-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ تیر ۱۴, دوشنبه

پیشروی های طالبان و دستپاچه گی ایران

 بایسته های پیش روی ایران

حسام الدین حجت زاده در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی



با توجه به مقدمه فوق، لازم است چند نکته به عنوان بایسته های پیش روی نظام حاکم بر ایران ذکر شود که عمل به آنها تا حدودی به افزایش اثربخشی تهران در روند تحولات افغانستان کمک خواهد کرد:


1.    ضروری است هر چه سریع تر با استفاده از  نظرات کارشناسان درون و برون حکومتی، یک استراتژی جامع و واقع گرایانه که همه ارکان نظام ج.ا.ایران روی آن اتفاق نظر داشته باشند، طراحی و عملیاتی شود. در متن این استراتژی باید ضمن حمایت صریح از تمامیت ارضی و انسجام ملی افغانستان با مشارکت همه اقوام و گروه-های قومی، مذهبی و سیاسی این کشور، بر تلاش ایران برای تبدیل منظومه گروه های مسلح مخالف و در رأس آنها، طالبان، به گروه های سیاسی و مسالمت جو تأکید شود.

2.    آمریکا، پاکستان، ترکیه، عربستان، قطر و حتی چین و روسیه حداکثر تلاش خود را برای مشروعیت بخشیدن به طالبان به عنوان یک ضلع اصلی در ساختار سیاسی و اجتماعی افغانستان با وجود مخالفت علنی اکثریت مردم، کنشگران مدنی و نیروهای سیاسی و جهادی این کشور به کار بسته اند. بنابراین ضروری است که ج.ا.ایران موضع رسمی خودش را درقبال طالبان پیکارجوی و مذاکرات صلح بین الافغانی در دوحه قطر به صراحت اعلام و از موضعگیری های دوپهلو در این زمینه که موجب متهم شدن تهران به حمایت مالی و نظامی از طالبان در جنگ با دولت کابل، جداً خودداری کند. 

3.    نهادهای سیاسی، نظامی و اطلاعاتی ج.ا.ایران باید محاسبه کنند که موفقیت احتمالی طالبان در تصرف کل یا بیشتر جغرافیای افغانستان و همسایگی مجدد این گروه با ایران، چه منافع و چه هزینه¬هایی به¬لحاظ امنیتی، اقتصادی و اجتماعی برای کشور  و نظام به طور اعمّ و استان¬های مرزی واقع در شرق ایران با غرب افغانستان به¬طور اخصّ، خواهد داشت. 

4.    طالبان امروز به لحاظ ایدئولوژیک و قومی تفاوت چندانی با طالبان دهه 1990 ندارد، غیر از اینکه به تعبیر یک روزنامه چاپ تهران، اعضایش دیگر سر نمی برند (!) اگر ج.ا.ایران به واقع مایل نیست که دموکراسی لرزان و آزادی های نسبی مردم افغانستان لگدکوب پیکارجویان پشتون سلفی طالبان شود و آمریکای بایدن بهانه مناسبی برای تداوم حضور نظامی اش در افغانستان پس از موعد مقرر خروج نیروهای آمریکایی در 11 سپتامبر 2021 به دست آورد، راهکار اول می تواند تلاش مقامات سیاسی و امنیتی ایران برای اقناع سران طالبان برای پایان دادن به خشونت و کشتار از طریق انعطاف در مذاکرات دوحه باشد.

با توجه به تسلط "میدان" بر "دیپلماسی" در فضای کنونی ج.ا.ایران به اذعان بعضی مقامات ارشد نظام، راهکار دوم آن است که فرماندهان عالی رتبه نظامی ایران به شکلی، سران و فرماندهان میدانی طالبان را قانع کنند که به جای به خاک و خون کشیدن نیروهای امنیتی و غیرنظامیان در افغانستان، نیروهای آمریکایی و ناتو را برای خروج کامل از افغانستان با اتکاء به اقدامات نظامی تحت فشار بگذارند. در کنار دو راهکار مورد اشاره، راهکار سوم آن است که تهران با همسویی یا همکاری با واشنگتن می تواند در تشکیل یک حکومت جدید در کابل با مشارکت پررنگ طالبان یا حتی به رهبری این گروه در آینده نه چندان دور، نقش ایفا کند. راهکار اخیر با توجه به فضای حاکم بر روابط ج.ا.ایران و ایالات متحده و ملاحظات سیاسی – امنیتی ایران در قبال افغانستان امروز، تقریباً ناممکن به نظر می رسد.

امید است که با مدنظر قرار دادن بایسته های پیشنهادی فوق، مقامات نظامی و سیاسی ج.ا.ایران بتوانند نفوذ تاریخی ایران را در افغانستان احیاء کرده و عمق استراتژیک نظام را در این کشور همسایه و هم زبان نه در لفظ، بلکه در عمل تعمیق ببخشند.