-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

یک بازی جدید «صلح بریتانیایی»

فیاض نجیمی بهرمان

لندن در جستجو «مصالحه» میان مسوولان قوای امنیتی افغانستان و پاکستان است. 



این تلاش بخشی از یک طرح بزرگ ستراتیژیکی می باشد که ژنرال سُر  نیکلاس کارتر ابتکار آن را به عهده گرفته است.

پس از «خروج» نسبی ایالات متحده امریکا از افغانستان و تغییر سیاست آن در قبال منطقه، بریتانیا در تلاش است تا وارد سیاست بزرگ شود. طراح برگشت بریتانیا ژنرال نیکلاس کارتر است. 

ژنرال نیکلاس کارتر یک نظامی و ستراتیژیست برجسته  بریتانیایی می باشد. «ستراتژی جدید» مدرنیزاسیون نیروهای مسلح سلطنتی در چوکات دکتورین «بریتانیای گلوبال» از طریق تقویت نیروهای دریایی در دوران "جهان چند قطبی و رقابت های دائمی"  با نام او گره خورده است. 

او به سوی نظریه هارتلند یا «قلب جهان» سر هافورد جان مکیندر بر می گردد و نظریه حضور دوباره بریتانیا در مسایل بین المللی و دفاع از منافع آن را در وضعیتی که روسیه، چین و تروریسم بین المللی بزرگترین چالش های بریتانیا خواهند بود، مطرح می سازد. 

مطابق تیوری هارتلند افغانستان بخش از «بازی بزرگ» در آسیای میانه بود. ژنرال کارتر آن بازی را به طوری جدی می خواهد دوباره برگرداند. 

بریتانیایی ها از چهار سال بدینسو به لابیگری برای تغییر سیاست ایالات متحده در افغانستان شروع کردند، که بر محوریت پاکستان بنایافته بود.  لندن همیشه در کنار پاکستان قرار داشته است چیزی که در سیاست های امریکا به گونه منظم نمی تواند آن را سراغ کرد. 

چهار سال پیش بریتانیا تلاش هایی را آغاز نمود تا به حکومت ترامپ بقبولاند، که بدون پاکستان صلح در افغانستان ممکن نیست و باید به آن کشور فرصت داده شود تا زمینه صلح را در افغانستان فراهم سازد. بریتانیایی ها اداره امریکا را متقاعد ساختند که روسیه، چین و ایران مانع تقویت نفوذ آنها در منطقه استند.  

پیش از آن در سال 2017، ژنرال های پاکستان مجموعه سفرهای به لندن نمودند تا وفاداری شان را به بریتانیا تکرار نمایند. 

ژنرال آصف غفور، رییس Inter-Services Public Relations با تلاش زیاد برتانیایی ها را متقاعد ساخت که اشتباه ایالات متحده باعث شده است تا پاکستان به اردوگاه چین نزدیک شود. در همان زمان، ژنرال غفور گفته بود: "ما به شما نزدیک تر از متحد  شرقی ما (چینی ها)"  استیم.  ما ویژگی های مشترک، حتی واحدهای نظامی با فرم مشابه بریتانیایی  در پاکستان می باشیم که پس  از ختم استعماری هنوز آن را نگهمیداریم. گذشته مشترک به طور طبیعی ما را با غرب  پیوند می دهد. "

همزمان پاکستانی ها لابیگری در اسراییل را نیز شروع نمودند، تا از طریق آن کشور در سیاست های ترامپ در قبال پاکستان و افغانستان  تجدید نظر به وجود آید. 

برای این که  امریکایی ها را ترسانده باشند، بخش داعش  ساخته شده توسط آی اس آی  را در مناطق شرقی افغانستان جابجا نمودند. طرح داعش سازی پاکستان از حمایت اسراییل نیز برخوردار گردید ـ چیزی که اسراییل در سوریه و عراق انجام داده بود.   

در نتیجه امریکایی ها تحت فشار متحدان نزدیک یعنی بریتانیا و اسراییل پذیرفتند تا با طالبان داخل مذاکره شوند. موضوع آغاز مذاکرات پنهانی و علنی با طالبان  خارج از این بحث است. 

اما درین مدت بالآخره نظامیان پاکستان توانستند کشور شان را در مرکز بازی جنگ و صلح افغانستان قرار دهند.

ـــــــــــــ

برنامه های ژنرال نیکولاس کارتر فراتر از موضوع جنگ و صلح افغانستان می رود. او میخواهد کشورش در «بازی بزرگ جدید» یکی از بازیگران پرقدرت باشد. این بازی باید به کمک مستقیم MI6  پیش برده شود. 

رییس کنونی استخبارات خارجی بریتانیا MI6 یعنی «ریچارد مور» متولد لیبیا و سفیر پشین ترکیه است. او روابط خیلی دوستانه و تاثیرگذار با رجب طیب اردوغان دارد. برنامه های بلندپروازانه اردوغان به حیث بازیگر اصلی در «خاور میانه بزرگ» و «آسیای میانه بزرگ» ـ طرح های عصرجورج دبلیو بوش و نیوکانسرواتیف ها  را ترکیه عملی می سازد و از حمایت MI6 برخوردار است. حتا گفته می شود، جنگ در کوهستان قره باغ در آذربایجان به گونه یی آغاز عملیات مشترک بریتانیا و ترکیه می باشد.

فعالیت های استخباراتی بریتانیا با ستراتیژی نظامی ژنرال کارتر در هماهنگی است.

او همکاری  جدیدنظامی بریتانیا و پاکستان را بخشی از نخستینگی های برنامه اش می پندارد که به طور عینی علیه منافع روسیه، چین و ایران می باشد.

او مشکل افغانستان را نه در خط مذاکره میان افغانستانی ها بلکه توافق نهاد های نظامی افغانستان و پاکستان می بیند ـ به ویژه که حمدالله محب شخص مورد اعتماد MI6 و در کل، بریتانیا ها است.

 به همین منظور نخستین ملاقات میان مقامات نظامی افغانستان و پاکستان را به تاریخ ۹ مارچ ۲۰۲۱ در بحرین سازمان داد، که از جانب افغانستان حمد الله محب، احمد ضیا سراج و یاسین ضیا و از جانب پاکستان قمر جاوید باجوا و فیض حمید اشتراک نموده بودند.

در  نشست  نخست مقام ها کابل با پاکستان،  فرمانده گارد ملی بحرین فیلدمارشال محمد بن اسیر الخلیفه و مشاور امنیت ملی آنکشور شیخ ناصر بن حمد الخلیفه نیز اشتراک داشتند.

کابل درین زمینه گزارش وسیع نداشت.  در روز های اخیر پیش از دور دوم مذاکرات، حمدالله محب گفت: سفر هیأت پاکستانی به ادامه ملاقات بحرین است، که روی مشکلات دوجانبه بحث خواهند نمود. 


بریتانیا می کوشد چوکات مذاکرات را تغییر دهد. سعی می کند  تا مذاکرات مستقیم کابل و اسلام آباد با حمایت ترکیه و بدون حضور طالبان صورت گیرد.  

محل برگزاری نخستین ملاقات نیز خیلی پُر و سمبولیک  بود. بحرین مستعمره سابق بریتانیا، که متحد کنونی آن نیز است، روابط خوبی با ایران ندارد و ایران هنوز هم آن جزیره را بخش خاکش می پندارد. 

از سوی دیگر  روابط بحرین با ترکیه به سرعت در حال گسترش و نزدیکی است.

ترکیه به شمال افغانستان به حیث یک تخته خیز به سوی آسیای میانه بزرگ می نگرد و تسهیل کننده یی آن می تواند بریتانیا باشد. 

قدرت و منزلت دادن به  مارشال دوستم و امتیازدهی های پیهم برایش در کابل و جابجایی مهره های ارگ در ولایات شمال، بخش ازین برنامه بزرگ می تواند باشد.

یک «بازی پیچیده»  جدید ژیوپولتیکی در منطقه به سرعت در حال شکل گیری است. 

هرقدر بریتانیا بکوشد «بازی مستقل» در پیش گیرد ولی در نهایت بدون تایید امریکا نه توانایی اقتصادی و نه هم نظامی پیشبرد آن را دارد. 

دوام مذاکرات صلح افغانستان بر محور «ترویکا» می تواند تلاشی باشد برای مصروف ساختن چین و روسیه در یک بُعد و آغاز «بازی جدید» در خط ترک زبانان در بُعد دیگر. 

قراین نشان میدهدکه در حوزه ژیوپولتیک تنها «ستیغ کوه یخ» قابل دیدن است، بزرگی کوه در زیر آب نیاز به ابزار ها دارد.