-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ تیر ۱۸, جمعه

اخطار کاغذی امرالله صالح به خائن بادغیسی

 اخطار شفاهی بدون اقدام عاجل به یک عامل سنگدل دشمن نیز
کدام «راز اطلاعاتی» است؟

من تعجب می کنم که شماری از ناظران چرا از هشدارتلفنی امرالله صالح به امیرشاه نایب ( خائن بادغیسی) ذوق زده شده اند! 

اگر امیرشاه نایب، تاپۀ خیانت برجبین گذاشته، قوانین نافذه، به خصوص قانون مبارزه با جرایم تروریستی حکم صریح دارد. 

چرا به جای اخطار مفت تلفنی، به امنیت دستور اکید داده نمی شود که جرثومۀ خیانت، با غل و زنجیر پیچیده، به زیر زمینی امنیت ملی حاضر آورده شده و وبعد از افشای شرکاء جرمی اش، کانال های ارتباطی، همان گونه  درزنجیر، عقب دوربین تلویزیون ها به زبان خود داستان جنایت را بازگوید. 

 «پشیمانی» چه معنی دارد؟ وقتی کسی تفنگی را برقلب مادرش خالی کرده و خانه را آتش می زند، پشیمانی، به مجازاتش حساب می شود؟  

آقا! تمرین شفاهی قاطعیت علیه تروریست ها را زمانی شروع کرده اید که دیگر دیر شده است. دریای مصیبت از چهارجهت به زنده گی مردم هجوم آورده و دشمن در همه جا بزم فتح ونصرت بر پا داشته است.

امنیت ملی زمانی آمرستار بی گناه و میزبان بی دفاع او را در یک نیمه شب کابل، ظالمانه و شتابان، از هستی ساقط کرد؛ اما یک کلمه قناعت بخش به مردم گفته نه شد. اکنون، افکارعمومی منتظر است که شما  به جای اخطار «بچه ترسانک» به عامل دشمن، روزی را سرش بیاورید که به هفت پشتش ترس و عبرت شود. مگر امنیت ملی دو هفته قبل، هسته آی اس آی به سرگروهی نصیرعبدالرحمان را در ده سبز متلاشی نه کرد؟ 

به نظر می آید که شعور اجتماعی کم کم نیتجه گرفته است که « خیز پشک تا دهان کاهدان است.»