-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

عشق چیست؟ گفت که عشق عنصر است

مختاروفایی نوشت:

 "در شفاخانه محمد علی‌جناح، پیر مردی صدا می‌زد که دخترم، لطیفه‌ام؛ خوب است. او، خوب است، خوب. اما به یک جسد رسید و دیگر نگفت که «خوب» است. هیچی نگفت، به زمین غلتید. 

در شفاخانه عالمی، مادری جسدها را یکی یکی بررسی می‌کرد، به یک جسد رسید، ضعف کرد و در کنار دختر خوردسالش افتاد؛ پسر خوردسالش، گاهی بر بالین مادر و گاهی بر جسد خواهر بال‌بال می‌زد و فریاد می‌کشید: «آی خدا! چرا؟»

در کنار جسد دختر خوردسال، کتاب کمپیوتر «صنف یازدهم» بود. روی جلدش نوشته بود: «از معلم کمیا پرسیدم که عشق چیست؟ گفت که عشق عنصر است.»

در شفاخانه محمدعلی جناح، سه بار شمردم، بیست دانش‌آموز چون پرندگان که شکار می‌شوند، کنار هم خوابیده بودند. چند دقیقه گذشت، یکی دیگری را هم آوردند؛ شد بیست‌ویک. اعداد امشب بالا می‌رود، لعنت به اعداد! 

اکنون در خانه نشسته‌ام، از ساختمان پشت‌سر صدای گریه می‌آید. نمی‌دانم که فرزند کشته‌شده‌اش صنف دهم مکتب بوده است و یا یازدهم؟

وزارت داخله، می‌گوید که ۳۰ دانش‌آموز جان‌باخته اند؛ من چهل‌وچهارمی را هم شمردم."