-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۲۷, چهارشنبه

بیچارگی‌«ما» در زیرِ سایهٔ شومِ نخوت و گستاخی «دیگران»

یک برگ کتاب

جامعه‌ای که سردمداران نالایقِ سیاسی و شبه‌روشنفکران بی‌وقوفش در کمال از‌خودبیگانگی در دوره‌های متفاوت تاریخی - در ازای سلبِ عزت و پایمال‌کردنِ غرورملی - ازخود‌بی‌اختیار به دامنِ کثیفِ بیگانگانِ گستاخ چنگ می‌زنند، روزگارِ سگی‌اش، به‌جای ابراز همدردی و اظهارِ عطوفتِ جهان و به‌ویژه جامعهٔ "آزادِ" امریکایی، جز بازتابِ انزجار و تحقیرِ اذهانِ عمومی دنیا، چیز دیگری را به‌دنبال ندارد.

آنچه اما در لابه‌لای رخدادهای تراژیکِ تاریخی، بیشتر مایهٔ تأسف می‌شود، فقدانِ خردِجمعی و کنش‌های ساده‌لوحانه در میانِ دیاسپورای «چندین‌ملتی» این جامعهٔ ذلیل است که به‌عوضِ وحدت و هم‌بستگی - لااقل عاطفی - با مردم و سرزمینِ «بی‌صاحبِ»‌شان و به‌جای افشای چهره‌های کثیفی که در اعصارِ مختلف، روسپی‌گری‌های بی‌رویهٔ‌شان دامنِ عفیفِ میهنِ مشترکِ‌ما را با کثافاتِ بیگانگانِ انگلیسی-روسی-امریکایی و همسایگانِ طامع‌ما آلوده کرده‌اند، سعی می‌کنند به روالِ معمول - با ایجاد سروصدا و طعنه‌زنی و گیردادن به «این‌و‌آن» مقوله - جنگ‌های زرگری عبثی را به‌راه اندازند.

نکتهٔ دیگری که در کنش‌های سطحی اکثرِ افغان‌ها جلب توجه می‌کند - در کنار جایگزینی علت و معلول - عوضی‌گرفتن «خرانِ» مکارِ بیگانهٔ تاریخ با «پالان»‌های کثیفِ وطنی‌شان است. چه در تاریخ معاصر چهار دههٔ اخیر افغانستان، سرانِ مافیایی جهادی و ملا عمر و حامد کرزی و اشرف غنی و قبل از آنها، تره‌کی و امین و کارمل و نجیب، پالان‌های پوسیده‌ای بودند که پس از استعمال و استیصال، مثل لتهٔ چرک و چرب و بی‌قدری - توأم با تفرعن و گستاخی از سوی اربابان و مالکانِ بیگانهٔ‌شان - به زباله‌دانی انداخته شدند.

آنچه اما در این عکس‌العمل‌های فرعونی - از سرانِ شوروی سابق گرفته تا جورج دبلیو بوش و باراک اوباما و دونالد ترامپ و جو بایدن - برای هر افغانستانی‌ بادردی غیرقابل تحمل می‌شود، نحوهٔ برخوردِ بی‌نهایت تحقیرآمیز آنها با مردمِ افغانستان است که در خلال آن سعی می‌کنند بسیار وقیحانه، شکست و ناتوانی‌های‌شان را برای اذهانِ عمومی‌ کشورهای‌شان توجیه کنند.

وقتی شما در دو مقطع تاریخی ابتدا و انتهای تجاوز شوری سابق و امریکا را در کشورما مقایسه کنید، بی‌هیچ دردسری به این واقعیتِ برهنه پی‌می‌برید که ادبیاتِ این تجاوزگران در آغاز توأم با تمجید و تحسین از مزدورانِ‌شان است، ولی در پایانِ جنایت‌های‌شان، وقتی پوزه‌های پلید‌شان به خاک خورد، لحنِ‌شان در جهتِ مخالفی آکنده از توهین به نوکرانِ خودفروخته‌ٔشان و فراتر از آن به سرزمین و مردمِ رنجدیدهٔ‌ما می‌شود.

اگر فرار خفت‌بارِ اشرف غنی و امرالله صالح و دانش و حنیف اتمر و زدوبندهای باند مافیایی جهادی غیرپشتون با دولتِ پاکستان۱ و "مشاوره" و رایزنی‌های کرزی خائن و عبدالله عبدالله ابن‌الوقت و گلبدین حکمتیارِ وطن‌فروش۲ را برای لحظه‌ای کنار بگذاریم، سوالِ اساسی اما اینجاست که شبه‌روشنفکرانِ دوملتی مثل جواد طیب و اسپنتا و برنا کریمی و خبرنگارِ "آخوند-روشنفکرِ" نظیر شاه حسین مرتضوی و "مشاورانِ" "ارشدِ" مانند سمیع حامد و رسول طالب، اهانت و بی‌حرمتی‌های وقیحانهٔ جو بایدن را در قبال مردم و سرزمینِ مشترکِ‌ما چگونه توجیه می‌کنند؟

_______________________________________________________________

۱- وزیر خارجه پاکستان با چهره‌های سیاسی افغان دیدار کرد

https://www.stedmood.ru/persian/afghanistan-58216779

۲- تشکیل شورای هماهنگی در کابل

https://www.bbc.com/persian/afghanistan-58219235