-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ تیر ۱۷, پنجشنبه

جولیان آسانژ افشاگر 50 ساله ای در کنج زندان


راشا تودی ترجمه رضا نافعی

 این یک کنایه پیچیده و معنی دار  است که تولد 50 سالگی روزنامه نگار زندانی “جولیان آسانژ» فقط یک روز قبل از روز استقلال آمریکا است. این  تصادف برای ما یاد اور جنبه های تاریک «سرزمین آزادگان» و اکثر دموکراسی های غربی است.

بنیانگذار ویکی لیکس ، تولد 50 سالگی خود را در زندان بلمارش واقع در لندن که از حداکثر نظارت  امنیتی برخودار است،  یعنی جایی که از آوریل 2019 در آن به سر می برد ، «جشن گرفت» ، در حالی که واشنگتن همچنان به دنبال تسلیم او به ایالات متحده است ، جایی که هرگاه او محکوم شود مجازاتش 175 سال زندان خواهد بود.

هنگامی که یک هواپیمای Ryanair در مسیر آتن به ویلنیوس مجبور به فرود اضطراری در مینسک پایتخت جمهوری بلاروس شد و مسافر تحت تعقیب و فعال، مخالف «رومن پروتاسویچ» توسط مقامات بلاروس دستگیر شد، نیمی از جهان آن را به عنوان یک آدم ربائی محکوم کرد.  با این حال باید به یاد داشته باشیم که در سال 2013 که فرانسه ، ایتالیا ، اسپانیا و پرتغال فضای هوایی خود را به روی هواپیمای مورالس رئیس جمهور بولیوی که از مسکو پرواز کرده بود بستند مورالس مجبور به فرود در اتریش شد. این امر به نیابت از ایالات متحده آمریکا انجام شد ، زیرا احتمال داشت ادوارد اسنودن (افشاگر  فعالیت های جاسوسی ایالات متحده در سطح جهان)  برای رفتن از روسیه به آمریکای لاتین در آن هواپیما باشد.  اما اسنودن در هواپیمای ریاست جمهوری نبود.

آسانژ برخلاف میل خود به نماد مخالف این جناح تاریک از دموکراسی های غربی تبدیل شد ، نماد مبارزه علیه اشکال دیجیتالی جدید کنترل و تنظیم زندگی ما ، که بسیار کارآمدتر از روش های «توتالیتر» قدیمی است. بسیاری از لیبرال های غربی پاسخ می دهند كه كشورهایی با ظلم و ستمی بسیار وحشیانه تر از انگلیس یا آمریكا وجود دارند – پس چرا چنین اعتراض پر سر و صدائی به جانبداری از آسانژ بر پا می شود؟ درست است ، اما در این کشورها ظلم آشکار و واضح  است ، در حالی که آنچه اکنون در غرب لیبرال مشاهده می کنیم ظلمی است که احساس آزادی ما را تا حد زیادی دست نخورده باقی می گذارد.  آسانژ این تناقض، یعنی فقدان آزادی را آفتابی کرد. از اینرو ، آنها ترجیح دادند به استفاده از  انواع ترفندهای کثیف علیه آسانژ  روی آورند – برای ترور آشکار شخصیت او – به او برچسب زدند  که او  شخصی  است غیرقابل تحمل ، به دروغ به او اتهام زدند که گویا به دو زن تجاوز کرده است ، به  دروغ او را متهم ساختند  که گویا «او با مدفوع خود دیوارهای سفارت اکوادور در لندن را  آلوده کرده است» .

آنها از ترس یک رویارویی اصولی با آسانژ ، به سطح افترا زدن به شخص او و دامن زدن به  شایعات علیه او  سقوط کردند. وحشت از این رو در روئی نه تنها  وخامت کلی در بحث سیاسی را نشان می دهد – بلکه آسانژ را نیز به عنوان یک فرد هدف قرار می دهد. آسانژ نه تنها یک چهره ای نمادین است ، بلکه او فردی زنده است که طی دهه گذشته رنج های زیادی کشیده است.   روز استقلال در ایالات متحده معمولاً با آتش بازی ، رژه ، مراسم و میهمانی های خانوادگی جشن گرفته می شود اما یک خانواده قطعاً قرار نیست با دیگران در این مهمانی شرکت کند. – خانواده آسانژ.