-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۶, شنبه

افغانستان/ هر ده سال، یک سقوط

 

افغانستان/ این گُل منتظر یک باغبان دیگر است.

احمد ادریس رحمانی

برگشت به افغانستان.



آنچه دارد اتفاق می‌افتد به هیچ وجه در تاریخ سیاسی کشور کدام حادثه نا آشنا نیست. ما در طول ۵۰ سال گذشته هر ده سال یک بار چنین سقوطی را شاهد بوده ایم و هر از چند گاه، فرار یک رهبر را تجربه کرده ایم. اما واقعیت اینست که هر بار افغانستان و مردم اش متعهد تر از گذشته و پر غرور تر از گذشته سر از این سقوط ها برداشته اند. قدرت روحی مردم به دلیل شکست های متواتر و جنگ های پی هم چنان مستحکم شده است که دیگر از توصیف قلم فراتر رفته است.

این بار هم به دلیل  رهبری ضعیف سیاسیون افغان و آمریکایی یک نا امیدی  موقتی و خیلی گذرا مردم را احاطه کرده است؛ اما یادتان باشد یک ماه طول نخواهد کشید که این نا امیدی می رود پشت کار اش.  این مردم و این کشور خیلی بزرگتر از آن است که نامیدی برای همیشه دامن گیرش گردد.  

من در حد توان خودم میخواهم برای زدودن این نامیدی از روح و روان مردم با اولین پرواز به کابل برگردم. مهم نیست چی میشود.  مهم اینست که کسی باید اینکار را بکند. به احتمال خیلی زیاد قبل از این که من چنین اقدامی بکنم، صدها تن از دوست داران دیگر افغانستان پیش از من این کار را خواهند کرد.  اگر علاقمند هستید با یک موتر تاکسی یک دیگ بخار یک کمره و یک اشتوپ  ۳۴ ولایت کشور را به گردش گری بروید؛ به این سفر همرای من دعوت هستید.  خیلی هوای سرگردنه های کشور به سر زده است و تا دیر نشده باید رفت و تنفس اش کرد.

میخواهم به هم نسل هایم بگویم که افغانستان را در اوج خوشی هایش همه دوست دارند و به دیدارش میروند. بیایید بروید به دلجویی کشوری که دوست ها و دشمن هایش یکشبه از او روی گشتاندن و می‌خواهند مردم اش را نا امید ببینند. 

 برویم و برای زنان و مردانی که از میدانی هوایی برگشتند خانه، بگوئیم که جایی که می‌خواهید بروید زیبا تر از خانه گک تان نیست.  اگر باور نمی‌کنید بیایید بروید یک بار تجربه کنید.  بروید و اگر مثل من و دوستانم در نهایت برنگشتید ما برایتان یک کاسه شوربا جریمه میپردازیم.

میخواهم بروم و به طالبان و مقاومت گرانش بگویم که این کشور خیلی زیبا تر ازآن است که به خاطر چند روز قدرت آن را ویران کنید.  کسانی که رفتند ذخایر قیمتی شما را کار داشتند و کسانی که در شرف آمدن هستند هم ذخایر قیمتی شما را کار دارند.  ولی خوشی های مردم تان را به جز خودتان هیچ کسی دیگر کار ندارد.  برای شان میگویم که اگر باورتان نمی آید؛ بروید بجنگید و ببینید. اگر پشیمان نشدید ما برایتان یک دسته گل و جلد کتاب جریمه میپردازیم.  

من کسی را دعوت نمی کنم حتما به این‌ سفر بیایند چون نمیدانم چقدر همرایم هم‌نظر هستند اما اگر بیایند حتما مصارف نان گرم و تیل موتر را خواهم پرداخت.

وعده ما اولین پرواز برگشت به کابل بعد از فعال شدن دوباره میدان هوایی کابل است. 

این گل منتظر باغبانی است.