-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ تیر ۱۳, یکشنبه

یک دوره شکست عمومی در پیش است

 قیام های مردمی در گوشه و کنار شمال و جنوب، ریشه دار نیست و علی العجاله دودی است که از یک آتش ناگهانی شوک و لرزه پدید آمده است. محرک این قیام ها بیشتر کسانی اند که سر درآخور دولت های کرزی و احمد زی داشته و سالیان سال، از مقام و منزلت خویش پروار شده و هر چه دست شان رسیده، را دوشیده اند. 

مردم عادی سراسیمه اند و درین بیست سال زنده گی مختصری برای خود درست کرده اند و از تخریب و چپاول آن بیمناک اند. گذشته ازین، هر خانواده، دست کم یک نفر شهید دارد که برضد طالبان جنگیده و از زنده گی ساقط شده است. درکل، هرچه جماعات مردم از دور دست ها به سوی شهر ها نزدیک می شوند؛ ترس و نفرت شان از طالبان مضاعف می گردد.

نفرت وترس از طالب، عامل شکست طالب درمیدان جنگ نیست. ماشین جنگی طالب، هوشمندانه هدایت می شود و دپلوماسی موثر نیز درعقب آن است. دسته جات مردمی که ناگهان با پیراهن های یخن دوزی، موترهای ضد زره و محرکان پول دار تفنگ به شانه برداشته اند، به امید حفظ وضع موجود، به چنین تلاشی افتاده اند. زمانی که توفان از زنده گی شان بگذرد، آنگاه به نیروی رزمنده بدل می شوند. نتیجه حرف ها این است که لشکرهای شهری قیام کننده در اول شکست های سنگین و گیج کننده یی را تحمل خواهند کرد تا یک فرماندهی سیاسی و نظامی دریک نقطه شکل بگیرد که بتواند با نیروی نظامی وسیاسی طالب، هم موازنه شود. 

شکل گیری «اجماع سیاسی» یا اجماع جنگی به دور اشرف غنی نا ممکن است و این حکومت عملاً به یک نهاد مرده تغییر شکل می دهد. گزارش مشعر است که ایجاد اجماع به زعامت احمد مسعود که با مخالفت های سختی مواجه بود، اکنون به یک واقعیت مطلوب دگردیسی گرفته است.