-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ اردیبهشت ۲۶, یکشنبه

نظریۀ جالب آخر هفته در شبکۀ اجتماعی

 عبدالله سخی ( نگاه به نگارۀ سمت چپ) چنین نوشته است:

مردم از احمد مسعود صدور کرامت نمی خواهند،  نه توقع پول و کرسی و مقام ازش دارند و نه او به این زودی ها احمدشاه مسعود شده می تواند . همین که تحرکات او گلبدین حکمتیار را به پای غنی احمدزی انداخته و فکر شورای هماهنگی دوم بر سرش زده، همین که دو رهبر جمیعت اسلامی( صلاح الدین ربانی و عطا محمد نور ) را بی قرار ساخته است و در حرکت انداخته ، همینکه امرالله صالح ، عبدالله و ادیب فهیم و سیاف  را وار خطا ساخته است، همینکه بر زخم داوود ناجی مرچ سرخ انداخته و بلاخره همین که باری جهانی را در حالی که در بستر بیماری بسر می برد و لباسی که بر تن دارد نیز نشان از کفن دارد را واداشته است تا به جای وصیت خیر و خیرات و صدقات و بجای توبه کردن از عمری فاشیستی گری ها بیاید در مورد احمد مسعود توهین نامه بنویسد، همین کافی است. 

سن و سال احمد مسعود به اندازۀ نواسه ها و حتی کواسه های این سفید ریشانِ دل سیاه و تاریک اندیش است اما شمشیر تحرکاتش بر قلب تمامیت خواهان و معامله گران فرو رفته  است. روانشاد احمدشاه مسعود هم که زنده بود او را قوماندان مسعود می خواندند برای آن که کوچکش جلوه دهند اما چهل سال میشود داد و فغان شان از دست مسعود بلند است و ذلتی را که خداوند نصیب شان کرده است را نیز از مسعود می دانند انگار نام احمدشاه مسعود به "محک تجربه" تبدیل شده است که با او میشود هر غش دار را سیه روی کرد! 

جور و آزار رسانیدن به این سر و ریش سفیدان سیه دل و افزودن در درد و بلا و امراض  شان که هرکدام به سهم خویش مسئول بربادی و غارتگری های بیست سال پسین اند؛ یگانه آرزویی است که از احمد مسعود توقع میرود!