-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ تیر ۲۵, جمعه

حالت اشغال پس از خروج امریکا

 قیچی کاری گردنۀ واخان از سوی پاکستان، انکشافی شمال شرقی در داستان « دیورند» است. افادۀ این مطلب است که اگرقضیه ازنظر حکومات کابل مختومه نیست؛ از سوی پاکستان نیز مختومه نیست.

هیچ دولتی درافغانستان معاصر، بدون دست گیری و یاری یک قدرت خارجی پا برجا نمانده و بعد ازین نیز چنین خواهد بود. متأسفانه این واقعیت تلخ و رنج آور است و با هیچ شعاری افتخار آمیز مستور شدنی نیست. 

بعد از خروج اردوی امریکا و ناتو، بلافاصله اشغال مجدد به طریق دیگری آغاز شده و درهفته های اخیر حالت اشغال تحت مدیریت پاکستان درسراسر کشورحاکم شده است. اشغال خارجی پسا امریکا و ناتو با چنین سرعتی، قابل پیش بینی نبود.

اشغال اعلام ناشدۀ واخان از سوی پاکستان، به نظر می رسد براساس یک توافق خاموش فرا افغانستان صورت گرفته باشد.

 دفاع از باریکۀ مرتفع واخان در توان دولت افغانستان نیست و هیچ کشور دیگری به خاطر باریکه یی کوهستانی خارج از دسترس دولت افغانستان نیز خودش را مستقیم با پاکستان درگیر نمی کند. گردنه های واخان، بلندا های کوهستانی بی صاحب است. 

کوهپایه های واخان قبل از آن که برای افغانستان سود آور باشد، برای پاکستان ارزش راهبردی دارد و آن کشور را در توصل به آسیای میانه، از قلمرو افغانستان بی نیاز می سازد. دولت های افغانستان در طی هفتاد وچهار سال، با به کار گیری داروندار کشور، سیاست خارجی را بر نفی پیمان نامۀ «دیورند»، استوار کرده اند؛ اما نه تنها نتیجه یی معکوس گرفته اند؛ بلکه سرهای خویش را نیز باخته اند. دلیلش این است که افغانستان نا توان و دست نگر، درین داعیه، صرفاً حامیان لفظی ( مانند هند و شوروی سابق) درسطح منطقه داشته اند؛ اما درسازمان ملل و جرگه کشورهای قدرتمند، هیچ حمایه گری نداشته اند.

بازی سراسر باخت درسیاست «دیورند» اکنون مراحل تکاملی خود را بروز داده و قطع کوره راه افراشتۀ واخان، یکی از آن هاست. نمونۀ دیگرش، تهدید نیروهای هوایی پاکستان درنزدیک شدن جنگنده ها به سوی تأسیسات اسپین بولدک است. گویا داستان درحال اختتام است یا درغلتک دیگری انداخته شده است.