-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ خرداد ۸, شنبه

امرالله صالح معنای گفتمان ملی را نمی فهمد

 

کاوه جبران

امرالله‌خان صالح نگرانی بزرگی دارند. این‌که بازنمایی گفتمان ملی افغانی در نظام آموزش و کتب معارف بسیار کمرنگ است. با این تأکید که حفظ مفاخر محلی ارزشمندند اما نه در آن حد که مفاخر ملی را متأثر کند، ایشان می‌پندارند که باید توجه جدی برای پررنگ‌کردن گفتمان ملی افغانی در نصاب درسی صورت بگیرد و ظاهراً برای اجرای این مأمول، به سرپرست وزارت معارف هم وظیفه سپرده‌‌اند. بندهٔ قاصر اما فکر می‌کنم که جناب امرالله‌خان گرفتار نوستالژی عصر خاندان یحیا و کارنامهٔ محمدگل‌خان مومند است: ملی‌سازی به طریق زور و از بالا به پایین، آن‌هم به شدیدترین شکل ممکنش.

به رغم نقدهای بسیار، نصاب درسی و کتاب‌های آموزشی پر است از اساطیر و افسانه‌های افغانی، توزیع شناس‌نامه‌های الکترونیکی و افغانی‌سازی اقوام در نظم اداری کماکان جاری است، سرود ملی، زبان ملی، پرچم ملی، پول ملی و... همه خالصانه افغانی‌اند. هیچ‌چیز غیرافغانی در این کشور وجود ندارد. پروژهٔ افغانی‌سازی به جز در نیمهٔ نخست دههٔ هفتاد شمسی هیچ وقفه‌یی نداشته است. 

از زمان تأسیس این کشور در ۱۸۸۰ تا اکنون پروژهٔ افغانی‌سازی به درجات متفاوتی اجرایی شده است. اگر یک گراف فرضی این روند را ترسیم کنیم، نقطهٔ حضیض آن نیمهٔ نخست دههٔ هفتاد شمسی، و نقطهٔ اوج آن دههٔ بیست شمسی خواهد بود. در بقیه دهه‌ها در طول این صدوچند سال، پروژهٔ افغانی‌سازی سیر نرمال خود را سپری کرده است. آن‌چه امرالله‌خان را نگران می‌کند همین نکته است که چرا نمی‌توان این روند را در اوج نگه‌داشت و چرا پروژهٔ افغانی‌سازی به شکل اعلایش به اتمام نمی‌رسد؟

اگر چنین نباشد باید فرض دیگری را پیش کشید: این‌که جناب امرالله‌خان یا معنای گفتمان ملی افغانی را نمی‌فهمد، یا با نصاب درسی وزارت معارف کاملاً بیگانه است.