-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۷, جمعه

درافغانستان چیز ملی وجود ندارد؛ سوء استفاده از آن رایج است

 سردار محمدرحمان اوغلی:

احمد مسعود راه دراز و مشقت باری پیش رو دارد .او با یک حرکت نمادین تجلیل از هشت ثور در فضای آزاد و خارج از تجملات و زرق برق ، آتش به جان استبداد ، تکه داران و هواخواهان آنها زد . 



از بزرگترین ریش سفید تا خوردترین چلونکی، مستقیم و غیر مستقیم بر او تاختند ؛ یکی به بهانه بیرق گویا ملی و دیگری به بهانه سرود و آن دیگری با روپوش اینکه چرا مسعود جوان، شریعت اسلامی میخواهد. 

قابل انتظار بود و قانون طبیعت هم بر این حکم میکند که هر جایگزینی کهنه با نو ، باید چنین باشد و در مواردی این جایگزینی ها نه تنها برای کهنه بلکه برای جدید هم براندازانه است .

 در باره بیرق ها و سرود های گویا ملی :

در افغانستان هیچ چیز ملی وجود ندارد و فقط سوء استفاده از کلمه ملی بسیار رایج است و این واژه وسیله است برای سرکوب دگراندیشی . بیرق فعلی دولت که برگرفته از بیرق امان الله خان و نادر شاه است هیچ گاهی نتوانسته در سایه خویش مردم افغانستان را متحد و یکدست کند.همین حالا بیشتر از نیم جغرافیای افغانستان در زیر بیرق های سفید و سیاه طالبان و داعش به سختی ، روز را شب میکنند . سرود حاکمیت های کرزی-احمدزی چون سرود دولت مجاهدین با یکی از زبانهای رایج نمیتواند ملی باشد . زبانهای پشتو و فارسی دری مطابق صراحت قانون اساسی زبانهای رسمی دولت اند نه زبانهای ملی ؛ پس سرودی که در یکی ازین زبانهاست سرود رسمی دولت است نه سرود ملی.ارزش ها ، نهاد ها و نماد ها وقتی ملی اند که ممثل ملتی بنام ملت افغانستان باشند.

در ماده چهارم قانون اساسی افغانستان ، ملتی به نام ملت افغان وجود ندارد برعکس به نام "ملت افغانستان" صراحت یافته است و این ملت افغانستان هم متاسفانه شرایط تشکل و ایجاد خود را تا هنوز نداشته است.

احمد مسعود مجبور است با رقابت و دشمنی های پنهان و آشکار مقابله کند و غافل نباشد که افزون بر استبداد ، تعدادی از یاران ، سکرترها و مامورین پدرش هم برای براندازی او خنجر در دست دارند. 

احمد مسعود در شرایط بحرانی و بد فعلی برای مردمی که از تفوق طلبی ، استبداد و قومگرایی حاکم به ستوه آمده اند امید بزرگ است و نباید ، او را و موقعیت فعلی را برای تقویت او از دست داد .مسعود جوان هوشیار ، زیرک و مودب است و اگر به تدریج در قومگرایی و محل پرستی سقوط نکند میتواند بزودی به چهره ممثل اکثریت مردم تبدیل شود. او ، با گفته اش که اقای صالح در گرفتن خیمه لویه جرگه تلاش کرد با یک تیر دو فاخته زد : یکی اینکه صلاحیت دیگران حتی به عنوان معاون اول در حاکمیت های استبدادی قومی مساوی به پشیزی هم نیست و دوم نشان داد که اگر معاون نخست کاری درین راستا نکرده باشد ناسپاسی ست که پشت بر ارزش ها و مقدسات خویش دارد ؛ ارزش و مقدساتی که او را به قدرت و ثروت های بیشمار پیوند و گره زده است.