-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ تیر ۹, چهارشنبه

ترکیه از فرودگاه کابل راه ترانزیت تروریسم می سازد


اداره فرودگاه کابل از سوی ترکیه می‌تواند به مثابه مدیریت مطلق این فرودگاه و آغاز ترانزیت گسترده تروریست‌های حاضر در لیبی و سوریه به افغانستان باشد.

نویسنده خبر: اسلام ذوالقدرپور

نشراول: دپلوماسی ایرانی

انحصارگرایی غنی، کاپی انحصارگری دکترنجیب الله است

 

نوشته‌ی محمد عثمان نجیب

اقتدارگرایی تباری و انحصار قدرت توسط غنی و شادروان دکتر نجیب سَرِ مویی از هم فرق نه دارند.


پسا مارشال دوستم جنبش مُنبِشی وجود ندارد

نوشته‌ی محمدعثمان نجیب

روایات زنده‌گی من-   بخش۱۰۷

  سرنوشت جنبش از دیدگاهِ من


سخن تاریخی شادروان احمد شاه مسعود


طالب، مكمل ده دست خارجى هاست.عوض اين ها امريكايى ها، سعودى ها و پاكستانى ها با ما مذاكره مي كنند. توره والله، به مزدور تسليم شدن شرم نيست؟

حاشیه یی بر مقدمه ابن خلدون/ نوشته ای با ارزش

 ابن خلدون و مقدمه - نسخه فشرده شده - ۳۰۰ صفحه 

نگارش گر: ستار رفعت یاوز

عبدالرحمن ابن خلدون در ۲۷ می ۱۳۳۲ در کشور تونس متولد شد. او در خانوادهٓ فرهیخته به دنیا آمده بود و در سنین طفولیت قرآن و تاریخ و ریاضیات خواند. ابن خلدون در مقامِ، مشاور و وزیرِ دربار و عضو شورای علما به سلطان های مختلفی در تونس و مراکش و اسپانیا و الجزایر خدمت کرد. او به دلیل اینکه معتقد بود «حاکمانِ دولت رهبران الهی نیستند» دوسال در مراکش زندانی شد. ابن خلدون تقریباً بعد از دو دهه فعالیت سیاسی به آفریقای شمالی بازگشت و در آنجا طی یک دوره فشرده پنج سال به مطالعه و نوشتن پرداخت. آثاری که ابن خلدون طی این دوره پدید آورد بر شهرتش افزود و باعث شد در پوهنتون مسجد الازهر که مرکز آموزش اسلامی در قاهره بود به مقام مٌدرسی نائل آید…

ابن خلدون در درس
های پرطرفدارش بر اهمیت پیوند تفکر جامعه شناسی و مشاهده تاریخی، تاکید می ورزید. او تا هنگام مرگش در ۱۴۰۶ آثاری پدید آورد که دارای نقطه نظرات فراوان مشترکی با جامعه شناسیِ معاصر است. او به مطالعه علمی جامعه و تحقیق تجربی و جستجوی علل پدیده های اجتماعی متعهد بود. او به نهادهای اجتماعی گوناگون مانند سیاست و اقتصاد و روابط متقابل شان توجه وافری داشت و به مقایسه جوامع بدوی و مدرن نیز علاقه‌مند بود...

بعد از شناخت سطحی از ابن خلدون، حالا برگردیم به «مقدمه» که دربرگیرنده کدام موضوعات است:

آیا تعصب وبیگانه‌هراسی برای سلامتی ما خوب است؟

‌همیشه مقدمهٓ کتاب‌ها به اندازه خود محتوای کتاب‌ها مهم نیستند، ولی یک مقدمه وجود دارد که از خود کتاب معروف‌تر است و آن «مقدمهٓ» ابن خلدون است. خلدون در مقدمهٓ کتابش نظریه ی مهمی را مطرح میکند: تاریخ جوامع تکرار می‌شود! (بعدها هگل و مارکس هم همین نظریه را بسط و ادامه میدهند)

در این «مقدمه» ابن خلدون گفته که قبایل مختلف با "عصبیت"به هم می‌پیوندند و حکومت‌ها را تشکیل میدهند. غربی‌ها به اشتباه عصبیت را همبستگی اجتماعی ترجمه کرده اند، ولی منظور ابن‌خلدون، تعصبی است که قبیله‌ها دارند و آنها را کنارهم نگهمیدارد. تعصب و قبیله‌گرایی در دنیای امروز، چیز بدی است. ولی آیا همیشه بد بوده؟ ابن خلدون عصبیت را عامل تشکیل حکومتها میدانست و ازین جهت برایش فایده قائل بود...

ابن خلدون در این کتاب از کلیه علوم عصر خود نیز گفتگو کرده و از این رو «مقدمهٓ» وی را می توان به منزله دایره المعارفی به شمار آورد. او در تاریخ، روش متقدمان را مورد انتقاد قرار داده و معتقد است که مورخ باید علل حدوث وقایع را نیز با شیوه علمی تجربه و تحلیل کند. کتابى که هم اکنون بنام «مقدمه ابن خلدون» معروفست در حقیقت «مقدمه و کتابِ نخستین» کتاب العبر است. ارزش تحقیقات و اخبار تاریخى کتاب العبر برحسب اقسام مختلف آن متفاوتست و میتوان گفت مهمترین و با ارزشترین مباحث آن همان قسمتهایى است که متعلق بتاریخ بلاد مغرب است، زیرا اطلاعاتى که در این قسمت کتاب العبر آمده جنبه ابتکارى دارد و ابن خلدون آنها را از کتب دیگر نقل نکرده بلکه خود آنها را گرد آورده است. یعنى مطالب مزبور عبارت از اطلاعات و تجربیاتى است که وى در ضمن رفت و آمد با قبایل و اقامت در شهرهاى گوناگون مغرب بدست آورده یا شرح وقایعى است که خود در آنها دخالت داشته است و بهمین سبب دو مجلد مزبور از کتاب العبر مأخذ اساسى تاریخ بلاد مذکور از آغاز فتح اسلام تا قرون اخیر بشمار میرود و مورخان و اوریانتالیست هایی که در تاریخ مغرب بتحقیق پرداخته ‏اند میگویند بدون کتاب العبر هرگز اطلاع صحیحى از تاریخ بلاد مغرب و ملت ها و طوایف آن در خلال اعصار مزبور بدست نمى ‏آید...

این عکس فرمایشی چه تعبیر دارد؟


تذکر: هرجایی که پای طالب می رسد، صحنه های زمین سوخته آفریده می شود؛ اما در تالار شادروان احمد شاه مسعود چطور، مثل بچه های آدم نشسته اند و همه به دوربین عکاسی خیره شده اند؟ این یک پیام سیاسی است. 

درهمین رابطه احمدکارگر خاطره یی از گذشته نقل کرده است که در زیر از لحاظ شما می گذرد. اما آیا سوژه یی امروزی، معکوس سوژه یی نیست که احمد کارگر روایت کرده؟

 یک خاطره ی از چمن خسده!

احمد کارگر

در سال ۱۳۷۹ یک هیات بلند پایه CIA از دوشنبه پایتخت تاجیکستان به تالقان امد. امر صاحب هدایت داده بود یکنفر با اینها به چمن خسده بروند. و درحصه خوراک و پوشاک شان توجه داشته باشد. از طرف مسول وقت کمیته مالی به من هدایت شد که با این هیات باید بروم.

خوب... آمریکایی ها فکر میکردند که احمدشاه مسعود یک یا دو ساعت دیگر به ملاقات حاضر خواهد شد.

طبق هدایت آمر صاحب نزد مهمانان رفتم و ایشان در غذای مورد علاقه شان پرسیدم . یکی از آن سه نفر گفت نه نه ما منتظر فرمانده مسعود هستیم، بعد دیدن او دوباره بر می گردیم.

با اصرار ما گفتن که ماهی می خوریم. مدیر صاحب رؤف خان و ملا صاحب امیر محمد رفتن تا غذا را آمدن کنند.

خلاصه آمرصاحب تا سه روز آمریکای ها را دیده نتوانست.

آمریکایی ها در حضور ما ظاهرآ آرام و عادی بودند؛ اما دورتر از ما بسیار خشمگین.

روز سوم بود که با یک تعداد بچه های محل در چمن فوتبال بازی می کردیم، آمریکای ها تماشاگر فوتبال ما بودند که چرخبال آمرصاحب رسید؛ به محض پایین شدن آمرصاحب، عبدالله ، انجنیر عارف و عاصم شهید... وی به امیر جان خان پیلوت هدایت داد که طیاره را از اینجا ببر که فوتبال دارند. خلاصه بعد از یک فوتبال با ما و خواندن نماز شام ، به ملاقات آمریکای ها رفتند حدودا بعد یک ساعت در همان شام آمریکای ها بطرف دوشنبه حرکت کردند.

همینکه آمریکایی ها رفتند. آمر صاحب رخ خود را به طرف حاضرین کرد و گفت که منتظر یک جنگ قوی باشیم.

همان بود که جنگ چهل روزه تخار آغاز شد.

انفجار موتر بم در شرق انگلستان

منابع انگلیس از صورت حادثه گزارش هایی ناقص ارائه می کنند.

 آتش سوزی ناگهانی و وسیع در ایستگاه قطار انگلیس واقع در جنوب شرق انگلیس. گفته می شود این آتش سوزی نتیجه انفجار یک اتومبیل بوده است.

 مسافران قطار از ایستگاه قطار یا گریخته اند و یا منتقل شده اند. از تلفات حادثه گزارشی منتشر نشده اما حضور نیروهای امنیتی و محاصره محل نشان دهنده برآوردهای اولیه درباره انفجار اتومبیل و احتمال اقدام تروریستی است. 

گزارش نشدن میزان تلفات و اعلام دلیل حادثه مشابه همان سیاستی است که امریکا درباره فرو ریختن یک ساختمان 10 طبقه در هفته گذشته دراین کشور است. ابتدا اعلام کردند یک نفر کشته و بیش از 150 نفر زیر آوار مانده اند و حالا پس از تقریبا یک هفته تازه اعلام کرده اند امیدی به نجات زیر آوار ماندگان نیست. هنوز هم نمی گویند که نزدیک به 200 نفر از ساکنان این ساختمان کشته شده اند. همین سیاست ظاهرا درباره انفجار در ایستگاه قطارانگلیس می خواهد دنبال شود.

همزادان ارتجاع ایرانی، درافغانستان قوی می شوند

 

«اگر طالبان در افغانستان قدرت گیرد به ایران کاری ندارد»، تصور اشتباهی است.


بم ساعتی به کار افتاد؛ هوشیارباشیم!


 صدای هشدار از ایران برخاست.

جلال خوش چهره تحلیل گر حکومتی در ایران


دهن کجی آغا صاحب به وزارت اطلاعات وفرهنگ


قابل توجه طاهر زهیر و شیوای شرق

نامش محمد آصف بود و به سیاهپوش شهرت داشت. در قلعه قاضی شهر کابل به دنیا آمده بود و سال گذشته در اثر بیماری کرونا در محله‌ اشراف‌نشین شیرپور از جهان رفت. این شخص در اوایل حکومت مجاهدین زمین‌های دولتی دشت برچی و قلعه‌ قاضی را به همکاری و حمایت قوماندان طوفان یکی از غاصبین مشهور زمین‌های دولتی، غصب و تاراج کرد و به فروش رساند. در زمان حکومت مجاهدین چند نفر از اهالی قلعۀ قاضی را به همکاری قوماندان طوفان به قتل رساند و در آغاز حکومت حامد کرزی از قلعه‌ قاضی فرار کرد و در جوار سرک عمومی شیرپور در وسط خانۀ جنرال بسم‌الله محمدی و مارشال عبدالرشید دوستم یک قصر اعمار کرد و به شغل و پیشۀ ناشریف فال‌بینی و بخت‌گشایی و رمالی پرداخت.

آغای سیاهپوش همان شخصی است که در زمان حکومت مجاهدین چند نفر از اهالی قلعه‌ قاضی از دستش عرض کردند و مدعی شدند که به بهانه‌ طالع‌بینی و بخت‌گشایی به زنان خانواده‌های شان دست درازی و تعرض کرده است. آغای سیاهپوش سال‌ها با جادو و جنبل و فال‌بینی زنان بیسواد را فریب می‌داد و جیب این جماعت بدبخت را خالی می‌کرد. مثلا به زنی می‌گفت یک‌ گوسفند بیاور مهر و محبت شوهرت را به سویت جلب می‌کنم و برمی‌گردانم. به زن دیگری می‌گفت تعویذی به تو می‌دهم که شوهرت نتواند به زن دومش هیچ علاقه‌ای پیدا کند. خلاصه این شخص بیسواد که یک روز هم درس دینی نخوانده بود و قدم به مکتب نگذاشته بود خودش را ملا و کف‌شناس و رمال و بخت‌گشا و طبیب معرفی کرده و جیب زنان بیسواد و بدبخت را خالی می‌کرد.

پسر بزرگ سیاهپوش عارف نام دارد که کارش چرس‌فروشی و دیگر پیشه‌های ممنوعه می‌باشد. عارف چند روز پیش بدون آگاهی و اجازۀ وزارت اطلاعات و فرهنگ یک لوحه‌ فلزی را با حضور چند نفر از اقارب و دوستانش در لب یکی از سرک‌های شیرپور که یک محلۀ تاریخی است، با حضور شماری از دوستان و خویشاوندانش نصب کرده و سرکی را سرک آغا صاحب سیاهپوش نام‌گذاری کرده است. این در حالی است که یک کمیسیون بزرگ مرکب از نمایندگان وزارت اطلاعات و فرهنگ و شهرداری کابل به نام کمیسیون نام‌گذاری جاده‌ها شانزده سال است که مصروف نام‌گذاری جاده‌ها می‌باشد. 

واقعا تعجب‌آور است که‌ چطور یک آدم جعل‌کار می‌تواند در قلب شهر کابل جاده‌ای را به نام‌ پدرش سیاهکارش نام‌گذاری کند و شهرداری کابل و وزارت اطلاعات و فرهنگ هیچ گونه اطلاعی نداشته باشند.

وزارت اطلاعات و فرهنگ جاده‌ها را به نام نویسندگان، دانشمندان عرفا، فرمانروایان و مشاهیر و‌مفاخر افغانستان نام.گذاری می‌کند. در حالی که آغای ساهپوش نه سواد داشت و نه دانشمند و عارف و فرمانروا بود و در تمام عمرش یک کار نیک و قابل افتخار انجام نداده بود. اگر قرار باشد هر خانواده سرک کنار حویلی خویش را به نام اعضای خانواده‌ی خویش مسما کنند هر جاده و چوک کابل صاحب صدها مام خواهد شد.


مقدمات توطئه علیه مارشال دوستم؟

اشاره: گزارشنامه افغانستان تاریخی را که این نگاره گرفته شده، تثبیت نه توانست.

بازهم گزارش رسیده که  بابر فرهمند بسیار تلاش می‌کند که به رهبری حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان برسد. حاجی باتور دوستم تا کنون به مقام رهبری این حزب نرسیده و تنها ریاست شورای مرکزی حزب را به عهده دارد که در سلسله‌ مراتب تشکیلاتی مقام دوم حزب پس از مقام رهبری حزب است. اگر مارشال دوستم در میدان نبرد یا در اثر کدام توطیه از جهان برود بابر فرهمند می‌تواند بسیار ساده جایگاه مارشال دوستم را تصاحب کند. 

دیدارهای خصوصی بابر فرهمند با حمدالله محب و فضل محمود فضلی حاکی از یک توطیه کلان علیه مارشال دوستم است.



۱۴۰۰ تیر ۸, سه‌شنبه

رهبران کابل نشین نباید به شمال بروند!

 منبعی از باشگاه «رهبران سیاسی» اطلاع می دهد که «دوستان خارجی» درتماس با هریک آن ها، خواسته اند که خود را از موج طغیان های طالب در ولایات شان دور نگهدارند و با کارزار قیام مردمی به طورعلنی همراهی نکنند.

این رهبران از سفر به شمال برحذر داشته شده اند. 


کشمکش خاموش بر سر جانشینی مارشال دوستم


 

عامل مسمومیت مارشال دستگیر نشده و وضع ایشان نیز تا کنون به حالت اول برنه گشته است.


درداخل تشکیلات جنبش ملی اسلامی و جامعه ترک تباران تحرکاتی برسر مدیریت آیندۀ پس از مارشال دوستم دو باره به جریان آمده است. 

ماه گذشته، مارشال دوستم و یارمحمد قوماندان – پسرش – ناگه به گونه یی بی پیشینه مسموم شدن. اگربه اوزبیکستان و ترکیه نمی‌رفت؛ هلاک می‌شد. یارمحمد که جوان و پرمقاومت بود، زود تر بهبود یافت. اما وضع بهداشتی مارشال که غیراز آن هم چندان اطمینان بخش نبود؛ تا کنون به حالت اول بر نه گشته است و نگاره ای را که می بینید، مبین وضعیتی است که هیچ گاه درگذشته دیده نشده است. 

جنبشی‌ها تمام اطرافیان و نزدیکان مارشال را ترصد و تعقیب می‌کنند تا بفهمند این خیانت کار چه کسی بوده است. ولی گمان نمی رود بتوانند خاین را شناسایی کنند.

حقیقت این است که سایۀ هیبتناک مارشال برای افرادی که صابون غنی و عبدالله به جان شان خورده، قابل تحمل نیست. به اضافۀ جریان ایشچی و جنرال ملک، یک حلقه ای داخلی که چندان مجهول و ناشناخته هم نیست از مدت ها پیش انتظار دارند که‌ مارشال زودتر سر به نیست شود و پسرش باتور دوستم جایش را بگیرد؛ زیرا باتور دوستم جوانی بی‌جرئت، کم ‌شهامت و فاقد بلوغ و دانش سیاسی و زیرکی سازمانی است و هسته جاه طلبان نو به دوران رسیده، درموجودیت مارشال دوستم خواب های خود را بی تعبیرمی بینند.

چندی پیش یک خبرنگار در جریان‌مصاحبه از مارشال پرسید که بعد از شما چه کسی می‌تواند رهبر حزب و جانشین شما باشد؟ البته قبل ازین سوال از مارشال پرسیده بود که شما را متهم می‌کنند که تمام قدرت و رهبری حزب را به پسران و دختر خویش سپرده‌ و حزب جنبش را موروثی ساخته‌اید. مارشال در جواب گفت بعد از من داکتر بابر فرهمند می‌تواند رهبر حزب و جانشین من باشد.

حالا مردم تبصره می‌کنند که آیا بابر فرهمند آن خبرنگار را تطمیع کرده و سوالات را خودش به او سپرده بوده است تا از زبان دوستم سندی مبتنی بر تثبیت جایگاه خودش از زبان مارشال ثبت حافطۀ رسانه‌ها کند؟ ازین قرار، سوالی برجسته می شود که بابرفرهمند و شرکاء در روزهای قبل و بعد از مسمومیت مارشال دوستم مشغول چه کارهایی بود/ است؟


شورای امنیت حمله به طالبان درشکردره را لغو کرد


پروگرام حمله مرگبار برسنگرهای طالب درشکردره به اثر شیطنت والی کابل بی اثر گردید.

اطلاع حواله شده از منابع امنیتی درشمالی مشعر است که برنامه ریزی فرماندهان مقاومت به هدف سازماندهی وانجام عملیات نابود سازی طالبان درشکردره، از سوی شورای امنیت ملی لغو شده است. 

پلان عملیات براندازی طالب درشکردره از سوی یعقوب حیدری والی کابل که درعین حال عضو شورای امنیت ملی است؛ فاش شده است. 

این درحالی است که تقرب باندگروپ های دشمن، حلقۀ محاصرۀ پایتخت را تنگ تر کرده می روند. 

گزارش بیان می دارد که وخامت شدید وضعیت دوایر شورای امنیت ملی را سراسیمه ساخته و قصد دارند بر روال تعامل با طالبان، حوزۀ شکردره در گلوگاه کابل را همچو هدیۀ ریزرفی به طالبان دست ناخورده نگه دارند.

یعقوب حیدری از خارج نشنیان بیکار وبی روزگار بود که روی یک تعامل به کابل آورده شد. این شخص فوق العاده حریص، کارزار توزیع زمین های دولتی را به افراد تازه آمده از مناطق دیگر درپیش گرفته است.

حیدری آنتن حمدالله محب در شمالی است و از طریق قوماندان عارف دره  به ملا صدیق و ملا حکمت الله  دوتن از قومندان های طالبان خبر داده است که مواظب خویش باشند.

درگزارش آمده است که وی در ضمن چهار میل pk ، چهارمیل راکت، یک میل 82، یک میل دهشکه و یک میل هاوان را همراه با بیست هزار دالر  به طالب ها فرستاده است.

این خیانت امنیتی درحالی صورت گرفته است که تمرکز دشمن برخط اتصال کابل با افغانستان شمالی افزایش یافته است.


تبلیغات علیه لوی درستیز از بیخ و بنیاد دروغ است



اهالی شبکه اجتماعی نباید نا فهمیده، استعمال طالبان و آی اس ای شوند.

اخبار ثقه دراختیار گزارشنامه افغانستان قرار دارد که یک گروه از «فیس بوک چلونکی» های وابسته به آی اس آی و طالبان و شماری از افراد بی خبر از قضایا، دریک حرکت هم آهنگ تبلیغات زهرآگین و گمراه کننده یی را برعلیه دگر جنرال ولی احمد زی لوی درستیز طالب کُش سازماندهی کرده اند.

درحالی که ضربات و عملیات نیروهای هوایی کشور شب و روز بدون وقفه بر مواضع و باشگاه های دشمن قسی ادامه دارد.

شایعات قبلاً از سوی گزارش نامه افغانستان تکذیب گردیده اما برخی افرادی که درفهم و توضیح مکتوب صادره از سوی لوی درستیز در ارتباط به کارگیری درست قوای هوایی در شرایط وخیم کنونی، سطحی عمل کرده و مفاد آن را آگاهانه یا نا آگاهانه غط کاری می کنند.

تصمیم گرفته شده که قوای هوایی نباید بی جهت درخدمت نورچشمی ها، نخبه های فاسد و استفاده جو و آنانی که قلب و روح شان نسبت به بقای هستی افغانستان فلج شده است؛ قرار داشته باشد. دروضعیتی که زخمی های اردو وپلیس درمیادین جنگ می میرند و اجساد جان نثاران وطن به علت مصروفیت طیارات درچکر زنی های خائنین به موقع انتقال نمی یابد؛ تصمیم ولی احمد زی و فرماندهی قوا یک تصمیم ملی است. 


چرا طالب به تصرف شهر ها اقدام نمی کند؟

 چرا طالب به اشغال کابل، مزار و هرات اقدام نمی کند؟ منتظر چی است؟ دلیلش این است که بین کشورهای بازیگر منطقه، حد وحدود پیشروی و پس روی وجود دارد. بدون رضایت یک قطب، گرفتن یک شهر، نه تنها طرف را به هدف نمی رساند؛ بلکه دراثرضد حملۀ رقیب ها، خرج جنگ بالا رفته و خطرات جدی تر رونما می شود. فعلاً ایران، هند و ترکیه، اجازه نمی دهند که پاکستان یک طرفه به امتیازات کلان دست یابد.

قیام مردم علیه طالب، هنوز درمرحلۀ آغازین است. این قیام درصورت لاینحل ماندن بحران بین کشورهای کلان، به یک تهدید جدید علیه همه حتی به خود حامیان این قیام تبدیل می شود. فعلاً تلاش برین است که موازنه برهم نخورد؛ اما وضعیت چنان است که هرساعت موازنه خراب شده روان است. بی جا شدن های بزرگ مردم بومی و تخریب زیرساخت ها از سوی طالبان درهمه جا، این قیام را به یک هیولای مهارگسیخته تبدیل می کند و همه را با اقتصاد جنگی پیوند می زند.

برادرزاده پادشاه عربستان به اعدام محکوم شد


جنگ قدرت در عربستان کم کم به نقطۀ غلیان می رسد.

به گزارش ایسنا، وبسایت "سعودی لیکس" اعلام کرد که یک کمیته نظامی فهد بن ترکی بن عبد العزیز، برادرزاده پادشاه عربستان و فرمانده کل نیروهای این کشور در یمن را به اعدام با شلیک گلوله محکوم کرد.

طبق این گزارش، این کمیته نظامی برادرزاده پادشاه عربستان به خیانت و تلاش برای کودتا با هدف عزل ملک سلمان و محمد بن سلمان ولیعهد وی از قدرت متهم کرده است.

مرکز مطالعات خلیج فارس واشنگتن نیز در این باره گزارش داد که دادگاه نظامی عربستان در یک جلسه محرمانه فهد بن ترکی بن عبدالعزیز را به اتهام "خیانت بزرگ" به اعدام محکوم کرد.

این مرکز همچنین گزارش داد که یکی از نزدیکان فهد بن ترکی این خبر را به او اطلاع داده و خواسته است که نامش فاش نشود.

شهریور ۱۳۹۹ پادشاه سعودی در فرمانی حکم برکناری و بازداشت فهد بن ترکی فرمانده کل نیروهای ائتلاف سعودی در یمن را به اتهام «فساد» صادر کرد.

علاوه بر فهد بن ترکی، پسر بزرگش نیز به اتهام فساد از امارت منطقه «الجوف» کنار گذاشته شد و این فرامین مستقیما به خواسته محمد بن سلمان صادر شده بود و تلویزیون سعودی نیز گفت که برکناری این شاهزادگان و فرماندهان پس از آن صورت گرفت که «هیئت نظارت و مبارزه با فساد» گزارشی از تخلفات اقتصادی آنان را به ولیعهد گزارش داد.

اما وبگاه عربی۲۱، از زاویه دیگری به این مسأله پرداخت و نوشت که فهد بن ترکی پسر عموی محمد بن سلمان و از خاندان "سدیری‌ها" است و ولیعهد سعودی درصدد است تا عموزادگان خود را همچون متعب بن عبدالله و محمد بن نایف به حاشیه ببرد.

طبق این گزارش، کنار گذاشتن فهد بن ترکی در چارچوب اقدامات چند سال اخیر بن سلمان برای هدف قرار دادن دو قدرت اصلی در خاندان سعودی یعنی "سدیری‌های" و خانواده "ملک عبدالله" قرار می‌گیرد.

طالبان، همه ای افغانستان نیست

 

موضع ایران: با همه جناح ها درتماس هستیم.

سخنگوی وزارت امور خارجه ایران روز گذشته در ارتباط با افغانستان و نگاه ایران به طالبان تصریح کرد: طالبان همه افغانستان نیست و نخواهد بود. بخشی از افغانستان است و بخشی از راه حل آتی افغانستان است و آنچه برای ما مهم است تشکیل دولتی فراگیر با حضور تمامی گروه های افغانستانی و رسیدن به راه حلی مسالمت آمیز و پایدار در این کشور است. امنیت جمهوری اسلامی ایران و امنیت افغانستان به هم پیوستگی بسیار جدی دارد و همان طور که اشاره شد ما تحولات افغانستان را با دقت و از نزدیک پیگیری می کنیم.

وی همچنین در پاسخ به سوال دیگری در مورد آینده افغانستان و اینکه اگر طالبان بر کل افغانستان با توجه به تحولات پیش رو مسلط شود تهران چه نگاهی خواهد داشت، اظهار کرد: ما پیش بینی نمی کنیم که چه اتفاقی می افتد. آنچه برای ما مهم است امنیت، یک پارچگی، حضور دولت فراگیر و بااصالت در افغانستان است. ما تحرکات داعش در افغانستان و شاخه خراسان را با دقت پیگیری می کنیم و تمام تحولات را از نزدیک رصد می کنیم. من این جمله را گفته ام و بار دیگر تکرار می‌کنم که طالبان بخشی از افغانستان است، چه امروز و چه آینده افغانستان و طالبان همه امروز و آینده افغانستان نخواهد بود. پنهان نیست که خشونت ها در افغانستان بالا گرفته و تحولات در این کشور به وضعیت نگران کننده ای رسیده است. برخی از اقلیت های دینی و قومی تحت فشار قرار گرفته اند و ما از گروه های مختلف افغانستانی می خواهیم که حقوق همه را رعایت کنند و تنها یک راه حل سیاسی می تواند آینده افغانستان را تضمین کند.

با قدرت نمائی نظامی روسیه ناو جنگی انگلستان عقب نشست

 پیک نت- ناوگان ۱۴۸ متری که به دریا سیاه رسیده بود، از بیم حادثه بازگشت کرد.

انگلستان از اتحادیه اروپا خارج شد تا نزدیک ترین متحد امریکا شود. البته مربوط به دوران ترامپ است و هنوز ستاره او افول نکرده بود. انگلستان به این استراتژی در دولت بایدن هم ادامه داد با این تفاوت که با سقوط ترامپ، سعی می کند کشورهای اروپائی را بدنبال سیاست استراتژیک خود بکشاند. از جمله مقابله با چین و روسیه که مطابقت دارد با سیاست کاخ سفید. در اتحادیه اروپا بر سر مقابله با چین و روسیه اختلاف نظر آنچنان است که هفته گذشته صدراعظم آلمان بر خلاف گذشته اعلام کرد که سیاست گفتگو را به سیاست مقابله ترجیح میدهد و بحث در اتحادیه اروپا بالا گرفت.

 انگلستان برای خنثی سازی این روند، ناگهان به سبک دوران سلطه دریائی- نظامی خود یک ناو جنگی به طرف آبهای کریمه  در دریای سیاه به حرکت در آورد تا به روسیه نشان دهد پیوستن کریمه (منطقه سوق الجیشی برای روسیه) را به رسمیت نمی شناسد و کریمه را متعلق به اکرائین میداند. این بلند پروازی در آب های کریمه تبدیل به حادثه ای شد که بیم آن می رفت به یک جنگ دریائی تبدیل شود. روسیه از روی یک ناو  جنگی خود سه شلیک اخطار به طرف کشتی انگلیسی انجام داد و اخطار کرد که این آبها را فورا ترک کند. ناو انگلیسی در آبهای گرجستان پهلو گرفت و متوقف شد. نخست وزیر انگلستان عقب نشینی کرد و تنها به رجز خوانی در لندن ادامه داد و گفت که کریمه متعلق به اکرائین است و ما در آبهای اوکرائین در حرکت بودیم. روسیه دست به یک مانور نظامی در دریای مدیترانه زد و در آن مدرنترین و یپچیده ترین سلاح های متعارف و غیر متعارف (اتمی) خود را به نمایش گذاشت. یعنی که یعنی!

این مانور با مشارکت نیروهای دریایی و هوایی روسیه و با به کارگیری موشک‌های فراصوت، بمب‌افکن‌های هسته‌ای و کشتی‌های جنگی در شرق دریای مدیترانه انجام شد.

بطور همزمان اعلام شد که روسیه بزرگترین زیردریایی ساخته شده در 30 سال گذشته را به طول 184 متر وارد ناوگان خود کرده است. این زیر دریائی قادر به قطع کل کابل‌های دریایی اینترنت در جهان است. این زیردریایی قدرت شلیک سنگین هسته‌ای علیه یک شهر بزرگ را دارد. تیم داخل زیردریایی به طور مستقیم به پوتین گزارش می‌دهد.

۱۴۰۰ تیر ۷, دوشنبه

هدف ایشان «فتح» کابل است


 نبشته علی عابدی

در بند طالبان افتادم چند روز پیش. مدتی است که آزاد شده‌ام.


درهرقریه تخار، 20 قوماندان؛ اما فرار کردند!


گلنور بهمن

رستاق و اندراب...

رستاق  سه صد هزار نفوس دارد. چند شب پیش نزدیک به‌چهار هزار نفر مسلح بدون جنگ و درگیری این ولسوالی را به طالبان تسلیم دادند و از راه کشم به تالقان فرار کردند. 

 اندرابی‌ها طالبان را در ولسوالی پل‌حصار جزا دادند و سرکوب کردند. ولسوالی خنجان و ولسوالی دوشی و دشت‌ کیله‌گی را آزاد و پاکسازی کردند. حملات بی‌وقفه‌ی طالبان را در شهر پل‌خمری دفع کردند و طالبان مهاجم را سرکوب و شرمسار کردند.

در اندراب به اندازه‌ی تخار قوماندان و ارباب و کیل و کلان وجود ندارد. در تخار در هر قریه بیست قوماندان پناه گرفته است. اما در این روزها نمی‌دانم چرا قوماندان‌های تخاری در مسابقه‌ی فرار از تندروترین اسپ‌ها پیشی می‌گیرند. 

در این روزهای دشوار باید فرمانده حاجی آغا گل قطغنی و جنرال پیر محمد خاکسار و جنرال خیر محمد تیمور و جنرال محمد عمر عمر و دیگر فرماندهان تخاری خیزش‌های مردمی را درست رهبری کنند و از مردم تخار در برابر طالبان محافظت کنند. اگر فرماندهان تخاری ولسوالی‌های از دست رفته را نتوانند از دست طالبان نجات دهند، دیگر کسی به رجزخوانی آنان بارور نخواهد کرد.


وزیر دفاع روسیه : درافغانستان صلح نمی آید

نویسنده خبر: عطا صفوی

وزیردفاع روسیه سرگی شایگو با  نورلان هیرمیک بایف وزیر دفاع قزاقستان درحاشیه کنفرانس امنیت جهانی ملاقات نمود. سرگی شایگو با ابراز نگرانی ازوضعیت افغانستان گفت : قوت های خارجی یعنی ناتو وامریکا درمدت بیست سال  موجودیت خویش  کاری کرده نتوانستند. این قوت ها اینجا را ترک میکنند ودرسرحدات ما وضع خطرناک به وجود آمده است.

 وی افزود: من باور ندارم که دراین کشور صلح  وآرامش حاکم شود. 

وی به همتای قزاق خود پیشنهاد کرد که هرچه زود تر نشست فوق العاده وزیران دفاع کشورهای عضو امنیت دسته جمعی باید دایر شود ودرمورد تصمامیم  لازم اتخاذ گردد. 

درهمین نشست رییس شورای امنیت ملی روسیه نیکلای پاترشیف که فرد مهم دولت روسیه به شمارمیرود نیز گفته است:  استفاده ازافغانستان برای اهداف ژئوپولیتیک برای ما قابل قبول نیست وما این را میدانیم.

یاد داشت صاحب قلم : هموطنان ما ممکن است با این اخبار ناخوشایند ازمن ناراحت شوند ؛ ولی من مجبور هستم  بقول معروف «حقیقت تلخ بهتر است از یک دروغ شیرین» را تذکر بدهم.

بابر فرهمند: دکترعبدالله در تحویل دهی شمال نقش دارد


بربنیاد گزارش رسیده، فضای رابطه  دکتربابر فرهمند معاون دکترعبدالله با خود عبدالله بسیار تیره شده است. علت اصلی کشاکش، تسلیم دهی شمال به طالبان و پیشبرد یک روند مشکوک از سوی خلیلزاد است. 

بابر فرهمند در یک جلسه خودی بین اوزبیک های هوادار مارشال دوستم گفته که شما به ظاهر دکترعبدالله هیچ فریب نه خورید. چنان خم چشم و معامله گر بی شرف است که برای ماند در قدرت به هرنوع معامله حاضر است و به هر وسیله یی متوسل می شود. حتی بر سر نزدیک ترین  دوستان خویش حاضر به معامله می شود. 

فرهمند صریح گفته است که عبدالله «دلقک خلیلزاد» است و هرگز فریب گپ ها و رفتار او را نخواهیم خورد. 

بابر عبدالله را متهم کرده است که مطابق پروگرام خلیلزاد در تحویل دهی اراضی و محورهای بزرگ نظامی و ملکی در شمال از سوی خلیلزاد نقش بازی می کند.


غار درویشان؛ پناه‌گاهی برای نجات یا میعادگاه چله‌نشینان؟


نویسنده: حمیدالله کامگار ۰۷۹۸۴۷۸۸۵۰


این ادبیات را ببینید و یک تولی نفر دردفتر مطبوعاتی را در نظر مجسم کنید!

 


بعد ازولسوالی ها/ نوبت بنادر و شهرها است


امرالله صالح برای خودش مسکن تولید می کند. حکومت اشرف غنی، حکومت مرده است؛ تاریخ مصرفش سپری شده است.


طراحی توطئه های آقای امان اشکریز

      یک اداره و صد خاطره 

روایات زنده‌‌گی من - بخش ۱۱۰ 

نوشته‌ی محمد‌عثمان نجیب


سرنوشت پایه های برق در دست الماس زاهد است


قوماندان الماس اخیراً با مصرف صدها هزار دالر، دو چشم جدید درحدقه های صورتش جا به جا کرده است.

گزارش تازه مشعر است که حاجی الماس زاهد مشاور رئیس جمهور با عوامل تخریب پایه های برق از نزدیک معرفت دارد. قبل از آغاز تخریب پایه های برق درمسیر شمالی، یک فرمانده محلی از الماس خان پول طلب کرده بود. 

الماس برایش گفته بوده که برو خودت از یک طریقی چاره خود را بکن.

پس از آن سریال پایه پرانی آغاز شد. پول اپراتیفی که از دولت می رسد دربست در اختیار امان الله گذر و زاهد قرار می گیرد و سایر اراذل محلی از آن بی نصیب می مانند.

طبق خبری دیگر، الماس که بینایی دو چشمانش را به طور کامل از دست داده بود، اخیراً با مصارف بسیار گزاف دریکی ازشفاخانه های دست اول آلمان، دو چشم جدید به جای چشمان کور شده اش نشانده اند و تکنولوژی جدید او را بدین وسیله از مرحمت خویش بهره مند کرده است. 


نصیرعبدالرحمان سرگروه مفرزۀ عملیاتی آی اس آی درکابل بود

 چرا شورای امنیت ملی تصمیم به ترور نصیرعبدالرحمان گرفت؟


تانک ها را بهتر است به پاکستان ببرند تا بالای مردم استعمال کنند!

 عبدالستار میرزکوال، سرپرست وزارت داخله گفته که طالبان تانک‌هایی را که در ولایت جنوبی افغانستان در جنگ با ارتش به دست‌ آوردند، می‌خواهند به پاکستان انتقال دهند. او گفت این گروه در نظر دارند این تانک‌ها را از راه زابل به پاکستان ببرند.

تبصره: وقتی تانک ها، توپ های سنگین و هزاران میل اسلحه دستی امریکایی و روسی را که تحویل طالبان داده اند؛ پس بهتر است که آن سلاح ها به جای آن که دو باره درکشتن مردم ما کارگیری شوند، به پاکستان منتقل شوند.

مسعود با هیولاها می جنگید

نسیم اکبر


 هیرومی ناگاکورا:

گاهی اوقات که از جنگ خسته میشدم، مسعود را سرزنش میکردم و میپرسیدم: "چرا همیشه به مبارزه ادامه می دهی، همیشه در جنگ هستی و مبارزه میکنی؟"

او پاسخ داد که یک پوسته طالبان هست که در آن سه هزار پاکستانی مشغول جنگ اند. من نمی توانستم آن را باور کنم. فکر میکردم او اغراق میکند، اما وقتی به ژاپان برگشتم و با یکی از دوستانم که در وزارت امور خارجه ژاپان ایفای وظیفه میکرد، صحبت کردم، او تایید کرد که این عدد دقیق است. 

مسعود به من میگفت که: " ما با تروریسم مبارزه میکنیم. اگر ما در این جا مبارزه نکنیم، جنگ گسترش خواهد یافت"

پس از 11 سپتامبر، من بلاخره آنچه را که او می گفت فهمیدم.

هیرومی ناگاکورا

از کتاب "مسعود، چهره‌ی صمیمی از یک رهبر افسانوی افغانستان"

۱۴۰۰ تیر ۶, یکشنبه

انداخت طیاره بی سرنشین بالای مارشال دوستم

 

پیوست به گزارش قبلی، این خبر به تازه گی دراختیار گزارشنامه افغانستان قرار داده شد.

منبع امنیتی متفاوت از منبع قبلی به گزارش نامه افغانستان اطلاع داد که مارشال دوستم آن طوری که درگزارش اخیر گفته شده، مسموم نشده بود. 

منبع می گوید که بازی پیچیده و هردم تغییری در سطح منطقه درخاک افغانستان درجریان است که اختیار آن در دست دولت و مردم افغانستان قرار ندارد. برطبق گفته منبع اصل قضیه این بوده که درجریان جنگ، یک طیارۀ بی سرنشین که از بگرام پرواز می کند، اشتباهاً بالای وضع الجیش مارشال در میدان جنگ انداخت کرده بود که اسباب تشویش او را فراهم کرد. مارشال بعد از تماس با سفیر ترکیه درکابل به سرعت روانۀ انقره شده است. و الحال پسرانش درجنگ با دشمن درخط نبرد اند.


گزارش درمورد لوی درستیز غلط است



گزارش قبلی دربارۀ تورن جنرال ولی احمد زی از صفحه گزارشنامه افغانستان برداشته شد.

گزارش تازه یی از منابع خاص واصل شده است که نشان می دهد گزارش ها در مورد کارشکنی لوی درستیز ولی احمد زی در سرکوب طالبان نادرست بوده و از سوی کانال های مشکوکی رونمایی شده بود که هدف از آن تشدید جنگ روانی در شرایط حساس جنگ کنونی و ترور اعتباری رزمنده گان ارشد است. 

یافته های گزارشنامه افغانستان مشعر اند که ولی احمد زی لوی درستیز از دشمنان سوگند خوردۀ طالبان است. درزمان دکتر نجیب الله پدرش کارمند وزارت امنیت امنیت دولتی در کندز بود. وی هیچ گونه دستوری برای توقف حمله بر لشکربربریت نداده است. هدف از اشاعۀ این راپورهای نادرست، درز اندازی بین نیروهای مردمی است. 



طالبان، اندخوی را تخریب کردند؛ اما خانه شاکرکارگر خط نه خورده!

فیضی، باشندۀ اندخوی تصرف شده به وسیلۀ طالبان گزارش کوتاهی همرسانی کرده است که مایۀ ژرف نگری است. طالبان به چور و تالان اندخوی به گونه حشری مشغول اند؛ اما به طرف خانه مفشن شاکر کارگر رئیس دفتر اشرف غنی حتی نگاهی هم نمی اندازند.

شاکر کارگر از آدم های مرموزی است که درباشگاه افراد چیزفهم به عامل استخبارات روسیه شهره است. آیا طالبان روسی مسلط بر اندخوی اند؟ آیا مفرزۀ اطلاعاتی صلاح دیده است که کاری به کار رئیس دفتر غنی نداشته باشند؟

این هم گزارش فیضی:

اندخوی در آتش جنگ میسوزد؛ به دست طالبان است. چندین دوکان مردم غریب آتش گرفته؛ برعکس منزل رئیس صاحب دفتر اشرف غنی - شاکرکارگر - در امن است؛ حتآ محافظین اش با سلاح های دست داشته شان در منزل رئیس صاحب کارگر تشریف دارند.  

طالبان در حال انتقال ولجه دولتی و ملکی مصروف هستند؛ این جا طالبان به رئیس صاحب دفتر جناب کارگر صاحب  به اندازه نوک سوزن خساره  نمی رساند.

انگلیس هم چه فریب کاری هایی می کند!

روزنامه نشنل ورلد چاپ انگلیس ظاهراً به 50 ورق اسناد اشد محرم وزارت دفاع بریتانیا دست یافته است که نشان می دهد بین امریکا و انگلیس روی باقی ماندن قسمتی از قوای انگلیسی درافغانستان پس از خروج کامل قوای ناتو و امریکا حرف و سخن هایی در جریان است. 

این مستندات گویا از سوی یک کارکن وزارت دفاع مفقود شده و کسی آن را در یک ایستگاه بس از روی یک پشتۀ خاکی مرطوب یافت کرده و به بی بی سی رسانیده است!

در گزارش مندرج درآن کاغذ ها آمده است: ادامۀ حضور نیروهای انگلیس به هر پیمانه یی باشد بعد از تکمیل خروج نیروهای خارجی از افغانستان می تواند نیروها را درمعرض خطراتی از سوی شبکه های پیچیدۀ بازیگران قرار بدهد. 

درآن سند تذکر رفته است که تا کنون گزینه عقب نشینی کامل در دستور کار است. درگزارش آمده است که کاهش قوت ها موقعیت نیروهای مشترک انگلیس وامریکا را آسیب پذیر می سازد.

این گزارش فاش شده نشان می دهد که بین امریکا و انگلیس دررابطه به اشکال ادامۀ حضوردرافغانستان صحبت ها و مشوره های کارسازی درجریان است.

حمایت تلویحی عمران خان از فتح نظامی کابل توسط طالبان

 فرهاد نوری گزارشگر ویژه - ایندیپندنت فارسی

محمد انور نیازی، آگاه سیاسی می‌گوید:«آمریکا و جامعه جهانی افغانستان را تنها رها کردند و حالا دشمنان افغانستان بدون هیچ ترسی صحبت می‌کنند.


جناب بهمن صاحب، رزاق مأمون، سال 1378، پشاور، محفل رونمایی از رمان «عصرخود کشی»

 


ترور نصیرعبدالرحمان

گزارشنامه افغانستان اطلاع یافته که نصیرعبدالرحمان موسس کتابخانه سبا و بنگاه انتشاراتی میوند، درقریه ده یحیی ده سبز درجریان مبادله آتش با قطعه ویژه همراه با چهار تن دیگراز فعالان ترورشهری درکابل وابسته به طالبان کشته شده است. معلومات متمم بعداً انتشار می یابد.

به دکترسپنتا و یک غندی خیر نشین دیگر - تمیم عاصی - چه گفتنی دارید؟

 دو شخصی را که دربالا نام گرفتم، درنقش ستون پنجم «مدنی!» امریکا وطالب ظاهر شده اند. می گویند کسی که طالب را می کشد، جنایت می کند!

از دادن فهرست مطول جنایات لرزاننده وهولناک طالبان دست کم در یک سال اخیر - نه بیست سال اخیر- از قبیل سلاخی دانش آموزان، هوتل عروسی و کودکان هنوز به دنیا نیامده در شفاخانه، می گذرم. همه جنایات درذهن شما زنده اند و شما را هرلحظه قصاص می کنند. فقط توجه کنید به این خبر:

انفجار پایه برق در پروان

یک منبع امنیتی در ولایت پروان می‌گوید که افراد ناشناس بازهم یک پایه برق را در این ولایت با ماین انفجار داده‌اند

به گفته منبع، این پایه برق در ساحه رباط بگرام انفجار داده شده است. این در حالی است که پایه‌های منهدم شده در سالنگ امروز ترمیم شد.

پی نوشت: حالت روانی مردم تیره شده روان است؛ اقتصاد شهر، درهم شکسته، گرسنه گی وپریشانی، بیداد می کند.. از دو مدنی مرفه سوال کنید که اگرطالب سر برسند، کجا می روند؟ و اگر پسر، پدر، خواهر یا زن شان را پیش چشم شان به آتش بکشند، آیا بازهم کشتن طالبان را جنایت خواهند گفت یا خیر؟ این اصل تاریخی را فراموش کرده اند که: بکش، ورنه خودت نابود می شوی!

توافق یک بخش جنبش مقاومت با پاکستان

 یک رشته یافته ها مشعر اند که یک بخشی از اردوگاه ضد طالبان ( البته درسطح محدود رهبران) به اثرتلاش امریکا و حمایت لوژستیکی بنیاد آغا خان، با حکومت پاکستان به تفاهم هایی رسیده اند. 

اگر تا تخلیه کامل افغانستان از قوای خارجی تا دو هفته دیگر، این تفاهم های کلی ناگهان براثر شانتاژ و یک طرح مخلانه از سوی دیگر کشور ها، از بین نرود؛ خطر جنگ داخلی زیاد متصور نیست. اما اگرضد حمله و برهم زنی نقشه ها در دستور کار باشد؛ متأسفانه وضعی پدید خواهد آمد که تا مدت های مدید، از کنترول همه خارج خواهد بود. 

گفتار جوبایدن از پشت نقاب

 بایدن در دیدار با غنی و عبدالله گفته: خود افغان‌ها باید در باره آیندهٔ‌ شان تصمیم بگیرند.

معنای واضح گپ وی این است که طالب به حیث یک نیروی میدانی حفظ می شود و محور اصلی قدرت می شود. البته طبق محاسبه پاکستان که امریکایی ها را درین رابطه قناعت داده.

باید به طریقی می گوید که هرشرایطی که طالبان برشما می گذارند؛ قبول کنید. از سویی هم حمایت خود را از اردوی افغانستان اعلام می کنند؛ تفسیرش این است که تنور جنگ به طور بی سابقه داغ شود تا نه تنها جنگ حفظ شود بلکه محور اصلی جنگ به سوی آسیای میانه برود. 

 او لشکراستراتیژیک پاکستان را نیمه یی ازمنازعه «افغان» قبول کرده است؛ یعنی پاکستان، امریکا وطالبان دریک صف شده اند. غیرمنطقی است قیاس کنیم که قدرت های بزرگ دیگر با این برنامه هم سو باشند؛ نا ممکن است؛ منافع آن ها با منافع و استراتیژی امریکا یک سان نیست.


سقوط آمدنی است ...

 سقوط، آمدنی است؛ اما هیچ کس نمی داند از کدام استقامت و با چه شکلی. طالبان، از نظرفرهنگی به طورکامل درذهن جامعه متلاشی اند و روی صحنه آمدن شان، معادل طلوع آفتاب از بسترمغرب است.

 اگر قیام های «مقاومت» در دفاع از حکومت اشرف غنی گسترش یابند، طالبان هرگز به مراد نمی رسند؛ اما همزمان هیچ چیزی به نام حکومت، تأسیسات زیربنایی و روبنایی هم باقی نمی ماند. زنده ماندن طالب، منوط به زنده گی در دشت سوخته است.

 جنگ جاری جنگ جهانی است. 

جنگ روسیه و چین و ایران با امریکا، درهمین جا ختم نمی شود؛ درهمین جا و درهمه ای جهان ادامه می یابد. امریکایی ها به اخلال برنامه عظیم چین ( جادۀ ابریشم) کمربسته اند. افغانستان یکی از آوردگاه های حساس جنگ آینده و حال بین امریکا و چین، و امریکا و روسیه است. کاری که مردم در داخل افغانستان می توانند انجام دهند: هر ولایت و هر حوزه، باید خودش را نگهدارد تا چخپیت نشود.

اگردرین اوضاع از هم گسیخته، کسانی انتظار بکشند که وحدت ملی تأمین شود و مردم یک پارچه، علیه جهان برای نجات آیندۀ خویش ایستاده شوند، بی جهت همین فرصت اندک را هم از دست خواهند داد. حس مشترک وحدت که ظرف یک صد سال به طور متناوب، سیستماتیک و آگاهانه نیمه جان شده، برای زنده ساختنش دست کم پنجاه سال فضای عادی زنده گی به کار است.

پیوست به مسمومیت مارشال دوستم

 متن تکمیلی، بدون ادیت

در شهر شبرغان در جریان عملیات نظامی . وقتی حس می‌کنند که مارشال و یار محمد مسموم شده‌اند، مارشال به فوریت به طرف ترکیه پرواز می‌کند و یار محمد می‌رود کابل. خون یار محمد که در کابل لابراتوار می‌شود دیده می‌شود که در خونش زهری رسوب کرده است و در انقره هم که خون مارشال عبدالرشید دوستم معاینه و لابراتوار می‌شود می‌بینند که در خونش زهر پنهان شده است. 

این معلومات کاملن دقیق است. هیچ کس نمی‌تواند انکار کند. حالا یارمحمد قسمن بهبود یافته است اما مارشال چندان بهبود نیافته است.

۱۴۰۰ تیر ۵, شنبه

طالب از پل اتک امروز به پل متک رسید!


قابل توجه سینه چاکان شعارهای لفظی لروبر

عبدالمالک عطش - شاعر وخامه پرداز نوشته است:

 از وقتی‌که رییس‌جمهور و رییس شورای عالی مصالحه راهی امریکا شده‌اند، حامیان ارگ و سپیدار در پخش و نشر اعلامیه‌ها یک رقم پیشکان می‌زنند که توبه. هرکدام می‌ می‌کوشند که نام نفر خود را در اول اعلامیه‌‌ها بنویسند. ارگی‌ها می‌گویند رییس جمهور و هیات همراه‌اش با فلانی دیدار کرد؛ سپیداری‌ها می‌گویند که ریسس شورای عالی مصالحه با هیات همراه‌اش فلانی را در کاخ سفید به حضور پذیرفت. 

اما رامش شمال فعال کوهدامن زمین خبر داده است که طالبان خود را به پل متک نزدیک کرده می روند!

تلاش برای ترور جنرال قمر بجوا خنثی گردید

 ارشاد «نور» دررخنامۀ خود به زبان انگلیسی و پشتو چنین نوشته است:

گفته می شود که چهار روز پیش ، حمله یی به هدف ترور رئیس ارتش پاکستان جنرال قمر بجوا ناکام شده است. 

اگرچه جزئیات بیشتری در این باره وجود ندارد ، اما برخی از روزنامه نگاران پاکستانی مقیم خارج گفته اند که این حمله توسط برخی از اعضای ارتش پاکستان صورت گرفته است.

3 تورن جنرال متهم ، 14 افسر و 22 کماندو SSG به جرم دست داشتن در این حمله دستگیر شدند.

برخی گزارش ها مشعر اند که این نوعی تلاش برای کودتا بوده است که با شکست روبه رو شده است. هنوز مشخص نشده که عامل حمله چه کسی بوده و هدفش چه بوده است. اما در حال حاضر شایعاتی وجود دارد که اختلافاتی در ارتش پاکستان بروز کرده است.

تحلیل دو روز قبل، از سفرهیولای تعصب به واشنگتن

 همایون تندر

 چرا کار امروز به فردا؟


دست خالی برگشتند

 اشرف غنی احمدزی و عبدالله عبدالله دست خالی به آمریکا رفته بودند و دست خالی به افغانستان برمیگردند!

حسن علی عدالت

در ملاقات اشرف غنی احمدزی و عبدالله عبدالله با جوبایدن هیچ سند و پیمان که اهمیت داشته باشد امضا نگردید  و هیچ گفتمان جدید که قبلاً گفته نشده باشد در میان نبوده است و یگانه  چیزی که بایدن بالای آن تاکید کرده  این است :  (  که افغان ها در مورد آینده شان تصمیم می گیرند ...) . یعنی دیگر آمریکایی ها مسوولیت ندارند و تصمیم خود را گرفته اند .

 و این کار را افغان ها هیچ وقت نکرده اند و در آینده هم نمی کنند .

از برخورد سرد آمریکایی ها در هنگام ورود اشرف غنی احمدزی و عبدالله عبدالله  در آمریکا و کرایه گرفتن طیاره برای چهار روز فی ساعت بیست و پنج هزار دالر و نپرداختن مصرف سفر به تیم اشرف غنی احمدزی و عبدالله عبدالله ، نبودن وزیر خارجه آمریکا در ملاقات ها و بالاخره عدم برگزاری کنفرانس مشترک مطبوعاتی میان بایدن و احمدزی همه و همه نمایانگر آن است که اشرف غنی احمدزی و عبدالله عبدالله دست خالی به آمریکا رفته بودند و دست خالی برمیگردند .

غنی و رئیس سی آی ای عقب درهای بسته

 (پژواک، ۴ سرطان ۱۴۰۰)

یک منبع معتبر حکومتی که نمی خواهد نامش در گزارش شود امروز چهارم سرطان به آژانس خبری پژواک گفت که این ملاقت دیروز در واشنگتن صورت گرفته است.


طرح ایجاد «وزارت دفاع خودی»

 طرح احمد ضیا مسعود معاون اول جمعیت اسلامی به حکومت:

ماهیت جنگ با طالبان، طولانی، فرسایشی و گسترده‌است. بنا بر این، ایجاب می‌کند که روش جنگ و دفاع نیز متناسب به آن تغییر کند. در حال حاضر طالبان در تلاش اند تا بر ولسوالی های کلیدی، شاهراه‌ها، بندرها و بعداً ولایات مسلط شوند. مانع اصلی در برابر این برنامه‌ی شوم طالبان، خیزش‌های مردمی است که بر ضد آنان قیام کرده و از سرزمین خود دفاع می کنند. اما حفظ این نیروها به این شکل در چوکات وزارت‌های دفاع و داخله قابل تنظیم نیست. بنا بر این باید هر چه زودتر اداره‌ی جدیدی زیر نام «وزارت دفاع خودی» در دولت با روش و مسئولیت های ذیل به وجود آید:

۱- برای جلوگیری از نفوذ طالبان در قریه‌ها و ولسوالی‌ها، باید جنگ با آنان در همان ساحات برنامه‌ریزی شود. این روش، مصروف کننده است و توانایی بسیج افراد برای حمله بالای مراکز ولسوالی‌ها و قطع شاهراه‌ها را از طالبان می‌گیرد؛

۲- مصروف شدن نیروهای پولیس و اردو در سطح قریه و ولسوالی، بسیار پر هزینه و اکمالات شان دشوار است. در حال حاضر از ساحاتی که در تهدید بلند اند، پوسته‌های امنیتی کنار جاده‌ها برداشته شده و فقط بیزهای بزرگ باقی مانده است که هیچ تاثیری در تامین امنیت راه‌ها ندارند. به همین دلیل باید تامین امنیت راه های قریه جات تا ولسوالی و از ولسوالی ها تا ولایات، توسط گروه های مسلح مردمی صورت گیرد؛

۳- گروه های مسلح مردمی در به راه انداختن جنگ علیه طالبان از استقلال کامل برخوردار باشند و گزارش حملات خود را به وزارت دفاع خودی بدهند؛

۴- گروه های مسلح مردمی، حق انتخاب و معرفی فرماندهان خود را به وزارت دفاع خودی داشته باشند؛

۵-  وزارت دفاع خودی مسئولیت تجهیز و رفع نیازمندی های گروه‌های مسلح مردمی را داشته باشد؛

۶- برای حفظ نظم و انضباط و جلوگیری از خودسری و سو استفاده، همچنین برای تداوم همکاری مردم با حکومت، باید هر چه سریعتر خیزش‌های مردمی در چارچوب وزارت دفاع خودی تنظیم شود. از طریق وزارت دفاع خودی حکومت قادر خواهد شد تا مردم را در سراسر کشور علیه طالبان بسیج کند.

تماس های تنگاتنگ ایران با پاکستان

 نماینده ویژه وزیر امور خارجه ایران که روز پنجشنبه از کابل به اسلام آباد سفر کرده بود پس از دیدار با مقام‌های پاکستان درباره آخرین تحولات امنیتی افغانستان، مجددا به کابل سفر کرده و امروز سلسله‌دیدارهای خود را با مقامات سیاسی و دفاعی این کشور از سر گرفت.

به گزارش ایسنا، محمدابراهیم طاهریان در این دیدارها ضمن ارایه گزارشی از گفتگوهای خود با مقامات پاکستانی به تبادل نظر با مسئولان‌ و شخصیت‌های افغانستانی برای دستیابی به راه‌های مسالمت‌آمیز بحران جاری و جلوگیری از وقوع جنگ داخلی در این کشور پرداخت.

طاهریان همزمان با تشدید ناآرامی‌ها در افغانستان روز چهارشنبه گذشته در راس هیاتی به کابل سفر کرده بود.

فلسطینیزه کردن جنگ درشمال


اشاره: گزارشنامه افغانستان خبری را منتشر می کند که مستلزم مستند سازی و مطالعات بیشتر است. 

اقدامات جمهوری سه نفره، ستون فقرات همزیستی برادرانه بین اقوام ساکن درافغانستان را از چند جا درهم می شکند. 


جاوید کوهستانی: عدالت از میلۀ تفنگ می آید

 محاسبه غلط !!

شورای عالی مصالحه به خایۀ قُچ دوخته است.

اشاره: عکس با جنرال هاشم والی جوزجان  در خط نبرد سه شنبه تپه مرز جوزجان سرپل

شاید کندی روند گفتگو های صلح را همه میدانیم که هر دو طرف صاحب صلاحیت  ( ارگ و طالبان ) در تلاش  حفظ و کمایی قدرت بوده اند و شعار های هر دو طرف عوام فریبانه و بشتر در محور کسب حاکمیت و تداوم حاکمیت قومی    در یک تعامل خارجی بوده است نه بستر اجتماعی سیاسی و یا شعار های دیگر و اما چرا؟ چنین شد !! 

دریک تعامل نیمه عریان  ( ارگ ، طالبان ، انگلیس و پاکستان ) بعد از سفر لوی درستیز انگلیس و اشتی باجواه با کابل و متعاقباً موج نارضایتی ها در کابل و فاریاب  برای اینکه در اینده هیچگونه  زمینه مقاومت چون گذشته بعد از تعامل در دوحه وجود نداشته باشد باید مراکز قدرت در شمال درهم کوبیده شود سلاح و تجهیزات سبک و سنگین در دسترس طالبان تازه نفس امده از مدارس و ولایت های دیگر قرار گیرد و با این اقدام در تداوم حل یک حکومت مقتدر مرکزی قومی دینی سراسری با جمع همفکران ارگی شکل گیرد ( بیانیه اخیر ملا برادر )، این برنامه با کارشکنی و گماشتن عناصر کاملاًهمسو در قول اردوی  شاهین  و کم توجویی به بخش های نظامی شمال و مصروف ساختن بزرگان آن که به دنبال ( خایۀ قچ ) و شورای عالی مصالحه دلبسته بودند؛  گام بگام عملی میشد و هرگز به اعتراضات وکلای مردم، شورای ولایتی ، فعالین مدنی  عامدانه توجه صورت نگرفت  و طی سه ماه اخیر وزارت دفاع و داخله فاقد رهبری و مدیریت بودندو هیچ اوپراسیون موثر چه برای دفاع یا اکمال پرسونل و یا تخلیه و یا اسیب شناسی صورت نگرفت  به صدای منسوبین و قوماندانان خطوط نبرد کسی گوش نداد این همه تصادفی نبود بحث تغیر در وزارت داخله سه ماه سرزبانها بود و هر روز تغیرات یک جانبه اعمال میشد ، ولسوالی های دولت شاه لغمان و نرخ و جلریز  میدان به مثابه خط ترافیک طالبان سقوط داده شدند ، قیصار در میان فریاد ها سقوط کرد و همچنان  ولسوالی های سرپل ، هزار ها میل سلاح سبک صدها واسطه نظامی ، ده ها ضرب هاوان و دهشکه ، پیکا ، راکت  با مقادیر هنگفت مهمات و تجهیزات دیگر به امارت اسلامی واگذار شد که برای ماها میتواند بجنگند   .

اما میدانید  رهبران قومی ارگ و  امارت و متحدین شان محاسبه غلط کردند، فکر میکردند دیگر در شمال زمینه و بستر مقاومت وجود ندارد، اکنون با گذشت هر روز اوضاع تغیر میکند؛ شمال قامت راست خواهد کرد اما آنانی که این محاسبه غلط را کردند روند جاری صلح را طولانی تر ساختند و پرده اسرار دریده شد مردم به سرنوشت و تقدیر آیندۀ خویش  مسلط میشوند و  مسلسل ها دوباره به صدا آمد. عدالت از میله تفنگ  بر می آید، نه قلم ها ومصلحت ها . 

مارشال دوستم وپسرش از یک سوء قصد جان به سلامت بردند

گزارشنامه افغانستان به نقل از منابع معتبر محلی به اطلاعی دست یافته است که سه هفته قبل در شبرغان مارشال عبدالرشید دوستم و پسرش یار محمد دوستم به گونه‌ یی راز آمیز مسموم شده و سلامتی شان درخطر قرار گرفته بود.

 یاران و مقربان مارشال دوستم ترتیباتی دادند که وی عاجل به بهانۀ اشتراک در یک کنفرانس به ترکیه اعزام شده و تحت تداوی و مراقبت قرار گیرد. 

پسرش یار محمد دوستم که بازوی جنگی وی درمحل به شمار می رود؛ در کابل تحت درمان قرار گرفت و دو روز قبل به جوزجان برگشته است
. مارشال دوستم نیز سلامتی خویش را باز یافته است و به زودی به افغانستان بر می‌گردد. تا هنوز از هویت عاملان این سوء قصد رونمایی نشده است. 


۱۴۰۰ تیر ۴, جمعه

سخن تاریخی شهید جهاد افغانستان

 

اشاره: آرزوی مردی جهنمی که می گفت: کابل باید آهسته آهسته بسوزد. من نویسنده گان با نام و نشانی را می توانم معرفی کنم که تازه از پشاور آمده بودند و می گفتند: جنرال ضیاء الحق رحمت الله علیه!

اعجازالحق فرزند بزرگ محمد ضیاء الحق شهید، روزی در پاسخ به روزنامه نگاران گفت: به پدرم گفتم نزدیک است که یازده سال دورۀ زمامداری تان به اتمام برسد. این یازده سال مدت طولانیی است؛ از کار گوشه گیری کنید و قدرت را به کس دیگری تفویض نمایید. او در پاسخم گفت:

تا زمانی که درافغانستان حکومت مجاهدین تشکیل نشود از قدرت دست نمی کشم؛ ولی همین که درافغانستان حکومت اسلامی قایم شد، یک روز نیز در سمتم باقی نخواهم ماند.


منبع: شفق – ارگان نشراتی حزب اسلامی افغانستان، کمیسیون ارشاد وفرهنگ، دور دوم، سال چهارم- شماره اول و دوم ( اسد وسنبله 1367)


با موترهای کروزین می توان طالب را نابود کرد؟

قوماندانی جنگ مقدس علیه طالبان از سوی استاد عطا امری پذیره و ارزشناک است؛ مگر...

 همایش جنگی استاد عطا درمزارشریف به هدف عقب رانی طالبان را دیدم. 12 موتر کروزین مدل بالا، دها عراده هایلکس مدل بالا، چند تانک مصرفی شبدری رنگ که صد ها تن در آن سوار بودند. ما که امتحانات جنگی طالبان را دیده ایم، از خود پرسیدم که این ها طالبان را قلع و قمع می کنند؟

خود استاد عطا چنان یونیفورم اتو کشیده برتن داشت که حیفم آمد خاک ولسوالی های جنگ زده آن را خاکستری بسازد. این که سرنوشت جنگ با طالبان درشمال چی خواهد شد، کسی نمی داند. اما فهم تجربی ما به اندازه یی است که نسبت به جنگ فاتحانۀ این قوت های جمع شده از زنده گی آرام شهری تردید داشته باشیم. استاد عطا در سخنرانی انگیزشی درمحضر داوطلبان بسیجی گفت که نه ترسید از طالب و به آن ها جواب دندان شکن بدهید! از روی ندای وجدان می گویم که سخنانش از اعتماد به نفس خالی بود!

درهندسه جنگ و مضمون جنگ باید دگرگونی قاطعی پدیدار شود تا مقاومت خلق علیه یک لشکراجنبی به دور از مدنیت قوام گیرد.

غنی با یک کارخانه گی ذلت بار بر می گردد

 غنی با یک کارخانه گی به کابل بر می گردد. همرکابی عبدالله هیچ ارزشی ندارد؛ جز این که آوازه هایی می افتاد که غنی با بایدن چه حرف پنهانی زده باشد! غنی را در اوج سراسیمه گی و ذلت، ویزای ورود به واشنگتن دادند تا نسخه پیشنهادی خلیلزاد را سر از نو درگوشش یاسین بخوانند. اگر ایرانی ها مشمول پروژۀ طالبانی سازی شمال باشند؛ لابد که هندی ها با دریافت تعهداتی از امریکا و پاکستان، چشم بر تحولات خواهند بست. اگرقضیه معکوس باشد، جنگ خارجی ها تشدید یافته و طالبان و ضد طالبان بی شماری هلاک خواهند شد و همه ای مناطق جنگی به تلی از خاک سوخته مبدل خواهد گشت.

بسیج علیه طالبان هنوز چندان واقعی نیست

 

ممکن است بعد ها به یک واقعیت فراگیر تبدیل شود.

خبرهای تقریباً دقیق مشعر اند که جبهۀ واقعی مردمی برضد طالبان هنوز شکل نگرفته و کدام چهرۀ شاخص به عنوان رهبر این موج درمیدان حاضر نیست.

همایش های نامنظم و جرقه یی درصفحات شمال، شرق و ارزگان که ظاهراً بسیج علیه طالب نام گرفته، دم نقد، اقدامات واکنشی اند که عمدتاً به ابتکار زورمندان محلی و نماینده گان حکومتی از طریق تحریک و ترسانیدن مردم برپا شده اند. به ارجاع به قساوت کاری های طالبان، تا الحال مردم از ترس جان خود شان مسلح شده اند؛ اما تا آماده شدن برای جنگیدن پایدار علیه طالبان فاصله زیاد دارند. 

یک جنگنده زمانی که کلاشنیکوف برشانه می کند، اول به فکراعاشه و مواظبت از خانواده اش می افتد. ثانیاً احساس و روان خود را به قناعت می رساند که چرا و برای کی ها خون خود را بریزاند. این انگیزه هنوز درنطفه است.

چیزی پنهان درپوست اوضاع تکان می  خورد. به نظر می رسد که درفاز اول مقابله با ایلغارطالبان، هرگاه رهبری طالبان اندکی از تشدد و برخورد جانورمنشانۀ خویش درمحلات مسخر شده بکاهند، کمپاین قیام سراسری علیه طالبان خود به خود می خوابد. شاید یک بخش مردمی که از روی بیکاری به این موج ملحق شده اند، بعداً درچوکات قطعات «خیزش مردمی» از سوی دولت تنظیم شده و معاش مختصری برای شان درنظرگرفته شود.


جز قیام سراسری در کشور، راه دیگری نیست

 نوشتۀ عثمان نجیب


سفرامریکا : گوشزدها و گوشمالی ها

 


    نوشته ی : اسماعیل فروغی


ملاقات غنی - عبدالله با جو بایدن هیچ اهمیت ندارد

دکترملک ستیز

 آیا دیدار غنی و عبدالله با بایدن مهم است؟

پاسخ کوتاه و روشن است، نه اصلا مهم نیست. 

این دو زیربنای دولت را فدای معامله‌گری با قوم، گروه‌های سیاسی و چهره های دروغین و محافظان شأن و شوکت خود کردند.

این دو تا توانستند برای بودن در قدرت بنیاد قدرت سیاسی را سست کردند و مشروعیت را صدمه‌ زدند. 

این دو برای بودن در قدرت، از دزد، رهزن، مفسد و چپاول‌گر داخلی و خارجی استفاده کردند. 

این دو تا توانستند دروغ گفتند. یکی باغ های بهشتی به مردم وعده کرد و دیگری تا توانست به همراهان خود سنگ پرتاب کرد. 

این دو تا توانستند برای حاصل توجه، جهان را فریب دادند و در برابر همدیگر حاضر به مزدوری به خارجی‌های دور و نزدیک شدند. 

این دو تا توانستند ظاهرسازی کردند. یکی لباس‌های «ملی» به تن کرد و نواسه خدا را برای نخستین بار به جهان معرفی کرد و دیگری مدل لباس‌های غربی در افغانستان، فقیر ترین کشور دنیا شد. 

بایدن که پنجاه سال را در سیاست سپری کرده و سی سال در سیاست خارجی امریکا، سیاست‌گزار بوده است، هردو را بهتر از خود شان می‌شناسد. این دیدار یادهانی چه کردید؟ و چه کردیم؟ خواهد بود و هیچ چیزی به بار نخواهد آورد. اینان کشتی افغانستان را به صخره های تیغ‌دار توفان کوبیده‌اند.

واقعه نو

 برخی گزارش ها حاکی است که طالبان در دور جدید تهاجمات شان در صفحات شمال و حوزۀ جنوب غرب به خصوص هلمند، با تسلط بر مناطق دولتی، زنان و دختران مأمورین دولتی را با خود برده اند و از آن ها پول و اسلحه طلب کرده اند. هنوز صدای هیچ کسی درین رابطه بالا نشده است. شاید نوعی گروگان گیری در میان باشد. 

۱۴۰۰ تیر ۳, پنجشنبه

تاریخ! این را به نسل آینده بخوانی!

 اشرف غنی با رنگ زردی و مذلت به کاخ سفید احضار شده است. درنقش رئیس جمهور یک دولت از حال رفته که قدم به قدم در برابر بلک واتر جدید امریکایی عقب نشسته است. 

تبادل نظری درکار نیست.  فقرات یک کارخانه گی فوری ( اطاعت و همکاری با فیصلۀ حکومت مؤقت)  برای هریک دریک ورق مندرج شده با سرانگشت از یک گوشه به گوشۀ دیگر میز پیش رانش می شود. عبدالله پیشاپیش گردن خمانده و همه ای آرمانش درسفرهای نوبتی خلاصه شده است. غنی و امرالله به سرنوشت نرم افزاری دکترنجیب الله گره می خورند.

عثمان کاکر، از یاد غنی می رود.


زود مدنی جلوه نکنید!

حامد علمی روزنامه نگار و نویسنده

بسیچ عمومی 

از بسیچ عمومی و جنبش های مردمی در ولایات کشور علیه طالبان می توان دهها تحلیل و پیش بینی را ارائه نمود ولی به نظرم مهمتر این است که از این ایستاده گی ملت چه درس های آموخته می شود، ولو موقتی باشد و یا خدای ناکرده با شکست مواجه گردد. سیاسیون چه آموختند؟ حکومت خصوصا ارگان های امنیتی چه پند گرفتند؟ طالبان و حامیان شان چه داخلی و یا خارجی چه برداشت نمودند؟ و کسانیکه میلیون ها دالر مصرف کردند تا به طرق مختلف و شیوه های گوناگون روح آزادی خواهی و سلحشوری مردم را تضعیف و رهبران سیاسی - نظامی را خوار و بی اعتبار سازند.

زمانی که در نوشته ها و مصاحبه ها حتی دو دهه پیش می گفتیم که زود مدنی جلوه نکنید و به پروژه های کوتاه مدت این و آن خیره و مغرور نشوید که تا چندین دهه حتی عکس های رهبران جهادی و کسانیکه  علیه شوروی ها جهاد کردند بر ذهنیت مردم حکومت خواهند کرد، بر ما می خندیدند، قبیلوی می خواندند و حامی جنگ‌سالاران لقب می دادند ولی امروز ملت ثابت ساخت که رهبری عنعنوی و سنتی مردم با تمام توطئه ها و پروژه ها هنوز هم ریشه عمیق در دل خاک و مردم کشور دارد و قدرت های خارجی بدانند که روح آزادی خواهی این ملت به آسانی زدوده نمی شود.

این است برداشت من. سرافراز باد مردم کشورم.

طرح ترکیه و پاکستان برای کنترول افغانستان

نویسنده: ریک رازوف

منبع: مجله انتی بیلم 19 جون 2021

مترجم: رسول رحیم


سینمای پلید شهر نو

 جلیل بِه فر

جا دارد که یکبار دیگر از ذهن نابغه امنیتی و اطلاعاتی واستخباراتی، رهبر روند سبز، معاون اول رئیس‌جمهور، متفکر سوم جهان جلالتمآب محترم امرالله صالح تشکر کنیم که با راه‌اندازی جلسات امنیتی شش و نیم صبح، سینمای پلید شهر نو را تخریب کردند و بعد از سرنگونی این سینما دیگر هیچ جیبی در کابل زده نشد، هیچ بمبی منفجر نشد، هیچ ولسوالی سقوط نکرد و خون هیچ انسانی نریخت. 

مرگ به همه سینماهای جهان. زنده‌باد جلالتمآب امرالله صالح

رؤیای کمرشکستۀ لرو بر در صد سال اخیر


عالی ترین اجمال دادخواهانه از قلم کاوه جبران

 تناقض لر او بر خواهی


پیشنهاد نویسنده « دویمه سقاوی» به اشرف غنی

عزیزالله ایما

بند هفتم پیشنهاد یون به غنی جالب است: 

د یو امتحان په توګه طالبانو سره یوازې يو څو ورځې اوربند وکړه، دا اوربند به د امنیتي سکتور او طالبانو تر منځ وي، نه د جنګسالارانو او طالبانو تر منځ ، پرېږده چې دوی سره معلومه کړي چې څوک په څومره اوبوکې دي؟ طالبان که رښتیا هم د ټوپکیانو ، شر او فساد ضد وي ، نو دې ډول یو اوربند ته دې غاړه  کېږدي، د ملي پوځ تنکي ځوانان دې نه وژني ، د شر او فساد له اصلي عاملینو سره دې خپل حسابونه تصفیه کړي .

مرا به یاد کتاب «دویمه سقاوی» انداخت.


فضلی و اسماعیل یون از شما خفه هستند


خشم و خروش و مسلح سازی مردم درمبارزه با لشکری ها و حشری های پاکستان، گلبدین، سیاف، ناصراصولی و دیگرسیاسیون دو سره را نا امید کرده است.

مقالۀ اسماعیل یون دریک نشریه انگلیسی مشعر است که طالب يك جنبش مردمى و مخالف حكومت است؛ اگر طالب در برابر حكومت پيروز مي شود در واقع يك نهاد مردمى ديگر جايگزين حكومت فعلى مي شود، اما حكومت به خاطر بقاى خود يك تعداد مردمان جنگسالار لندغر را در شمال مسلح ساخته است كه عاقبت خيلى خطرناک دارد.

اما نمایش خیزش امان الله گذر کمی سوال انگیز است. نمایش های او قاعدتاً بعد از گرفتن پول پیشکی از دولت است. با این کار خود، آیا حفاظت از غنی و فضلی را درچشم خود قرار داده یا از مردم کوهدامن و پایه های برق را؟ 

ما تا حال، ازدفاع از کوهدامن و پهره داری از پایه های برق را شاهد نبوده ایم. پس معلوم است که خدمت گذاری به غنی وفضلی در دستور کار است.  حکومت غنی به زودی، شما را در دهان بلای طالب خواهد انداخت. هوش تان باشد که درسراسر کشور خون روان است اما اجندای غنی چیز دیگراست. به طورنمونه، اشرف غنی شخصی مشکوک به نام سروراحمدزی را به اسلام آباد روان کرده بود که درجنازۀ عثمان کاکر شرکت کند؛ پاکستان اجازه نداد؛ بنا برین اوقات تلخ است. یگانه هم وغمش همین است؛ به بیرق زدن های شما هم اهمیتی قایل نیست.

اگر یک بار دیگر به قیمت خون و تباهی تاکستان های خویش کاسۀ اخلاص به غنی و فضلی پیشکش کرده باشید؛ باید به اطلاع تان رسانیده شود که اشرف غنی، فضلی و اسماعیل یون از شما خفه هستند. دو نفرمتأخر، «ملیشه سازی» های شما را خیانت اعلام کرده اند. چرا؟

 وقتی یک جبهه کمربسته برای دفاع از هستی و افغانستان دربستربزرگ زیستی شما شکل گرفت، تطبیق مفادات مندرج در کتاب « دویمه سقاوی» با مشکل بر می خورد و حتی برای ابد ممکن است لغو شود. همچنین راه ولگردانی مانند فضلی که دراروپا و امریکا از بی مضمونی درپارک ها پرسه می زدند، به سوی آرگاه و بارگاه ارگ قطع می شود.


حالا منتظرتغییر تاریخ باشید

 دستور تورن جنرال سید امیر شاه سادات رئیس ریاست امنیت ملی سمنگان به منسوبین امنیتی و خیزش های مردمی: طالبان را بکشید، سلاح، موتر سایکل و موتر از شما باشد، پس از این در زندان ها مهمان کار نداریم.

مورد دوم: عباس دالر امروز اعلان کرد که هر مرده طالب را به قیمت ۲۰۰۰۰ بیست هزار افغانی خریداری میکند، بیادتان باشد که زنده اش ارزش وقیمت ندارد.

وی می گوید: فرق نمیکنه که در هرجای میکشید...  فقط بکشید چی بدخشان باشد وچی درتخار کندز بغلان وبلخ بعدازکشتن عکس بگیرید وحساب اکونت بانکی تان را هم بفرستید.

اما جاده صاف های طالب وامریکا ازین انکشافات خفه شده اند؛ مانند تمیم عاصی، یون، اصولی وفضلی.

مکتوب طالبان/ بازی خطرناک با مغز ساده لوحان

 یک مکتوب ( بخش نامه) مشکوک و اپراتیفی از نام مسوولان حوزۀ شمال شرق طالبان عنوانی هیأت مذاکره کنندۀ آن ها در دوحه انتشاریافته است که گویا ما درشمال با قیام مردم مواجه شده ایم! 

شادروان وحید مژده همیشه لبخند زنان می گفت: درین سال ها من یک چیزی را دقیق آموختم و آن این که، به شمول رهبران حکومت وخارجی ها، حتی رهبران ضد طالب، ازخوی وخواص طالبان به درستی شناخت ندارند!

هدف ازین نامۀ کاذب، تقویت تاکتیک غافلگیری نیروهای تازه پای مقاومت است که از هرلحاظ، آسیب پذیر، بی برنامه، از هم گسیخته و فاقد رهبری یک پارچه اند.

گزارشنامه افغانستان به راپورهایی دسترسی دارد که گروه طالبان درتمامی محاذات صفحات شمال دست بالا دارد و سرگرم تکمیل دایرۀ فتوحات شان بوده و برای تسخیرکلان شهرها آماده گی می گیرند. افراد زورمند، فاسد وظالم ازصحنه گریخته اند و مردم عادی سراسیمه اند و به هرخبر و اطمینان های کاذب دل خوش می کنند. 

قیامی که تا کنون درصحنه شکل گرفته، نوعی واکنش آنی پس از یک ضربت است که می تواند با یک ضربت دیگر، متلاشی شود.

حلقات خود انگیخته یا تحریک شده، درداخل، درگیر کشمکش و اختلاف است و جمهوری سه نفره درین شق زنی صفوف خلق دست بالا دارد. پروگرام ارگ با طالبان به قوت خود باقی است. مقاومتی ها هم اکنون در واقع روی پل صلات راه می روند و رهبری ندارند.

تخریب و سبوتاژ از هر طرف درجریان است. جنبش مسلحانۀ مقاومت، هم درتیررس حکومت کابل است و هم ناگزیراست با لشکرهای کمربستۀ پاکستان پنجه درپنجه اندازد. استقامت اوضاع به زودی مشخص خواهد شد. 

فریبِ ظاهرِ آرام اوضاع مزارشریف را نخورید

آخرین فرصت؛

مختاروفایی

برعکس آنچه مسوولان دولتی در رسانه‌ها می‌گویند، تهدید علیه شهر مزارشریف همچنان پابرجاست.


این است کارنامۀ یک مجنون و دوکودک


ترجمه: مجنون یعنی اشرف غنی؛ دوکودک - فضلی و حمدالله!

کاوه جبران

 کشور سراسر در آتش جنگ می‌سوزد، آن‌وقت مشاوریت شورای امنیت رنجیده‌خاطر است که پاکستان چرا معاون این شورا را از اشتراک در مراسم خاک‌سپاری عثمان کاکر منع کرده است. کشتار سربازان، سقوط ولسوالی‌ها، حیات هزاران سرباز از نیروهای خیزش مردمی دو پیسه با ارزش‌های لر او بر، برابر نیست. 

یک‌بار این شورا دربارهٔ هیچ یک از رویدادهای اخیر امنیتی پیام نداد. یک مجنون و دو کودک رسماً این کشور را به نابودی کشیده‌اند. همزمان با طالب، با غنی و محب و فضلی نیز تصفیهٔ حساب لازم است.

۱۴۰۰ تیر ۲, چهارشنبه

افزایش خطرات درصفحات شمال

 مولوی آغامیر والی طالبان برای ولایت پنجشیر ممکن است دست به شرارت بزند.

اخبارواصله از سراسر میادین جنگ و گریز درصفحات شمال حاکی اند که دم نقد، بیشتر خیزش های مردمی بیشترنمایشی اند؛ هرچند که اشکال جنگ به سرعت از یک محور به محوری دیگر متغییر است و پیش بینی نمی توان که طالب یا قوای دولتی و قیام کننده ها، یک منطقه را تا چند ساعت می توانند در تصرف خود داشته باشند. تنها دراستقامت بغلان به خصوص پلخمری، قوۀ فشار دفاع مردمی بسیار ثابت و قوی است.

خبر می افزاید که طالبان نسبت به گذشته دو برابر مسلح شده اند و تمامی جنگ ابزارهای غنیمتی از قوای دولتی را درحمله بر نیروهای دولت و قیام کننده ها به کار انداخته اند. 

درین میان وضعیت تخار، کندز و فاریاب به شدت وخیم گزارش می شود؛ نیروهای طالبان درچهار سوی ولایت بلخ نیز درحال افزایش است و خطر رخنه به مزار از بین نرفته است. نگاه معجزه طلب به بسم الله محمدی ره به جایی نبرده و مشارالیه براوضاع جنگ مسلط نشده است.

درهمین حال گزارش شده که مولوی آغامیر والی نام نهاد طالبان برای ولایت پنجشیر نیروهایش را آمادۀ حمله بر زادگاهش ساخته است. وی ازعوامل مدرسه ای برآمده از مرکز مغز شویی در کراچی پاکستان است که هم اکنون درناحیه پچغان مرکز گرفته است.

همزمان منابع مختلف به گزارشنامه افغانستان گفته اند که مردم از قوماندانان جنایت کار محلی درهمه ای ولایات شمال ناراض اند و از کمپاین آنان برای بسیج عمومی علیه طالبان تحت قوماندان همان قوماندان ها پرهیز می کنند.


روسیه: افغانستان درآستانه جنگ داخلی است

اشاره: روسیه امروز، از نقش نظامی وعملیاتی تاجک ها وازبک های افغانستان مشوش است. بخش اعظم ترک تبارها و تاجک ها درآسیای مرکزی زنده گی دارند.

 به گزارش اسپوتنیک، سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه، گفت که حل اوضاع در افغانستان نیاز به تصمیمات فوری و همکاری بین المللی دارد.

وی به لزوم استفاده از توانمندی‌های سازمان همکاری شانگهای اشاره کرد که در آن تمام کشورهای همسایه افغانستان، از جمله پاکستان و ایران در آن نمایندگی می کنند.

شویگو گفت: گشودن گره افغانستان بدون تعامل با اسلام آباد و تهران غیرممكن است و ناتو طی بیست سال در افغانستان دست آوردی نداشته است و پس از خروج این پیمان، احتمال جنگ داخلی زیاد است.

دشمن قوی نیست. ضعف در شماست

نوشتۀ: نسیم اکبر

 یک مشوره مفت به عباس دالر و استاد عطامحمد نور:

اینجا کشور سویس نیست. اینجا افغانستان جنگ زده و بدبخت است. در روز گار جنگ قصر های طلایی و موتر های زره تان را که از اقتصاد مافیایی بدست آورده اید به نمایش نگذارید که بسیار شرم است. 

روز ها و شب های جنگ بر ضد روس و طالب ها و عرب ها و پاکستانی ها را بیاد بیاورید. امروز یکبار دیگر مردم ما با جنگ تمام عیار در مقابل پاکستان قرار دارد و این جنگ با پیشمرگ های طالب و جنرال های نظامی پاکستانی به پیش برده می‌شود. 

لباس نظامی به تن کنید و به عوض  قصر ها در زیر خیمه پرتاتیف  بالای خریطه کار کنید و با هماهنگی با وزارت جنگ نیرو های مردمی را بصورت هوشمند سوق دهید.  در این صورت دشمن میداند که با مردم مواجه است و مردم و دولت یکی است در غیر آن قصر ها و دالر هایتان  سبیل خواهد ماند.

کابل دروغ را به جای تاکتیک جا می زند


آغاز سقوط از شمال افغانستان - روزنامه هشت صبح


نیروهای مقاومت هنوز سخت آسیب پذیر اند


مردم نباید درهیجان کاذب غرقه شوند؛ آن ها نیاز دارند که چهرۀ اصلی واقعیات جنگ را ببینند.

نباید در انهدام زودرس ایلغارگران طالب، ره مبالغه پیمود. خطر شکسته شدن، نخستین گردان های تازه پا علیه طالبان درهمه ای محاذات وجود دارد. واحد های مردمی تازه تشکیل درشمال، در رویارویی مستقیم با دشمن، همانند جنگجویان بی رحم دشمن، کارآیی نخواهند داشت. این دسته جات به شکل استعجالی روی صحنه آمده اند.

هدف اولی سازمان جنگی «مقاومت»، ایستاندن لشکرهای تعرضی طالبان، طالب است. درمرحله بعد، آزمون سخت و حتی شکست های زنجیره ای درپیش دارند. این نیروها درفاز سوم، به تجارب جنگی می رسند.

گذار استراتیژیک از پخته گی دفاع وجنگ، گفتمان نابودی دشمن را دراولویت قرار می دهد. فرماندهان و رزمنده گان مجرب مقاومت این مساله را می دانند و درتلاش انتظام کار ها اند. 


کشتارهای سختی درشمال روی خواهد داد

 جنگ های دشواری در شمال روی خواهد داد که باید سرنوشت تعیین کند. حامیان طالب تنها به حفظ میدان جنگ درشمال قانع نیستند؛ آن ها میخواهند شمال ر به قلمرو تازه ای برای پیشبرد جنگ امریکا درگسترۀ آسیای میانه تبدیل کنند. نیروهای ضد طالبان درشمال و درهمه جا، کابوس وحشتناکی برای طراحان جنگ جدید است.

پیش رانش حشری طالبان تا این جا، جنبه آزمایشی داشت؛ اما نتیجه گرفتند که مردم با خشم کامل و ارادۀ آتشین حاضر به کوبیدن دسته جات تروریستی هستند. تا طرح پلان بعدی یا تغییر طرح کنونی، دیگ جوشان شمال را حفظ می کنند. هنوز به درستی نمی توان مشخص ادعا کرد که لشکرهای مقاومت ملی برای حراست از مدنیت و هستی افغانستان، قدرت پایدار و کارساز خود را درچه اشکالی نشان خواهد داد. هرگاه این قیام ها جنبه موقتی داشته و به تدریج قابل خریدن و سست شدن باشد، نقشه های دیگری به منصه ظهور می رسد.

من فکر می کنم که هند وایران ازنظر استراتیِژی درجنگ افغانستان بسیار به هم نزدیک اند. به خصوص ایران، حوزۀ شمال را هرگزتحت مدیریت پاکستان، امریکا و عربستان تحمل نمی کنند. نه مردم شمال تحمل دارند؛ نه قدرت های ذیدخل. نبردهای سهمیگینی درپیش است. درصورت شکست های فراگیرطالبان درشمال، قتل عام های هولناکی را شاهد خواهیم بود. جنگ، شعورخودش را دارد که ضد شعورعمومی است و خود کار عمل می کند.

آلمان ها، درکمپ مارمُل آرام بخوابید

 دریک نمایش تبلیغاتی، فرمانده قوای آلمانی در منطقۀ مارمل بلخ، از آماده گی برای دفاع دربرابر حمله احتمالی طالبان حدیث خبری بافته است. 

هیچ طالبی به شما حمله ور نخواهد شد. امریکا - متحد شما- طالب را آموختانده است که درتعهدات خویش نسبت به شما، وفادارتر از خود شما باشند. به چی کسی حمله کنند؛ به کجا حمله نه کنند. شما مأموریت خود را درافغانستان به وجه احسن به انجام رسانیدید که واپسین فاز آن، انداختن سگ های طالبی به جان مردم افغانستان است.

 بعد ازین، مهاجمان احتمالی به قوای غربی، طالبان نه خواهند بود؛ کسان دیگری خواهند بود که درکمپاین جنگ رسانه یی، نامی برایش پیدا خواهد شد!

۱۴۰۰ تیر ۱, سه‌شنبه

احتمال استعفای اشرف غنی

 حکومت انتقالی در راه است.

قرار گزارش منابع ناظر دپلوماتیک به گزارشنامه افغانستان، اشرف غنی درسفر به امریکا، احتمالاً درمحضر جوبایدن، طرح صلح امریکایی را قبول و حاضر به استعفا خواهد شد. همین منبع مشعر است که مارشال دوستم و غنی طبق نظر منابع دپلوماتیک، مانع تطبیق پلان صلح امریکایی هستند. مارشال دریک چرخش اعلام نشده، ازخط جنگ به ترکیه دعوت شد و پیام دسته جمعی امریکا و ناتو برایش ابلاغ شده است. نوبت به اشرف غنی است که درحضور جوبایدن تذکرات لازم را بگیرد.

عملیات گیج کننده رازآمیز طالبان برولسوالی ها به ایجاد اجماع برای استعفای غنی و تشکیل حکومت انتقالی متمرکز است. حکومتی که همه روی آن توافق کنند. برنامه خلیلزاد ملهم از دستورات وزارت خارجه امریکا است که اشرف غنی باید برود. شخص بی طرفی جایش را بگیرد که طالبان هم با آن سازگاری نشان دهند. 

 پیشروی های اخیر طالبان،  به مثابۀ ریختن آب سرد بر بدن لُخت غنی بود که همزمان با اعلام دعوت اشرف غنی - عبدالله به واشنگتن تنظیم شده بود.
به اشرف غنی و شرکاء اجازه داده نخواهد شد که از قیام های مردمی علیه طالبان درشمال، شمالی وحوزۀ غرب برای بقای خود شان بهره ببرند.

نخستین منادی وجدان جماعت پشتون


 عبدالرحیم ایوبی وکیل اسبق مجلس نمایندگان:

وقتی همبسته گی مردم تاجیک ، اوزبیک و هزاره را می بینم که چه گونه از مناطق خود در برابر طالبان مقاومت و ایستاده گی میکنند و نمی گذارند که ولایت های  شان به خاک و خون کشانده شود؛ به همه شان افتخار میکنم و میبالم و اما این طرف ما پشتون ها چی می کنیم ؟ 

اگر 20 فیصد شهامت و غیرت تاجیک ، اوزبیک و هزاره ها را ما پشتون ها میداشتم کشور در صلح صفا قرار می داشت. برخیزید علیه این پدیده شوم طالب صدای تان را بلند کنید. نمی دانم تاریخ نویسان در مورد ما پشتون ها چه خواهد نوشت؟

مصاحبه ضد افغانستان با وزیر پاکستانی

 من گفت وگوی شاه محمود قریشی وزیرخارجه پاکستان با لطف الله نجفی زاده، شنیدم.

 پرسش ها درکل، دقیق ومهم بودند؛ اما پاسخ های قریشی خان، از الف تا ی، آغشته با دروغ و دغلی پاکستانی بود. 

سرجمع مصاحبه، هیچ ارزش اخلاقی و سیاسی نداشت و صریحاْ پروپاگند تعرضی علیه منافع افغانستان بود.

 رنگمالی وضعیت بود؛ کارگیری غیرماهرانۀ شرارت یک کشور به ظاهر اسلامی؛ اما درماهیت یهودی بود. درجریان تماشای گفت وگو پیوسته به این می اندیشیدم که نضج گیری مقاومت ملی درافغانستان استخوان های پاکستان را به مرور خرد خواهد کرد. آن مقاومت ملی که منضبط، با قاعده و تبدیل شده به قدرت عمومی مردم باشد؛ شاید هیچ گاه درافغانستان مشاهده نشود. ورنه آسیب پذیری های پاکستان هزار چند کشور ماست. مشکل ما،  غرقه شدن دردام های جاهلانۀ سیاست گران بی سواد، تاریخ زده، تاریخ نه فهم، سرتمبه، جاهل دردرک عینیت ها و پول پرست است.

نعرۀ دفاع از مزارشریف بعد از حلقه بندی شهر

عکس: از چپ به راست؛ خالد نور، علم خان آزادی، عباس دالر و رئیس عبدالخالق، به جای آوردگاه، درقصر ها به دفاع «فعال» تصمیم می گیرند.

از استاد عطا سوال شود که این چه نوع دفاع و بسیج است که تا سه روز پیش کسی دربارۀ آن هیچ چیزی نه شنیده بود؟

 دفاع و بسیج عمومی که ازطریق فیس بوک قوماندۀ آن را صادر شود، چقدر جدی است؟

معلوم نیست این سفربری و نفرکشی دفاعی به تصویب «سرقوماندان اعلی» رسیده یا خیر؟ اعلامیۀ عطا می باییست بخشی از اطلاعیۀ رسمی ریاست جمهوری می بود. از اعلامیه جمهوری سه نفره که اصلاً خبری نیست.

یافته های گزارشنامه افغانستان مشعر است که اشرف غنی به ترتیبات دفاعی عطا نور در واپسین روز قریب به سقوط شهر مزارشریف، «اجازۀ» شفاهی داده است!

برای خوشحالی ائمه سیاسی بلخ همین بس است. چرا اشرف غنی، «اجازه» داده که درلحظه های آخری از شهرها دفاع شود؟

بدین علت که پروسه تحویلدهی 70 ولسوالی مطابق پروتوکول با خلیلزاد وطالبان، پوره شده است.

سخنگوی طالب هم دیروز گفت که ما شهر ها را نمی گیریم؛ ولسوالی ها را می گیریم.

اعلامیۀ عطا هم «تمامی فرماندهان» جمیعت را خطاب قرار داده نمی تواند. جمیعت دو شاخه است و شاخۀ دیگرش دردهلیزهای دپلوماسی درترکیه پرسه می زند.