-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ خرداد ۴, سه‌شنبه

احمد شاه مسعود: خائن هیچ گاه صادق نمی شود!


 ‌روایات زنده‌‌گی من

بخش ۱۰۱

نوشتۀ محمد عثمان نجیب



پسا شهادت قهرمان ملی و افول سیاست سرزمین سوخته‌ی طالبانی در سال ۲۰۰۲ عیسایی محترم ارتشبد بابه جان رفیق و دوست و برادر خود را دیدم که افتخار بزرگی در کنار احمدشاه مسعود و دیگر مدافعان و جان‌بازان مقاومت ملی داشتند و من خجل از نه بودن در رکاب ایشان.

روزی از گذشته ها یاد کردیم و جنرال صاحب مشکلات نفس‌گیر جبهه‌ی ملی مقاومت سراسری کشور و مردم را روایت کردند که مو در بدن انسان راست می شد.

از حالاتِ فرمانده مسعود پرسیدم که آن زمان در سمتِ رهبری کل جبهه‌ی مقاومت ملی قرار داشتند.

 روایت شان همه حُزن انگیز بود ‌و جان‌کاه. جنرال صاحب بابه جان به من گفتند هر لحظه برای آمر صاحب و ما یک خطر حتمی سقوط مقاومت و‌ مرگ و شهادت بود؛ اما پس از توکل به خدا وقتی ایستاده‌گی بدون ترس اما با دلاوری او ره می دیدیم کُل ما روحیۀ تازه می گرفتیم.

 یک روز ده مخابره به مه هدایت داد هر جای استم خوده به سالنگ برسانم و تأکید کد که «... و... دو قومندان مهم سالنگ خیانت کده و طرف طالبا رفتن تو عاجل منطقه ره زیر کنترل بگی که رسیدی به مه اطمینان بتی... مام حرکت کدم و رفتم وضعیت ام بسیار خراب بود و طالب از شمال هم پیش آمده بود و فقط سالنگ مانده بود... سر درگمی زیاد بود وختی به سالنگ رسیدم،‌ فامیدم که یکی از قومندانای کلان مجاهدین ده سالنگ وخت طرف طالبا  رفته و دومیش هم ده حال رفتن اس... مقصد یک چاره کدم و‌ تدابیر انسدادی سالنگه گرفتم خاطرم جم شد که سالنگ امنیت شد... و کت قومندان دومی مجاهدین گپ زدم که غیرت کنیم و‌ آمر صاحب ره ایلا نه کنیم... گپا تا و بالا شد...که آمر صایب سَرِ مه صدا کد... مه گپ زدم و چندین بار قصدی نام او قومندانه برش گرفتم تیر خوده آورد ... باز گفتم آمر صایب ....خان وطندار اس مجاهد بود... یک اشتباه کد... و او قومندان هم گپای مه می شنید؛ پیشم بود و گپای آمر صاحب ره هم می شنید... صد که کدم آمر صایب قبول نه کد...که ...همرایش گپ بزنه... و‌ گفت خاین ... دگه صادق نِمیشه... حالی همو آدما نکتایی دارن ... ‌و خوده مقاومتی و مجاهد میگِیرن ...آمر شهید شد‌...‌خدا مراد بگیلاره داد...».

پ، ن. من به دلایل زیادی نام آن دو تن را نه می گیرم. نجیب