-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۳۰, شنبه

غلط اندازی عضو «غلام خانه» جمهوری سه نفره

یاسین ضیاء یک شبه به مسند لوی درستیز برکشیده شد. 

او هیچ فتح و پیروزی علیه طالبان به دست نیاورد. صرفاً وسیلۀ دست اشرف غنی در سرکوب هزاره و ازبک بود.  آرزو داشت که به جای طالب، قوماندان علیپور هزاره را به هلاکت برساند یا مثل قیصاری غرورش را بشکند. سرنوشت ارتش را با چشم بسته در دست یک بیمار روانی قرار داد. 
ضیاء، از دست غنی خائن مدال گرفت و حالا روزگار، آئینۀ اعمال خودش را پیش چشمانش قرار داده است.

وقتی ریزش درصف سکتورهای امنیتی و دفاعی بالاثر توطئه و ساخت و بافت غنی خائن با خلیلزاد و طالبان آغاز شد؛ مردم، خود حاضر به دفاع از کشور شدند؛ اما  درجمع افسران غلام خانه ارگ، یاسین ضیاء یگانه کسی بود که علیه « مقاومت دوم» با تمسخر سخن گفت. معلوم نیست حالا کجا پنهان شده باشد. خدا کند در آغوش همان مقاومت نرفته باشد. 

او با بی مسوولیتی می گوید که اشرف غنی مسئول کشته شدن ۴۰هزار نیروی امنیتی است. این استدلال گوسفند وار برای چی کسی قابل قبول است؟ پس تو چی کاره بودی؟ قدرت در دست تو بود؛ بعد در دست بسم الله. هردوی شما، از یک مجنون قوم پرست ضد افغانستان، یک موجود نیمه خدایی درست کرده بودید. غنی وقتی با قیافه منحوسش یک لبخندی به سوی تان می زد، تا 24 ساعت چارچ شده و ذوق زده می بودید! یک افسر رزمنده و مدافع خاک، همین گونه است؟

 قاعدۀ نظامیان این است که نظم و توازن در کشور را آن ها حفظ می کنند؛ اشرف غنی چی داشت که همه ای شما را منتر کرده بود؟ به حدی منتر شدی که با وقاحت به سرکوب بهسود رفتی؛ به سرکوب مردمی ستم دیده  که خود شان از چهار طرف با طالبان در جنگ بودند.

رحیم دادمان به پاسخ این آقا نوشت: گمانم این آقا وقتی ریس ستاد ارتش بود، خواب خود را "پوره" می‌کرد. در این که غنی رذیل خیانت کرد، هیچ‌جای شک نیست، اما عوامل اصلی بحران، صالح، محمدی، سراج، بسم الله، این بی خاصیت و دیگران بودند. حالا آمده با دیده‌درایی خود را برائت می‌دهد. لعنت به شرف نداشته تو آدم پر رو و بی خاصیت که ضمن نداشتن جرئت پوزش خواهی و اظهار ندامت فخر فروشی نیز می‌کنی.