-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ تیر ۲۸, دوشنبه

بار سنگین جنگ های آینده برشانه های استاد عطا

 

 چه اتّفاقی برای افغانستان خواهد افتاد؟ آیا نیروهای ضد طالب می‌توانند طالبان را از شمال بیرون کنند و چرا هنوز این اتّفاق نیفتاده است؟ 

این همه به روایت عطا محمّد نور. 

 کابل، 19 جون - sputnik، فخر‌الدّین خالبیک.



 استاد عطا 2 جون به عنوان رئیس شورای بسیج ملّی بلخ، که 9 تنظیم و حزب سیاسی در افغانستان را متّحد می‌کند، انتخاب شد. تعیین او در صدر بسیجی، که قرار است، بار اساسی جنگ با طالبان را کشد، از سویی، اعتلای وی به عنوان رهبر قدرتمند در کلیدی ترین ولایت شمال افغانستان است، از سوی دیگر، بار سنگین جنگ های پیچیده در شمال را روی شانه‌های او می‌گذارد. 

 مزار شریف - مرکز بلخ، با وجود سقوط 8 ولسوالی ولایت به دست طالبان، همانا یک جزیرة امن و آسایش است. مردم پشت روز و روزگار خود هستند و یگانه امیدواری شان «معمار نوین بلخ» است، که نخواهد گذاشت آنها زیر یوغ طالبان بروند.  

 استاد عطا خبرنگار sputnik تاجیکستان را در مهمانخانة خود، واقع در گذر چغدک شهر مزار شریف قبول کرد و به سؤالهای او پاسخ داد.   

-آن چه اکثریّت را شوکه کرد، این بود، که شما با اتّفاق سه پسر جوان خود به جبهة جنگ رفتید. یکی هم در شبکه‌های فییسبوک شما را « پدر سنگدل» عنوان کرد. امّا این کار شما چه معنا داشت؟ 

پاسخ: وقتی دفاع از وطن مطرح می‌شود، ارزشها در خطر می‌افتند، عزّت مردم به باد می‌رود، دشمن می‌خواهد بی‌وطنت بسازد، نیاز است تمامی امکانات، ظرفیت و قابلیت ها استفاده شوند. این یک. وقتی من بچه‌های مردم را فرمان می‌دهم، که سنگر بروند و بجنگند، خوب است، که فرزندان و جگرگوشگان من هم در کنار آنها باشند. خون اینها رنگین تر و باارزش تر از خون فرزندان مردم نیست. بچه‌های من هم احساس کنند، که دفاع از وطن فرز و واجب است. احساس کنند، که وقتی پدرشان سنگر می‌رود، آنها نیز در کنار او باشند و احساس مسئولیت کنند. برای همین آنها را به سنگر بردم. 

 جنگ و صلح 

- وقتی ولسوالی در شمال یکی از پس دیگر سقوط کردند، شما را، که می‌گویند، « مپراتور شمال» ، در دوبی بودید، مارشال دوستم هم از میدان جنگ به ترکیه رفت. این احساس به وجود آمد، که شمال صاحب ندارد. شما آمدید، امّا ولسوالی ها آزاد نشدند. چه می‌گذرد؟ 

 پاسخ: آن زمان یک سراسیمگی به وجود آمده، روحیه نیروهای مسلّح آسیب دیده بود. پایگاه های نظامی را با تمام تجهیزات در اختیار طالبان گذاشتند. این وضع به روحیة مردم نیز تأثیر بد رسانده بود. آمدن ما مزار شریف را از سقوط نجات داد. شش ولسوالی، که باقی مانده بود و شهرک بندر حیرتان، که در حال سقوط بود، حفظ شد. ما بسیج مردمی را تشکیل دادیم و یک شورای متشکّل از تمام تنظیم های سیاسی و نظامی با راهبری ما به وجود آمد، که این روحیة مردم را بالا برد. حالا ما با تجدید نیرو ها و بلند بردن روحیة جنگی نیروهای رزمی خود مشغولیم. بعد از این یک عملیات گسترده‌ای را به راه خواهیم انداخت. در این عملیات ما هم می‌باشیم و نیروهای حکومتی هم. 

- شما در ابتدا با خروج نیروهای ائتلاف بینولمیللی از افغانستان مخالفت کردید. چرا؟ 

 پاسخ: من هیچ وقت موافق باقی ماندن و مخالف خروج نیروهای خارجی نبودم. وطن خود را دوست می‌دارم، می‌خواهم، که مستقل و آزاد باشد. امّا وقتی خارجیها آمدند، حضور داشتند، خروجشان باید مسئولانه می‌بود. آن ها مسئولیت خود را درست ادا نکردند. از افغانستان بی‌موقع، بی‌مورد و به یکبارگی خارج شدند. آمدند، اهداف خود را تحقق بخشیدند، ولی ملّت افغانستان را تنها گذاشتند. من برایشان گفتم، که شما ما را در برابر افراطیت و تروریزم تنها گذاشتید، فردا آنها دامن شما را پس می‌گیرند. افراطیت و تروریزم به جاده‌های پُرزرق و برق و منازل رنگارنگ شما می‌رود.  

 کشورهای آسیای مرکزی، روسیه، چین نیز در جریان این باشند، نه فقط نتا-و امریکا و اروپا. اگر برای تأمین صلح و دفاع از مدنیت در افغانستان توجّه نکنند، منتظر افراطیّت و تروریزم در کشورهای خود باشند. 

- چه کسی اکنون قادر به مقاومت در برابر طالبان است؟ 

پاسخ: بدون شک، اوّل، مجاهدین، همان مقاومتگران دیروز، که بدون امریکا و تنها جنگیده بودیم. در آینده باز هم ما خواهیم بود، که در برابر آنها و پشتیبانان شان ایستاده‌گری می‌کنیم.  

-آیا به پشتیبانی خارجی و به چه شکلی نیاز دارید؟

پاسخ: تمام مشکل ما همین بود. اختلافات سلیقه یی سبب شد، که مدیریّت دولت ضعیف باشد و دشمن رشد بکند. تلاش ما بر این است، که تمام اختلافات چهره‌های سیاسی، سران احزاب و اقوام کنار گذاشته شود و برای منافع ملّی، آوردن امنیت و دفاع از ارزشها یکدست و یک‌فکر باشیم.  

- می‌بینیم، که قسمت بزرگ مردم به نیروهای حکومتی توجّه، حتّی محبّت دارند، امّا به حکومت و رهبرانش، بخصوص، رئیس جمهور کمترین همنوایی را بیان نمی‌کنند... 

پاسخ: بدون شک، من این فکر را تأیید می‌کنم.  

-آیا رئیس جمهور اشرف غنی احمدزی می‌ماند یا می‌رود؟ 

-اگر طرح صلح به یک نتیجه برسد و صلح آید، حتماً یک تغییر بزرگ می‌شود. 

 سر میز و میدان جنگ 

-طالبان هم سر میزند، هم در میدان جنگ. می‌گویند، آنها می‌خواهند در قدرت اوّل باشند و دیگران دور و بر آنها. آیا این امکان دارد؟ 

پاسخ: هیچ امکان ندارد. اوّل، که طالبان خطا های قبلی خود را نباید تکرار کنند. دوّم، در افغانستان اقوام مختلف حضور دارند. مردم ظلم را قبول ندارد. ما - تاجیکان، هزاره‌ها، ازبکها و یک قسمت بزرگ پشتون ها زندگی طالبانی را قبول نداریم. مردم نمی‌خواهد زیر فشار و چکمه‌ها و شلّاق و کبیل زندگی کند، زنها در چهاردیواری اسیر بمانند و دختران بی‌سواد باشند. ما انکشاف و ترقّی و معرفت را دوست داریم. می‌خواهیم در قطار سایر کشورها آبرومند باشیم.  اگر طالبان به قدرت هم رسند، آنها حکومت کرده نمی‌توانند و جنگ دوام می‌کند.   

-یک پیش‌بینی، که برای افغانستان می‌کنند، پاشخوری است. اگر کشور شروع به فروپاشی کند، آیا جامعة تاجیکان به دمبال ایجاد دولت خود خواهد بود؟ 

پاسخ: تاجیکان یک قوم بزرگ در افغانستانند، نه فقط که می‌توانند دولت ایجاد کنند، بلکه محور نیز باشند، که اقوام دیگر به آنها بپیوندند. این اعتماد را شهید استاد ربّانی و قهرمان ملّی احمدشاه مسعود برای جامعة افغانستان کمایی کردند. اقوام دیگر به ما اعتماد دارند، که یک محور باشیم، طوری که در مقاومت هستیم. ما برای یک افغانستان واحد تعهّد داریم. 

 شوروی  و طالبان 

- شما زمانی علیه اتّحاد شوروی  جنگیدید. کدام دشمن بدتر است- شوروی  یا طالبان؟ 

پاسخ: ارتش شوروی  وقت تا به دندان مجهز، مسلّح با تجهیزات مدرن بود و نیروهای بسیار قوی داشت. آن زمان همه علیه این ارتش می‌جنگیدیم، چون برای اشغال آمده بود. طالبان جنگهای نیابتی می‌کند، خود برنامه ندارد، از طرف کشورهای دیگر مدیریت می‌شود. چون در میان مردم افغانستان است، گاه - گاه در تفکیک صفوف مشکل خلق می‌کند. گاه - گاه می‌بینیم، افرادی، که در صفوف خود ما هستند، صدا، سخنگو یا منبر طالبان می‌شوند. جنگ با شوروی ، گرچندی زور و قدرتمند بود، مشخّص بود، دشمن داخلی نداشتیم. طالب زور کم دارد، امّا جنگش پیچیدتر است و حیله و نیرنگش زیاد. 

-به همین قریبی یک رسانة مطرح روسی، با شرکت سفیر سابق روسیه در افغانستان، سابقداران ک گ ب و کارشناسان ارشد برنامه‌ای از وضع امروز افغانستان پخش کرد. آن جا اکثر شرکت کننده گان گفتند، که روسیه در ایجاد یک ائتلاف شمال دوّم باید سهم بگیرد. به این چه نظر دارید؟ 

-این یک نظر خوب و واقع‌بینانه است. نظری، که به خیر خودشان هم هست. ما می‌خواهیم، که از وضع فعلی ذوق زده نشوند و متّحدین استراتژی خود را فراموش نکنند.  

-آیا با امامعلی رحمان، رئیس جمهور و دیگر مقامات تاجیکستان رابطه دارید؟ 

-در گذشته چندین بار با جناب رئیس جمهور امامعلی رحمان، وزیران خارجه، دفاع و رئیس شورای امنیت تاجیکستان صحبت کرده بودم. حالا اگر به منزل من روید، عکس بزرگ من و جناب رئیس جمهور را در اتاق کاریم می‌بینید. دوستی صمیمانة ما هست، وجود دارد. امّا امروزها حالا تماسی در بارة این وضعیت نداشتیم.  

 من با تاجیکستان افتخار می‌کنم. تاجیکان برادر مایند. در سخت‌ترین شرایط در زمان مقاومت علیه تروریزم از مردم افغانستان حمایت کردند. میدان هوایشان در اختیار ما بود، مهاجرین ما را پناه دادند. بخصوص، از رئیس جمهور امامعلی رحمان برای حمایتهایشان سپاسگزارم. در عموم، ما از دولت و ملّت تاجیکستان خوش استیم. 


 عبدالله‌ و فرار 

-در تاجیکستان سر یک نکته بحث می‌شود، که چرا شما از رفیق و هم حزبی خود دکتر عبدالله‌ بریدید و به اشرف غنی احمدزی پیوستید، که در انتخابات 2014 مخالفش بودید. کسی این را کار درست می‌خواند، کسی نادرست. شما چه می‌گویید؟

پاسخ: دکتر عبدالله‌ را من در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، یک بار در سال 2009، بار دوّم 2014، با تمام توان و هزینة زیاد حمایت کردم و به پیروز‌ی هم رساندم. امّا به میل ملّت ما و حزب ما کار نکرد. خود من سخت خفه شدم. حق من بود، که تصمیمم را گیرم. با کسی قرارداد هم نکرده بودم، که عسکر و نوکر کسی باشم. کسانی، که از من انتقاد می‌کنند، نه از خود آنها چیزی ساخته می‌شود، نه یگان ظرفیّت و توانایی و تاریخ دارند و نه علیه شوروی  و طالبان مبارزه کرده‌اند. از رشد من می‌ترسند. شکر خدا، یک موقی و نیرو دارم در افغانستان. این همان دوستانیند، که کس را از عقب به خنجر می‌زنند. اینها یک تعداد کمند، افغانستان باشد 35 میلیون نفوذ دارد، که میلیونهایش جانبدار منند. 

 من نه دست رئیس جمهور غنی را بالا کرده‌ام، نه سرش کلاه گذاشته‌ام، نه کمرش را بسته کرده‌ام، نه وزیرش شده‌ام، یا یگان وظیفه‌اش را گرفته‌ام. والی بودم، که به زور خود گرفتم و با خواهش خودم رفتم. امّا اکثر آنهایی، که از من انتقاد می‌کنند، در هر بخش - امور خارجی، دفاع، کارهای داخلی، صحت و غیره وزیر، مشاور و معاون بودند.  

 وقتی خودشان می‌شوند، گپی نیست، امّا من، که حتّی صحبت کردم، چیغ و فریاد می‌بردارند، که اَنه، خیانت کرد، معامله کرد و فروخت. نمی‌فهمم، که چه را معامله کردم و فروختم. من با رئیس جمهور برای منفعت ملّت خودم صحبت می‌کنم، آنها برای وظیفه. حالا خودتان بگویید، که که می‌‌فروشد و معامله می‌کند؟ 

-سؤال آخرین: اگر طالبان شمال و در عموم کشور را اشغال کنند، افغانستان را ترک می‌کنید؟ 

-نه خیر، من در کنار مردمم می‌باشم، تا که کُشته نشوم. حتّی در زمان مقاومت، که اکثر رهبران ما به تاجیکستان، کشور دوست ما، فرار کردند، یا آن جا رفته، می‌آمدند، من نرفتم. فقط یک بار از سفر بیرونی، که می‌آمدم، برای چند ساعت در دوشنبه بودم.

-اوّلاً، به جامعة جهانی می‌گویم، که ما به صلح اولویت می‌دهیم و از طرح صلح افغانستان حمایت بکند. طالبان و پشتیبانان آنها را تحت فشار گیرند، که رو به صلح آرند و توافقنامة صلح را امضا کنند. در صورتی، که فرهنگ طالبان جنگ است، به صلح“نه”می‌گویند و به جنگ رو می‌آرند، ما مجبور هستیم، که مقاومت بکنیم و کشورهایی، که افراطیّت را نمی‌خواهند، از این مقاومت حمایت کنند. بلی، پشتیبانی دنیا نیاز است. همانا اوّل صلح، در عکس حال، حمایت مالی، لوجیستیکی و تسلیهاتی و نظامی. 

 کشورهای ذوق زده و طالبان 

- طی 20 سال اخیر تمام کشورهای همسایه افغانستان به هر نوهه‌ای با امریکا و نتا در جنگ بودند. هدف آنها بودند. حالا آنها خارج می‌شوند. در میدان جنگ نیروهایی می‌مانند، که به این یا آن کشور تابعند. آیا یک“جنگ همه علیه همه”- را می‌توان پیش‌بینی کرد؟ 

پاسخ: همین حالا هم در افغانستان جنگها پیچیده‌اند. جنگهای نیابتی کشورها ادامه‌ دارد. بیشتر از 20 گوروه تروریستی در این جنگها شرکت می‌کنند. چه پیش می‌آید؟ یکم، مافیای مواد مخدِّر فعال می‌شود. دوّم، همکنون در بدخشان، سرپل، بادغیس و دیگر ولایات شمال حضور گروه های تروریستی خارجی چشمگیر است. صدها نفر در این ولایتها از اویغورهای چین، “انصار‌الله”- ا تاجیکستان، حرکت اسلامی ازبکستان، جنگیان قفقاز روسیه، یاغی های پاکستان، القاعده و غیره حضور دارند، که شانه به شانه با طالبان یکجای می‌جنگند.  

 متأسفانه، برخی کشورهای اطراف ما وقتهای آخر ذوقزده شده، اظهار داشته‌اند، که ما باید حکومت طالبان را اعتراف کنیم. اینها متوجّه آن باشند، که یاغیان و تاغیانشان در کنار طالب هستند. اینها در آینده به آسیای مرکزی نفوذ می‌کنند و افراطیّت و تروریزم را به سرحدهای چین و روسیه و ایران می‌برند. 

- کدام کشورها را ذوقزده می‌بینید؟ 

-تمامی کشورهای دور و بر، شروع از آسیای مرکزی تا روسیه و چین و ایران. این کشورها نباید فریفتة حرف های پاکستان شوند، که طالب را ساخت، اکمال کرد و به صحنه انداخت. ما از جانب خود اطمینان می‌دهیم، که طالب یک پدیدة خارجی، پرچم بردار جهالت عصر میانگی و خطر بالقوّه برای تمام کشورهای منطقه و جهان است. مردم افغانستان آن را قبول ندارد، از این خاطر، با آن مقاومت خواهد کرد. 

  حالا چه خبرهایی از مناطق تحت اشغال طالبان به شما می‌رسد؟ می‌گویند، که به فرق از طالبان تا سال 2001 اینها دیگرند؟ 

-اصلاً فرقی ندارند. در گذشته هم آنها دختران و خانم های شمال را از خانواده‌هایشان جدا کرده، به پاکستان و دیگر کشورها می‌فروختند. حالا هم این کار را می‌کنند. علنی هر کلان طالب سه تا چهار زن می‌گیرد. یک ولسوال نامنهادشان در خماب جوزجان در دو ماه 4 زن گرفته است. یا در تخار و بدخشان از مردم تقاضا کرده‌اند، که روی‌خط دختران از 15 - ساله بالا و بیوه‌های از 45 - ساله پایان را پیشنهاد کنند، تا آنها را به نکاح جنگجویانشان درارند. این کنیز گرفتن است و ما این را اصلاً قبول نخواهیم داشت، که کدام یک یاغی و تاغی ناموس ما را به ‌بازی گیرد.  

 تاجیک - راهبر مقاومت 

-در عراق وقتی داعش آمد، ارتش کاری کرده نتوانست. اوّلین ضربه توسط شیبه نظامیان شیعه به آنها وارد شد. آیا چنین بسیج جامعة تاجیک افغانستان علیه داعش و طالبان امکان‌پذیر است؟ 

- بلی. همین حالا شکل گرفته است. تاجیکان در خطوط اوّل قرار دارند، به شمول من، می‌جنگند. هزاران جوان مسلّح و آمادة جنگ هستند. در مقاومت ضد طالب همیشه تاجیکان اوّل بودند و حالا هم هستند. نیروهای ضدتالیب را، که از برادران پشتون و هزاره و ازبک و ترکمن و غیره عبارت است، ما رهبری کرده بودیم و حالا هم خواهیم کرد به خاطر آیندة یک افغانستان آزاد.  

- ببینید، حالا شما بر انید، که بلخ را آزاد کنید. اگر آزاد کردید و دیگر ولایات تحت سلطة طالب باشد، آنها دگرباره به بلخ خواهند آمد. چه باید کرد؟ 

- من برانم، که با اتّفاق نیروهای حکومتی و بسیج ملّی یکجای برویم به آزاد کردن ولسوالی ها و ولایات، یعنی قدم به قدم همه را آزاد کنیم. 

- آیا با محورهای تاجیکی هرات و پنجشیر و بدخشان رابطه دارید؟ 

- بلی، روابط خیلی گسترده داریم. این جنگ همة ماست. بقای ما تحت خطر است. نه فقط هرات و پنجشیر و بلخ، بلکه در سایر افغانستان تاجیکان حضور گسترده دارند و ما با همة آنها رابطة تنگاتنگ داریم. یک عملیات گسترده هم، که شد، بر پایة توافق میان این محورها صورت خواهد گرفت.  


- فکر می‌کنید، بر طالبان آسان پیروز‌ می‌آیید؟ 

-بلی. طالب قوی نیست، پشتیبانش قوی و مکّار است، وگرنه این لشکر سیاه مزدور جهالت را خود مردم با کلند و کلتک می‌راند. مشکل این است، که ما نه با طالب، بلکه پشتیبانانش می‌جنگیم. در عکس حال، به اطمینان می‌گویم، که در یک هفته گلیم طالب را از شمال جمع می‌کنیم. 

-چگونه می‌توان از تفرقة سیاسی در افغانستان عبور کرد؟ آیا تهدید طالبان یک اتّفاق را به وجود خواهد آورد؟