-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ خرداد ۱۲, چهارشنبه

دکترعبدالله از قاتلان جنبش رستاخیز دفاع کرد


آه وفنای سالوسانۀ دکترعبدالله و علم ایزد یار در مراسم یاد بود از سالم ایزدیار. سخنان خود را با لحن بازنشسته گان از شیمه افتاده  از دهان بیرون کردند. 

 دکتر عبدالله در چهارمین سالیاد شهدای جنبش روشنایی و سالم ایزدیار، چی می گفت؟ 

اگر گپ زدن چنین است، خموشی گزیدن، والا تر از آن است.  سخنان عبدالله با اشاره به قاتلان شهدای روشنایی و سالم ایزدیار، توصیۀ صبرجمیل به خانواده ها و دفاع مصلحتی از گل نبی احمدزی، داود تره خیل و حنیف اتمر بود. حتی افاده داد که حالا وقت عدالت خواهی و تطبیق عدالت نیست؛ وضعیت خراب است. عجب!

درعجبم که ازین آقا چرا درین مناسبت های دعوت به حضور می کنند؟ مگر زمانی که جنبش رستاخیز و سالم ایزدیار به خاک و خون کشیده شدند؛ عبدالله یک آدم عادی بود یا رئیس اجرائیه دولت که نیمی از امتیازات دولتی را درقبضه داشت؟ 

چرا علم گل ایزدیار که چهارسال از فاجعه می گذرد؛ هنوز از گرفتن نام گل نبی، داوود تره خیل که فرماندهی سرکوب را به عهده داشتند، نام نمی برد؟ او همه چیز را می داند؛ فقط از احتمال برکناری از مجلس سنا واهمه دارد. همه ای این ها ریگ در کفش دارند. تنها از عبدالله چی گله!؟

آنانی که اقارب شان در سه واقعۀ انتحاری درمراسم جنازۀ سالم ایزدیار از رفتند و زخمی های بی شماری روی زمین افتاد؛ چرا ساکت اند. 20 کشته در تپۀ بادام باغ مگر کار طالب بود؟ هرکاری را به گردن طالب واگذار کردن مزخرف است. همزمان با انتقال جنازه سالم ایزدیار، سه انتحاری مجهز و سروقت از کجا آمد که قرار بود همه ای سردسته های جمیعت و شورای نظار را یک جا از زنده گی محروم کند؟ آن کشتار بی پرسان، آخرین سلسله از نقشه های عملیاتی حنیف اتمر بود؛ اما تاریخ بخت شان را معکوس کرد و همه زنده ماندند و امروز، به گورکن های غنی مبدل شده اند. امرالله صالح که خود در صف قربانیان احتمالی قرار داشت، همان وقت گفت که می خواستند همه ای ما را ختم کنند؛ اما حالا خاموش است.