-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ خرداد ۲۴, دوشنبه

حکایتی از شخصیت درخشان رادمرد هنر - احمد ظاهر ما

 حکایتی از احمد ظاهر، مردی که آواز و سخاوتش فرا تر از مرز ها رفت. 

برشنا نظری

در کنسرت سال ۱۳۵۵ احمد ظاهر در تهران- ایران، آهنگ « چشم سیاه داری »  خیلی مورد استقبال قرار گرفت. محمد رضا، شاه ایران، و شهبانو فرح نیز در آن کنسرت حضور داشتند، همین آهنگ آن دو را وا داشت تا برخیزند و به ریتم آهنگ لحظه یی برقصند. در پایان کنسرت شاه ایران چک پنجاه هزار تومان را به احمد ظاهر داد اما به قول استاد سلیم سرمست، احمد ظاهرهمان روز این پول را به اداره هلال احمر تسلیم داد تا به گرسنه های ایران کمک کند. نوازش شاه و استقبال از آهنگ های احمد ظاهر در تهران منجر به حسادت خانم مرضیه، آواز خوان ایرانی نیز گردیده بود. بانو مرضیه در کنسرت دیگری در تالار رادیو تلویزیون ملی ایران روی استیژ رفت و به طور تمسخر آمیزی از سفرش به افغانستان حکایت کرد و گفت: «وقتی از مرز ایران رد شدم، تا کابل همه اش خاک خوردم». او بازی عنعنوی بزکشی افغانستان را نیز با تمسخر یاد کرده و گفته بود: « نمیدونم یک بازی دارند که بزکشک مینامند یا بزکشی، اما خیلی وحشتناک و مسخره است». دوستان همسفر احمد ظاهر حکایت کرده اند که ظاهر از شنیدن صحبت های بانو مرضیه ناراحت شد و روی استیژ قرار گرفت و توضیحات جالبی در مورد بازی بزکشی و افغانستان داد و بانو مرضیه را به معذرت خواهی وا داشت.