-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ خرداد ۲۹, شنبه

درس عبرت ناک به امرالله صالح


هرکه ناموخت از گذشت روز گار
هیچ ناموزد ز هیچ آموز گار 

اشرف غنی دغلکار، یاسین ضیاء را علیه مردمش استعمال کرد؛ علیه ازبک ها استعمال کرد؛ درسرکوب غیرعادلانه و حریق داروندار مردم هزارستان در بهسود استعمال کرد؛ اما سرانجام مثل یک دست پاک او را دو رانداخت. 

یاسین ضیاء از نظرعملیاتی و فهم تاریخی، درنقطۀ نزدیک به صفر قرار داشت. حالا حتماً این یادداشت را می خواند. این شخص به حدی مطیع و برده صفت شده بود که در کنفرانس خبری، حمدالله محب به عوض او گپ می زد. حتی یاسین ضیاء گستاخی را به میزانی رساند که « مقاومت دوم» علیه طالبان را مسخره می کرد و می گفت که بیایید به تشکیلات شبه نظامیان ( ملیشه) تحت فرماندهی شاهنشاه غدر و تعصب افراطی، بسیج شوید!

سرنوشت یاسین ضیاء و حاجی اسد پغمانی بهترین درس عبرت به امرالله صالح است. سه نفر رده اول «جمهوریت شاهی» از زبان غنی اعلام کرده بودند که این بار، تجربۀ سقوط دکترنجیب الله را معکوس خواهند کرد. حقا که معکوس سازی دگرگونی هفته های پسین  زمامداری دکترنجیب، به شکل تحویل دهی منظم سلاح ها، نظامیان و موقعیت های کلیدی نظامی آغاز شده و ادامه خواهد یافت. 

قضیه به حدی واضح بود که امرالله صد درصد به این نقطه می رسید؛  دو واژۀ من درآوردی « رازاطلاعاتی»، چیزی نیست جز کُد درمانده گی و خطای قیاس و محاسبه. موصوف، یک مدت اولویت های کشور را دربغل جیب خود می گذاشت؛ درعوض، با قیام علیه هویت خود و دیگران، اقتدار وبقا را درآن می دید که مثلاً منتقدان تذکره الکترونیکی را مسخره کند! حالا درجلسه ها چرتی وفکری می نشیند. تمام محاسبه ها و « رازهای اطلاعاتی»  اش «غِرتاب» شده است. امرالله طوری نشان می داد که « بابا» تر از کارمند اسبق بانک جهانی ( اشرف غنی) است. حالا نه از کار آیی «شش ونیم» خبری است؛ نه از برحالی «رئیس صاحب جمهور» که به خاطرحتی یک تلفنش، صد بار شکرگزارباشد. بزرگ ترین دست آورد مشارالیه درین سال ها، تخریب بهترین نماد مدنیت کابل - سینما پارک- بود که اکنون به «مجموعه ساختمان ها» به جای آن، گردشگاه سگ های ولگرد شده است.