشتر و غلیظ تر اکت دیوانه می کند. این احتمال وجود دارد که ناگهان قوای دیسانتی به فاریاب یا حتی به قرارگاه اقامتی مارشال دوستم از کابل اعزام کند و همه داروندار خود را یک باره قمار بزند. او پیش ازین دوبار، یکی برای آوردن سرآویزان نظام الدین قیصاری و یکی هم به بهانۀ گرفتار یک فاسد جمهوری به نام کرام الدین کرام، بخت خود را محک زده است.

این بار نیزاحتمالش هست که تحت قیمومیت یکی از اعضای غیر پشتون «غلام خانۀ» حضوردست به اقدامی مکروه بزند.

در ماه های آخر سال 1371، جمعه اڅک  فرستادۀ خاص دکتر نجیب در مقام رئیس تنظیمیۀ صفحات شمال درغلتک امواج  اعتراضی فرماندهان از جمله جنرال مؤمن اندرابی و جنرال دوستم دیروز، گرفتار آمد و سالیان سال در زندان ماند. اینک، قرعۀ اشتباه ثانی، به نام داود لغمانی، ( جمعه اڅک  ثانی) زده شده است تا چه پیش آید. این احتمال وجود دارد که غنی و «غلام خانۀ» حضور، داود لغمانی را به هدف اشتعال باروت اغتشاش سراسری درشمال قصداً گزینه کرده اند و سناریوی اصلی درپس همین پویایی های مشکوک قرار دارد.

 داود را برده اند به شکل نمادین در لوای اردوی ملی واقع میدان هوایی میمنه، به حیث والی جدید معرفی کرده و نظامیان روی شانه اش چپن انداخته اند. مرکز ولایت دردست مردم است و قوای مسلح جنبش ملی اسلامی هم در کنار مردم ایستاده است. 

در داخل ارگ و درجمع اعضای «غلام خانه» حضور هیچ فردی را یارای دهان گشادن دربرابرغنی نیست تا به وی حالی کند که بازی سیاه با کارت ضدیت با مردم را کناربگذارد که اندرین غائله، اولین کسی که قربانی خواهد شد، داود لغمان یا همان جمعه اڅک  دوم است. به نظرمی آید که طراحان ارگ، همین را می خواهند.

پیوند هند و افغانستان از روزنه تحقیقات عرفانی



سعید حقیقی 

نویسنده و روزنامه نگار


غنی با اڅک دوم سَرِ خود به گُرز آتشین می زند

 


نوشتۀ عثمان نجیب


«برو گُم شُو پِیره‌کِی»،

 

       جوانی را نصیحت کردم، چنین پاسخ به من داد:

                           «برو گُم شُو پِیره‌کِی»، 

          من به پاسخ او نه بل برای وطن ام گریستم.

نوشته‌ محمد عثمان نجیب


عذر و زاری مضحک ملاقربان به طالبان

 ملاقربان ( مولانا فرید) نمایندۀ امرالله صالح برای تلویزیون طلوع در بحث با یک طالب امریکایی، پیوسته عذر و زاری راه انداخته که « او طالب» جنگ نکن... او طالب به لحاظ خدا.... 

اگر بحث امنیتی و سیاسی همین گونه باشد، تسلیم شدن به طالب، بهتر از آن است. این نوع صدا کشی ملتمسانه، بدین معنا است که این آقایان، از نظرمعنوی و مغزی دربرابر طالب پیشاپیش درهم شکسته و خلع شده اند.

 کار گروه جمهوری سه نفره به استدعا و گرفتن دست و دامن طالب رسیده. شاریده گی بنیان های ضعیف جمهوری به وضاحت قابل دید است. خود امام حسین افغانی ( امرالله صالح) درین روزها ناپدید و خاموش است و سعی برآن است تا رهایی هفت هزار تروریست دیگر را چطور برای مردم توجیه کنند.

نقشه کشی به کشتن دو فرمانده ضد طالب در بغلان


طبق گزارش به دست آمده از منابع در ولایت بغلان  دو تن از فرماندهان  سابقه  به اسم های  امیر گل بغلان و فرمانده کمین در خط اول در مقابل طالبان قرار دارند. اما ایستاده گی این فرماندهان با سبوتاژ رو به رو است.

شماری از عناصر وابسته به شورای امنیت از جمله اکبری بارکزی نفرحزب اسلامی و همیار جمعه خان همدرد، شمس الحق بارکزی معاون شورای ولایتی، فرمانده میرویس از حزب حکمتیار و اسدالله شهبازی وکیل درولسی جرگه برای حذف این فرماندهان نقشه کشی دارند.

برادرشهبازی هم اکنون قوماندان طالبان دربغلان است. قصد این است که فرمانده کمین وامیرگل را از صحنه نابود کنند تا مسیر طالبان به سوی شهر جدید بغلان باز شود. این گروه برای نبرد های پیش رو درشمال بین طالبان و قوای مقاومت آماده گی می گیرند.


والی پنجشیرهم صنفی اشرف غنی درکمپنی یونیکال است

پنجشیر درمعرض رخنه و خطرات درونی قرار گرفته است. 

 طبق گزارش به دست آمده والی مورد حمایت دکترعبدالله در ولایت پنجشیر، از سی سال به این سو معاش خور شبکه آسیایی کمپنی یونیکال بوده است.

 کمال سالیان متمادی در پشاور در دفتر یونیکال و اداره های امریکایی مشغول به کار بود و از سال ها تا کنون سرگرم تطبیق برنامه های یونیکال درپنجشیر است. 

اشرف غنی عضو بخش افغانستان در کمپنی یونیکال که اسم برنامه اش اکنون (تاپی) است از انجنیرکمال حمایت می کند. ازکمالات انجنیر کمال یکی هم این است که اواخر هر سال بودجه انکشافی ولایت پنجشیر را بدون یک روپیه مصرف دوباره با وزارت مالیه برگشت می‌دهد و از این ناحیه ارگ  را راضی نگه می‌دارد.

کمال درپنجشیر مأموریت خطرناکی را پیش می برد؛ درحالی که مردم پنجشیر به توسعۀ کشاورزی، آبرسانی، اعمارپایه های برق و ده ها مورد دیگر نیازمند می باشند؛ این عامل خارجی، هزینۀ ملی را دو باره به کابل برگشت می دهد. 


احضارات جنگی مارشال دوستم در 12 ساعت اخیر

از صفحات شمال خبر می رسد که مارشال دوستم فرمان احضارات جنگی علیه حکومت کابل صادر کرده است. 

هم اکنون نیروهای مسلح و جماعت ترک تبار در سراسر شمال و شمال شرق به جنگ آماده گی دارند. فیصله رهبری جنبش این است که از ورود و معرفی والی نا شناخته در فاریاب به هر بهای ممکن، جلوگیری کنند.

نکتۀ مهم تراین است که همه جنرالان، افسران میانه پایه و سربازان وابسته به دودمان جنبش ملی اسلامی که در اردوی ملی، پلیس و امنیت ملی خدمت می کنند، از فیصلۀ علما و رهبران جنبش با خبر ساخته شده اند. 

مارشال دوستم گفته است که ما در دوجبهه ( علیه طالب و تیم اشرف غنی) خواهیم جنگید. وی اشاره داده است که تیم نام نهاد جمهوریت درحال انقراض است و درآخرین مراحل تأسیسات دولتی را به طالبان تسلیم خواهند داد.