-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۵, جمعه

احمد مسعود! نگاه افغانستان به تو خیره مانده است


ساده ترین تعریف نبرد تاریخی بر محور پنجشیر

 شماری از هواخواهان مستقیم، استعاری و چند رنگۀ طالبان و همچنان بقایای پنهان شدۀ جمهوری ملانصرالدینی، نسبت به موضع سیاسی و نظامی مقاومت گران درپنجشیر به سروری احمد مسعود، از روی اثرات ته نشین شدۀ دماغ خویش، چون و چرا نویسی می کنند. اکثراً، به عمد، بحث امتیاز گیری و کرسی طلبی را پیش می کشند؛ چیزی که هماره دربرابر معامله گران «جهادی» همچو عیب جویی و مسخره گی مطرح می کردند و چه بسا که حقیقت هم می داشت.

اکنون عین همان صفات حقارت بار را به رهبر جدید مقاومت بخیه می زنند. این برداشت از تهداب کج است. احمد مسعود و حلقۀ مقاومت گران برضد تروریزم طالب، نخستین پای بندی شان به حفظ ارزش ها و دست آورد های نوین مردم افغانستان در بیست سال اخیر است. چیزی که طالب از بیخ و بن با آن درستیز است و آن چه را که مردم ما دست آورد های ارزشناک مدنی و اجتماعی و فرهنگی می گویند، از دید آنان، «عادات دورۀ اشغال» است.

این فرقه، علی الظاهر درنکوهش پاکستان، ارزش های اجتماعی و تاریخی افغانستان، شعار ها داده/ می دهند، مگر ازین که افغانستان به طورکامل و به شدت پرسروصدا به اشغال یک گروه بدوی، خشن و صحرایی درآمده، و پاکستان و آی اس آی سکان را در دست دارند، خم به ابرونمی آورند؛ حاشیه می روند و دم از تفاهم و صلح انحرافی می زنند و درعین سوزن زنی، نشان می دهند که  نرمش های کذایی طالبانی، موضع فکری و نیروی فهم و داوری شان را نرم کاری وویراستاری کرده است.

بسنده است یک بار به قیامت خون و اشک، جنون فرار و رنج های عظیم انسان افغانستان که دراطراف میدان هوایی برپا شده، التفاتی کنند و دم نزنند. آفت ملاحظات آن چنانی، بربرخی از طالب گرایان چنان غالب آمده است که آیندۀ افغانستان را درسازش گروهی می دانند که به هرچیزی دیگری آفریده شده اند؛ جز زنده گی! 

بحث احمد مسعود دربرابرطالب، مشخص است: هیچ کسی از هیچ منظری درافغانستان، محور نیست. درنجات مدنیت، هویت سیاسی همه پذیردر افغانستان و حراست از ارزش های بیست ساله، یک قدم عقب نشینی نخواهد شد. بگذار، تحکم کنند؛ انگشت شماتت تکان دهند؛ و یک «ولسوالی کوچک»! را زیر باران تهدید قرار دهند... تا حالا هرچه از دست شان پوره بوده، انجام داده اند.

 نکته کلیدی تر: در سیاست احمد مسعود، اصلاح ساختار نظام سیاسی، امرچند فوریتی است. نظام خان سالاری انحصاری، با انتخابات فاسد، به نام جمهوریت، که الگوی محتوایی خود را از میراث سلطنتی می گرفت، دیگر دفن شده است. حاکمیت سیاسی تک محور و به شدت متمرکز، به شکل ادامۀ خان سالاری از نوع کرزی و غنی، منسوخ است ولو تحت لوای «امارت» یا شورای رهبری علماء باشد. افغانستان نیازمند پیشرفت است؛ نه پسرفت به قرون ماضی.

 احمد مسعود خط روشنی ترسیم کرده است: فساد درتاریخ سیاسی افغانستان، از تمرکز قدرت در دست یک حلقه و یک فرد شایع و پروار شده و سرانجام، فاجعه بار آمده است. سیستم انحصاری و متمرکزبرای همیشه دفن شده است. دیگر، معامله گرانی مانند قسیم فهیم، عبدالله و قانونی درصحنه نیستند. 

بنا برین، کم زنی و تخریب احمد مسعود هیچ نتیجه ندارد؛ همان گونه که مذاکره با طالب نیز به زودی منجمد و کار به نبرد تاریخی می رسد.