-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ تیر ۱۲, شنبه

مقهور توفان شده اند


پس چی خواهد شد؟

منتظرباشیم.



پاکستان نشان می دهد برندۀ میدان است. دایرۀ فتح ونصرت طالب درشمال، با گذشت هر روز کامل تر شده است. دیده شود که پاکستان از راه حل نظامی، به کجا می رسد. درافغانستان، تفنگ، همیشه از کانال های مختلف رایگان می رسد و روی شانۀ مردم گذاشته می شود.

امریکا و ناتو در 20 سال، به ویژه پس از 2014 به جای جنگ با طالبان، بر حفظ جنگ درخاک افغانستان تمرکز کردند. درهمین سال ها، مانع اصلی جنگ کارتمام مردم با طالبان، امریکا وحکومت کابل بودند.  جنگ گزینشی، به شکل حفظ منازعه، سیاست دولتی امریکا بود که چی کسی، تا چه مرز و حدودی، بجنگد؛ چه نیروی هایی نه جنگند؛ که منظور ازین نیروی تحریم شده، جبهه مقاومت ضد طالبان موسوم به «ائتلاف شمال» بود.

اکنون تقرب طالبان به دروازه های کابل، مزارشریف، تالقان و کندز، تنها کار پاکستان و خلیلزاد نیست؛ این وضع، نمودِ عینیت یافتۀ دیدگاه و سیاست حامد کرزی - فهیم، اشرف غنی وعبدالله بوده است.

خلیلزاد، طالبان، اشرف غنی و پاکستان، در پروگرام شان، قیام مردم برای دفاع از خود را همچو فاکتورمعادله برانداز قید نکرده، دست قوای مسلح را به نام «دفاع فعال» ازضربت زنی به دشمن کوته نگه داشته اند؛ به این ترتیب خیال می کنند، برای بیمه منافع غربی ها، آیندۀ افغانستان را ویراستاری کرده اند.

این که خلیلزاد شروع حملات مردم برطالبان را امری نا مطلوب می داند؛ تصادفی نیست.

واگذاری هم زمانِ گارنیزیون ها به پیشقراولان پاکستان با مهندسی رسانایی اطلاعات، اوضاع را دم نقد به نفع نیروی به ظاهر غالب ( طالب) چرخانده؛ تا آن جا که شماری از کارشناسان سیاسی درشبکه های دیداری، از بیان این نکته که قدرت نمایی مردم درنبرد عادلانه غیرقابل مصادره است؛ ترجیح می دهند طفره می روند!

 خون های زیادی برای رسیدن به عدالت ملی درافغانستان ریخته شده است. پس ما درحال گذار آشوب ناک به پایان تاریخ سنتی، خدا حافظی با نظام سیاسی خان خانی و بابا سالاری مُدل قرن نوزده هستیم. تپنده گی همه گانی برای هویت یابی سیاسی جمعی استوار بر عدالت ملی با گذشت هرروز فراگیر می شود. مقاومت ملی، ناگزیر شاخص های تئوریک وسازمانی خود را درجریان جنگ و دفاع تعریف خواهد کرد؛ مهم نیست پیش هنگام، وجهه تسمیۀ «نیروهای ملی و مترقی»، «جهاد گرایی»، «ملیشیا ها» و یا بازگشت «جنگ سالاران» برآن گذاشته شود. مهم، دفاع از کیان کشوراست.

 یک رشته وقایع زودرس، جمهوری سه نفره و جبهه مقاومت برای حراست از افغانستان در برابر بربریت پاکستان راهمزمان غافلگیرِ کرده است. چرخۀ این رویاد ها در گسترۀ شمال، نسبت به محاسبه های قبلی، به مراتب پرشتاب بوده است. حکومت، عاجل به محور مقاومت به رهبری احمد مسعود دست دراز کرده است. اما رویکردِ حکومت به افراز پل استحکام عاجل برای فرارمشابه است؛ نه ایستاده گی. طومار تخصص اشرف غنی در دامن زنی به ستیزه گری قومی و تمثیل رقب بار خودکامه گی هیتلرمآبانه، درهم پیچیده و کشت زارهای جمهوری نفاق، مقهور تگرگ و توفان است.

قیام مردم، دردایرۀ پیش بینی اتاق خلیلزاد و پاکستان نشانی نشده بود. امریکا خواهی نه خواهی، میدان را عملاً به روسیه، ایران و هند رها کرده و پاکستان نسبت به هرزمان دیگر از جنگ افغانستان صدمه پذیر شده است. نظامیگران پاکستان می دانند که طالبان با فرهنگ مسلط مدنی درکلان شهر ها در تضاد اند و همچو مفرزه های بیگانه، جای امنی برای خود نخواهند داشت.

پس چی خواهد شد؟

منتظرباشیم.