-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ تیر ۴, جمعه

جز قیام سراسری در کشور، راه دیگری نیست

 نوشتۀ عثمان نجیب



با سپاس از تمام تارنما ها و نشرات وزین برون مرزی و درون مرزی کشور که همپای نیروهای مدافع وطن در اطلاع رسانی و روشنگری های ملی سهیم اند.

امروز که ملت عزیز ما شجاعانه برای دفاع مقدس علیه طالب و حامیان او بسیج شده اند، همان چیزیست که همه وطندوستان و آزادی خواهان آرزو دارند.

حقیر این فراخوان سال پار داده بودم و مانند من میلیون ها تنی که حق وطن بالای شان است این ندا را داشتند و دارند. سربلند و باوقار و پیروز میدان نبردِ حق علیه باطل ملت و رهبران واقعی ملی ما اند که با دشمن یعنی طالب و غنی و کرزی و حمدالله و امرالله و عبدالله و عطاءالله و محقق و‌ خلیلی و اتمر و استانکزی و بی دانش و آمریکا و پاکستان و دست نشانده های انگلیس 

میرزمند و قصاص خون صدها شهید و زخمی وطن را ارتش پاکستان میگیرند 

۱۳۹۹ مرداد ۲۸, سه‌شنبه

جز قیام سراسری در کشور، راه دیگری نیست.

به پا خیزیم تا لحظه ی براندازی مستبدین.

نوشته‌ی محمد عثمان نجیب

هموطنان عزیزم!

خواهش دارم تا کمی فرصت به خواندن این دردِ من پیدا کنید.

من و تو که نزد اربابان قدرت جهان و نوکر های شان ارزش کاهی نه داریم، چی زمانی به خود می آییم؟

نان ما گرسنه‌گان و پینه‌ی پاچه ها و توته‌ی بوریا و کفش های ما را به بهانه های ی گونه گون می دزدند و هر روز یک روی جدید سکه را به رخ ما می کشند.

سه روز نه شد، چهار هزار نفر بی کار و سرسبیل و‌ وامانده را با هزینه های بی حساب و حساب دهی صرف کردند تا چهارصد قاتل ملت را رها کنند.

در آن نمایش مضحک همه چیز را به اندازه ی قد شان بریدند و دوختند و پوشیدند.

امروز طرح نو در انداخته و به اصطلاح رهایی آن ها را به چالش کشیده اند. 

ما هر کدام ما که عضو این سرزمین سوخته و‌ ویران هستیم سینه ها درد داریم.

فریاد آن جز به خدا به کی خواهد رسید؟

چرا؟ سکوت مرگ بار داریم و‌ مرده های متحرک هستیم.

بیایید به پا خیزیم تا این طلسم را در هم شکنیم.

به یاد داشته باشیم که متن زنده گی هر دوست و هر عضو جامعه و خانواده‌ی خود را از آراسته گی ظاهری و یا حتا ژولیده گی بیرون او نه بینیم. 

دردِ این ماتمکده‌ی غم را هر یک ما به نوعی کشیده ایم.