-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۹, شنبه

به روشنفکران حداکثر نیم درجن کتاب خوانده

 وقتی طالب بالای خواهر و مادر ما به خانه وارد شود، با کتاب بوف کور به فرقش بزنیم؟ یا با «ملت عشق»؟

نوشته یی چهار پره گراف ( اما با قابلیت یک کتاب فربه) از قلم محبوب احمدی

گاهی باید رک حرف زد. سکوت‌های محافظه‌کارانه و «روشنفکرانه» گاهی به مثابه نامردی است.  

افرادی در افغانستان اشتباهاتی داشتند. امتیازاتی گرفتند. عقده‌هایی در برابر آنها وجود داشت که قابل درک بود. به همین دلیل هرقدر به سخره گرفته می‌شدند سکوت می‌کردیم. 

اما حالا، در این شرایط حساس، بعضی‌ها به شدت افراط می‌کنند. فکر می‌کنند آینده‌ یک مملکت، سرنوشت ۳۴ میلیون انسان ستمدیده، همه و همه طنز است. طنز هم نه، ریشخندی.

موسپیدی سلاح می‌گیرد و در کنار سرباز و مردمش می‌خواهد از ولسوالی و ولایتش دفاع کند، اما به تمسخر گرفته می‌شود. آن هم از سوی کی؟ از سوی ما جوانانی که در چاشت روز، در قلب کابل، یک نوجوان لاغر اندام با دو قفاق تلفن ما را ما می‌گیرد. شب که در خیرخانه صدای شلیک را می‌شنویم فرار می‌کنیم به خانه خاله و مامای ما در شهر نو. ما که به همدیگر معلوم هستیم. شجاعت ما، کاکگی ما، جنگی بودن ما، دانش ما، آگاهی ما، روشنفکری ما... همه چیز ما به همدیگر مثل آیینه است. پس چرا این همه خودنمایی و تظاهر؟

من بارها گفته‌ام که مخصوصاً در ۱۰ سال اخیر، افغانستان را درک نادرست از یک پدیده به گند کشید: روشنفکری. بسیاری از ما فکر می‌کنیم که توهین به مقدسات، خواندن بوف کور‌ و کتاب‌های یووال نوح هراری و فلسفه دکارت، گفتن «به قول نیچه» در شروع هرسخنرانی، و ریشخندی بالای همه‌چیز، روشنفکری است. یک‌چیز دیگر فراموشم شد: تمسخر و توهین کسانی که بنام مجاهد معروف اند نیز نوعی روشنفکری محسوب می‌شود.

به هرحال، کوتاه می‌گویم که، هر آن کسی که امروز در کنار سرباز و خیزش‌های مردمی در «ساحه جنگ» حضور دار‌د، مردِ میدان است. حتا اگر به قول برخی‌ها این ایستادن‌ها نمایشی باشد، دم شان گرم! 

اگر مجاهد بی‌سواد اشتباه کرده بود، نکتایی‌دارهای «پی‌اچ‌دی»دار را هم دیدیم که چه گندهایی زدند. 

طالب در بیخ گوش ما رسیده. چه کردیم؟ بعضی‌ها می‌گویند نیاز نیست همه از خود دفاع کنند و به میدان بروند. ما باید «مدنی» دفاع کنیم. جان؟ وقتی طالب بالای خواهر و مادر ما به خانه وارد شود، با کتاب بوف کور به فرقش بزنیم؟ یا با «ملت عشق»؟ یا بگوییم «یک دقیقه طالب جان، مه همی بیرق ره گرفته تا پیش دروازه سفارت ایران میرم یک مظاهره مدنی می‌کنم باز پس میایم.» همین‌طور؟ 

پس، وقتی ما جوان‌های بازودار و چارشانه نمی‌توانیم از خود و وطن دفاع کنیم، اجازه دهیم همان ریش‌سفیدها این کار را کنند. همه‌چیز ریشخندی نیست.

با حرمت