-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۹, سه‌شنبه

استاد عطا! جای شما پنجشیر است؛ نه دوبی

 


درآن سنگرگاه سرنوشت، همه احمد مسعود اند. فرمانده عمومی، روح احمد شاه مسعود است. جای تان خالی ست!



احمد مسعود درسنگر دفاع از افغانستان مجروح، ایستاده، از شیرهای غران فیس بوکی خبری نیست و پرتله های سه خانه ای استعمال نه شده را دور انداخته، دریشی منقش از زیراتو برآمده را از تن کنده و داستان تمام شده است.

 احمد مسعود نماد وحدت افغانستان، آگاهی تاریخی، تقوا و پایداری والگوی نسلی است که سیاسیون پیر، همیشه به جای آن ها سینه کشیده اند. تجربه، در خون احمد است. نه در زبانش. عقل به سر است؛ نه به سال. کارنامه اش، از خط سیاه و سرخ دکانداری و پول سازی خالی است. امتیاز احمد، آبگینۀ روح مقتدر، دردناک و متنزه است.

در گرماگرم دورۀ امتیاز گیری مقطعی و ماه عسلی( نه راهبردی) یک برازنده گی بی مثال احمد همین را بس که غنی خائن را به پشیزی نمی خرید؛ اما جلالت مأب های درگاه، به خاطر قربت چنان تب زده بودند که از شانه همدیگر جلو می پریدند. 

مسوولیت سقوط افغانستان تنها به پای غنی نوشته نمی شود، اعضای پیروجوان و رنگارنگِ «غلام خانه حضور»؛ غلام خانه ها درآنسوی دیوارهای بد رنگ سمنتی، غلام خانۀ مشاورین؛ غلام خانۀ پارلمان؛ غلام خانۀ باشگاه سیاسیون و غلام خانۀ دریشی پوشان سه سکتور دفاعی و امنیتی که مادر اشتراکی شان همان بی بی گل- غارتگر ترین زن یک حکمروا در تاریخ این غمکده -، درین نگونساری تاریخی هریک به فراخور وزن و سهم شان شریک اند.

مترسک غنی از پارچه های رنگین و نذری همین غلام خانه ها از معاون اول شروع تا قدمه های پائین، بریده و دوخته شد.

استاد عطا محمد نور، که هماره سیاست ورزی را با رفاقت شخصی وبازی امتیازگیری را در زمین «جلالت مأب» به اشتباه گرفته، اخیراً یک بار دیگر روی ماین یک اشتباه تاریخی دیگر پا نهاد. ایکاش سخنانش از سنگر نبرد می آمد که بازهم خریدار داشت. احمد مسعود درگیرِ مأموریتی دشوار و حوصله شکن است و تا کنون به هیچ یک از نخبه گان رنگین پوش حکومت نژاد پرست غنی خائن، یک کلمه یی کنایه آلود از زبان برون نداده است که مبادا بوی صف شکنی دهد. 

این که استاد عطا حاضر است دست دوستی و دولت سازی به رهبران لشکرنیابتی – بدوی تازه از کویته و دوحه بازگشته، دراز کند و حتی خودش را به نیش زنی رهبریت جبهۀ دفاع از کشور ارضا کند؛ یک فاجعه یی تمام عیار است. چرا فاجعه است؟ به دلیل آن که از عقبۀ فشارمحروم است.  روحیۀ ایشان نسبت به طالبی که یک زمانی ادعا داشت ساحات تحت سلطه شان درشمال را « پران پران» تصرف خواهد کرد، اکنون به این حد فروکاسته که به جای مطرح کردن مذاکرات راهبردی با صاحب طالب ( پاکستان) حاضر است درجبهۀ « مذاکرات» با پیشمرگه ها، با آن ها هم صف شود!

به برداشت ایشان، اولویت فوری دفاع مسلحانه مختومه شده، حکومت اشرف غنی رفته و نوبت به حکومت همه شمول طالب رسیده است! سنگرستان دفاع از هستی افغانستان به عنوان یک قلمرو نا میرا را از یاد برده؛ اما برای ورود به جرگه حکومت «همه شمول» طالبی که کاملاً یک آفت کروی به آیندۀ افغانستان است، لحظه شماری شروع شده است. یعنی افت کروی را از هر زاویه یی که بنگری، همان آفت را می بینی. آیا بدون سنگروجنگ، طالب، حاضراست مشتاقان « مذاکره» را به یک توت بخرد؟      

   وجه تسمیۀ « حکومت همه شمول» از زبان اراکین جمهوری کذایی غنی به طالبان میراث مانده و آن ها از روی تاکتیک، آن را به کار می برند و در واقع، مثل آن است که بادام تلخی را با سیمای شادمان می جوند. اما برخی نماینده های شان حکومت همه شمول را یک اصطلاح « دورۀ اشغال» می دانند.

استاد عطا، درین برهۀ حساس، حیف است خود را آماج رگبار واکنش های سراسری قرار می دهید. واقعیت این است که نبرد سرسختانه به هدف حفظ دست آورد های درخشان بیست ساله، رأس کار است و چانه زنی با طالبان برای ایجاد « حکومت همه شمول صرفاً کارزار تبلیغاتی است. طالب ماشین جنگی است و به چانه زنی هیچ حال وحوصله ندارد و همین اکنون درمحاذات جنگ سرگرم سفربری وقشون کشی است.

بنا به احترام همیشه گی که نسبت به شما دارم، پیشنهاد می کنم وقتی می خواهید پیامی را به مردم در ویدیو ضبط کنید، لطفا یک بار رو در روی آئینه با صدای رسا آن را چند بار بخوانید.  

غنی خائن، فروشنده شما و افغانستان درشمال آمده بود تا پلان خود را پخته کند که بوی نبرید فروخته شده اید. شما به فروشندۀ سرنوشت تان کنجد پلو پزیدید. نفس را پس گرفتید که رئیس صاحب جمهور آمده که ما را نجات دهد! درحالی که او بسته افغانستان را فروخته و آخرین نقطۀ کلان تر شما و مارشال دوستم مانده بودید. 

هرگاه غنی به عین معامله به پنجشیر می رفت به درخت بسته اش کرده و چپلی اش را به دهانش فرومی کردند. حاشا که غنی هرگز به آن جا نمی رفت. او نژاد پرست رباتیک است.

استاد عطا، شما یک شخصیت مثبت هستید؛ کمی تواضع، یک خرده نگاه راهبردی!