-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ خرداد ۳۱, دوشنبه

تصمیمات اخیرغنی از سرِ درمانده گی است


کریم کوهیار

اشرف غنی یک خود پرست تمام عیار، وقوم گرای مطلق است. 



جا گزینی های جدید اشرف غنی نه از سر لطف است و نه هم برای تدبیر؛ اونه به مشارکتِ قومی باور دارد نه به ایجادِ اجماع کلان سیاسی فکر می کند و نه پروای سرنوشت مردم و کشور را دارد؛ او به لحاظ فردی یک نارسیست(خود شیفته) تمام عیار و به لحاظ سیاسی یک تمامیت خواه و قومگرای مطلق است. تقرر سترجنرال بسم الله محمدی و در ادامه احتمال مقرری های جدید قوماندانان قول اردوها، لوا ها و همچنان تقرری های محتمل دگر در وزارت داخله چند هدف خاص را دنبال می کند:

1- نارضایتی های مضاعف هزاره ها و سرکشی های پسین علی پور، مقاومت جسورانۀ مردم فاریاب در برابر تقررِ آقای لغمانی به حیث والی ولایت، سخنان تند و اهانت بار مارشال عبدالرشید دوستم به آدرس ریس جمهورو به دنبال آن پیچیدن اخبار همگرایی احمد مسعود و صلاح الدین ربانی با مارشال؛ همایش های مردمی به حمایت از برآمد های پسین فرزند قهرمان ملی کشورو تلاش های به موقع و دیپلوماتیک آقای ربانی،... فوران این همه تلاطم های سیاسی-نظامی جز یک تعبیر ندارد که تند بادِ حوادث در مسیر خلاف امیال و برنامه های ریس جمهور می وزد، الی او سایۀ آقای محمدی را هم به تنفگ می زند.

2- بیرون جهیدن حکومت فعلی از دلِ یک انتخابات پر تقلب مشروعیت آن را از همان نخستین روز ها صدمه مهلک زد و در ادامه با کنش های جنون آمیز حاکمان ویران تر شد" نازنینِ که در عرق تر شد، نازنین بود نازنین تر شد".

 از فعل به عمل در آمدن خروج غیر مسولانۀ امریکایی ها، سقوط پی در پی ولسوالی ها، پیوستن قطعات به دشمن، باعث کاهش مورال رزمی و فرار روز افزون سربازان از جزوتام ها شده است(هم نسلان من پیوستن سیل آسای قطعات امنیتی رژیم داکتر نجیب را در ماه های قبل از سقوط بیاد دارند) این ها همه حکومت را در وضعیت غیر قابل جبران قرار داده است. 

دستگاه رهبری حکومت تصور می کند که با مقرری سترجنرال بسم الله خان از یک طرف حریفان سیاسی خود را عمدتآ احمد مسعود و صلاح الدین ربانی را به انزوا می کشاند و از جانبِ هم از قوت گرفتن جنبش های تازه احیا شده و نا فرمان جلو گیری می کند و در نهایت از نیرو های فراموش شدۀ جهادی به حیث واپسین گزینه در برابر یورش های ویرانگر طالبان و ادامه بقای خویش استفادۀ فرصت جویانه و ابزاری می کند. 

3-  با یک نگاه اجمالی به گذشتۀ داکتر اشرف غنی، کنش ها و واکنش ها او در برابر طالبان در مقاطع مختلف، لابی گری های او در سالهای مقاومت برای طالبان، رهایی سیل آسای طالبان از زندانها، "ایجاد تعادل قومی در زندانها" به تعبیر ایشان، پیمان غنی با طالبان در جریان انتخابات گذشته ووو بدرستی قابل درک است که سخن اصلی و فلسفۀ فکری غنی همان است که باری به احمد ولی مسعود گفته بود" من شما را یا بزور امریکایی ویا ... از افغانستان بیرون می کنم" واین سیاست تبار محورو تک قومی همین حالا در تحمیل مکارانۀ شناسنامه های الکترونیکی، جابجایی کوچی ها در مناطق هزاره ها و تاجیک ها  و تحمیل ارادۀ فردی بر دیگران ادامه می یابد. اگرواقعا نگاه اشرف غنی به تنوع تباری کشور عزیز مان و حق شهورندی عوض شده(انسانها پیوسته به لحاظ فرهنگی در حال پوست انداختن استند)  که من در مورد اشرف غنی قطعا تردید دارم، او می تواند به چند اقدام این گرهِ کور را بگشاید: توزیع شناسنامه های الکترونیکی-تحمیلی رامتوقف سازد، نظام به شدت متمرکز نا کار آمد فعلی را که از پامیر تا فاریاب و هرات از آن ابراز و تنفر بیزاری می کنند با دایر کردن لویه جرگه و وارد کردن تحول در قانون اساسی، به ایجاد یک نظام دموکراتیک - فدرال(در تصادم با طالبان من جانب دارد فدرال استم) ویا صدارتی غیر تمرکز از بحران کشندۀ فعلی سرافراز عبور کنیم،  با این اقدامات از یک طرف جبهه ضد طالب انسجام بهتر می یابد، امنیت محلی می گردد و از جانب دیگر ساختار نظام سیاسی کشور ظرفیت تعامل با طالبان را حاصل می کند؛ تجربه کردیم که نظام به شدت متمرکزفعلی حتی تحمل مخالفین سیاسی را هم ندارد، نه داکتر عبدالله را تحمل کرد و نه مارشال دوستم را، چه رسد به طالبی که هزار و یک اختلاف ارزشی با آنها داریم. 

آنچنان که گفته آمدیم اشرف غنی با طالبان مشکلِ ارزشی ندارد، مشکل او باقی ماندن در راس اهرم قدرت است و بس. وتقرری های جدید جزء ترفند های سود جویانه و فرصت طالبانه اوست وهیچ مزیت به مردم افغانستان نه خواهد داشت، لطفن او را دوباره و چند  باره امتحان نکنید. 

بایست هوشیارانه در برابر طالبان صف آراست وبا یک اتحاد و همبستگی ستراتیژیک وخردمندانه خواهیم توانست  آسیب پذیری ها را به حد اقل کاهش دهیم و ارزش های بیست سال پسین را حفظ کنیم.

"کاین درد مشترک هرگز جدا جدا، درمان نمی شود"

46