-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۷, پنجشنبه

افغانستان چه زمانی علیه تاریخ خودش قیام خواهد کرد؟


 
این خطه، در قریب سه صد سال متأخر، برضد همه چیز، دست کم یک بار قیام کرده است، اما یاد نه گرفته است تا هویت تاریخی خود را شناسایی و حداقل یک بار برضد تاریخ ساخته گی خویش دست به قیام بزند.

به طورمشخص، حدود 140 سال است که قدرت های خارجی، با سرنوشت ما بازی می کنند؛ ما را درنظام هایی قالب می زنند که خود شان ویراستاری کرده اند و تقدیرآفریده اند.
 همیشه می اندیشم که چرا ما حتی یک بار موفق نه شدیم که کار اعمار سرنوشت آبرومندانه خویش را به دست خویش گیریم؟ برخی می گویند؛ ما در جنگ همیشه پیروز، اما در مانور سیاست، بازنده می شویم. اما این قیاس مع الفارق است. 
من خلاف این ایده می اندیشم. 
یک جامعه نا به سامان، گرسنه، چشم به راه رسیدن پول از بیرون، نا پیوسته و بی خبر از هم، افتاده در دره ها، یخن به یخن در درون خانه، برنده هیچ جنگی و صاحب هیچ صلحی نمی شوند؛ گاهی که برنده نمایانده شده/ می شود؛ به خاطر برنده شدن کسانی است که تفنگ را مفت روی شانه های ما گذاشته اند. آن ها در  پایان هر داستان، پیروزی های خویش را جشن می گیرند؛ ما، شکست های خویش را به نام پیروزی گرامی می داریم و از دیدن بسترگستردۀ گورستان های خویش ازحس وغریزۀ شهید پروری، متلذذ شده و احساس سعادت می کنیم.
 اما در صحنه واقعیت چی اتفاق می افتد؟
هیچ! در به دری ما درجایش خودش است؛ گرسنه گی ما دامنه دارتر، چشمان ما برای قاپیدن جیفه های بیرونی، تیزتر، نسبت به همدیگر، ظالم تر؛ و در نتیجه، صدای عربده کشی و اکت و ادای اریستوکرات مآبانه ما دریخن گیری داخل خانه، چنان به آسمان ها تیر می کشد که قدرت های اطراف ما، مجبور می شوند یکی دو نفراز ما ها  را یکی دو روز مهمان کنند؛ سرما دست نوازش  بکشند و همراه با خرده سخاوت های نقدی و لفظی، و پرزدن های مجازی به کلاه ما، دو باره توظیف مان کنند که در خراب آباد خویش چه گونه شب و روز سر کنیم تا همسایه ها اذیت نه شوند.