-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ تیر ۲۰, یکشنبه

سخنان سفیر پاکستان و عمر داوود زی: یک سخن از دو حنجره


کاوه جبران

 صدای پخش‌شدهٔ محمد عمر داوودزی بخشی از مسألهٔ اساسی ما در این کشور است که پیوسته انکار و کتمان می‌شود. موضوع شفاف و ساده‌ یی دارد. جنگ طالب، تنها جنگ بر بنیاد سودای دین نیست‌. دعوای قوم و جغرافیا نیز است. همان‌گونه که مطالبهٔ قدرت در این کشور همواره با دو‌ کد اساسی همراه بوده است: اسلامیت و افغانیت.

در این بافت پیام داوودزی روشن است. اوضاع شمال خراب است چون بالقوه بستر اصلی مقاومت است. بنابراین، نیروهایی که عامل بسیج مردم و مقاومت اند را مانع شوید!

به رغم این‌که چهره‌هایی چون داوودزی و استانکزی و... عمیقاً مشکوک اند و همواره در بازی‌های سیاسی به مثابهٔ ستون پنجم عمل کرده‌اند، تصویر کلی جنگ شمال از یک بازی کثیف چند وجهی حکایت می‌کند. به گونهٔ مثال شما به آرایش نظامی ارتش ببینید. از چندین قول اردوی موجود در ارتش صرفاً یکی آن در شمال حضور دارد که آن نیز اکنون ۸۰ درصد تجهیزاتش از دست رفته است. با آن‌که این بازی از سال ۱۳۹۴ آغاز شده است ولی در طول تمامی این سال‌ها آرایش نظامی آگاهانه در شمال تغییر نکرده است. همین اکنون که شمال در آتش جنگ می‌سوزد، چهار قول اردو در جنوب خوابیده و هیچ کمکی از آن‌ها گرفته نمی‌شود. نیروی خیزش مردمی در بادغیس می‌جنگد، خوشحال سعادت در فیس‌بوک عکس سلفی پست می‌کند. چه کسانی سیاست جنگ را این‌گونه طراحی و اجرا می‌کنند؟

قضیه بسیار روشن است. جنگ شمال جنگ بر سر جغرافیاست. وقتی جغرافیا نداشتی هر نوع مطالبهٔ قدرت منتفی است. حالا این مطالبه را در بافت اصلی اسلامیت و افغانیت بسنجید، داستان روشن می‌شود. 

صدای داوودزی به نظرم مربوط به روزهای آغازین این فصل جنگ شمال است. زمانی که مارشال دوستم خود در فاریاب حضور داشت. همان‌وقت دوستان فاریابی و جوزجانی ما که در منطقه حضور داشتند، می‌گفتند طالب اوزبیکی که در منطقه می‌جنگد، بومی نیست، اراضی را نمی‌شناسد و به همین دلیل زود تلف می‌شود. البته این نکته را حتا مأموران غنی یادآوری می‌کنند. همین امروز امرالله صالح با کنایه‌یی از کشته‌های طالبان پاکستانی در قلعهٔ نو سخن گفت اما هیچ کس نگفت که چرا طالب اوزبیکستانی و تاجیکستانی، چچنی و اویغوری در جنوب جنگ نمی‌کند، چرا همه نیروی جنگی طالب به شمال کشیده می‌شود، چرا هر گونه مقاومت در شمال از سوی ناسیونالیستان حکومتی و غیرحکومتی پشتون سپوتاژ می‌گردد و چرا آرایش نظامی و لوژستیکی در شمال دستکاری شده است؟

طالب برای ناسیونالیسم افغانی این کشور یک شانس تاریخی است. گلیم مطالبات برابری‌خواهانه  را برای همیشه جمع می‌کند، کاری که هیچ‌یک از شاهان و رؤسای جمهور تکنوکرات نتوانست انجام بدهد. در کوتاه‌مدت ممکن سویهٔ اسلامیستی آن قوی و حتا ویرانگر باشد، اما در نهایت حاکمیت یک دست افغانی را در یک جغرافیای یک دست افغانی قایم می‌کند. موضع داوودزی، احمدزی، استانکزی و هر زی دیگر افغانیت‌خواهِ ناسیونالیست را از این زاویه درک بفرمایید.