-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۶, پنجشنبه

احمد مسعود درمقابله با «دیوهای مست»

 بین مسعود اول و مسعود دوم، بیست سال فاصله افتاد. درین بیست سال، هرنوع سازش و تمکین با ساختار نظام کهنه، به جای بهبودی وضعیت، شرایط را از هرلحاظ سخت تر و معروض به بن بست ساخت. فهیم، قانونی، عبدالله و بسم الله و هم پالکی های آن ها درین بیست سال، به ثروت دست یافتند؛ درعوض، درسیاست بازنده شدند؛ یا خود شان داوطلبانه از بازنده شدن و عفن سازی تاریخ سیاسی افغانستان استقبال کردند. اکنون هم درهرمیدان معامله سروکلۀ شان سبز می شود. با این حال یک نکته قطعی را فهمیده اند که احمد مسعود درخط انحراف سوداگران دربن و درلویه جرگه ها، کاخ ها و خلوت خانه ها جلو نمی رود.

نتیجه بیست سال هیاهو چی شد؟

نتیجه اش ظهور زنگی مست به نام اشرف غنی بود که حتی از حاتم بخشی های «سوداگران» و استمرار نظام سیاسی کهنه و میراثی به شیوۀ پسا دورۀ طالبان راضی نبود و کمر بر شخ کردن پیچ و مهره ها به همان شیوۀ نادرخان و محمد گل خان مهمند داشت و درین ره هرچه از دستش پوره بود، دریغ نکرد؛ بیت المال را باربار دستکاری کرد و آنانی را که قدرت را قدم به قدم به سردمداران گذشته گرایی تحویل داده بودند؛ یکه یکه از صحنه برون زدند و حتی یک فضای باریک برای تنفس کشیدن برای نسل نو اجازه نداد. غنی افراطیت بدوی سیاسی دورۀ عبدالرحمان تا اواخر دوره هاشم خان را نوسازی کرد؛ اما به شکل خنده آوری درچاه تحولات افتاد.

نتیجۀ افراطی تر همسویی با نظام سیاسی کهنه این بود که قدرتمندان عصبی درعصر اشرف غنی، تعرض بر قوم و زبان را به کارزار رسمی وهمیشه گی خویش تبدیل کردند. گلبدین تا غنی و از کریم خرم تا ادریس زمان و همه ای شان، به ترافیک های زبانی تبدیل شدند که زبان دومی شان بود و به زبان اصلی خویش هیچ خدمتی انجام نداده اند. 

مرحلۀ سوم، عروج طالبان - طالبانی که غنی وکرزی از هرنوع مسامحه و خدمت به آنان مضایقه نورزیدند. اکنون تسلیم دهی زمین و ابزارجنگی و قرارگاه ها از بغلان و زابل شروع شده است و وضع خطرناکی پیش آمده است. همزمان، احمد مسعود با وفاداری به اجندای راهبردی و جنگی انوشه یاد - احمد شاه مسعود- برای مقابله پیش آمده است. دیگر چه راهی وجود داشت؟ درچند نوبت به طالبان از هرسوراه داده شد، نتیجه اش، بربریت و هراس و قتل عام بود.

اکنون احمد در دو جبهه درونی و برونی باید از «میان دیو های مست باید بگذرد». زورآزمایی با عامل بیرونی، شدنی است؛ اما پیروزی بر کج تابی ها، خائنان داخلی، سوداگران آموخته خور و ارواح فاسد شده، زمان بر، فرسایشی اما قابل اجرا درشعاع ممکنات است. اولویت کلیدی، تأمین مصوونیت برای احمد است. نقاط رخنه، بی تفاوتی، ساده خیالی و انگاره های جبهه یی و غلط، دیگر نباید تکرار شود.