-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ اردیبهشت ۲۶, یکشنبه

رهبرپارتیزان چطور به یک مأمور NGO پناهنده شده است؟

نگاهی گذرا برعیب و هنر استاد عطا محمد نور




استاد عطا محمد نور در زمرۀ سیاست ورزان برخاسته از جنگ، از نظر سیاسی گرفتار بی تعادلی پرخاش گرانه بوده است. اما ایشان از نظر موقعیت گیری فرهنگی و تاریخی نسبت به هویت و زبان بین الاقوامی فارسی دری و هم گرایی با شخصیت ها و نویسنده گان و آثار فارسی، یک سر و گردن از همگنان جبهه ای – جهادی خویش جلو تر بوده است. 

تا امروز دیده یا شنیده نشده است که عبدالله، قانونی، فهیم وامثالهم نسبت درمقام دفاع مشروع از ارزش های تاریخی، عدالت بین اقوام، اقتدارفرهنگی و زبانی یک گسترۀ درخشان درافغانستان، ایستاده شده باشند؛ اما عطا نور با وصف آن که گاه، درچند جهت با رقیبان داخلی و برونی گلاویز بوده، هیچ گاه به بیماری خود فراموشی و تاریخ زدایی مبتلا نشده است. هرچه از دستش رسیده، نسبت به آثار فرهنگی و فرهنگیان عطف عنایت نشان داده است. او اولین پیشگامی بود که نسبت به توزیع تذکرۀ تحمیلی الکترونیکی و تخطی غنی از مصوبۀ پارلمان انتقاد کرده بود.

اکنون که احمد مسعود به مجموعه یی از ضربات بیست ساله پاسخ مشابه داد، راه دیگری وجود نداشت. ضربه را با ضربه جواب دادن، همیشه دشمنی نیست؛ پیش رانش ارابۀ کمک به خاطر ایجاد توازن برای حفظ عدالت در میان مردم است. چانس های استاد عطا درگذشته، نسبت به احمد مسعود فراوان بود؛ اما اشتباهات سیاسی وی فرصت ها را سوختاند.
اگر استاد عطا، فقط درموضع عمل، سنجش مدارانه می ایستاد و کمتر زبان به تهدید، عمل واکنشی و خط نشان کشی های موسمی باز می کرد، شعاع نفوذش قوی تر از امروز بود. ایشان، دریک مقطع دربرابر توطئه های مشترک عبدالله – اشرف غنی در سالیان حکومت وحدت ملی با قوت ایستاده گی کرد؛ اما درتماس با نماینده گان خارجی، جرأت از کف داد و از موج فراگیر نسل جوان که در اطرافش به چرخش افتاده بود؛ روی گرداند.

وی دربرخی مواقع هنوز الگوی های رفتاری مثبت و مقتدرانه را به نمایش می گذارد؛ و حیف است که درخشش و ارزش های تمرکزیافته درشخصیت ایشان، به وسیلۀ اشتباهات تازه به تازه، بلعیده شود. تیم غنی، دیریا زود، جمهوریت را با سازوبرگش به طالبان تحویل دادنی است. حتی اگرچنین هم نشود، دربسترتضاد اجتماعی وسیاسی میان نیروهای فربه تر که تازه داغ شده، استاد عطا به حاشیه کشیده خواهد شد. سرمایه گذاری درنقاط دیگری درجریان است.

 به نظر من، بزرگ ترین خطری که استاد عطا را درخود پیچیده، لذت بردن از چاپلوسی ساختاری اما سخت اپورتونیستی است که افراد مرموز دراطرافش شکل داده اند. این فضای چاپلوسی مهندسی شده، نود درصد جنبه اقتصادی و سود جویانه دارد. مشورۀ بنده این است که هنوز وقت مناسب در دسترس است که ایشان راه خود را از فرعون تعصب – اشرف غنی- و فرعون فرصت طلبی – عبدالله - جدا کند. برای یک رهبرپارتیزانی مناسب نیست برای حفظ مقام سیاسی خویش، به یک مأمور دون پایۀ NGO که تازه به مرز ختم مأموریت هم رسیده، پناهنده شود و فرمان پذیرد.

اوضاع مسیر دیگری به خود گرفته است. حیف است استاد عطا درتعامل های آینده، بین دو سنگ آرد شود. تا کنون عمل کردهای وی نمود عینیت یافتۀ مقاومت برعلیه جفاکاری های دکترعبدالله است. عبدالله، به کمک سفارت امریکا، او را از مقام ولایت بلخ به حاشیه کشید.

مشورۀ من که بر تحلیل ها و یافته های مستقل اتکا دارم، به ایشان این است که دربرابر احمد مسعود، از تقابل انصراف کرده و دست دوستی به او دراز کند. اتحادیه اروپا و امریکا، جمع ایران و هند، هیولای مخرب طالبان، پاکستان و عربستان را از شمال کابل ( این سوی سالنگ جنوبی) مهار خواهند کرد. بنا برین، رهبری جبهه مقاومت لاجرم در پنجشیر و گستره های جغرافیایی متصل به آن تمرکز خواهد داشت. شما به حیث یک رزم جو می دانید که درنبردهای راهبردی آینده، جغرافیای کابل تا دهانۀ ورودی تونل سالنگ شمالی تعیین کننده است. رهبری جنگ سرنوشت ساز، هیچ گاه مرکزیت خود را از پنجشیروشمالی، به حوزۀ بلخ منتقل نخواهد کرد. درحوزۀ قطغن، نیروهای ترک تبار مارشال دوستم ازنظرنظامی، وقوای بشری یک پارچه، بسترگاهی بسیار نیرومند دارد. حوزۀ شمال درجنگ های بعدی محور جنجال های چند طرفۀ داخلی ومنطقه یی خواهد بود و بدون پشتوانۀ کابل، شمالی، سالنگ ها وپنجشیر، درفواصل کوتاه زمانی، میان نیروهای با هم رقیب به سرعت دست به دست می شود.

نتیجۀ مخالفت با محور اصلی مقاومت، استقبال بیشتر از پارچه پارچه شدن بیشتراست. طالب، یک پارچه، درعقب منزل گاه های تان صف بسته و منتظر قومانده از قرارگاه نظامیان در راولپندی است.