-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۹, سه‌شنبه

حقانی ها و قندهاری ها : اختلاف میان طالبان تا کجا رسیده است؟

 

 این ها طالبان سالهای 90 نیستند. در کابل حوادثی اتّفاق می‌افتند که روایت از اختلاف های داخلی آن ها، بi خصوص، میان دو نیروی اساسی رهبری طالبان* - طالبان دورانی و حقانیهای غیلجایی می‌کند. 


استاد عطا! جای شما پنجشیر است؛ نه دوبی

 


درآن سنگرگاه سرنوشت، همه احمد مسعود اند. فرمانده عمومی، روح احمد شاه مسعود است. جای تان خالی ست!


درتاریخ افغانستان، دولت پاسخ گو وجود نداشته است

 فهیم دشتی، سخنگوی جبهۀ مقاومت ملی افغانستان - ۳۰ اگست ۲۰۲۱

این پرسش ها به تکرار به آدرس ما مطرح میشود: 

 خواست شما چیست ؟

  برای  به دست آوردن چه اهداف مقاومت چه می کنید؟

 به باور من پاسخ  کاملا آشکار است.

 ما به دنبال آینده ای بهتر و روشن برای افغانستان هستیم.

 ما مایل هستیم حقوق مردم افغانستان را تامین و تضمین نماییم . ارزش هایی که در چند دهه اخیر برای رسیدن و بدست آوردن آنها  پیوسته مبارزه صورت گرفته است . حقوق زنان ، حقوق بشر ، حقوق اقلیت ها ، آزادی بیان و که  این فهرست طولانی است. اما ما  نمی خواهم با جنگیدن به این اهداف دست پیدا کنم.

 ترجیح ما مذاکره و استفاده از ابزار صلح  آمیز است.

 به همین‌  دلیل است که ما با طالبان در تماس هستیم ، پیام های زیادی میان جبهه مقاومت ملی برای نجات افعانستان، و گروه طالبان، رد و بدل شده است و سپس هئیت های مذاکره کننده دو طرف هم دیدار ها و گفتگو های داشته اند. در جریان این مذاکرات  ما موضع روشن خود را برای طرف طالبان توضیح دادیم.

 افغانستان مورد نظر و مطلوب برای  ما افغانستانی ست که  در آن  همه مردم / شهروندان از برابری در برابر قانون برخوردار باشند.

 ما خواهان افغانستانی هستیم که در آن عدالت اجتماعی تامین  و تضمین شود.

 ما افغانستانی را می خواهیم که دارای یک ساختار کار آمد دولتی باشد . دولت و ساختاری که باید پاسخگوی نیازهای مردم افغانستان باشد.

 ما می دانیم که یکی از بزرگترین دلایل بروز انواع مشکلات ساختار  دولت های افغانستان  بوده است.  نبود یک ساختار کار آمد و دولت پاسخگو سبب مواجه شدن افغانستان با انواع مشکلات آنهم به گونه تاریخی شده است.

 بنا با توجه به تجربه تاریخی میتوان گفت که ساختار سیاسی که در افعانستان، معمول بوده است نا کار آمد و غیر مفید بوده است. 

 ما باید نوع دیگری از  ساختار  را ایجاد کنیم. دولت فراخ بنیاد که  مشارکت همه جناح ها و اقشار را به گونه واقعی بر بتابد نه به گونۀ نمادین .

 دولت و ساختاری که مردم افغانستان شاهد  حضور ما و خود شان در ساختار آن باشند؛ دولتی که باید در  برابر  مردم افغانستان پاسخگو باشد . دولتی که بتواند و اراده کند تا عدالت اجتماعی را برقرار کند؛  جایی که هر یک از گروه ها به  حقوق  شان دست یابند؛ دولتی که بتواند رابطه خوبی با همسایه ها ، کشور های منطقه و  جهان برقرار کند؛ دولتی  که دارای مشروعیت و پایگاه مردمی و جهانی باشد.

 بنابراین ، ما برای دستیابی به این اهداف  از طریق مذاکره ، از طریق مسالمت آمیز تلاش داریم . اما اگر طرف مقابل مایل  به ادامه این راه نباشد، و تصور  کنند می توانند مشکل افغانستان را با استفاده از ابزارهای خشونت آمیز و با استفاده از نیروهای نظامی حل کنند؛ این در تاریخ گذشته افغانستان، به ویژه در سال های اخیر، روشن بوده است که هیچ گروهی نمی تواند با استفاده از نیروی  نظامی پیروز شود.

 ما آماده مقاومت و دفاع نه تنها از پنجشیر، بلکه به منظور  دفاع و نجات  افغانستان در پنجشیر هستیم.

 بحث تنها بالای  پنجشیر نیست ؛ و ما دنبال  مشارکت در یک دولت ائتلافی نیستیم .  ما برای منافع شخصی  و گروهی خود  وارد این راه نه شده ایم، بلکه برای منافع ملی خود گام می زنیم .

 بنابراین، این  موضعگیری  و خط  روشن نیروی مقاومت ملی افغانستان است. 


طالبان عرب تبار و بدخشانی را به تعرض پیش می کنند

گزارش می رسد که گروه طالبان، رفتارجنگی خود در قبال پنجشیر را تغییر داده و به قوماندانان خود از ولایت شمال امر داده است که طالبان عرب تبار و بدخشانی را برای اجرای تعرض بر پنجشیر گردهم آورند و به خط گسیل بدارند. 

ظاهراً گوشت دم توپ ساختن طالب بدخشانی دراستقامت کوتل خاواک است. اما خبرمشعر است که گروپ های اول طالب قادر به موضع گیری در ارتفاعات مشرف به کوتل نه شده و تکاوران مقاومت آنان را به فرار مجبور کرده اند. آنان به یک پاسگاه مقاومت در آبِ تُل حمله کرده بودند.

طالبان دریک منگنه گیر کرده اند و به این حقیقت آگاه اند که در نبرد با مقاومت ملی در استقامت پنجشیر، تلفات شان مثل توت تکانی درختان خواهد بود. 

اشرف غنی: آینده گان به صفت قهرمان از من یاد خواهند کرد


روایت ملاقات تاجران افغان مقیم دوبی با اشرف غنی، پس از فرار از کابل

اشاره: متن روایت از رهگذر قواعد نوشتاری و دستورات انشایی پراکنده بود. من متن را بدون کمترین لطمه به محتوای روایت، اندکی تنظیم کردم.

راوی چنین می گوید: 

بعد از نماز جمعه در دبی، جناب حاجی صاحب ببری از تاجران بزرگ گفت بیائید به دیدن اشرف غنی برویم. من از غنی متنفر بودم؛ اما چون تعداد تاجران و قراردادی ها از خوست پکتیا، پکتیکا و لوگر جمعا حدود بیست نفر، یک ساعت منزل زدیم تا جلو یک ویلا درابوظبی متوقف شدیم.


بعد از رهنمایی دو محافظ قطری داخل حویلی شدیم و دونفر افغان محافظ ما را رهنمایی کرد.  مثلی که قبلا برای شان گفته شده بود...

داخل یک سالن شدیم که تقریبا گنجایش پنجاه نفر را داشت. روی میزها میوۀ خشک افغانی و میوه تازه وگیلاس های خالی چای قرار داشت. بعد از چند دقیقه انتظار از دروازه کوچک دیگر، اشرف غنی با لباس سفید و واسکت سیاه کم رنگ داخل آمد و به احوال پرسی و دست دادن شروع کرد و نزدیک من نشست. وی از حاجی صاحب ببری خواهش کرد تا دیگران را معرفی کند.

 حاجی که ازقبل باغنی شناخت داشت و قراردادی وزارت دفاع بود؛ به شوخی گفت: از لوگری هایش شروع کنم یا از همو یک سر؟

 غنی گفت: نی از یک طرف.

ببری از من شروع وتا خودش همه را معرفی کرد وهر بار به غنی رییس صاحب می گفت من درعرق آب بودم؛ اما غنی شاد وخرم.

غنی به شوخی گفت مرا خو انشالله که همه می شناسید!

همه خندیدند .

غنی تقریبا یک ساعت گپ زد.

در اول گفت؛ چون همه از خود هستیم (یعنی افغان و پشتون )، من آن چه را به شما می گویم، تاریخ وفرزندان ما وشما آن را به خط زرین خواهند نوشت و این خدمت بزرگ من که شرق و غرب را به حیرت انداختم و کاری را به سر منزل مقصود رساندم که نه امان الله خان توانست؛ نه داود خان؛ نه داکتر نجیب؛ اینست که تمام سرزمین را ماهرانه وعاقلانه از پامیر تا تورغندی و از اسلام قلعه تا تورخم و از نورستان تا کابل و قندهار و غزنی و بامیان و ارزگان، به مالک های اصلی اش سپردم؛ آن هم نه با دست خالی بلکه با قول اردوها، سلاح ومهمات... . این کار ساده نبود.

در دور اول ریاست جمهوری هم میخواستم؛ وقت اش میسر نشد. در دور دوهم با چند هم فکر دگر چون محب صاحب، فضلی صاحب، داوودزی صاحب، ستانکزی صاحب ووو به این نتیجه رسیدیم که از شر شمال، رشید دوستم، تاجیک و اوزبک وهزاره خلاص کنم که فقط یک راه بود وآن هم حضور قاطع وفاتح طالب ها وبس.


از همین سبب، به حکومت مؤقت تن ندادم وحکومت عبوری را رد کردم. در صحبت های خاص، به خلیل زاد نیز فهماندم که اشتباه بن را تکرار نکن؛ او هم قبول کرد و اول، تعرض اردو را منع کردم. دوم، قطعات را کوچک ساخته به نقاط دسترس طالب سوق دادم واکمالات شان را ضعیف ساختم تا به طالبان تسلیم شوند و طالب جرأت پیدا کند. قو مندان های ولسوالی ها را شخصا تعین کردم تا به نام عقب نشینی تاکتیکی جا خالی کنند که خیلی خوب پیش رفت و تمام ولسوالی های شمال را اول پلان کردم. توسط ستانکزی به رهبری طالب ها نقشه داده شده بود. به هیچ قطعه، به جز عقب نشینی اجازه تعرض حتی مدافعه هم ندادم. شمال تا واخان که یک طرفه شد، نوبت شهر ها رسید. باید بعضی تغییرات ومصروف سازی آدم ها وشخصیت های مؤثر را شروع میکردم که چنین کردم. مثلا یک پنجشیری را وزیر دفاع ساختم تا امرالله صالح مصروف شود؛ محقق را آوردم تا هزاره ها مصروف شوند. کدر های بی اعتبار را دور کردم و آدم هایی را که به فرمانم بود مقرر نمودم. در ولایت ها، والی ها را هم از افراد خاص با اهداف خاص مقرر کردم.

مارشال دوستم را خواستم با دست خالی همرای معلم عطا، به شمال فرستادم؛ اما هیچ اجازه ندارم که قبلا یک مرمی قول اردو به شبرغان بفرستند تا که سقوط کرد. 

مارشال وعطا که به مزار رسیدند به خاطری که کدام خرابی نشود وغافل گیر شان کنم؛ خودم فوری مزار رفتم ویک بچه قهرمان را به صفت قومندان قول اردو تعین کردم به نام مومند ( ذبیح الله) وبرایش گفتم نام مومند را زنده کنی 

وخصوصی برایش هدایت لازم دادم وجمعه خان همدرد را تحریک کردم و گفتم که وقت انتقام نزدیک است؛ اما عجله نکنی که خرابی نشود. به اسماعیل چنان دام شاندم که مثل موش در تله افتید... خلاصه تا سقوط کابل... شما خود فکر کنید اگرمن امر جنگ می دادم؛ طالب در مقابل کمندو ها مقاومت نمی توانست چه رسد به قوای هوایی وقول اردوها ... خلاصه وقتی مطمین شدم که قدرت گرفتن افراد شمال محال شده وهمه تار مار وفرار کرده اند؛ نه مارشال مانده ونه شاخ دار وضرورت به انتقال قدرت وحکومت مؤقت نیست که باز معاون بازی تاجک و هزاره شود.

ساعت ده بجه بود که به کرزی صاحب زنگ زدم گفتم عبدالله و وزیر دفاع را مصرف بساز تا داخل شدن طالب ها 

حالا شما بگوئید که من قهرمان آینده افغانستان هستم یا نی؟ من این قهرمانی را با همه بد نامی اش به دل وجان خریدم البته برای شما قوم ام.

همه درسکوت رفتند ویک چند نفر الله اکبر گفت وبعد چند سخن های بی مورد دگری ودزدی دالر... مجلس ختم شد. فقط کاری که از دستم پوره بود، بدون رست گرفتن وخدای پامانی طرف موترم رفتم وحرکت کردم وتا خانه برایش لعنت گفتم 

قضاوت باشما.





جمهوری کوچک پنجشیر دربرابر داعش و طالب


پنجشیر، قله امید برای نجات هستی و مدنیت افغانستان است.

ورق دیگری در تاریخ سیاسی افغانستان دور خورد. سه نیرو حاضر درصحنه است که باید اثبات کنند کدامیک آئینۀ شخصیت ملی افغانستان اند؛ در عین حال، این نیروها با شیرازۀ مدیریت راهبردی قدرت های منطقه و جهان در پیوند اند. این سه نیروی فعلاً درصحنه، داعش، طالبان و «جمهوری کوچک پنجشیر» است.

داعش، ربطی به خصیصۀ بومی افغانستان ندارد؛ طالبان، به کشتن سنت های فرهنگی و مدنیت افغانستان تنظیم شده است. خوش بین ترین هم وطنان ما که نسبت به طالب، بنا به هردلایلی، گرایش نشان می دهند، درتۀ روح و قلب شان، نسبت به طالب بی اعتماد اند. طالب، با گذشت هر روز، نقاب از ماهیت اصلی خویش پس می کند. سازۀ آهنینی را به نام «چهارچوب» شریعت با خود آورده است که همه ای زنده گی و موجودیت موجودات زنده و نا زنده را در آن قالب می زند. چه کسی خوشحال باشد؛ چه نباشد.

به زودی، ترس نرم، درسطح عمومی جایش را به ترس سخت می دهد. این نسل طالب، یک بار برای همیشه، علیه مظاهرمدرن زنده گی «پروگرام» شده است و پاکستان خود نیز درتغییرآن عاجز است. این پدیده فقط برای جنگ وتخریب طراحی شده بود؛ داشتن چشمداشتی غیرازین از آنان، کوبیدن آب درهاون است.

 درین جا، شکل وماهیت جنگ، نخست برسر مشروعیت ملی برای افغانستان است. کدام یک ازین نیروها میراث دارِ هویت ملی و مدنی افغانستان است؟

همه چیز درحال دگردیسی سریع است و از گذشتۀ خود جدا می شود. امر سرنوشت این است که سرنوشت کشوری را نمی توان با نیروهای جعلی، با آرامش و بدون چالش درگروگان نگهداشت.

مقاومت ملی در صحنۀ آزمون

 

سرانجام دو عامل - حکومات کرزی - احمدزی و نیروهای امریکایی - که مانع رویارویی مردم با طالبان بودند، حداقل حضور فزیکی درصحنه ندارند. اکنون نیروی مقاومت درصحنه است و به تاریخ امتحان می دهد. اجندا و خواست طالب برای همه روشن است. مقاومت ملی نیز خواسته هایش مشخص است: مقابله با بدویت سیاسی، فکری و قومی موازی با شعار دفاع از دست آورد های درخشان بیست سال اخیر. یک نسل نا امید برجا مانده و حس بیزاری وفرار، همه گانی شده می رود.

سوال تاریخی بقای افغانستان و مدنیت کشور مطرح است. ازنظرنظامی وتجهیزات، طالبان تقریباً 95 درصد اسلحه و تجهیزات پیشرفته امریکایی را دراختیار دارند. جنگ نا برابر اما عادلانه و میهنی است.

کاروان جنگی طالبان در جبل السراج درهم شکسته شد


خبرواصله از خطوط کلی جنگ دراستقامت پنجشیر بیان می دارد که کاروان نظامی طالبان که به سوی ولسوالی شتل پنجشیر در حرکت بود؛ درمنطقه عشق آباد در نزدیکی کلوپ جبل السراج در کمین نفرات نور سکندر جبل السراجی مشاور پیشین شورای مصالحه ملی برخورده و درهم شکسته است. این کاروان همچنین با بم های کنار جاده برخورده کرده و از مسیر منحرف شده است.

خبر می گوید که کاروان نظامی طالبان که به سوی خط اول جنگ با پنجشیر درحرکت بود؛ به طور کامل تارومار شده است.  نور سکندر همان کسی است که افراد  روند سبز مربوط امرالله صالح  چند ماه قبل  خانه و دفترش را آتش زده بودند و به دلیل آن که فرمانده نور سکندر تابع تیم غنی نشده بود علیه او تبلیغات نا روا راه انداخته بودند.

همزمان، نفرات مسلح طالبان از مسیر خاواک حمله کرده بودند که با شکست مواجه شدند و همچنان یک جوان در پشته سرخ جبل سراج‌ یک رنجر تروریستان را مورد حمله قرار داده و سرنشینان آن را به هلاکت رسانده است.



۱۴۰۰ شهریور ۸, دوشنبه

امریکا در روز آخر از امین الحق باز شوکه شد!

 امریکا، با چشمان جادویی تکنولوژی، علی الظاهر یک موتر داعشی را مثل سوزن درکوچه پسکوچه های کج و کور خواجه بغرای کابل کشف و دنبال می کند تا آن را بزند. وقتی می زند، 9 نفر بی گناه معصوم را درآتش خاکستر می کند؛ اما همزمان که امین الحق دستیار و بادیگارد اسامه بن لادن، در روز روشن و پیش انظار خلق در ننگرهار رونمایی می شود، این ها شوکه می شوند که های... چی اتفاق خطرناکی افتاد! قرار بود ما روز سه شنبه اول آگست باروبندیل خود را بسته و برای همیشه از افغانستان برویم؛ حالا چطور می شود که امین الحق خان پیدایش شد و رفتن ما باز درین خطه اسباب تشوش نشود!

امین الحق خان ننگرهاری دو باره آمده، امریکا خبرنداشته که از کجا آمده، چطورآمده و اکنون درکدام اتاق پذیرایی رفع خسته گی می کند! اصلاً خم به ابرونیاورد که امین الحق دستیاربن لادن دریک موترسفید رنگ کروزین آمد.

از یک سوداعش آمده و ازسوی دیگر القاعده! پس منتظر باشید که جوبایدن سخنگوی سابق میدان هوایی کابل، بعد ازین درمحضر خبرنگاران درچمن کاخ سفید چه چیزهایی از ته آستین برون کند!

پرتو نادری/ کنایۀ گزنده به استاد عطا محمد نور


مردم افغانستان از شما چیزی نمی‌خواهد، تنها دهان‌های گزافه‌گوی خود را ببندید!


 پیر مرد گفت: 

از یکی از تیکه داران و مافیای جهادی- قومی پرسیدم، چرا این گونه مانند روباه زخم خورده از این غار به آن غار می‌گریزی؟

گفت:  در جست‌وجوی غار خلوت و آرامی هستم که به آن جا برسم و مقایمت کنم که صدای پای من روزگاری کرملین را به لرزه می‌آورد!

پرسیدم: تو چه گفتی؟

گفت: برایش گفتم تو نه رهبری نه پیشوا و نه هم چیزی دیگری؟

تو یک ملا نصرالدین سیاسی هستی!

گفتم: این ملا نصرالدین سیاسی‌اش دیگر چیست؟

گفت: ملا نصرالدین در یک شب تاریک در کوچه‌یی سر خم کرده و چیزی را می‌پالید. کسی که از کوچه می‌گذشت، پرسید: ملا چه سرگردانی داری؟

ملا‌نصرالدین گفت: سوزن خود را گم کرده‌ام، آن را می‌پالم.

رهگذر پرسید: سوزنت‌ را کجا گم کرده ای؟

نصرالدین گفت: در خانه‌ام.

رهگذر گفت: پس چرا در کوچه به دنبال سوزن خود سرگردانی؟

گفت: خانه تاریک بود، این جا آمدم که بپالم و پیدایش کنم!

رهگذر تبسمی کرد و سر  پایین انداخت و رفت!

پیرمرد پس از درنگ کوتاهی گفت: حال این تیکه‌داران بی آزرم، دزد و جزگران‌سیاسی رفته‌اند و از این کشور به آن کشور با سر افگنده‌گی، سوزن گم شده‌ای خود را می‌پالند!

نفرین بر شما پهلوان پنبه‌ها باد!

مردم افغانستان از شما چیزی نمی‌خواهد، تنها دهان‌های گزافه‌گوی خود را ببندید!

دیگر شما داغمه‌های تاریخید که حتا در بازار کهنه فروشی سیاست هم کسی شما را  به پشیزی نمی‌خرد!



همین که با تو مصاحبه می کنند، از بهر ایستاده گی احمد مسعود است


نوشتۀ استاد یعقوب یسنا

 استاد عطا می‌گوید هیچ وقت از افغان‌ستان نبرآمده است. این نخستین‌بار است، برآمدگی است. احمد جان جوان است. در پنج‌شیر مقاومت همه‌شمول وجود ندارد. مه به احمد جان دعا می‌کنم. 

عرض من این است جناب استاد عطا شما و افراد مانند شما برای تکدی چوکی، قوم و اصلاح نظام سیاسی را به گروگان گرفته بودید. از آدرس قوم، چوکی گدایی می‌کردید و وقتی مردم از اصلاح نظام سیاسی سخن می‌گفتند، شما می‌رفتید کنار کرزی و غنی ایستاد می‌شدید، می‌گفتید از نظام دفاع می‌کنید. 

اکنون که یگان رسانه با شما مصاحبه می‌کند برای جبهه‌ی ملی مقاومت و برای ایستادگی احمد مسعود است، اگر این مقاومت نباشد کسی با شما مصاحبه هم نمی‌کند. فعلا می‌خواهید که برای گرفتن چوکی و یگان سهمیه از وجود جبهه‌ی مقاومت ملی سوء استفاده کنید. اگر جبهه‌ی مقاومت ملی در پنج‌شیر نباشد، کسی نیاز به بیعت شما ندارد. به جای حاشیه‌سازی برای تکدی چوکی، به روایت واحدی‌که وجود دارد، بپیوندید.

یادداشت: شما از بچگی گذشته‌اید، از زبانی‌که در مصاحبه استفاده می‌کنید، درخور یک فرد میان‌سال نیست.

احمد درسنگر نشسته، تو از اتاق هوتل دوبی پیام می دهی


یادداشت حمید حامی در ارتباط به سخنان اخیر عطا نور که گفت: "جوان است، جنگ را ندیده و تجربه‌ی جنگ را ندارد."

تو کارکشته‌ی جنگ‌ دیده از اتاق کدام هوتل دُبی پیام می‌دهی؟ تو که جنگ دیده بودی؛ چقدر زمان گرفت که با شنیدن تپ‌تپ پا نفس‌زنان به ترمز برسی؟

همین بس که معامله‌گر نیست! در تجمل چنان غرق نمی‌شود که به خاطر پول های بادآورده دست به سینه در برابر بچه‌گک های ارگی بایستد.

برو ای ساربان در ساربانی

برو اندر پی اشتر چرانی 

که کار عاشقی عاشق بداند

چه داند آن که اشتر می‌چراند

 کم‌ ترین رسالت اینست که به رهبران پوشالی فرصت داده نشود تا صدا بلند کنند. اینان توانستند ۲۰ سال ملت را گروگان گرفته و دست‌بسته بفروشند. اگر فرصت یافتند باز تسلیم کسی می‌شوند که حسین را نواسه‌ی خدا خواهد گفت و دعوای سیرت نویسی به چند زبان را خواهد کرد. "الم ترکیف" را بخواند یا نخواند، اینان به خاطر چند دالر صدق‌الله‌العلی‌العظیم می‌گویند. 

تا صدا بکشند، پاسخ بدهید. حتا پیش از این که صدا بکشند باید هر کدام را سر جایش نشاند.

در دُبی، سونا و اسپا بگیرند، کفایت می‌کند. بوت نوک باریک، انگشتر و ساعت دانه‌نشان بخرند. خودنمایی کنند، هر چه کنند کاری نداریم؛ شوق سیاست اما نکنند که نه تنها نمی‌زیبد بلکه ملتی را این گونه آواره می‌سازند.

آمار های رنج بار در زنده گی ما/ یکی اش را در زیر ملاحظه کنید:

 روزنامۀ اطلاعات روز آمار جنگ افزار هایی را که  اشرف غنی و جنرال های طرفدارش، به طالبان واگذار کرده و درنتیجه سکتورهای دفاعی و امنیتی کشور مکمل از بین رفت؛ دریک نمایه یی منتشر کرده است.



مناجات هاى رياكارانه فقيه پغمان از ترکیه


محمد عارف منصوری

استاد سياف كه با شنيدن تپ تپ پاى طالبان و قبل از رسيدن آنها به كابل فرار را بر قرار ترجيح داده و به بهانه تداوى به سرزمين پهناور هند سفر نمود، تلاش دارد با ادعيه و اذكار و با لشكر اجنه به مصاف طالبان رود.

او كه زبانش مثل شمشير بُرنده در تقبيح اقدام احمد مسعود مبنى بر تجليل از هشت ثور در حركت بود و آنرا ناروا و خيانت ملى قلمداد كرد، حالا زبانش كلالت ميكند و بجاى ابراز نظر سياسى در قبال تحولات سريع كشور و تراژيدى جديد مردم ما، پيوسته مصروف دعاست. 

اگر واقعاً از قبل با وادى سياست وداع ميگفت و گوشه عزلت ميگزيد، ايرادى نداشت. اما او كه همواره در جلسات سياسى حضور داشت و روى هر تحولى معامله ميكرد، آيا نشانه جُبن و ترس نيست كه حالا مُهر سكوت بر لب نهاده و صرفاً دعا ميخواند.

او كه در دوران جهاد نقاب انقلابى به رخ كشيده، ارتباط با يهود و نصارا را شرك، تماس با كمونيستها را خيانت و ظاهر شاه را فاسق و فاجر و قاتل شهداى نهضت اسلامى مى دانست. در بيست سال اخير، در زير چتر يهود و نصارا زيست، با تكنوكراتان سيكولار به اصطلاح خودش مراوده داشت و از شاه سابق در پغمان استقبال نمود و در جنازه اش حضور يافت. 

خلاف انتظار، در هر دوره از انتخابات روى همسنگران جهادى اش پا گذاشت، با كرزى و اشرف غنى معامله كرد و در قبال حمايت از آنها پول دريافت كرد، براى نزديكانش كرسى هايى در دولت گرفت و قباله هزاران جريب زمين را در دشت چمتله، ننگرهار و ساحات وسيعى را بنام پوهنتون دعوت و عناوين ديگر بدست آورد. 

حالا كه همه دار و ندار و ماحصل يك عمر زراندوزى و تلاش دنيايى اش بدست طالبان افتاده، محكوم است تا آخر عمر در انزواى دهلى بسر برد و تا واپسين روزهاى عمرش ندامت كشد و در روز حشر و در دادگاه عدل الهى و پيشگاه خالق يكتا و بى همتا از جفايش به مردم افغانستان و نقش مرموزش در شهادت احمدشاه مسعود پاسخ دهد.


{فَاعْتَبِرُوا يَا أُوْلِي الأَبْصَارِ}

پاپ نگران مرگ انسانیت در افغانستان است/ نه دنیای اسلام!


خبری برازنده و عبرت آفرین که باید ثبت تاریخ شود. 

از همدردی و معاونت جهان اسلام به مردم زجرکش شدۀ افغانستان هیچ خبری نیست. مثلاً آلام انسان افغانستان برای یک سلفی ددخو ( حبیب محمدوف داغستانی) و یک سالار شکم و غریزه در عربستان هیچ ارزشی ندارد. درکل، درجهان اسلام صرفاً جای یک پاپ خالی نیست؛ بسا چیزها که درین دنیای اسلام مفقود الاثر است.

پاپ نگران مرگ انسانیت درافغانستان است؛ نه مولوی های پاکستانی، ایرانی، عربی، ترکی، اندونیزیایی و... نه حکمای این اقالیم فساد. عرب مسلمان، زمانی که به دختر ترمپ صد میلیون دالر هدیه نقدی می پردازد، احساس می کند بربرج سعادت دنیایی و اخروی عروج کرده است. این دنیای به هم ریخته، دست هیچ مسلمانی را در هیچ کجای دنیا نه گرفته اند. 

پس تعجب نکنیم که دنیای اسلام با آن که در وحوش و دد پروری، به مقام نخست رسیده، از نظر مضمون، تهی شده و رو به زوال گذاشته است.

 پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان به تاریخ هفت سنبله در  سخنرانی خود در واتیکان گفت که نگران افغانستان است. 

پاپ گفت:‌ «من با نگرانی زیاد وضعیت افغانستان را دنبال می‌کنم. برای کسانی که در حملات کشته شدند، دعا می‌کنم». او همچنان بارها خواستار «گفتگو» برای پایان درگیری‌ها شد.

امریکا این داعشی ها را از زنده گی ساقط کرد!





 امریکا هدف فرضی را در کابل زده است.

خبری به گزارشنامه افغانستان از منابع نزدیک به حادثه مواصلت کرده که نشان می دهد هدفی را که پهپاد امریکایی دراطراف میدان هوایی به ظن تروریست داعش مورد حمله قرار داده بود، یک نفر بی گناه دریک موتر بوده است. گزارش معتبر مشعر است که تمامی اعضای 9 نفره یک خانواده نجرابی دراثراین بمباران ظالمانه جان سپرده اند.

هیچ کسی ثابت نمی تواند که دشمن فرضی داعش بود..جوبایدن سخنگوی میدان هوای کابل از کاخ سفید، واژه های مرگ و دروغ از زبان می پراکند.

صحنه سازی تلویزیون « افغانستان» با رژه طالبان

 تلویزیون « افغانستان» مربوط جنرال جرأت است. رژه نا متحرک طالبان مسلح در ستدیوی آن تلویزیون، یک اتفاق پلان شده است و قبلاً به پیشنهاد خود جنرال جرأت صحنه سازی شده بود. ازنظر اپراتیفی، سعی برین است که موقف جنرال جرأت رشد داده شود. درین نمایش تئاتری، شاید آن جوان مجری ترس خورده از پشت قضیه هیچ آگاهی نداشته باشد که ندارد.

جنرال جرأت از 12 سال پیش پس از آن که از حلقه سپاه قدس خطا خورد، به استخبارات نظامی ارتش پاکستان پیوست. امنیت ملی و سیاسیون پنجشیر نیز از آن آگاهی دارند. اگرجنگی در بگیرد، استفاده از جرأت به وسیله طالبان باعث درد سرهای تلخ اما گذرا خواهد شد. 

فریب دادن مردم امریکا چقدر آسان است!

 عجب است! به جای آن که یک مسوول نظامی امریکا سه روز پیش از حمله داعش خبر بدهد، بایدن این کار را می کند. سه روز بعد، به جای آن که فرد داعشی را حلقه بند و دستگیر کنند، از هوا می زنند. درین میان تکلیف طالبان چه است؟ اطلاعات خود را بدهید به طالبان که داعشی را دستگیر، تحقیق و سپس نابود کند تا دیگرشاخه های شبکه به دام بیفتند.

 در توافق پشت پرده با طالبان دربارۀ این سناریو های تازه چه توضیحاتی وجود دارد؟ یک نفر را امریکا می زند؛ مگر طالب نمی تواند در ساحه تسلط خود این کار را کند؟

طالب قرار است با گروه فرضی داعش بجنگد یا امریکا؟

تلفات شدید طالبان در بیرون دروازه شمالی پنجشیر

هارون سمرقندی

نیروهای اندراب که بطرف دره سراب و سمندان شهرستان پلحصار  در مسیر کوتل خاواک پنجشیر عقب نشینی تاکتیکی کرده بودند طالبان به دنبال آنها آمده میخواستند که وارد جنگ در خطوط دفاعی پنجشیر شوند در یک حمله چریکی توسط نیرو های اندراب چنان غافلگیر و ضربه شده و تارو مار شدند که ده ها نفر شان کشته شده است و شماری از اجساد طالبان در کوه ها باقی مانده اند و حدود ده موتر اجساد دیگر شان را از اندراب خارج کرده اند.


۱۴۰۰ شهریور ۷, یکشنبه

کنترل واتس اپ و پیام گیر ها درسراسر افغانستان

طبق اطلاع  تازه، حواله شده به گزارشنامه افغانستان، با انتقال تجهیزات پیشرفتۀ ساخت چین و افراد فنی پاکستان به ادارۀ استخبارات طالبان، اکنون گروپ های ردگیری انترنتی طالبان به صفحات مجازی از جمله واتس آپ، وایبر و دیگرگزینه های ارتباطی راه یافته اند و متن ها و پیام ها را می خوانند. 

کارشناسان چینی دراصل کاوش ها و مطالعات شان را روی شبکه های ماهواره یی که امریکا از طریق آن دیگر کشورها را دنبال می کرد؛ شروع کرده اند. کوشش دارند سرنخ ها را به دست بیاورند و تیم های ویژه درکابل و شمال تأسیسات خویش را به وجود آورده اند. اما گروپ های متخصص پاکستان تمرکز خود را بر وزارت مخابرات و دسترسی به نمایه های تماس و پیام گیر افراد سیاسی و رهبران افزایش داده اند.

دربخشی از گزارش آمده است که دستگاه های رصد چینی با به کارگیری داده های ماهواره، روی تثبیت معادن افغانستان کار خود را منجسم کرده اند.  آن ها از هم اکنون از زمین و خاک مناطقی که پایگاه های انگلیس و امریکا درآن جا ها برپا بودند؛ نمونه برداری کرده اند. منابع امنیتی محلی وابسته به مقاومت ملی احتمال می دهند با وجود آن که با خروج قوای خارجی، همه دستگاه های آنان به طور حساب شده، شکسته و خمیر شده است؛ باز هم چینایی ها از طریق عملیات آزمایشگاهی مایل اند کشف کنند که در پایگاه های امریکایی و انگلیسی، روی چه چیزهایی کار می شده است.


انتقال تجهیزات پیشرفته از پاکستان به کابل

جهت نظارت و کشف مکالمات افراد مهم به خصوص رهبران درداخل و خارج از کشور، دستگاه های و تجهیزاتی جدیدی از پاکستان و چین به کابل منتقل شده است. این اقدام زمانی صورت فوری به خود گرفت که مفرزه های پیشگام آی اس آی درعملیاتی که در دفاتر ریاست امنیت ملی انجام دادند، هیچ سند ومدرکی دندان بگیر، به دست شان نه افتاده است. کمپیوترهای همه خالی از حافظه و همه ای دوسیه ها و اوراق نوشتاری و صورت کُد ها حریق شده بودند.



تمرکز افراد فنی پاکستان برشبکه اجتماعی و رسانه ها درافغانستان


منبع خاص به گزارشنامه افغانستان اطلاع داد که یک گروه از افراد فنی پاکستان دروزارت مخابرات مستقر شده و بالای شبکه های اجتماعی و مراکز خبری کار می کنند تا ارتباط آنان با سنگرگاه مقاومت ملی در پنجشیر را رد گیری کنند. تمامی شبکه اجتماعی زیررصد قرار دارد؛ اما خبر خوش این است که امریکا و انگلیس به هنگام خروج از کشور، از نهاد های حکومتی نیز عقب نشینی کرده و سامانۀ دستگاه های شنود تلفن و کشف شبکه مجازی را با خود برده اند.



شکست سکولار و لیبرال جعلی درافغانستان

 اشاره: این نگاشتۀ فشرده از قلم مهدی خلجی بنیان گذار موسسه توانا است که به افتضاح شکست « روشنفکر سکولار ولیبرال» درافغانستان اشاره کرده است. اما ما افغان ها که از درون شاهده بودیم، درحکومات کرزی- احمد زی « روشنفکر، سکولار و لیبرال» وطن پرست اصلاً وجود نداشت؛ آن چه بود، مجموعه یی از افراد دزد و سرخورده از زنده گی تنگ دستانه درغرب بود.

بحران افغانستان و تراژدی خاورمیانه

مهدی خلجی

بحران افغانستان جلوه‌ای از بحران خاورمیانه و بل جهان اسلام است، و نمی‌توان به آن جدای از این جهان اندیشید. 

اگر نیروهای سکولار و لیبرال مسلمان به معنای کانتی کلمه «بالغ» باشند، باید به شکست تلاش‌هایی که تاکنون انجام داده‌اند، اعتراف کنند. سقوط حکومت افغانستان به دست طالبان، و تأسیس دوباره‌ی امارت اسلامی در کنار حکومت اسلامی که بیش از چهار دهه از عمرش می‌گذرد، مایه‌ی رسوایی روشنفکری سکولار و لیبرال و نیروهای دموکراتیک در جهان اسلام است. ما خود مسئول آن چیزی هستیم که بر سرمان می‌آید. به رسمیت شناختن این واقعیت معنای «بلوغ» است. در نتیجه، فرد یا جامعه‌ی بالغ می‌کوشد تا خود بدون تکیه به دیگری به سامان‌دهی وضع آشفته‌ی خویش برخیزد.

آغاز نوین امارت اسلامی در افغانستان از یک سو و تداوم فرساینده‌ی حیات حکومت اسلامی در ایران از سوی دیگر گویای واقعیت‌های مهمی درباره‌ی خودِ ماست: روشنفکران باید بیندیشند چرا روشنفکری این اندازه شکننده، و در عمل کم‌بار و بر است؟ فاقد «مکان» است، و «قلمرو» عینی را به رقیبِ آدم‌خوارش وامی‌گذارد؟ کدام پرسش‌ها به خطا طرح شده‌اند؟ کدام پرسش‌ها هرگز پرسیده نشده‌اند؟ آن‌چه نتوانسته‌ایم بدان بیندیشیم چیست؟ چرا فاصله میان اندیشه و آرزو /و عمل و واقعیت برای ما به طور فزاینده‌ای فراخ‌تر می‌شود؟ 

اکنون وقت نقادی سرسختانه و بی‌محابای روشنفکری لیبرال و سکولار از خود است. پیش از هر چیز روشنفکری باید به «فوریت» این نقد ایمان بیاورد. فرصت تنگ و گرگِ مرگ بسیار.

اویغورهای افغانستان از طالبان و اکنون از چین وحشت دارند

 

اویغور های افغانستان درشمال تلاش دارند که گیر طالبان و شبکه های جاسوسی چینی بگریزند.


شرکت مخابراتی سلام در پنجشیر فعال است

گزارش شده که طالبان ارتباط مخابراتی پنجشیر با جهان را با دستکاری در سامانۀ شبکه ارتباط بین المللی مستقر در وزارت مخابرات قطع کرده اند. اما گزارشنامه افغانستان به اطلاع می رساند که سیستم خدماتی تلفنی و انترنتی شرکت سلام همچنان در پنجشیر فعال است و رابطه سنگرگاه مقاومت ملی با جهان قطع نه شده است. 

منبع ارتباطی گزارشنامه افغانستان می گوید که انزوای پنجشیر از شبکه بین المللی برای طالبان تقریباً نا ممکن است مگر این که تصمیم بگیرند کل سامانۀ ماهواره یی را خاموش بسازند. چنین اقدامی احتمالی از صلاحیت و توان گروه طالبان بالا است.

 دنبالۀ گزارش ها درین رابطه نشر خواهد شد. 

فایدۀ قطع انترنت پنجشیر

 قطع جریان انترنت پنجشیر به دستور طالبان دو فایده دارد: انگیزه برای نبرد تاریخی درحال آغاز، نیرومند تر می شود. ثانیاً رهبری جبهه را به ایجاد یک مرکز فعال ارتباط رسانه یی با دنیا وادار می سازد. 

اگر شبکه تلفن همراه هم قطع شده باشد، ضرر ندارد؛ چون جاسوس های طالبان در داخل دره، سرموقع و آنلاین به کابل راپور داده نمی توانند و کار شان مختل می شود.

جنرال سمیع سادات: امریکا به ما خیانت کرد!



نویسنده: سمیع سادات، فرمانده قول‌اردوی 215 میوند

منبع: نیویارک تایمز

کاپی: روزنامه سلام وطندار


دو پیشنهاد برای جبهه مقاومت ملی!


 یک نفر «سخنگو» تعیین کنید تا اخبار، پیام ها و موضع گیری های جبهه را بیان کند؛

 یک «صفحه» بنام «جبهه مقاومت ملی» باز کنید تا در آن اخبار،‌ پیام ها و موضوعات لازم را نشر کنید تا هم مردم بدانند که سخنان چه کسانی را باور کنند و هم تبلیغات و افواهات دشمنان خنثی شود.

 حتما می دانید که قدرت و اثرگذاری رسانه ها، تبلیغات و لابیگری در دنیای امروزی کمتر از قدرت نیروهای رزمی در میدان جنگ نیست!

پروفیسور دکتر لعل زاد

چرا طارق فرهادی، به واعظ تسلیم طلب تبدیل شده؟

 طارق فرهادی از سویدن با انتقاد پوزخند آمیز از جبهۀ مقاومت می گوید که ببینید خود شان از کشورهای خارجی درخواست می کنند که به ما اسلحه بدهید که ما برای تان بجنگیم!

حافظۀ تاریخی فرهادی؛ احتمالاً معطوف است به تجارب حاصل از شکست سیاسی و خود فروشی قسیم فهیم، یونس قانونی و عبدالله. و این بدبینی ایشان قابل درک و حمایت است. جبهه مقاومت، پس از احمد شاه مسعود، همیشه از نظر سیاسی تسلیم شده، شکست پذیرفته و میدان را واگذاشته است. درین هم شکی نیست که اکنون نیز به غیراز شخص احمد مسعود، فهیم دشتی و صالح ریگستانی و چند نخبۀ آگاه رسالت مند، مابقی معامله گران و شکست خورده های حکومت کرزی و غنی است که شماری درپنجشیر و بخشی دیگر درخارج از پنجشیر جمع شده اند.

با این حال، مسایل پیچیده و متفاوتی ممکن سبب شده است که فرهادی به مقاومت مسلحانه علیه طالبان اعتقاد خود را از دست داده است؛ اما تابوت سازی ماهرانه به روح نسل حاضر و مردم ما که حداکثر با طالبان وجهه مشترک ندارند، آیندۀ کشور و مبارزه برای عدالت ملی را ضربه می زند: تسلیم؛ و جور آمد ازوضعیت ذلالت وتابعیت محض... تا چی زمانی دورباطل ازمدل نسخۀ عبدالرحمان خانی و نادرخان با نام های متفاوت ادامه یابد؟ مردم درهوای دیگری نفس می کشند.

برداشت فرهادی که درین روزها در هرتلویزیون از شانه به بالا به چشم بیننده می خورد؛ از فاز تاریخی مقاومت ملی درکشور که واضحاً عامیانه و سطحی نگرانه و متکی به مسموعات است. رویداد های آتی به زودی نشان خواهد داد که تشویق مردم به گردن خمی راه حل بحران درازمدت نیست. حتی اگر جبهۀ نمادین پنجشیر خفه و سرکوب شود، جنگ وتلاش برای عدالت ملی برای افغانستان امروز دامنۀ فراخ تر به خود می گیرد. زیرا، مردم مطالبان خود را آگاهانه مطرح می کنند.

 درجنگ افغانستان، تفنگ همیشه از خارج می آید. تاریخ منازعات  نشان می دهد که اسلحه خود به خود می آید. بدون تفنگ، سخن گفتن از سازش و تفاهم و... خام طمعی تهوع آور است. افغانستان کارخانۀ تولید جنگ ابزار ندارد. طالب که تا این جا رسید و به یک دورۀ پراز امید با حدت خاتمه داد، دست خالی آمد یا تفنگش تولید داخلی بود که همه تن مظالمش دهند و آهنگ رزم نه کنند؟

من هماره در وجنات فرهادی خیره می شوم و احساس می کنم که روحی دارد نجیب و مستعد به مدارا؛ اما در دو هفتۀ اخیر، از سلسله رویداد های دراماتیک، شوکه به نظر می رسد و حس تسلیم و درمانده گی برخاسته از یک عمل انجام شده، خیلی ژرف در روح و روان موصوف ترسب کرده است.

فرهادی، مضمون سرنوشت ساز رزم و مقاومت برای برآوردن داهیۀ ملی، فرهنگی، سیاسی وعدالت را که همیشه زیرپا شده، و قراراست بازهم لگد مال شود؛ تا سطح خواسته های یک اجیر جنگی تنزل می دهد. فقط برای یک دقیقه، اگرمبداء و مخرج پدیدۀ چند وجهی طالب را درذهن خود حلاجی کرده و بیست سال راه اندازی حمام خون را هم به آن بیفزاید و سپس دیده به واقعیات وحشتناک یک هفتۀ اخیر وا کند؛ بر بحران فهم خود از وضعیت غالب می آید. بگذریم...

چرا فرهادی ها با صدای بلند، اندرون خود را برون نمی دهند تا صاف و ساده بگویند که شکست دادن طالب امری محال شده، همه آرمان های تاریخی و ملی را فراموش کنید و به مأموریت و مأدونیت تن بدهید و به استایل طالبان زنده گی کنید!؟

اگر راست می گویید، نگرش وقضاوت خود را عملاً اثبات کنید و با جمله اهل بیت به کابل بروید و رؤیا های خویش را محقق سازید. اگر فرهادی، تاریخ سیاسی و جنگ درافغانستان را به دقت مرور کرده و آموزه های خود را هم به آن بیفزاید، درنسخه گیری و نسخه دهی یومیه به سبک رسانه های یک بار مصرف، تجدید نظرخواهد کرد.

طالبان: اگر خدا بخواهد به زودی امیرالمومنین را می بینید!

کمیته دعوت و ارشاد گروه تروریستی طالبان در بخشنامه‌ای از خطبای مساجد افغانستان در همه ولایت‌ها خواست که در «خطبه‌های نماز جمعه جایگاه شرعی اطاعت از ولی امر و اهمیت آن را تبیین کنند و شهروندان را آگاه کرده و آنها را تشویق کنند که از امیرالمومنین و مسئولان و رهبران‌شان اطاعت کنند.

دنبالۀ خبر در ادامه...

روزنامه: طالبان می‌تواند دومین جمهوری‌اسلامی واقعی شود!

محمدکاظم انبارلویی مدیر مسئول روزنامه اصولگرای رسالت نوشت: امروز ملت مظلوم و ستمدیده افغانستان که روزی پاره تن اسلام و ایران بود پس از ۴۰ سال مبارزه با قداره بندان قدرت های جهانی از شرق وغرب عالم موفق شده است اجانب را از کشور بیرون کند. دولت هایی که در این ۴۰ سال در افغانستان روی کار آمدند انواع حکومت های سکولار شرقی و غربی را تجربه کرده اند اما فرهنگ انقلابی و اسلامی ملت، آن را برنتافتند مردم افغانستان هیچ یک از آن مدل ها را نپذیرفتند. 

جمهوری اسلامی ایران یک مدل موفق از زیست اسلامی و انقلابی بدون سلطه خارجی را در این ۴۰ سال به عنوان یک تجربه به جهانیان عرضه داشته است .آیا طالبان با تغییراتی که در نوع نگرش خود به امر «جامعه» ، «حکومت» و «حکمرانی»از خود نشان می دهند حاضرند از این مدل پیروی و یک زیست برادرانه را در همسایگی با ایران تجربه کنند.

 تضمین امنیت شیعیان ، احترام به فرهنگ اهل بیت پیامبر و همدردی در ایام دهه اول محرم با عزاداران در مناطق مختلف نشانه های خوبی از این زیست انقلابی و انسانی است و می تواند پایه های همبستگی دو ملت ایران و افغانستان قرار گیرد. رهبری طالبان که اکنون پرده نشین است اگر دقیق عمل کند روی رضایت، فداکاری و وفاداری مردم و نیز فرهنگ انقلابی اسلام به طور جدی حساب بازکند. با دنیای کفر و ستم و تکفیر مرزبندی داشته باشد می تواند دومین جمهوری واقعی اسلامی را در مرز برادری با ملت ایران افتتاح کند و مستظهر به پشتیبانی ملت و دولت ایران باشد.

طالبان با آنچه امریکا به جا گذاشته پیشرفته ترین ارتش منطقه می شود!

بر اساس گزارشات قبلی کاخ سفید تعداد ۲۰۸ هواپیمای نظامی، قریب به ۷۶۰۰۰ نفربر نظامی و تقریبا ۶۰۰ هزار تسلیحات جنگی در اختیار ارتش افغانستان قرار داده بود که حالا در اختیار طالبان است. 


 اگر 25 سال پیش طالبان با چند کلاشینکف و سلاح های سبک و خمپاره اندازهای کوچک در افغانستان سوار بر تویوتا افغانستان را تصرف کردند و غنیمتی بجز چند تانک از کار افتاده از ارتش اتحاد شوروی نیافتند، امروز پس از تصرف کابل و بدست گرفتن سلاح های به جا مانده از ارتش امریکا بعنوان بزرگ‌ترین ارتش هوایی غیررسمی جهان معرفی میشود که صاحب بسیاری سلاح های پیشرفته هوایی از جمله جنگنده هوایی A-29 Super Tucano است که هر کدام حدود 30 میلیون دلار ارزش دارند و یا هلیکوپترهای معروف "بلک هاوک" مدل  UH-60 با قیمتی معادل 6 میلیون دلار همراه با دیگر هلکوپترهای سبک تر، پهبادهای پیشرفته UAV, چندین نمونه کامیونهای نظامی مجهز به سیستم های تهاجمی، اسلحه های پیشرفته تک تیراندازی مدلهای M18 و M24 یا چندین مدل خمپاره اندازه‌ بروز امریکا. این سلاح ها همگی از طالبان بزرگ‌ترین ارتش هوایی غیررسمی را ساخته است. خبرگزاری‌ها این تعداد تجهیزات نظامی را همچون معدن طلا برای طالبان دانسته اند.

فعلا طالبان توان بهره‌ گیری از بسیاری از این سلاحها را ندارند و چاره ای ندارند جز کمک گرفتن از نیروهای دولت قبلی. البته، با توجه به ارتباط های این گروه با پاکستان و چین بسیار محتمل است که بزودی این توانمندی را با کمک کارشناسان و مشاوران اعزامی این کشورها بدست آورند.

دولت بایدن در همین ارتباط هفته گذشته اعلام کرد که با سقوط کابل، طالبان به مقادیر بی شماری از تجهیزاتی امریکایی که در اختیار نیروهای امنیتی افغانستان بوده دست یافته است که شامل دوربین های دید در شب و بی سیم های مدرن همراه با مسلسل های پیشرفته بوده است. کاخ سفید با مقصر شمردن نیروهای ارتش افغانستان در سقوط این کشور بدست طالبان اعلام کرد که در دو دهه گذشته بالغ بر ۸۶ میلیارد دلار تجهیزات نظامی به افغانستان داده است.

بر اساس گزارشات قبلی کاخ سفید تعداد ۲۰۸ هواپیمای نظامی، قریب به ۷۶۰۰۰ نفربر نظامی و تقریبا ۶۰۰ هزار تسلیحات جنگی در اختیار ارتش افغانستان قرار داده بود که حالا در اختیار طالبان است. از جمله ۲۰۰ هواپیما و هلیکوپتر جنگی ، ۱۷ هزار خودرو نظامی ،۶۰۰ هزار قبضه انواع سلاح ، تعدادی هلیکوپترهای بلک هالکی. ضمنا تمامی اطلاعات بیومتریک ( اثر انگشت، اسکن چشم و بیوگرافی .... )  تمامی افغان‌هایی که با آمریکا همکاری می‌کرده‌اند بطور کامل در اختیار طالبان قرار گرفته است.

طالب، خریطۀ جیب خود را کلان دوخته!

 


رابطه طالبان با ایران، پاکستان و چین و روسیه استراتژیک است.

طالبان، اگر هیچ چیز در 20 سال گذشته یاد نگرفته باشند، مانور سیاسی را خوب یاد گرفته اند. آنها با همین مانور هم نیروها و پیاده نظام چندگانه خود را مهار می کنند و هم کشورهای  همسایه را به حمایت فرا می خوانند. همزمان با سفر وزیر خارجه پاکستان به جمهوری های آسیائی همسایه این کشور و سپس رسیدن به تهران و ملاقات با وزیر خارجه جدید ایران، محمد نعیم سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در قطر در یک مصاحبه گفت:

روابط ما با ایران، پاکستان، روسیه و چین برای امروز نیست. آنها نگران قدرت گرفتن ما نیستند. چین همسایه خوبی برای افغانستان است و ما با این کشور روابط بسیار خوبی داریم. کشورهایی که از آنها نام بردم برخلاف کشورهای غربی نگران به قدرت رسیدن طالبان نیستند.

(هدف اول وزیرخارجه پاکستان از سفر به ایران و چند کشور دیگر همسایه افغانستان، دادن اطمینان به رهبران این کشورها درباره معقول و منطقی بودن طالبان و ضرورت به رسمیت شناختن آن است)

افغانستان، عراق نیست و ایران نباید درچاه آن بیفتد

 پیک نت: 

1- بین داعش و طالبان رقابت مسلحانه بر سر قدرت وجود دارد و این رقابت می تواند صحنه نوینی از انفجار و کشتار را در افغانستان به دنبال آورد.

2- روند به رسمیت شناختن دولت طالبان را به امید مقابله این دولت با داعش سرعت بخشد. امری که وزیرخارجه پاکستان با سفر به جمهوری های آسیائی همسایه افغانستان و بویژه ایران بدنبال آنست و انفجار کابل او را برای رسیدن به هدف یاری کرد.

3- تشکیل دولت فراگیر با هدف بهره گیری از همه اقوام و مذاهب و ساختار دولتی حکومت سرنگون شده افغانستان را بدنبال آورد.

4- زنگ های خطراتی نوین را برای ایران به صدا در آورد. بویژه که داعش نام خود را "حکومت اسلامی خراسان" نهاده است. این دولت می تواند در داخل ایران و از میان مهاجرین جدید و یا حتی مهاجرین سابق افغانستان نیرو جذب کند. شاید در آینده نزدیک انفجارهائی نظیر آنچه در فرودگاه کابل روی داد را بزودی در مشهد شاهد باشیم. این خطر می تواند یک پیامد توطئه آمیز را نیز همراه داشته باشد که اگر جمهوری اسلامی خامی کرده و در چاله آن سقوط کند فاجعه بار خواهد بود. این خطر گسیل نیروی نظامی (از جمله سپاه فاطمیون سپاه قدس به افغانستان برای مقابله با داعش است که عمده نفرات آن مهاجرین سابق افغانستان هستند.) چنین اقدامی به معنای قرار گرفتن در کنار واحدهای شبه نظامی طالبان در افغانستان است که هنوز تبدیل به ارتش نشده اند و شاید سپاه و بیت رهبری در چاله این وسوسه بیفتند که در شکل گیری ارتش منظم و یا غیر منظم طالبان در افغانستان آستین ها را بالا بزنند. حتی اگر پاکستان هم مشوق چنین اقدامی باشد و قول همگامی و همراهی نیز بدهد، باز هم نباید دراین چاله پا گذاشت. چاله ای که به چاه تبدیل خواهد شد و بازتاب های اولیه آن موج انفجار و کشتارهای کور در داخل ایران خواهد بود.

فعلا و تا اینجا، جمهوری اسلامی هم در بستن مرزها و احتیاط بسیار برای پذیرش فراریان از افغانستان که می تواند در میان آنها نفراتی از داعش هم خود را جا زده باشند، از خود درایت نشان داده است. همچنان که در به رسمیت شناختن طالبان شتاب به خرج نداده است. اگر این احتیاط و عدم شتاب، توام شود با همآهنگی تنگاتنگ با تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، پاکستان و ترکیه، گامی بلند و منطقی برداشته شده است. هم در پذیرش فراریان افغانستان و هم نحوه مقابله با داعش و حتی همکاری با طالبان و دولت ائتلافی که همه امید آنست که تشکیل شده و در کابل مستقر شود.

این، تقریبا همان سیاستی است که تاکنون مسکو، پاکستان و تا حدودی پکن داشته اند. سخنگوی وزارت خارجه روسیه "ماریا زاخاروا" یک روز پس از دو انفجار پر تلفات فرودگاه کابل، پس از سخنان جو بایدن رئیس جمهور امریکا که مدعی شد بزودی پاسخ این انفجارها را با حمله به مراکز داعش در افغانستان خواهیم داد، در برابر این سئوال که آیا مسکو حاضر است با امریکا در زمینه مقابله با داعش در افغانستان همکاری کند، با هوشیاری و نیش زبان گفت: "روسیه تاکنون چنین درخواستی را از واشنگتن دریافت نکرده است و ضمنا برای ما این سئوال مطرح است که مگر امریکا میداند مخفیگاه های داعش در افغانستان کجاست که می خواهد به آنها حمله کند؟ اگر میداند چرا قبلا چنین حملاتی را نکرد؟"

بایدن، رئیس جمهور است یا سخنگوی داعش خراسان!؟

 

داعش رسمی شد/ طالب دم خوش نخواهد زد.

هشدار تازه بایدن: یک "حمله تروریستی" دیگر در فرودگاه کابل طی روزهای آینده بسیار محتمل است.

جو بایدن، رئیس جمهور‌ی آمریکا، با صدور بیانیه‌ای هشدار داده است که یک "حمله تروریستی" دیگر در فرودگاه کابل طی روزهای آینده "بسیار محتمل" است. وزارت خارجه ایالات متحده تخمین می زند که هنوز حدود ۳۵۰ آمریکایی در انتظار تخلیه هستند.

آقای بایدن وعده داد که حملات تلافی جویانه ایالات متحده به گروه داعش خراسان ادامه پیدا کند.

رییس جمهوری آمریکا گفت که احتمال حمله بعدی در ظرف ۲۴ تا ۳۶ ساعت آینده بسیار زیاد است. او افزود به ارتش آمریکا دستور داده است "از مردان و زنان ما در میدان محافظت کند".

جو بایدن همچنین گفت حمله تلافی جویانه روز جمعه، که منجر به کشته شدن دو شبه نظامی داعش شد، "آخرین حمله نبود".

او تاکید کرد آمریکا هر فردی که در آن حمله شنیع دست داشته باشد را همچنان هدف قرار خواهد تا هزینه کار خود را بپردازند.

حکومت طالبان حکومت شدیداً قوم محور خواهد بود

 

         نوشته ی : فروغی

      حدود دوهفته ازتسلط طالبان برکابل می گذرد ؛ اما تاهنوزآنان موفق به تشکیل حکومت و معرفی خط مشی اولیه ی آن نشده اند.

      طالبان اذعان می دارند که رأی زنی ها برای تشکیل حکومت همه شمول ادامه دارد؛ اما نمی گویند که این رأی زنی ها تا چه زمان؟ ( چندروزوچندهفته ی دیگر) ، در کجا ؟ ( درقندهار، دراسلام آباد ، درقطرو یا درکابل ) وبا حضورکیها ؟ (با حضور ملاهیبت الله ، ملا برادر ، جنرال قمرباجوا ، استانکزی ویا ... ) ؛ این رأی زنی ها جریان دارد.

      بی تردید درین چندروزیخن کنی های زیادی بین رهبران طالبان- که حالا طالبان یک دستِ سالهای 90 نیستند ، صورت گرفته است. 

    ــ طالبانی که بیشتر به قوم درانی وابسته اند ،

    ــ طالبانی که ازغلجایی ها نماینده گی می کنند ،

    ــ وطالبانی که مافیای سلاح ومافیای موادمخدرراتحت رهبری وکنترول خوددارند ؛ هرکدام درمورد شکلِ نظام ونام حکومت ، درموردتعین رهبر، تعین رییس شورای دوازده نفره ، تعین پایتخت مملکت ، تعین وزرا ووالیان وموارد بسیاردیگر؛ سلیقه های خاص و متفاوتی دارند. این سلیقه های متفاوت وخاص سبب شده است تا اعلان حکومت ، اعلام شورای عالی دوازده نفره ، اعلام نامهای امیرو رییس شورا ، وزرا ووالیان به تأخیرافتیده ، یخن کنی ها ورأی زنی ها میان ملا ها ومولوی های آموزش دیده و تربیت دیده در پاکستان همچنان ادامه یابد . ( درحالی که در اکثر ادارات دولتی و بانکها درکشور بی سرپرستی وبی سرنوشتی همچنان ادامه دارد .)

      ازسوی دیگر، طالبان وحامیان پاکستانی شان خوب می دانند که آنان نمیتوانند با فورمول کهنه ی سالهای 90 درافغانستان حکومت کنند . لهذا سعی میکنند تا با معرفی برخی چهره ها ازاقوام دیگردرتشکیل حکومت ، ازخود چهره ی نرم ترومدنی تری به نمایش بگذارند . آنان سعی خواهند کرد تا مقداری سهم به اقوام دیگرنیزقایل شوند؛ اما هرگزموفق نخواهند شد تا ازمشخصه ی برجسته ی شان که قوم محوری و پشتون محوری خاص است ، فراترگام بردارند.

      باساس حقایق وشواهد تاریخی وحقایق وشواهد موجود ، رژیمِ زیرسایه ی طالبان و حکومتِ گویا همه شمول آنان هرطوری باشد ، دین محوروقوم محورخواهد بود.

     مقام امارت ، مقام ریاست شورای دوازده نفره ، وزارت ها ، ولایت ها و پوست های کلیدی اکثراً دراختیاریک قوم خواهد ماند و مردم کشوربازهم همانند حکومت قومگرا وفاسد جمهوری سه نفره ی غنی ـ محب ـ فضلی ، ( وحتا بدترازآن) ازجورِحکومت طالبی ـ قومی ، شدید ترین عذاب ها را متحمل خواهند شد . مگرآنکه تمام مردم ( ازهرقوم وهرگروه ) با براه انداختن مقاومت ملی دربرابرتروریستانِ صادرشده ازپاکستان که میخواهند هستی افغانستان را به بادفنا بدهند ، به پا خاسته ، درهرمحله و شهر ، درهرکوی و برزن ازهویت وهستی خود وهویت وهستی افغانستان دفاع نمایند. 



۱۴۰۰ شهریور ۶, شنبه

گریز اشرف غنی، طالبان را به گرداب بحران پرتاب کرد

 نشانه های از بحران در درون رهبری طالبان 

فیاض بهرمان نجیمی


وداعِ پنجشیر با فرومایه گان و نا خلفان

 

محمد عارف منصوری

وداعِ فرزندان ناخلف و رهبران معامله گر پنجشير با زادگاه شان!

يك بار ديگر پنجشير در آزمون دشوار و سهمگين ديگرى قرار گرفته. اين بار نسل سوم جهاد و مقاومت به صحنه آمده تا بسان پدران و اجداد غيور و سلحشور شان امتحان درايت و مردانگى به تاريخ پس دهند. 

شايد مقدر چنان است كه در اين صف آرايى نفسگير و طاقت فرسا، جاى افراد معامله گر، زراندوز و بزدل خالى باشد تا سايه مكر و حيلت و ترديد شان بر اراده همآوردان با ايمان سايه نيافگند.

راستى! در اين بحبوهه و كشاكش، كجايند خان هاى تازه بدوران رسيده پنجشير كه از پول هاى باد آورده و غارت كرده، سرمايه ها انباشته، قصر ها برافراشته و غلامان به محافظت شان گماشته بودند و هرازگاهى روى نام نامى اين دره تجارت و معامله ميكردند؟

در كدام پستو ها و پسخانه ها پنهان شده اند و در كوچه و پس كوچه كدام كشور ها سرگردانند؟ مگر از آدرس اين دره به نان و نوا نرسيدند كه امروز بسرنوشت مردمش احساس مسئوليتى نميكنند.

واقعيت اينست كه خان هاى درشت و ريز پنجشير با عدم حضور در زادگاه شان، آنهم در اين روزهاى ملتهب و آشفته كه هر آن احتمال درگيرى ميرود، عملاً با پنجشير و پنجشيريان مقاطعه نموده اند، راه شانرا جدا كرده اند و به طالب متكبر و مغرور اين پيام و چراغِ سبز را داده اند كه آنها با احمد مسعود و داعيه برحق او و همراهانش نيستند.

مطمئنم مشيت و  دست بلا كيف الهى، يكبار ديگر اين وادى عزتمند و مردخيز را كه وجب وجب و سنگ سنگ آن با خون شهيدان نامى و گمنامش مقدس و رنگين شده، از گرداب هولناك حوادث و مكر دشمنانش بدطينتش، سرافراز و سرخرو بدر خواهد آورد، اما نميدانم اين فرومايه ها و سرافگنده ها، در آينده با چه رو و آبروى نداشته به آنجا برخواهند گشت و به نگاه هاى معنادار و پرسشگر مردمش مواجه خواهند شد و پاسخ خواهند داد.

حقيقت آنست كه اين جبر و اقتصاى تاريخ است كه امواج تحولات اجتماعى، خس و خاشاك را به ساحل پرت كند تا بستر مواج و خروشان دريا براى شناوران جوان، جسور و متهور  مساعد شود. بيجا نگفته اند كه بحران ها و تلاطمات اجتماعى، رهبرانى مى زايد و مى پرورد كه حلقه اتصال دو فصل متمايز تاريخ اند.


کم کم بوی تعفن بالا می شود

امریکا قرار است چند شکست دیگر را تحمل کند؟

واشنگتن پست روز جمعه به نقل از منابع خود گزارش داد، نمایندگان طالبان از ایالات متحده امریکا می‌خواهند که پس از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، حضور دیپلماتیک خود را در کشور حفظ کند.

این روزنامه امریکایی اشاره می‌کند که حفظ حضور دیپلماتیک در افغانستان به احتمال زیاد منجر به بازگشایی سفارت امریکا در کابل خواهد شد.

طبق گزارش، واشنگتن در حال بررسی امکان حفظ حضور دیپلماتیک در افغانستان است، اما هنوز تصمیم نهایی در این زمینه گرفته نشده است. علاوه براین، به گفته منابع واشنگتن پست، امریکا همچنان درگیر مذاکرات در مورد مدیریت آینده میدان هوایی کابل است.

سال ها برای وحدت کار کردیم؛ نتیجه نه داد

چرخش 180 درجه یی دکتر سمیع حامد


 یگان دوست مینویسد که متن های من «تفرقه افگنانه» استند.  تفرقه بین کسانی انداخته میشود که متحد باشند یا امکان اتحاد شان وجود داشته باشد. ما سال ها برای وحدت کار کردیم اما نتیجه داد؟ در کشوری که ساختار قدرت قومی است و اکثریت اقوام تاوان پسرفت فکری و فرهنگی حلقاتی از یک قوم را میپردازند؛  نباید آشغال را عطر زد.  بگذار بوی گند ما بلند شود و بدانیم که خود را دیگر فریب ندهیم.  ما یا با درک و پذیرش تفاوت های قومی، شهروند میشویم و باهم حق برابر میداشته باشیم؛ یا بهتر است راه خود را مشخص کنیم.  

در افغانستان نیازهای گوناگون اجتماعی و اقتصادی و امنیتی اقوام مختلف را به هم نزدیک کرده است.  بوی گند نفاق ما زمانی بلند میشود که دیگر این نیاز ها نباشند (مثل نسل اول و دوم مهاجران در اروپا و امریکا). 

این واقعیت تلخ است اما راهی نداریم جز یافتن راه حل بر بنیاد همین مسئله. 

نسل جوان اما بهتر است روی اتحاد فکری کار کنند و موج هایی را شکل دهند که شناخت ها با هم تقابل و تعامل کنند نه شناسنامه ها. نسل ما و پیش از ما با تاسف، ناگزیر شده اند در میدان جنگ، گفتگو کنند. گفتگویی که خود جنگی سرد است!


سفیر سابق آمریکا در افغانستان: جنگ اصلی در راه است

رایان کراکز سفیر سابق واشنگتن در افغانستان روز جمعه در پی کشته شدن ۱۳ نیروی نظامی آمریکا در انفجارهای کابل هشدار داد که جنگ علیه نیروهای آمریکایی هنوز آغاز نشده و باید انتظار خشونت های بیشتری را داشته باشیم.

به گزارش ایرنا، رایان کراکز که ریاست سفارت آمریکا در کابل را از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ و از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲ بر عهده داشته است، در مصاحبه با شبکه سی ان ان گفت: خروج نیروهای آمریکا از افغانستان باعث جسورتر شدن شبه نظامیان در دیگر کشورها شده است و اتفاقاتی که هم اکنون در حال رخ دادن در افغانستان است به دیگر کشورها نیز سرایت خواهد کرد.

وی افزود: جنگ اصلی هنوز آغاز نشده و در راه است، روند خروج نیروهای خارجی از افغانستان روحیه عظیمی به گروه های رادیکال های اسلامی در همه جا داده است، القاعده، داعش و طالبان پاکستانی آنها در حال جان گرفتن هستند.

کراکر با انتقاد از نحوه خروج نیروهای آمریکایی گفت: افغانستان به عنوان محل پرورش گروه های تروریستی برای انجام حملاتی مشابه حملات روز پنجشنبه عمل خواهد کرد. سخنان کراکز در حالی عنوان می شود که عصر روز پنجشنبه دو بمب گذار انتحاری و چندین فرد مسلح به جمعیت انبوه در مقابل فرودگاه کابل حمله کردند. در این حملات تا کنون ۷۲۰ نفر غیر نظامی افغان و ۱۳ نیروی نظامی آمریکایی کشته شده و بیش از یک هزار و ۳۰۰ نفر دیگر مجروح شدند.

گروه تروریستی داعش روز پنجشنبه در حساب کاربری‌ خود در تلگرام رسماً مسئولیت انفجارهای تروریستی فرودگاه کابل را به عهده گرفت.

شفقنا


کلیم الله همسخن به امرالله: تو به درد ما نمی خوری!

 امرالله خان، 

همی پیام مرا انتقاد نه، عذر قبول کن؛ تو هیچ پیوندی با احمد شاه مسعود نداری، همین که می‌گویی:《رهبر شهیدم》در صدایت و تار آواهای گلویت دروغ، ریا و فریب رخش می‌راند. تو همین رهبر شهید را هم‌فکر و هم مفکوره‌ی غنی هم خوانده بودی! 

وطندار گل، 

عذرت می‌کنم، تو حتا تخته‌یی نمی‌شوی که مرده شوی قریه جنازه‌ی مارا در آن تخته بشوید، چه رسد که کشتی نجات مردم باشی؛ 

خواهش می‌کنم از مصاحبه و گفتگو پرهیز کن، گفتگوی تو به درد ما نمی‌خورد، یک جایی بنشین، وجدانت را قاضی بگیر تمام خاطراتت را بنویس- همین جا قید می‌کنم خاطرات تو به درد نسل ما هم نمی‌خورد، شاید به درد نسل‌های آینده بخورد؛ مفیدترین کاری که می‌توانی انجام بدهی همین است! 

خواهش می‌کنم بس کن!

دیشب رهبران قندهاری طالبان از کابل بیرون شدند


یک منبع معتبر از کابل  می‌نویسد که  شبکه حقانی  عرصه را برای ملاغنی برادر و ملا یعقوب خیلی تنگ ساخته است تا رهبری بلامنازعه تحریک طالبان  به دست  سراج الدین حقانی بیافتد.

شبکه حقانی  بخش کارکشته تروریستی و استخباراتی  تحریک طالبان است که  اعتماد بیشتر نزد  پاکستانی ها دارد و رهبری امارت اسلامی طالبان توسط شبکه  حقانی، دست آی.اس.آی را بیشتر باز می‌گذارد تا در کشورهای آسیای میانه ، چین و ایران  مداخله غیر علنی نمایند.

هم اکنون  بیشتر از  ۲۵۰۰۰ تن جنگجوی خارجی  مربوط القاعده در داخل افغانستان  فعالیت دارند که  شاید در نخست  در  تاجیکستان و قرغیزستان  جنگ را شروع نمایند.


سرفیلم درست ویراستاری نه شده

 ظاهراً داعش، 31 سرباز امریکایی و حدود 170  مظلوم کابلی . ۲۸ ملیشۀ طالب را به دیار عدم فرستاد. اردوی امریکا درانتقام به این عمل، یک نفر را در ننگرهار کُشت و ده خانه گاه گلی را ویران کرد!

افشای دروغی که چند صد سال عمر کرده، همیشه پنهان و تابو شده

آن هم از زبان جو بایدن، رییس‌جمهور امریکا:

این را به قصد توهین نمي‌گویم؛ اما افغانستان‌ کشوري است که در تاریخ خود هیچ‌گاهي یک‌پارچه و متحد نبوده است. این کشور متشکل از طایفه‌هاي مختلف است که هيچ‌گاه باهم سازش نداشته‌اند.

تبصره: من که همیشه تاریخ می خوانم و دو کتاب خاص درتاریخ افغانستان نوشته ام؛ با تلخی تمام گواهی می دهم که این سخن بایدن، شیره و شربت صد ها کتاب نوشته شده و نوشته نا شده است.

افغانستان/ هر ده سال، یک سقوط

 

افغانستان/ این گُل منتظر یک باغبان دیگر است.

احمد ادریس رحمانی

برگشت به افغانستان.


وحشت «پناهنده های چینی» درافغانستان

طالبان متحد حکومت چین اند. اویغورها یا پناهنده های چینی درافغانستان در خطر اند.

 بی بی سی: بسیاری از اویغورهای افغانستان - که تصور می‌شود شمارشان به حدود ۲۰۰۰ نفر برسد - نسل دوم مهاجرانی هستند که چندین دهه پیش، مدت ها قبل از شروع سیاست کنونی سرکوب مسلمانان در چین، از آن کشور گریختند.

با اینهمه، در شناسنامه‌های افغانستانی آنها هنوز "اویغور" یا "پناهنده چینی" نوشته شده و آنها می‌ترسند که اگر چین خلاء ایجاد شده توسط عقب‌نشینی آمریکا را پر کند، اویغورهای افغانستان به سرنوشت اویغورهای چین گرفتار شوند.

یک مرد اویغوری ساکن کابل که در سن پنجاه سالگی است می‌گوید: "ترس از چین بزرگترین عامل وحشت در میان مسلمانان اویغور در افغانستان است؛ ما می‌ترسیم که حکومت طالبان به چین کمک کند تا ما را کنترل کند یا حتی ما را دستگیر کرده و به چین تحویل دهد."

همه اویغورهای افغانستان که بی‌بی‌سی توانسته با آنها صحبت کند گفته‌اند از زمان تسلط طالبان بر این کشور، عملا در خانه‌هایشان مخفی هستند و فقط گاه با تلفن با هم ارتباط برقرار می‌کنند.

یک مرد دیگر اویغور ساکن کابل گفت: "ما حالا مثل مرده متحرک هسیتم، حتی از بیرون رفتن از خانه هم وحشت داریم."

و در شهر مزار شریف، یک مرد اویغور در باره مخفی شدن در خانه همراه با همسر، فرزندان و خویشان نزدیکش با ما سخن گفت.

او می‌گوید: "الان ۱۰ روز است که در خانه نشسته ایم، زندگی ما متوقف شده چون در شناسنامه ما به وضوح نوشته شده که ما اویغور هستیم." ترس از چین بی اساس نیست. دولت چین در سال‌های اخیر سرکوب علیه مسلمانان اویغور را به خارج از مرزهای خود گسترش داده و اویغورهای ساکن کشورهای دیگر را با استفاده از روش‌های تهاجمی به سکوت کشانده و در مواردی، مقامات محلی را وادار کرده است آنان را دستگیر کنند و به چین تحویل دهند.


حملۀ امریکا بر پایگاه های مخالفان درونی طالبان

 دکترنعیم سخنگوی طالبان دو هفته قبل از فرار غنی خائن و شرکایش، اعلام کرده بود که مجاهدین امارت اسلامی، افراد داعش را به طور کامل درشرق کشور پاکسازی کرده و آخرین گروپ هایش هم مفقود شده بودند!

اکنون به اساس فرمان جوبایدن، پایگاه های صحرایی و نا مخفی داعش در ننگرهار بمباران شده است. داعش، بالذات، برای گرفتن جا طالبان طراحی شده است؛ یعنی مأموریت خرابکاری طالب رو به اتمام است و حالا درجایگاه صاحب حکومت باید با ضد خود به یک جنگ بدون فرجام مشغول شود.

 اگرامریکا از تأسیسات و قرارگاه های داعش تا به این اندازه از پیش آگاهی داشت/ که دارد؛ تا حال چطور از هوا و زمین تماشای شان می کرد؟ سه روز پیش از حملات داعش بر مجتمع کابلیان عقب دیوارهای میدان هوایی، امریکا، انگلیس و دیگرکشورها پیوسته اطلاع داده بودند که « با خبر!» داعش در راه است و شما را آماج قرار خواهد داد. 

با این اشرافی که از پویایی های دسته جات آدم کش دارند، می توانستند اعلام کنند که سه نفراز ننگرهار حرکت کرده یا قبلاً درفلان منطقه کابل درحالت انتظار واختفا به سر می برند و حالا برای شان قومانده شده که به حساب انبوه مردم کابل درمیدان هوایی برسند.

عقل سادۀ ما این مسأله را چی گونه باید ارزیابی کند؟ 

این بمباران، بمباران مواضع داعش است یا راه رفتن روی اعصاب ازکارافتادۀ مردم زخمی افغانستان!؟

استفاده از همین فارمول تبلیغاتی کماکان ادامه دارد. امریکا تازه اعلام کرده که حملات سخت تری در پیش است.

فکاهه حشمت غنی: امرالله صالح کودتا می کرد!


حشمت غنی احمدزی برادر غنی خائن در گفت و گو با ایران انترنشنال علت گریز اشرف غنی، انهدام قوای امنیتی و دفاعی وتحویلدهی قدرت به طالبان را «شکل گیری یک کودتا» به هدف کشتن اشرف غنی عنوان کرد. حشمت غنی افزود که قرار بود امرالله صالح را رئیس جمهور بسازند؛ تا « جنگ ادامه پیدا کند»؛ اما او فهمید و صحنه را رها کرد!

با این ترفند ها، روی سیاه اشرف غنی و شرکایش به شمول امرالله صالح، هیچ گاهی سفید نخواهد شد. 

این نخستین بار است که در تاریخ سیاسی افغانستان، از کودتای  یک «نفر» مجری برعلیه « سرقوماندان اعلی قوای مسلح» با کمیت سه صد هزار رزمنده سخن گفته می شود. به قیاس حشمت غنی، با اشغال کشور از سوی لشکر بدوی بیگانه، به بهای انحلال ارتش و نظم اجتماعی وفرهنگی نو پا درافغانستان، جنگ ختم شده است! زهی خیال باطل!

وقتی گفتار حشمت غنی را دربارۀ کودتای امرالله شنیدم، با تمام وجودم آرزو کردم: ایکاش یک درصد گفته هایت راست می بود! و 99 درصدش را به زور وهم و خیال تکمیل می کردیم.

اما اگرحشمت غنی مدعی می شد که یک  دست سایه سانِ آنچنانی، امرالله را به داخل درۀ پنجشیر هل داده تا درنقش موریانه، مأموریت تازه را انجام دهد، مقرون به حقیقت می بود!


می توان حدس زد که حملات داعش سریالی خواهد شد

 به کدام دلیل؟

به این دلیل که حمله به فرودگاه کابل کوردینه و نقشه شده از قبل بود و همه از آن آگاه بودند. امریکا، انگلیس و دیگرکشورها رسماً و آشکارا از وقوع آن اطلاع و هشدار داده بودند. این حمله مثل جادۀ یک طرفه بود که باید به سر می رسید؛ هشدارش یک تشریفات بود. از همین رو، امریکا، انگلیس و دیگرکشورها هیچ اقدامی برای خنثی کردن آن انجام ندادند! آری... به همین ساده گی!

درافغانستان، دیگرهیچ چیزی لایۀ پنهانی خود را تا مدتی طولانی نمی تواند حفظ کند. جنگ کشورها با همدیگر در زمین ما، آرام آرام شکل مستقیم به خود می گیرد.

یکی از هزاران تراژدی درکابل



 شادروان علی رضا احمدی جملۀ تلخی نوشته است. ( نگاه کنید به برگۀ درسمت چپ)

 ازین یادداشت دو نوع شکنجه شدم. اول این که خودم را از نظر احساسی به جای علی رضا احمدی قرار دادم. 
دوم نفس واقعه یی که درکمال نا باوری اتفاق افتاده. یکی از برکات طالب همین است که اکثریت مردم متوجه آن نمی شوند. نتیجه: طالب دربرابر مطالبات مردم، پس ازین هرگز دم خوش نه خواهد زد. علی زاده درانفجارمرموز در میدان هوایی جان خود را از دست داد.

سناتوران امریکا: پول امریکا از حلق اشرف غنی بیرون شود!

 ترجمه نامه سناتوران امریکایی به کانگرس... 

کمیته نظارت و اصلاحات کانگرس امریکا

مکتوب رسمی به آدرس آنتونی بلینکن وزیر خارجه آمریکا

آقای بلینکن، وزیر امور خارجه،

رئیس جمهور اشرف غنی به تاریخ 15 آگست از کشور افغانستان فرار کرد، که باعث سقوط سریع حکومت افغانستان در کابل گردید و راه را برای ورد طالبان به کابل پایتخت کشور و ارگ ریاست جمهوری هموار نمود.

حالا برای اولین بار در دو دهه اخیر، طالبان کنترول تمام افغانستان را در اختیار دارند.

رئیس جمهور اشرف غنی در کشور امارات متحده عربی به اساس حمایت بشر دوستانه آن کشور سکونت گزیده است. اما، گزارش ها حاکی از آن اند که رئیس جمهور اشرف غنی در یک معامله شخصی ممکن پول‌هایی را که برای به مردم افغانستان کمک شده بود و بالغ بر صد ها میلیون دالر پول نقد بود؛ با خود فرار داده است.

اگراین موضوع حقیقت داشته باشد، این خروج باعزت یک رئیس دولت نه بلکه فرار یک بزدل و دزد است. ایالات متحده آمریکا باید هر چه در توان دارد انجام دهد تا این پول غارت شده ای بیت المال را از اشرف غنی دوباره به دست آورد. اگر او این پولها را چنین غارت نموده باشد، حکومت آمریکا او را باید به محکمه بکشاند.

نه تنها که رئیس جمهور غنی بی موقع فرار نموده و باعث تسهیل سقوط سریع حکومت دموکراتیک که توسط آمریکا حمایت میشد، گردیده است؛ بلکه با خود بکس های پول نقد را که بیش  169 میلیون دالر آمریکای میشود، نیز برده است. گزارش ها نشان می‌دهند که رئیس جمهور غنی آن قدر پول غارت شده با خود داشت که هنگام فرار از افغانستان، این پول ها در چرخبال نمی گنجید و او مجبور گردید تا مقداری از این پول ها را در میدان چرخبال های ارگ ریاست جمهوری رها نماید.

روشن نیست که رئیس جمهور چطور توانسته است این همه پول نقد را به دست داشته باشد، اما مقدار پول و نحوه ای فرار وی، نمایانگر این است که وی این پول های کمک شده ای آمریکا برای دفاع و رفاه مردم افغانستان را غیر قانونی و مفسدانه غارت نموده است. در حقیقت تا چندی پیش، تقریبا 80 فیصد بودجه کامل حکومت افغانستان توسط آمریکا و همکاران بین المللی تمویل می‌گردید. بنابراین، اگر غنی این پول ها را از حکومت افغانستان دزدیده است، به این معنی ست که او مستقیما پول مالیه دهندگان آمریکا را دزدیده است. بر علاوه 837 ملیارد دالری که در جنگ افغانستان به مصرف رسیده است، مالیه دهندگان آمریکا بیشتر از 145 ملیارد دالر را در بیست سال اخیر به منظور اعمار مجدد افغانستان کمک نموده اند‌ که شامل 17،28 ملیارد دالری است که به بودیجه حکومت افغانستان تخصیص داده شده بود و رئیس جمهور از سال 2014 به این طرف مسوولیت مستقیم آن را به عهده داشت. البته باید گفت که این مبلغ در مقایسه با 2،26 تریلیون دالری که برای جنگ آمریکا در افغانستان به مصرف رسیده، خیلی بزرگ معلوم نمی شود..

نباید به ماموران حکومت افغانستان اجازه داد که خود را با پول مالیه دهندگان آمریکا که به منظور آسايش و امنیت مردم افغانستان تهیه گردیده بود، ثروتمند بسازند. قضیه رئیس جمهور غنی دقیقاً همین است. وی با اعمال بزدلانه، و بدون اعتنا، باعث سقوط سریع حکومت افغانستان و ایجاد هرج و مرج بعدی گردید که در اثر آن امروز شهروندان  آمریکا و شرکای بین المللی در کشوری که توسط رژیم متخاصم اداره می‌شود؛ گیر مانده اند.

برای همکاری با جمهوری خواهان کمیته نظارت و اصلاحات کانگرس که می‌خواهند قضیه غارت پول مالیه دهندگان آمریکا را  که به منظور کمک و امنیت مردم افغانستان در نظر گرفته شده بود، پی گیری نمایند، لطف نموده برای اعضای این کمیته توضیحات و معلومات لازمی را پیرامون سوالات ذیل  الی تاریخ 31 آگست 2021 ارائه فرمایند:

1. آیا وزارت خارجه آمریکا می‌تواند فرار غنی با خریطه های پر از پول نقد را که بیشتر از صد میلیون دالر است، تایید نماید؟

2. آیا این مقدار پول نقد از حساب های بانکی مالیه دهندگان آمریکا و شرکای بین المللی که برای اعمار مجدد افغانستان کمک شده بود، دزدی گردیده است؟ اگر نه،  آیا وزارت خارجه آمریکا می‌تواند تثبیت نماید که مدرک و منبع این مقدار پول نقد که نزد  غنی بود، چیست؟

3. اگر پولهای که نزد غنی است از کمک های آمریکا برای اعمار مجدد افغانستان غارت شده باشد، برنامه آمریکا در همکاری با همپیمانان ما در قبال مصادره و تصاحب این پول ها چیست؟

4. اگر غنی منحیث رئیس جمهور افغانستان دست به اعمال مفسدانه زده باشد که شخصاً خود را به کمک مالیه دهندگان آمریکا  پولدار بسازد، برنامه حکومت آمریکا در همکاری همپیمانان بخاطر کشاندن او به محکمه چیست؟

۱۴۰۰ شهریور ۵, جمعه

احمد مسعود! نگاه افغانستان به تو خیره مانده است


ساده ترین تعریف نبرد تاریخی بر محور پنجشیر

 شماری از هواخواهان مستقیم، استعاری و چند رنگۀ طالبان و همچنان بقایای پنهان شدۀ جمهوری ملانصرالدینی، نسبت به موضع سیاسی و نظامی مقاومت گران درپنجشیر به سروری احمد مسعود، از روی اثرات ته نشین شدۀ دماغ خویش، چون و چرا نویسی می کنند. اکثراً، به عمد، بحث امتیاز گیری و کرسی طلبی را پیش می کشند؛ چیزی که هماره دربرابر معامله گران «جهادی» همچو عیب جویی و مسخره گی مطرح می کردند و چه بسا که حقیقت هم می داشت.

اکنون عین همان صفات حقارت بار را به رهبر جدید مقاومت بخیه می زنند. این برداشت از تهداب کج است. احمد مسعود و حلقۀ مقاومت گران برضد تروریزم طالب، نخستین پای بندی شان به حفظ ارزش ها و دست آورد های نوین مردم افغانستان در بیست سال اخیر است. چیزی که طالب از بیخ و بن با آن درستیز است و آن چه را که مردم ما دست آورد های ارزشناک مدنی و اجتماعی و فرهنگی می گویند، از دید آنان، «عادات دورۀ اشغال» است.

این فرقه، علی الظاهر درنکوهش پاکستان، ارزش های اجتماعی و تاریخی افغانستان، شعار ها داده/ می دهند، مگر ازین که افغانستان به طورکامل و به شدت پرسروصدا به اشغال یک گروه بدوی، خشن و صحرایی درآمده، و پاکستان و آی اس آی سکان را در دست دارند، خم به ابرونمی آورند؛ حاشیه می روند و دم از تفاهم و صلح انحرافی می زنند و درعین سوزن زنی، نشان می دهند که  نرمش های کذایی طالبانی، موضع فکری و نیروی فهم و داوری شان را نرم کاری وویراستاری کرده است.

بسنده است یک بار به قیامت خون و اشک، جنون فرار و رنج های عظیم انسان افغانستان که دراطراف میدان هوایی برپا شده، التفاتی کنند و دم نزنند. آفت ملاحظات آن چنانی، بربرخی از طالب گرایان چنان غالب آمده است که آیندۀ افغانستان را درسازش گروهی می دانند که به هرچیزی دیگری آفریده شده اند؛ جز زنده گی! 

بحث احمد مسعود دربرابرطالب، مشخص است: هیچ کسی از هیچ منظری درافغانستان، محور نیست. درنجات مدنیت، هویت سیاسی همه پذیردر افغانستان و حراست از ارزش های بیست ساله، یک قدم عقب نشینی نخواهد شد. بگذار، تحکم کنند؛ انگشت شماتت تکان دهند؛ و یک «ولسوالی کوچک»! را زیر باران تهدید قرار دهند... تا حالا هرچه از دست شان پوره بوده، انجام داده اند.

 نکته کلیدی تر: در سیاست احمد مسعود، اصلاح ساختار نظام سیاسی، امرچند فوریتی است. نظام خان سالاری انحصاری، با انتخابات فاسد، به نام جمهوریت، که الگوی محتوایی خود را از میراث سلطنتی می گرفت، دیگر دفن شده است. حاکمیت سیاسی تک محور و به شدت متمرکز، به شکل ادامۀ خان سالاری از نوع کرزی و غنی، منسوخ است ولو تحت لوای «امارت» یا شورای رهبری علماء باشد. افغانستان نیازمند پیشرفت است؛ نه پسرفت به قرون ماضی.

 احمد مسعود خط روشنی ترسیم کرده است: فساد درتاریخ سیاسی افغانستان، از تمرکز قدرت در دست یک حلقه و یک فرد شایع و پروار شده و سرانجام، فاجعه بار آمده است. سیستم انحصاری و متمرکزبرای همیشه دفن شده است. دیگر، معامله گرانی مانند قسیم فهیم، عبدالله و قانونی درصحنه نیستند. 

بنا برین، کم زنی و تخریب احمد مسعود هیچ نتیجه ندارد؛ همان گونه که مذاکره با طالب نیز به زودی منجمد و کار به نبرد تاریخی می رسد.

آغاز تلاش های رسمی برای دادگاهی کردن غنی خائن و شرکایش


محمد جواد رحیمی

 آغاز تلاش های رسمی کانگرس آمریکا برای بررسی فرار غیر مسؤلانه اشرف غنی و سرقت ۱۶۹ میلیون دالر توسط او: طبق خواست اعضای کانگرس آمریکا، اشرف غنی باید مورد تحقیق قرار گیرد و در صورتیکه ۱۶۲ میلیون دالر را از کمک‌های مالی خارجی سرقت نموده باشد، باید محاکمه گردد و پول سرقت شده از او گرفته شود. انشاالله اشرف غنی جنایتکار و متحدین چپاولگر او حساب خواهند داد!





فوری؛ لطفاً به حمیرا قادری تفهیم کنید

 هرکس از شما عزیزان با حمیرا قادری درتماس هستید، با بالواسطه برایش پیام بدهید که از نمایش های تلویزیونی فوری پرهیز کرده و دریک مکان امن پناه شود. او و بسیاری از مدعیان مسایل سیاسی، ماهیت و عکس العمل طالب را درک نمی کنند. حمیرا قادری به نظریه دهی و اندرز گویی به طالب روی آورده است!

او را به هوش بیاورید. لطفاً این پیام را برایش برسانید. اگر کتاب «رقص درمسجد» را کسی از روی غرض و فضولی به طالب معرفی کند یا محتوای آن را به آنان شرح دهد، صد درصد به سراغش می آیند. به قول حضرت حافظ، « یک نکته درین معنی، گفتیم و همین باشد!»

طالبان در اندراب کودکان و زنان را قتل‌عام کردند


فاجعه اندراب به دلیل تمرکز بر وقایع فرودگاه کابل کمتر انعکاس یافته است.

فارسی اندیپندنت


 دوربین بیشتر رسانه‌ها بر جنجال‌های خروج افغان‌ها از فرودگاه کابل و تنش‌های موجود در آنجا متمرکز شده و کمتر کسی از بروز فاجعه‌ای انسانی در شهرستان اندراب استان بغلان در شمال کابل خبردار شده است؛ این در حالی است که از حدود یک هفته پیش به این سو، جنگ‌های شدیدی در روستاهای مختلف شهرستان اندراب میان طالبان و گروه‌های مقاومت مردمی در گرفته است. در پی این درگیری‌ها، هزاران خانواده محل سکونت خود را رها کردند و به مناطق امن گریختند. گفته می‌شود در حدود ۱۰ هزار خانواده از منطقه اندراب آواره شده‌اند.

شاهدان عینی از حوادث رخ داده و اوضاع مردم محلی عکس‌ها و ویدیوهای زیادی برای ایندپندنت فارسی فرستاده‌اند که حاکی از وقوع فاجعه انسانی در این منطقه است اما قسمت اعظم این تصاویر قابل انتشار نیستند؛ زیرا سلاخی شدن انسان‌ها را به تصویر کشیده‌اند.

بر اساس گزارش‌ها، طالبان پس از تصرف اندراب بدرفتاری با مردم محلی را آغاز کرده‌اند. اندراب به طور سنتی یکی از پایگاه‌های اصلی مخالفت با طالبان است. در دوره اول حکمروایی طالبان این گروه نتوانست به صورت کامل بر اندراب تسلط داشته باشد. در ۲۰ ساله گذشته نیز این منطقه پایگاه اصلی مبارزه با طالبان بوده است. بخش اعظم جوانان اندرابی به نیروهای امنیتی پیوسته و علیه طالبان جنگیده‌اند؛ به همین دلیل طالبان با کینه و عقده به اندراب می‌نگرند. و همین مسئله باعث شده است تا جنگجویان این گروه پس از سلطه بر اندراب، به آزار و اذیت مردم منطقه بپردازند و هرچند نیروهای مقاومت به جنگجویان طالبان مستقر در این منطقه حمله و پس از کشتن تعدادی از نیروهای طالبان، اندراب را از وجود طالبان پاکسازی کردند، طالبان پس از تجدید قوا، دوباره به اندراب یورش بردند و این بار با قساوت بیشتری مردم غیرنظامی را قتل‌عام کردند.

گفته می‌شود حدود ۲۰ غیرنظامی از مرد و زن به دست طالبان کشته شده‌اند. همچنین طالبان تعدادی از کودکان این منطقه را به گروگان گرفته‌اند تا در صورت حمله گروه مقاومت، از این کودکان به عنوان سپر دفاعی استفاده کنند.

هرچند طالبان وقوع درگیری‌ در اندراب را تایید می‌کنند، کشتار غیرنظامیان و گروگان‌گیری کودکان را نمی‌پذیرند. ذبیح الله مجاهد در یک نشست خبری گفته است که جنگ در این منطقه جریان دارد اما در این جنگ به هیچ غیرنظامی آسیبی وارد نشده است. او به گروگان‌ گرفتن کودکان را نیز رد کرد اما کسانی که از منطقه گریخته‌اند روایت‌های دردناکی از جنگ تعریف می‌کنند. زنانی که خانه‌های خود فرار کرده‌اند، می‌گویند که طالبان زن و مرد را می‌کشند. یک زن گفته است که طالبان همسایه آنان را که چهار زن و یک مرد بودند، سربریده‌اند.

فاجعه انسانی در اندراب همچنان ادامه دارد و آتش درگیری و جنگ در این منطقه هنوز خاموش نشده است. بنا بر گزارش‌ها، تقریبا بیشتر روستاها در این منطقه خالی از سکنه شده‌اند؛ با این حال وضعیت اندراب به دلیل تمرکز بر بازتاب روند خروج افغان‌ها از فرودگاه کابل و در سایه حوادثی که آنجا رخ می‌دهد، آنچنان که باید رسانه‌ای نشده است. طالبان نیز با استفاده از این موقعیت، به جنایت‌های ضد بشری خود در اندراب ادامه می‌دهند و غیر نظامیان بیشتری قربانی کینه‌ورزی‌ دیرینه طالبان می‌شوند.

نامۀ سرگشادۀ عثمان نجیب به احمد مسعود


حادثه‌ی خواجه بهاوالدین را تکرار نه کنید. نامه‌ی سرگشاده‌ی من برای تو احمد مسعود!


استاد عطا داستان کهنه می گوید


استاد عطا از امارات عربی با بی بی سی و افغانستان انترنشنال ظاهراً نا گفتنی ها را بیان می کند. من همه را شنیدم. هیچ نکته یی تازه در آن نبود.

برداشت من ازمصاحبه: ایشان از جمهوری سه نفره می گوید اما شخص خودش در مراسم سوگند غنی حضور داشت. وزارت و سفارت امتیاز گرفت. تا آخر از غنی حمایت کرد. حتی زمانی که غنی با پای خودش برای تسلیم دادن مارشال و او، به مزارشریف آمد.

ازآهنگ صدایش این نکته را احساس کردم که تا این دم، ظاهراً لقب رهبر جمیعت اسلامی را بیخی فراموش کرده و به آیندۀ مرکز مقاومت ملی ( پنجشیر) نیز چندان ایقان ندارد. شاید ایقان دارد مگر غرورش نمی گذارد تواضع پیشه کند. احتمالاً انتظار دارد که شورای رهبری مقاومت پنجشیر از وی دعوت به حضور در شورای سیاست و جنگ کند که درحال حاضر بعید است چنین امری پیش آید.

 افزون برین، به طور ناگفته، منتظر دعوت طالبان طالبان برای مذاکره و مشورت درمحضر عبدالله، کرزی است؛ هرچند پوره می داند که عبدالله و کرزی پس ازین عددی هم نیستند. همچنین، به فراهم شدن بستر و زمینه یی که بتواند دو باره به یک فرمانده جنگی ظفرمند و شامل درتعاملات سیاسی تبدیل شود، امید قطعی ندارد. استاد عطا درشرح علت العلل شکست توطئه آمیز حکومت و ارتش، به افاده کلیات اکتفا کرد. ایشان بارها زبان به ادعا باز کرده و عکس آن را ( هرچند از روی ناگزیری) انجام داده است.

از بیان مشخص درین باره که کدام جنرال ها به قومانده و سازش با غنی خائن، قول اردو ها را یکه یکه به دشمن تحویل دادند؛ به عمد طفره می رود. ازلایه لایۀ قضیه مطلع شده، اما فکرمی کند هنوز جمهوری سه نفره برسرکار است و تشریفات می کند. دست کم از ذبیح الله مهمند فرمانده خائن به وطن درقول اردوی شاهین-  اجنت آی اس آی - که کلاً می خواست او و مارشال دوستم را به اسارت طالبان در آورد؛ یاد نه کرد. به این اساس، بنده به رؤیت فتوای عقل سادۀ خود پیش بینی می توانم که استاد عطا به زودی در گرداب یک افسرده گی شناور خواهد شد؛ مگراین که منادی تجربه درگوش هوشش بخواند که درمنش وکنش خویش دگرسانی آورد.

درپسِ وحشتِ کابل چه چیزی را می بینید؟

 من هرچه به مغزم فشار می آورم که تا وضعیت فعلی درکابل را لایه خوانی کنم، به یک نتیجه می رسم: بخشی از قدرت ها تصمیم گرفته اند که این بار، کابل به یک جبهۀ عریان و خشن یک جنگ کارتمام بدل شود. شاید خط سرحدی دو کشور جدید!

چرا اردوغان به افغانستان چشم دوخته است؟

 نویسنده: یاکیس یاشار، وزیر امور خارجه سابق ترکیه و عضو موسس حزب عدالت و توسعه

شش دلیل آنکارا برای فکر کردن به کابل

منبع: عرب نیوز


حسنی مبارک: کسی که خود را پشت آمریکایی‌ها پنهان کرده، برهنه است!


در پی رویدادهای افغانستان بن‌سلمان خطاب به واشنگتن: مسکو منتظر ماست.


بزرگترین شکست : ناتو خود را دفن می کند.


 نویسنده :ویکتوریا نیکی فوروا

برگردان : عظیم بابک

وزیران انگلیسی معتقدند که بایدن هنگام تصمیم گیری برای خروج نیروهای خود از افغانستان "کاملاً دیوانه" بود.


امارت خود مختار بدخشان؟

 جناح دیگر طالبان نیز قد بلند کرده است. 

یک جناح به ظاهر ناراضی طالبان به قیادت قاری فصیح الدین در بدخشان و مناطق هم مرز با چین سر بلند کرده است. فصیح الدین هفته پیش همراه با نفراتش در ورودی کابل خلع سلاح شد و از سوی طالبان وردکی توهین و زندانی شده بودند. گروه فصیح الدین بنا به گزارش ها روابطی با جبهه مقاومت ضد طالبان برقرار کرده است. جبهه ضد طالب قصد دارد تماس ها با طالبان بدخشانی را که اکثراً ازبک ها و تاجیکان اند، را مستحکم کند. حلقاتی سعی دارند فصیح الدین را وادار کنند که شعاع حضور نظامی خود را در بدخشان گسترش دهد تا زمینه برای اعلام یک حکومت خود مختار طالبی فراهم شود.



تأمین عدالت اجتماعی و حقوق برابر شهروندی توسط حکومت دینی محال است

 تأمین عدالت اجتماعی و حقوق برابر شهروندی توسط حکومت دینی محال است، مگر نگفتی چرا؟

نجیب دهزاد

به زن حق نمی دهد، به هنرمند حق نمی دهد، به اقلیت دینی حق نمی دهد، به دگر اندیش حق نمی دهد، به سکولار، به خردمند، به خرکار، به خیاط، خلاصه به حیوانی مثل مرکب حق نمی‎دهد که جو اش را بی بسم الله بخورد! 


مردها در حکومت قبلی طالبان اختیار ریش شان را داشتند؟ نداشتند نی. در حکومت فعلی ایران آیا زن‌ها اختیار لباس شان را دارند؟ ندارند نی. حکومت دینی عربستان تا دیروز حق راننده‎‎‌گی بانوان را سلب کرده بود، نکرده نبود؟ در واتیکان چه؟ یک مادر یا یک خواهر میتواند «پاپِ مقدس» شود؟ مطمیناً که نمیشود. 

----

طالب حتی امروز- در عصر اتم و انترنیت- هم نمی گذارد زن بدون محرم از خانه خارج شود. خانم همسایۀ ما شوهرش را در جنگ از دست داده است، کودک کلان اش فقط شش سال دارد، پدر و مادر و اقارب نزدیک او در ولایت دور افتاده زنده گی میکنند، برای آوردن نان از نانوایی، یا دوا از دواخانه این زن چه کار باید کند؟!

- از مرد مجرد همسایه کمک بخواهد؟

- از طالبِ نر، که مسلح هم است، استمداد بجوید؟

- یا از خدای که «حکومت دینی» به نام او تأسیس شده، ولی خودش هیچ نوع تصرف و صلاحیتی در آن ندارد. بخصوص خدای که نود و نه نام او نیز مردانه است! 

----

خلاصه، حکومتِ دینی در انتحار «عدالت» دست دارد، دستِ(نعوذ بالله) مقدس!

نامۀ سرگشادۀ اسد فرهاد به غنی خائن

 Open Letter to Ashraf Ghani, the fugitive former President of Afghanistan: History will not be kind to you. You ‘ll be known as the incompetent, narcissistic, corrupt, incapable, cronyist, braggart, lying , low self esteemed tyrant- the modern age Caligula- who destroyed Afghanistan, its honor, its dignity, its people, and its future. You bought a fake title of “ World Class Thinker “ from some magazine, used it to elevate yourself to the position of the president. You sold your soul to the  ISI and  other foreign intelligence services. You looted the treasury, and drained our people’s life energy. With a chicken like shriek you banged on podiums, and presented yourself as some kind of super economist. You were never super anything  or an economist. You were just a pitiful, petty college anthropology teacher who had no business becoming the president. You were boisterous child who crawled your way to the corridors of power with guile, deceit, and bribery. 

You have no honor, no shame, no remorse, no dignity. 

I hope you burn in eternal hell.

حنیف اتمر، همکار امارت اسلامی است

 سرگردانی دستگاه دیپلماسی کشور

حنیف اتمر به همه سفارت خانه ها دستور داده تا کارمندان اضافی شان را منفک کنند و فقط سفیر و قنسل ها در هر سفارت باشند.

این دستور اتمر با واکنش تند دیپلمات های کشور در سفارت های جمهوری اسلامی افغانستان  مواجه شد که مجدداً اتمر  از همه پوزش خواست؛ ولی  یک تن از افراد نزدیک به اتمر  می‌گوید که  او( اتمر)  تلاش دارد تا دیپلمات های ضد طالب را از سفارت ها  بیرون نموده و فضا را برای حمایت از امارت اسلامی در همه سفارت ها مساعد نمآید.

دست پنهان دشمن در همه بدنه حکومت نفوذ کرده بود که وزارت خارجه نیز بخشی از آن بوده، اکثر سفرا را تیم چهارنفره ارگ (  غنی، محب، فضلی و رولا)  مقرر کرده بودند اما در میان دیپلمات ها  شخصیت های  وطن دوست و ضد طالب بی شمار است.

سفرای افغانستان در تهران، اسلام آباد، دهلی، مسکو، چین و هالند  تصمیم دارند تا حمایت شان را به دستور ISI از امارت اسلامی طالبان  اعلان کنند ولی از دیپلمات های شان خوف دارند، حالا  ضرور است که رهبری وزارت خارجه در  تاجیکستان و یا کدام کشور دیگر مستقر شوند و به صورت علنی از مقاومت نماینده گی کنند.

در همه سفارت های کشور افراد وابسته یا متمایل به گروه تروریستی طالبان از وظایف شان سبکدوش و دیپلمات های وطن دوست  جانشین آنها گردد.