-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۵, سه‌شنبه

امریکا ، اروپا و بریتانیا با لجاجت داکترغنی موافق نیستند

 

     نوشته ی : اسماعیل فروغی

     هنوزمعلوم نیست که پرده ی آخرتیاترجنگ درافغانستان را چه کسی ، کدام گروه یا کشوری خواهد نوشت؟

 آیا کشورهای پاکستان وامریکا جمع شیخ های میلیاردرسعودی واماراتی برای ادامه ی این نمایش خونین ، باز سرمایه گذاری خواهند نمود ؟ آیا اروپا بازنقش بازیچه ودنباله روخونین امریکا را درین تیاتربازی خواهند کرد ؟ و آیا قدرتهای منطقه ای حالا توانایی این رایافته اند تا درنوشتن سناریوی پرده ی آخر، ابتکارعمل را ازامریکا ویاران اروپایی، پاکستانی وعربی اش به دست بگیرند؟

     به نظرمی رسد که امریکا منحیث کارگردان اصلی این تیاترخونین دیگریگانه نیروی تصمیم گیرنده برای ادامه ی بازی نبوده و پاکستان نیزازترس این که مبادا آتش جنگ دامن خوداش را بگیرد ، به نوشتن پرده ی آخر، بی علاقه به نظرمی رسد .

     درین میان طالبان که استادان ماهرپاکستانی را پشت سرخود دارند ، با نمایش چهره ای متفاوت ترازسیمای حقیقی شان ، میخواهند پرده ی آخررا ـ بازورشده یا با رضا ( ترفند و فریب ) ، با دستان خود بنویسند .

     آنان با براه انداختن تبلیغات وسیع وبا نشان دادن سیمای متمدنانه ازخویش ، امریکا ، اروپا وقدرتهای منطقه را به این باوررسانده اند که تنها ـ ادامه ی حضوراشرف غنی درقدرت ، مانع و بازدارنده ی صلح است نه حملات گسترده ی نظامی آنان ـ. ودرست در نتیجه ی همین کوششها ودرنتیجه ی پیشروی های وسیع نظامی شان است که حالا حتا امریکا ، اروپا ، ناتو و بریتانیا هم برای عبورازبحران ، باصراحت خواهان ایجاد حکومت عبوری درافغانستان استند . اعلامیه ی نشست بیست ودوم جولای نماینده گان ویژه ی کشورهای امریکا ، اروپا و بریتانیا در روم ، بصراحت ازدوطرف جنگ می خواهد تا روی " یک آتش بس سراسری وجزئیات حکومت دوره ی گذار" به توافق برسند .

      امریکاییان که قصد ندارند ، دولت کابل را دربرابرطالبان بازمثل گذشته حمایت بی دریغ وهمه جانبه نمایند ، با تأکید روی ایجاد دوره ی انتقالی ، درواقع هم به طالبان اشاره می رسانند که به تعهدات شان پابنداستند ؛ وهم به داکترغنی می فهمانند که نمی توانند تا ابد با لجاحت و یک دنده گی موافق باشند.

      آنان ازداکترغنی انتظار دارند تا به واقعیت تن داده ، ازلجاجت دست بردارد و صادقانه آماده ی پذیرفتن دوره ی انتقالی گردد. 

     به باورمن اگرداکترغنی کوچکترین میلی به ختم کشتار سربازان و مردم بیگناه داشته باشد ، بجای لجاجت وپافشاری برحفظ قدرت ، پیش ازترک ارگ ، میتواند صادقانه روی آتش بس سراسری تأکید نموده ، به تشکیل حکومت دوره ی انتقال مطابق خواست تمام طرفهای درگیر، موافقت نموده و در پی ریزی آن به یاری سازمان جهانی ملل متحد همکاری صادقانه و مسوولانه نماید . 

      داکترغنی باید بداند که پافشاری برای حفظ کرسی ریاست جمهوری ــ درحالی که توان حفاطت ازخاک وطن ( ولسوالی ها ) و توان دفاع ازجان ومال مردم را ندارد ؛ نتیجه و ثمری به جز کشتار بیشتر سربازان و مردم بیگناه درقبال نخواهد داشت .