-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ تیر ۹, چهارشنبه

حاشیه یی بر مقدمه ابن خلدون/ نوشته ای با ارزش

 ابن خلدون و مقدمه - نسخه فشرده شده - ۳۰۰ صفحه 

نگارش گر: ستار رفعت یاوز

عبدالرحمن ابن خلدون در ۲۷ می ۱۳۳۲ در کشور تونس متولد شد. او در خانوادهٓ فرهیخته به دنیا آمده بود و در سنین طفولیت قرآن و تاریخ و ریاضیات خواند. ابن خلدون در مقامِ، مشاور و وزیرِ دربار و عضو شورای علما به سلطان های مختلفی در تونس و مراکش و اسپانیا و الجزایر خدمت کرد. او به دلیل اینکه معتقد بود «حاکمانِ دولت رهبران الهی نیستند» دوسال در مراکش زندانی شد. ابن خلدون تقریباً بعد از دو دهه فعالیت سیاسی به آفریقای شمالی بازگشت و در آنجا طی یک دوره فشرده پنج سال به مطالعه و نوشتن پرداخت. آثاری که ابن خلدون طی این دوره پدید آورد بر شهرتش افزود و باعث شد در پوهنتون مسجد الازهر که مرکز آموزش اسلامی در قاهره بود به مقام مٌدرسی نائل آید…

ابن خلدون در درس
های پرطرفدارش بر اهمیت پیوند تفکر جامعه شناسی و مشاهده تاریخی، تاکید می ورزید. او تا هنگام مرگش در ۱۴۰۶ آثاری پدید آورد که دارای نقطه نظرات فراوان مشترکی با جامعه شناسیِ معاصر است. او به مطالعه علمی جامعه و تحقیق تجربی و جستجوی علل پدیده های اجتماعی متعهد بود. او به نهادهای اجتماعی گوناگون مانند سیاست و اقتصاد و روابط متقابل شان توجه وافری داشت و به مقایسه جوامع بدوی و مدرن نیز علاقه‌مند بود...

بعد از شناخت سطحی از ابن خلدون، حالا برگردیم به «مقدمه» که دربرگیرنده کدام موضوعات است:

آیا تعصب وبیگانه‌هراسی برای سلامتی ما خوب است؟

‌همیشه مقدمهٓ کتاب‌ها به اندازه خود محتوای کتاب‌ها مهم نیستند، ولی یک مقدمه وجود دارد که از خود کتاب معروف‌تر است و آن «مقدمهٓ» ابن خلدون است. خلدون در مقدمهٓ کتابش نظریه ی مهمی را مطرح میکند: تاریخ جوامع تکرار می‌شود! (بعدها هگل و مارکس هم همین نظریه را بسط و ادامه میدهند)

در این «مقدمه» ابن خلدون گفته که قبایل مختلف با "عصبیت"به هم می‌پیوندند و حکومت‌ها را تشکیل میدهند. غربی‌ها به اشتباه عصبیت را همبستگی اجتماعی ترجمه کرده اند، ولی منظور ابن‌خلدون، تعصبی است که قبیله‌ها دارند و آنها را کنارهم نگهمیدارد. تعصب و قبیله‌گرایی در دنیای امروز، چیز بدی است. ولی آیا همیشه بد بوده؟ ابن خلدون عصبیت را عامل تشکیل حکومتها میدانست و ازین جهت برایش فایده قائل بود...

ابن خلدون در این کتاب از کلیه علوم عصر خود نیز گفتگو کرده و از این رو «مقدمهٓ» وی را می توان به منزله دایره المعارفی به شمار آورد. او در تاریخ، روش متقدمان را مورد انتقاد قرار داده و معتقد است که مورخ باید علل حدوث وقایع را نیز با شیوه علمی تجربه و تحلیل کند. کتابى که هم اکنون بنام «مقدمه ابن خلدون» معروفست در حقیقت «مقدمه و کتابِ نخستین» کتاب العبر است. ارزش تحقیقات و اخبار تاریخى کتاب العبر برحسب اقسام مختلف آن متفاوتست و میتوان گفت مهمترین و با ارزشترین مباحث آن همان قسمتهایى است که متعلق بتاریخ بلاد مغرب است، زیرا اطلاعاتى که در این قسمت کتاب العبر آمده جنبه ابتکارى دارد و ابن خلدون آنها را از کتب دیگر نقل نکرده بلکه خود آنها را گرد آورده است. یعنى مطالب مزبور عبارت از اطلاعات و تجربیاتى است که وى در ضمن رفت و آمد با قبایل و اقامت در شهرهاى گوناگون مغرب بدست آورده یا شرح وقایعى است که خود در آنها دخالت داشته است و بهمین سبب دو مجلد مزبور از کتاب العبر مأخذ اساسى تاریخ بلاد مذکور از آغاز فتح اسلام تا قرون اخیر بشمار میرود و مورخان و اوریانتالیست هایی که در تاریخ مغرب بتحقیق پرداخته ‏اند میگویند بدون کتاب العبر هرگز اطلاع صحیحى از تاریخ بلاد مغرب و ملت ها و طوایف آن در خلال اعصار مزبور بدست نمى ‏آید...