-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۱۸, دوشنبه

آیا آفتاب کاریزمای مارشال دوستم درحال غروب است؟


فاصله زمانی تکرار تاریخ درافغانستان اغلب از 20 تا سی سال است. چهل سال دورۀ ظاهر شاه، یک استثنا است. اما مضحکۀ تکرارتاریخ درافغانستان به عوض آن که از خود خصلت تکاملی نشان دهد، بیشتر، قهقرایی و بازگشت به تکرارقبلی است.

 31 سال و سه ماه قبل از امروز، در پایان روز کودتای شهنواز تنی به وسیله نیروهای گارد، فرقه 53 و اپرات رزمی ریاست پنج امنیت دولتی سرکوب گردید و شهنواز تنی سوار برهواپیمای وزارت دفاع به پاکستان گریخت.

 پیشقراول نیروهای فاتح که به مرکز قوماندۀ  کودتا در قصر دارالامان داخل شد، دگروال بابه جان ( دگرجنرال امروز) از رزمنده گان ریاست پنج بود. گویند او وقتی به اتاق شهنواز تنی وارد شد، مشاهده کرد که تنی درواپسین لحظه های اضطراری شکست وفرار، فرم ونشان دگرجنرالی خود را کنده و روی کف اتاق پرت کرده و گریخته بود.

بابه جان بلافاصله دریک حرکت نمادین، یونیفورم دگرجنرالی شهنواز را به تن کرده و سپس به جلال رزمنده، پیام پیروزی و ختم کودتا را مخابره کرد.

دربازۀ زمانی دیگر، همین دیروز ( یک شنبه 17 اسد 1400) دسته ای از طالبان فاتح پس از ورود به اتاق های خاص درکاخ مارشال عبدالرشید دوستم درشهر شبرغان، شاید به طور ساماندهی شده، نماد تکرار سرچپه تاریخ درافغانستان را به نمایش گذاشتند. یکی از طالب ها یونیفورم مارشالی دوستم را به تن کرد و درکنار هم رزمان خویش نگارۀ یادگاری برداشت و در شبکۀ اجتماعی همرسانی کرد.

به این ترتیب مشاهده می کنیم که حرکت جنرال بابه جان درحوت سال 1368، نماد فتح و دفاع مشروع از کیان کشور و رزمایش ملی علیه پاکستان بود. بالمقابل، یونیفورم پوشی طالبان درقصر شبرغان،  پاسخ پاکستان به همان پیام 31 سال پیش بود ونشان داد که افغانستان از رهگذردفاع از هستی و عزت خویش، نسبت به هرزمان دیگر، دست خالی شده است. 

آیا آفتاب کاریزمای مارشال دوستم درحال غروب است؟