-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۱۶, شنبه

لوی بروت، صفر جبروت


 باور بامیک

کاش این آدم کمی از بروت خود می‌کاست و در جبروت جبهه و جنگ و برهوت مرگ حضور می‌یافت و کمی #لویی می‌کرد!

     اگر به زبان پشتو بگویم باید لوی دراستیز تنها در بروت لوی نباشد و در استقامت نظامی‌گری لویی کند. اگر به پارسی بگویم رییس سِتاد ارتش نباید رییس اِستاد ارتش باشد. از تارهای بروت این آدم باید خون دشمن بچکد، نه خون میهن. به همان پیمانه که داکتر عبدالله در زمینه‌ی سیاسی_ملکی لوکس و متجمل است، این آدم در زمینه‌ی نظامی متجمل و جلادار است. جلای واقعی این مرد در جبروت جنگ است، نه در سِتاد ستنگ و لومپنی.

     بروت درشت این آدم به کمونست‌های خلقی‌ می‌ماند؛ اما دیده می‌شود که وی تنها بروت درشت دارد و فکر و ذکر خلقی ندارد. رییس ستاد باید ستیزه‌گر باشد، نه خنثا و تعصب‌گر.

     به جای وزیر جنگ او باید در خطوط جنگ برود و تنها در وزارت جنگ هبوط نکند. آقای غنی اگر این آدم را از این سمت پس نکند، سمت و سوی جنگ قوت نمی‌گیرد. سربازان در میدان جنگ به خاک و خون می‌افتند و ماه‌ها معاش نگرفته اند و روی معیشت را ندیده اند؛ ولی این آدم در کاخ تجمل، بروتِ وسمه‌زده را بر لب و گونه‌ی گل می‌ساید.

    در بروت درشت این آدم باید گرد و خاک باشد، نه عطر تاک. زَی‌ باید کمی زوی هم باشند و زعامت جنگ را پیش ببرد.